امروز شنبه 12 اسفند 1402

تالکوت پارسنز و توسعه جامعه شناسی مدرن

0

رس و قابل اندازه گیری با یک موضوع معین یعنی مسائل و روش شناسی(خرد) توجه داشت.در حالیکه پارسنز تقریبا خودش را مشتاق تئوری پردازی در سطح کلان در جامعه شناسی می دانست.چنین خصو صیاتی با یک روش منطقی می تواند برای پیشرفت این علم شناخته شود که هم یک تئوری کلی جامعه و هم بعنوان نتیجه مفهوم سازی از موضوعات جامعه شناسی و دیگر علوم اجتماعی بحث می کرد. او توانست یک مدل منطقی از موضوع جامعه شناسی کلان ارائه کند.در واقع کاملا صحیح است که گفته شود پارسنز تئوری پرداز افیونی است.

ساختار کنش اجتماعی یک مفهوم معروف است و من فکر می کنم واقعا مفهوم ذهنی یا حداقل غیر واقعی از پارسنز نسبت به بسیاری از نظریه پردازان جامعه شناسی است.مفهومی که در نوشته های اصلی اش بی نهایت برای خواندن پیچیده است.بسیاری از جامعه شناسان بعلت سخت و مشکل بودن تئوری او را رد می کنند.

از انتقاد گنندگان به تئوری پارسنز شخص سی رایت میلز است که بطور معمول تئوری پارسنز را یک تئوری جامع و کلان نام نهاد که تاکید عمدهای بر موضوعات و مفاهیم عقلانی دارد.پارسنز عمیق تر کوشید دانش جامعه شناسی را با لباس مشخص مزین کند و آن را با سطح بالایی از زبان خاص مورد پذیرش قرار دهد و سعی نماید که تجربه گرایی را به فراموشی بسپارد.

این نوع انتقاد به پارسنز،او را بعنوان نماینده طبقه حاکم می بیند.بعنی کسی که علاقه دارد واقعیت های اجتماعی را در یک زبان و به یک شیوه خاص نشان دهد و آنها را به ساختار کل نظام اجتماعی ارجاع دهد.در واقع اثر پارسنز برای فهمیدن مشکل است.اما برای جامعه شناسان نمی تواند بی فایده باشد.پاسخ من به این سئولات تقریبا ساده است که تبیین توسعه جامعه شناسی در پنجاه سال گذشته باید تماما بدون محاسبه نقش اصلی پارسنز برای وجود در این فرایند نامناسب باشد.پارسنز مفاهیمی مانند نقش،هنجار،ساختار اجتماعی،نهاد اجتماعی و بخصوص نظام اجتماعی که قبلا بعنوان مفاهیم غیر قابل اندازه گیری و  غیر قابل  دست رس بکار برده می شد به آنها یک معنی صریح می دهد.دیدگاه پارسنز نه تنها در توصیف و تعریف اصطلاحات جامعه شناسی بلکه در بین المللی کردن جامعه شناسی سودمند است.در دوران پارسنز دو شکل اصلی و عمده از تئوریهای جامعه شناسی وجود داشت.یکی آن بودکه یک اقدام مهم هنجاری و بررسی دقیق تجربی شامل مسائل مهم انسانی اجتماع مدرن مورد توجه بود.یا آن که کاملا تجربی وعینی است در این که به موضوعات جزیی و مهم محدود می شد.بخش جامعه شناسی دانشگاه شیکاگو به روش اخیر مطرح بود.این نوع جامعه شناسی به انواع مسائل و مشکلات جامعه شناسی خرد شهر شیکا گو اختصاص داشت.اما جامعه شناسی شیکاگو اصرار داشت که جامعه شناسی را با بیان واقعا یک موضوع فردی و با یک روش شناسی محدود سازد.بطور همزمان،جامعه شناسان اروپایی ضرورت تئوری را با این عقیده عمومی که هیچ روشی نمی تواند برای مطالعه پدیده های اجتماعی بدون برخی مفاهیم  قبلی طبقه بندی از این پدیده ها بسازد،تاکید داشت.تقلیل آن در امریکا ممکن نبود زیرا ساختار بعنوان تحقیق جامعه شناختی دیده می شد.در حقیقت اثبات گرایی و رفتار گرایی این عناصر اجتماعی را که تماما در انتخابشان قوانین فیزیکی کنش اجتماعی تعیینی شده بود،بکار می بردند.

پارسنز،یک بیان منظم تئوریکی که می تواند همه این نظریات را در بر گیرد،پذیرفت.در اولین کتابش بنام "ساختار کنش اجتماعی"(1937)این فرض کلی بطور واضح دیده می شود که پارسنز قصد داشت فرایندی که بسوی یک نظریه کلی از کنش اجتماعی وجود دارد،نشان دهد.نظریه ای که از نظریات جامعه شناسان اروپایی با اهمیت تر بود و در مقابل سلطه اثبات گرایی و سود گرایی و دیدگاه تجربه گرایی پدیده های اجتماعی حرکت کرد.

به همین جهت پارسنز کاملا اراده گرایی یا ماهیت آزاد کنش اجتماعی که در علوم طبیعی، سود گرایی را بطور آشکار تعریف می کند و در این شیوه جامعه شناسی می تواند بعنوان مطالعه موقعیت ها و ساختار های اجتماعی جریان داشته باشد-ساختار هایی که باید در تعریف عوامل آزادی که در محتوای کنش اجتماعی قرار دارد،محدود سازد.

پارسنز در ارائه تئوری گرایش به سوی تئوری مارشال،وبر،دورکیم و پارتو داشت.کتاب او شاهکار و شرح مفهومی است که مستحق بود که بعنوان قلب تئوریهای کلی و کنش اجتماعی دیده شود.من بحث می کنم که پارسنز یک جریان جدیدی برای جامعه شناسی امریکایی تصور می کرد و بیشتر این کتاب اختصاص دارد که نشان دهد چطور و چگونه پارسنز جهانی را برای حرکت تعیین کرده است.در یک معنا پارسنز یک وارث برای جامعه شناسی وبر و دورکیم است.(یعنی ارتباط با ساختار مفهومی و تئوری کلی نظام های اجتماعی).من می خواهم بحث کنم که پارسنز مفاهیم معینی را بوجود آوردبعلاوه تئوری های پارسنز آزمایشی انتقادی بر پیش فرض ها و متدلوژی و تئوری جامعه شناختی است که خودش بر آن متمرکز بود.اثر پارسنز در توسعه تئوریکی دیگر جامعه شناسان نقش مهمی داشت.


                                        نویسنده:هامیلتون        مترجم:صاحب وبلاگ.

  • تاریخ: یکشنبه , 08 بهمن 1402 (20:06)

تبلیغات متنی