امروز چهارشنبه 02 اسفند 1402

آراء ابن سینا و گروه اخوان الصفا

0

ما می توانیم غالبا منطقش را در بعضی از بخش های خلاصه شده فلسفی که" نجات" نامیده شده،پیدا کنیم.و در بعضی کارهای دیگر که" اظهارات" نام دارد و نیز در کتاب طبقه بندی علمی اش به نام "در اقسام عالم عقلیه" می توان دید.ابن سینا پیرو ارسطو بود. و چهار علت را شناخت:"علت مادی،علت صوری،علت اثر و نتیجه و علت نهایی".او نشان داد که آنها ممکن است همگی با هم در یک تعریف ظاهر شوند.برای او علوم بر آزمایش و دلیل متکی و استوارند،یعنی آنها موضوعات و سئولات و قضایای منطقی دارند.آنها قضایای اثبات شده جهانی وجود دارد بلکه در هر علم خودش قرارداد خاصی اضافه می شود.

2=علم النفس:روان شناسی ابن سینا یک شرح منظم و دقیق از انواع متعدد ذهن و استعداد فکری است.بر طبق نظر او،سه نوع ذهن وجود دارد:الف:ذهن نباتی  ب:ذهن حیوانی  ج:ذهن قابل دلیل یا ذهن انسانی. تنها ذهن انسانی دلایلی را ارائه می کند. هوش و فکر مورد توجه ابن سینا است. و او بیشتر یا کمتر بر خط فکری کانتی که دلایل و ذهن بر دو نوع بودند:ذهن عملی و ذهن تئوریکی. ابن سینا 99 آثار بر فلسفه،منطق،متافیزیک،پزشکی،علم هندسه،ستاره شناسی،موسیقی،و... نوشت.علوم عملی از رسیدن سود و منفعت برای جامعه و مقایسه اخلاق،اقتصاد و سیاست است. از این رو دو نوع مقوله بندی اصلی،ابن سینا به چهار اصول علم به ترتیب رسید.

1=منطق 2=فیزیک 3= ریاضی 4= متافیزیک.هر علم دارای زیر مجموعه ای است. او علم مذهبی را در یک مکان روشن در نظامش به فراموشی سپرد.به هر حال، ابن سینا دریافت که علوم بهم وابسته اند و اینکه همه آنها از اصول فلسفه ابتدائی بعنوان همه علوم خدمت دریافت می دارند.

اخوان الصفا(قرن دهم):هنگامی که رازی و فارابی و ابن سینا یک روش علمی ایجاد کردند،دیگران کوشش نمودند که توسعه عربی جدیدی با علوم مذهبی ایجاد کنند. در طول قرن دهم یک گروه سری توسط برادران صفا(اخوان الصفا) بوجود آمد که در تقسیم بندی علوم نقش داشته و شایستگی خود را تشریح کردند.

پیروان این گروه بر فلسفه عالیه و علوم طبیعی تاکید می کردند.اما  مواد کافی برای علوم مذهبی در درستی نتایج شان وجود داشت.آنها مقولات علمی را مشاهده و تشخیص دادند:

1=علوم مذهبی 2=علوم ادبیات 3=علوم فلسفی، که هر کدام شاخه های متعددی را در بر می گرفت.

اخوان الصفا(برادران پاک یا دوستان مومن)یک انجمن سری از فلاسفه و دانشمندان بود که در بصره در حدود 983 با یک شاخه در بغداد تاسیس شد.این گروه ملاقاتهای با اعضاءخود داشت و انجام می داد که به پیمان و مذاکره علمی و فلسفی یا موضوعات مذهبی معروف بود.هدف اصلی این گروه به پیش بردن رستگاری روح گناهکار از طریق رهایی و کمک دو سویه در ماندن بوسیله ایمان هر شخص نسبت به دیگران گفته می شد.به همین دلیل آنها برادران پاک نامیده می شدند زیرا بعد از افلاطون آنها اولا کسانی بودند که بر اثر پاک بودن و تصفیه روح وجسم معتقد بودند و ثانیا روح را مورد توجه قرار می دادند.مذهب این برادران بر جهت مرتاض گرایی و شیعه گرایی متکی بودند و انجمن شان ضرورتا یک عقیده سیاسی بود.نظریه دانش وعلم برادران کم و بیش بر خطوط مستقر اثر گذاشت که اساسا بر مفهوم جمع گرایی روح متکی بود. آنها بوسیله روح فهمیدند که عناصر روحی معنی می دهد ودر آنها،روح پاک است،که از تماس احساس با روح است و یک مفاهیم انتزاعی محسوب می شوند.شبیه سقراط،برادران همه علوم واقعی را بطور قوی در روح افراد حفظ و نشان دادند.شرایط معلم شبیه شرایط ماست.آموزش بعضی چیزها را در روح قرار نمی دهد بلکه به حقایقی که تاکنون در خلق و انسان است بی توجهی شذه،دوباره تولد دهد.برای روح پاک،خیلی لازم بود که یک شخص رشته های از نظم سخت را در علوم انتزاعی از قبیل منطق و ریاضیات متحمل شود. اما جریان روح از خصوصیات عمومی و جهانی و مربوط به ذهن است،یک احساسی است برای مافوق احساس،یعنییک فرایند تدریجی است. ریاضیات بیشتر از منطق پیش رفت و از آنچه که احساس بود،منطق پیشرفت کرد.منطق یک شرایط حد و سط را در میان فیزیک و متافیزیک گرفت.در فیزیک ما مجبور بودیم به بدن ها (جسم ها) بپردازیم اما در متافیزیک ما با روحهای خالص یا تفکر سرو کار داشتیم.در دیدگاه متافیزیک برادران،یک اثر روشنی بر آئین نو افلاطون سبیه پلوتیتوس پیدا کردند.آنها عقیده داشتند که خدا در راس همه علوم قرار دارد.خدا بالا ترین موجود است که مورد ستایش قرار می گیرد.

پایه ها و درجات متعدد از نظر برادران با مقوله بندی منظم شرچشمه می گیرد.1=تفکر 2=جهان روح 3=ماده اولیه 4=طبیعت 5=جهان کروی 6= عناصر جهان دنیوی 7=معادن،گیاهان و حیوانات

نقطه مرکزی در این آئین که ریشه سنگینی دارد،بر گشتن روح به خداست.روح افراد تنها بخشی از روح جهان است که بعد از مرگ از تن و جسم پاک بر می گردد، درست به اندازه ای که روح جهان به خدا در یک روز سازگار و موافق به خدا بر می گردند. آئینه احیاء(رستاخیز)را مرگ می نامند که روح جهان به خدا در یک رستاخیز مهم بر می گردد. برادران صفا عقیده انسان کامل یا ایده انسان کامل را داشتند.روح انسان از روح جهان نتیجه می شود و همه ارواح،روح جهان را تشکیل می دهند که همگی جوهری ممکن بنام انسان مطلق یا روح انسانی شکل می دهند.عنوان بعضی از رساله های برادران در زیر است: توسعه روح اشخاص،تفکر در مورد مرگ،روح گناهکار،رستاخیز،راهی به سوی خدا،دوست روح و خدای بزرگ و فکر وموضوعات.

  • تاریخ: یکشنبه , 08 بهمن 1402 (16:29)

تبلیغات متنی