امروز چهارشنبه 02 اسفند 1402

مشکلات آموزش زبان انگلیسی در ایران

0

امروزه با سواد بودن صرفا به خواندن و نوشتن محدود نمی شود بلکه سواد به معنی ومفهوم واقعی آن در یک جامعه داشتن سواد خواندن و نوشتن به همراه دانستن علوم کامپیوتر و زبان انگلیسی می باشد. آموزش زبان انگلیسی در مدارس ایران از کلاس اول راهنمایی آغاز می گردد و دانش آموزان 7 سال این زبان را می خوانند اما چون آموزش زبان انگلیسی در ایران برنامه ریزی شده و طبق ضوابط خاص یادگیری زبان بین الملل در سایر کشور ها نمی باشد لذا امروزه فارغ التحصیلان دارای مدرک دکترا و فوق لیسانس و لیسانس و... نمی توانند به خوبی زبان انگلیسی را صحبت کنند. هرساله مبالغ هنگفتی صرف آموزش زبان انگلیسی در نظام آموزشی ایران می‌شود، اما متاسفانه نتیجه‌ای که باید در یادگیری پدید آید، چندان مطلوب نیست. آمارها نشان می‌دهد که کم‌تر از پنج‌درصد ایرانی‌ها می‌توانند به زبان انگلیسی تکلم کنند. همچنین بیش از 92درصد از داوطلبان ورود به دانشگاه‌ها کم‌تر از 10درصد تست‌های مربوط به درس زبان انگلیسی را درست جواب می‌دهند. دکتر علی ایمانی مدرس زبان انگلیسی در دانشگاه در این مورد می‌گوید:«در اکثر مدارس تدریس زبان با نوشتن الفبای انگلیسی و خواندن از روی کتاب آغاز می‌شود. درحالی که بر اساس توصیهء زبان شناسان، یادگیری زبان دوم با یادگیری همزمان مهارت‌های چهارگانه گوش دادن، صحبت کردن، خواندن و نوشتن همراه است که اگر ترتیب و تمام جوانب آن مورد توجه قرار نگیرد، یادگیری صورت نمی‌گیرد.»

آموزش زبان انگلیسی با توجه به ویژگی‏های خاص این‏ درس،همواره با مشکلات و مسائلی همراه بوده و بیش از همه، برای دبیران و مدرسان آن که در ارتباط مستقیم با امر آموزش‏ هستند،ملموس و مطرح است.

مهم‌ترین دلیل این امر این است که روش تدریس زبان در مدارس ما یک روش قدیمی و بدون بازده است و اگر ما‌ سالها هم با همین رویه پیش برویم، هیچ تغییری در کیفیت یادگیری دانش‌آموزان پیدا نخواهد شد. در این روش جز صرف منابع مالی و انسانی فراوان، سود دیگری عاید دانش آموزان و جامعه نخواهد شد.چون این روشی منسوخ و غیرکاربردی است و هم اکنون در دنیا از روش‌های جدیدتری برای یادگیری زبان دوم استفاده می‌شود. وقتی که یک فرد زبان مادری را یاد می‌گیرد، در ابتدا فقط از اطرافیان عبارتی را می‌شنود و بعد صداهایی را تولید می‌کند و بعد این صداها به ادای واژه‌ها و آواهای ناقص تبدیل می‌شود و پس از آن کلمات به‌طور صحیح ادا می‌شوند و در نهایت کودک جملات را می‌سازد و به این طریق کودک زبان مادری خود را یاد می‌گیرد. این سیستم یادگیری، سیستمی است که از طرف زبان شناسان برای یادگیری زبان توصیه می‌شود ولی ما در دوره راهنمایی شاهد عکس این قضیه هستیم. در روش فعلی تدریس، از اولین روز تدریس حروف الفبا و سپس کلمات را از طریق نوشتن آموزش می‌دهند که این روش دیگر کاربردی ندارد. زبان‌شناسان بر چهار مهارت صحبت کردن، شنیدن، خواندن و نوشتن تاکید می‌کنند. این چهار مهارت باید به ترتیب به کار برده شوند یعنی در دو هفتهء آغازین تدریس نباید کتابی در کار باشد و معلمین باید با تصاویر که به فلش کارت معروف هستند با دانش‌آموزان کار کنند و بعد جملات ساده را آموزش می‌دهند و سپس پرسش و پاسخ انجام دهند. شش تا 10 درس اول کتاب دوم راهنمایی را می‌توان با استفاده از مکالمه و بدون رجوع به کتاب تدریس کرد، بدون آن‌که دانش‌آموزان متوجه شوند که معلم در حال تدریس از کتاب است. در این حالت دانش‌آموز می‌تواند موارد گفته شده را یاد بگیرد و برای او انگیزه‌ای می‌شود که به آموزش اشتیاق نشان بدهد. به این ترتیب یک پایه صحیح برای آموزش زبان ایجاد کرده‌ایم. اگر این روش در سال‌های دبیرستان نیز پیاده شود در این حالت مشکل زبان‌آموزی تا حدود زیادی رفع می‌شود. روش‌های جدید، فعالیت بیش‌تری را از طرف معلم و دانش‌آموز می‌طلبد و نیازمند وسایل کمک آموزشی هستند و اگر آموزش و پرورش ما این وسایل را فراهم نکنند، معلمان با روش‌های قدیمی که یک روش منسوخ شده است به تدریس می‌پردازند. حفظ کردن یکسری کلمات، اسمش زبان‌آموزی نیست. یادگیری زبان باید با مکالمه و درک همدیگر همراه باشد. در برخی از کشورهای آسیایی و آمریکای لاتین که زبان اصلیشان انگلیسی نیست، معلم‌های زبان انگلیسی با ایجاد همدلی و نزدیکی به دانش‌آموزان، کیفیت آموزش را ارتقا می‌بخشند. گاهی اوقات دیده شده که معلم برای درک بهتر درس با دانش‌آموزان به دامان طبیعت و جنگل رفته و در یک اردو و در جمع دوستانه و صمیمی یادگیری زبان را درونی کرده‌اند.

ابتدا باید شرایط موجود، ضعف ها و قوت ها را به خوبی شناخت وآنها را تجزیه و تحلیل کرد و سپس با توجه به استعدادهای بالقوه و شرایط بومی برای حل مسائل موجود چاره اندیشی کرد.می توان مشکلات کلاسهای درس زبان انگلیسی مدارس در ایران را این چنین بیان کرد:

حضور تعداد زیاد دانش آموزان در کلاس درس. طبیعی است که با بالا رفتن تعداد زبان.

آموزان شرکت کننده در یک کلاس درس از میزان بهره وری آن کاسته می شود. البته این معضل برای دیگر دروس نیز مطرح است اما برای درسی همچون زبان انگلیسی بیشتر مسئله ساز است و انجام برخی از تکنیکهای آموزشی را مشکل و یا حتی غیر ممکن می سازد.

استفاده از متدهای آموزشی کهنه و بی توجهی به روشهای آموزشی نوین در کتب درسی زبان. انگلیسی و نیز در کلاسهای زبان انگلیسی در مدارس. در دنیای امروز محققان در زمینه آموزش زبان بطور مداوم در حال کار بر روی روشهای موجود و طرح ریزی روشهای تدریس زبان کارآمد تر هستند. اما متأسفانه روند تغییر و تحول در نظام آموزشی ما بسیار کند است. در روش سنتی موجود مدرس می کوشد تنها با استفاده از کتاب درسی تدوین شده و تدریس گرامر زبان انگلیسی آن هم با روش سنتی بر دانستهای زبانی دانش آموزان بیفزاید و در ارزشیابی نیز تأکید مدرس تنها بر برخی از جنبه های محدود زبانی است.

توجه نکردن به تمامی مهارتهای یادگیری زبانهای خارجه در امر آموزش.

اگر مهارتهای چهارگانه در یادگیری زبانهای خارجه را Listening,Speaking,Writing,Reading

در نظر بگیریم تقریبا می توان گفت در اغلب کلاسهای زبان انگلیسی در مدارس ما تنها بر روی مهارت خواندن Reading کار می شود که درهمین یک مورد هم متأسفانه دانش آموزان بسیار ضعیف هستند. متأسفانه کتب تهیه شده نیز تأکید اصلی شان بر متن است و به دانش آموز در زمینه استفاده از زبان خلاقیت نمی دهند.

مجرب نبودن معلمان زبان انگلیسی و نداشتن دانش زبانی مناسب و نیز آشنا نبودن به روشهای تدریس.

البته این مشکل در دروس دیگر نیز مطرح است. متأسفانه دیده می شود که در بعضی از مدارس که در مناطق محروم تر قرار دارند از افرادی استفاده شده است که رشته تحصیلی آنها ربطی به زبان انگلیسی نداشته است، به عنوان مثال دو مورد را اینجانب شخصا دیده ام که رشته آنها کشاورزی بوده است و زبان انگلیسی تدریس می کرده اند!

وضعیت نامناسب کلاسهای زبان انگلیسی مدارس باعث می شود تعداد زیادی از دانش آموزان از کلاسهای آموزشی موسسات بیرون استفاده نمایند و سطح دانش خود را در این زمینه بالا ببرند. هنگامی که این دانش آموزان در کلاس درس قرار می گیرند در کنار آنها دانش آموزانی خواهند بود که به دلیل استفاده نکردن از کلاسهای موسسات آموزشی خارج از مدرسه توانایی زبانی کمتر نسبت به آنها خواهند داشت. این مسئله باعث می شود که بین این دو دسته از دانش آموزان شکاف علمی عمیقی ایجاد و فاصله علمی بین دانش آموزان قوی و ضعیف روز به روز بیشتر شود و در کلاس درس تنها آن دسته از افراد فعالیت کنند که از کلاسهای بیرون استفاده کرده اند.

پیدا کردن حس منفی و حتی تنفر نسبت به درس زبان انگلیسی در برخی از دانش آموزان و در نتیجه نداشتن انگیزه خاص برای تلاش در جهت یادگیری زبان خارجه و فرار از آن

البته این مورد بخاطر نظام آموزشی غلط پدید آمده است و دانش آموزان ضعیفی که از یادگیری زبان خارجه مأیوس شده اند نسبت به آن حالت تنفر پیدا کرده و از آن دوری می جویند که خود باعث می شود ضعف آنها در این درس دوچندان شود و انگیزه ای برای تقویت دانش زبانی خود نداشته باشند.

بسنده کردن معلمان به تمرینهای کتاب و معیار قرار دادن اموری سطحی (مثلا توانایی خواندن متن، جواب به سؤالات کتاب و...) و توجه نکردن به تمامی مهارتهای زبانی در ارزشیابی از دانش آموزان.

باید توجه داشت که مربی باید به تمامی جوانب زبانی در ارزشیابی توجه کند. همین طور که دیده می شود متأسفانه این موضوع باعث شده است که دانش آموزان با استفاده از کتب کمک درسی ویا از طرق دیگر جواب سؤالات کتاب را پیدا کرده و در کلاس برای مربی ارائه کنند و به گونه ای آن درس را پشت سر بگذارند بدون اینکه بر توانایی های زبانی خود بیفزایند.

مواردی که در بالا ذکر شد ضعفهایی بود که به ذهن اینجانب رسید و توانستم آنها را مختصرا بیان کنم. اما برای برون رفت از این وضعیت راهکارهایی را نیز می توان ارائه نمود که مختصرا اشاره ای به آنها می کنم.

تغییر شیوه تدریس زبان و بهره گیری از الگوهای جدید و حتی بومی سازی آنها.

تدوین کتب درسی نوین که در بردارنده تمامی مهارتهای چهارگانه آموزش زبان باشند و نیز متون گنجانده شده در آنها متناسب با شرایط بومی و فرهنگی ما باشد. حتی می توان از متونی استفاده کرد که اعتقادات و باورهای دینی و فرهنگی ما را به زبان انگلیسی بیان می کنند. متأسفانه این نقصی است که در متون کتابهای آموزشی زبان انگلیسی که در موسسات آموزش زبان استفاده می شوند وجود دارد و اثرات مخرب فرهنگی پدید آمده بدلیل استفاده از متون غنی شده با فرهنگ مبتذل غربی در بسیاری از زبان آموزان این مؤسسات مشهود است. برای نمونه زبان آموزان این مؤسسات با معادل انگلیسی بسیاری از اصطلاحات غربی و منفی آشنا می شوند اما اگر از آنها معادل انگلیسی اصطلاحات فرهنگ خودی سؤال شود ساکت می مانند!

کارکردن بر روی هر چهار مهارت زبانی و افزایش امکانات و استفاده از امکانات سمعی و بصری در مدارس

ایجاد انگیزه در بین دانش آموزان در کلاس و استفاده از تکنیکهای آموزشی همانند گروه بندی کردن دانش آموزان و وادار ساختن آنها به کار گروهی و داشتن خلاقیت و نیز بهره گیری از دیگر تکنیکها.

تنظیم دانش آموزان کلاس به گونه ای که سطح دانش زبانی آنها با هم متناسب و هماهنگ باشد تا بدین طریق همگی اعضای کلاس در فعالیت های کلاسی شرکت کنند نه افرادی معدود.

بکارگیری معلمان توانمند، متخصص و با انگیزه. به نظر می رسد که استفاده کردن از حجم وسیع فارغ التحصیلان رشته آموزش زبان انگلیسی و یا حتی گرایشهای دیگر زبان انگلیسی که نیازمند فرصتهای شغلی نیز هستند بتواند وضعیت نامطلوب موجود را تا حد زیادی بهبود بخشد. البته در اینجا نیز اگر بخواهیم بازده بهتری داشته باشیم باید از فارغ التحصیلان رشته اموزش زبان انگلیسی برای تدریس زبان در مدارس استفاده کنیم نه دو گرایش دیگر یعنی مترجمی زبان انگلیسی و ادبیات زبان انگلیسی.

آشنا کردن مدرسان زبان انگلیسی با فنون و تکنیکهای آموزشی روز.

استفاده بهینه از میزان ساعتهای تعیین شده برای درس زبان انگلیسی در برنامه هفتگی کلاسی دانش آموزان و تنظیم آن با تعداد دانش آموزان به گونه ای که فرصت کافی برای مشارکت همگی اعضای کلاس در فعالیت های کلاسی و نیز استفاده از امکانات سمعی و بصری و.. فراهم باشد.

کتاب درسی به دلایل گوناگون دارای اهمیت ویژه ای در آموزش و پرورش کشور ما می باشد. کتاب درسی در قریب به اتفاق موارد بخصوص در کشور ما، مهمترین مجرای ورود دانش و اطلاعات به کلاس درس می باشد. وجود نظام آموزش متمرکز که در آن برای تمام کشور، یک برنامه، یک کتاب درسی و یک نظام ارزشیابی و امتحانی در نظر گرفته می شود، مسائل کمک آموزشی فراوانی را مطرح کرده است که از جمله آنها افزایش بیش از حد نقش کتاب درسی در ایران است.

همچنین می توان گفت که یکی دیگر از دلایل عدم موفقیت آموزش زبان، کتاب‌های درسی باشد. عده‌ای از کارشناسان در نقد این کتاب‌ها می‌گویند که این کتاب‌ها با زندگی روزمره پیوستگی ندارد، این درحالی است که در تالیف کتاب‌ها در شیوه‌های نوین سعی می‌شود که کتب به گونه‌ای تالیف شوند که پاسخگوی نیازهای فرد باشند.

در تحقیقاتی که انجام گرفته است.جمع بندی پاسخ های دبیران و دانش آموزان نشان می دهد که میزان علافه مندی به کتاب زبان انگلیسی در میان دانش آموزان بسیار پایین بوده است. همچنین ازنظر دبیران بین حجم کتاب و ساعات در س زبان تناسب برقرار نیست.

البته علاوه بر ایرادات کتب درسی مهمترین عیب آموزش زبان روش تدریس است. اگر حتی بدترین کتاب را با روش صحیح آموزش دهیم، به زبان‌آموزی منجر می‌شود.

به نظر می‌رسد برنامه‌ریزی ساعات درسی نیز چندان مناسب نیست

زبان‌شناسان توصیه می‌کنند که آموزش زبان باید به صورت جلسه‌ای یک ساعته باشد و حداقل چهار روز در هفته این کار انجام شود; زیرا دانش‌آموز بعد از یک ساعت خسته می‌شود و انگیزهء خود را از دست می‌دهد و مطالب جدیدی یاد نمی‌گیرد.

یکی از مشکلاتی که زبان‌آموزان با آن مواجه هستند، عدم هماهنگی بین شنیدن و صحبت کردن مدام است و عمدتائ نمی‌توانند هم بشنوند و هم صحبت کنند.

علت این است که ما روی قوهء شنیداری دانش‌آموزان کار نکرده‌ایم. اگر مهارت‌ها را به همان ترتیبی که گفتم آموزش دهیم و شنیدن دانش‌آموزان را تقویت کنیم، بلافاصله بعد از این‌که جمله را شنید می‌تواند آن را بفهمد و در جواب ما پاسخ مناسب را ارایه دهد. این عدم هماهنگی ناشی از این است که دانش‌آموز ابتدا فکر می‌کند و جمله را به فارسی برای خودش ترجمه می‌کند و بعد جواب را به فارسی می‌سازد و سپس آن را به انگلیسی ترجمه می‌کند، که این امر باعث عدم هماهنگی می‌شود. به همین دلیل است که زبان‌شناسان تاکید می‌کنند ابتدا باید شنیدن و حرف زدن توامائ آموزش داده شود.

در حال حاضر در سیستم‌های آموزش زبان بر استفاده از روش‌های سمعی و بصری تاکید می‌کنند،

این ضعف مختص مدارس نیست; بلکه در سطح دانشگاه‌ها نیز چنین امکاناتی وجود ندارد. طبیعی است که اگر از امکاناتی نظیر آزمایشگاه استفاده کنیم، قدرت زبان‌آموزی بالاتر می‌رود. ما باید به اولویت‌ها در برنامه‌ریزی آموزشی توجه کنیم. اگر صرفائ بخواهیم فارغ التحصیل در رشتهء زبان انگلیسی به یک سقف مشخص برسد، طبیعتائ با افزایش ظرفیت دانشگاه‌ها این هدف به نتیجه می‌رسد. اما اگر به جای کمی‌نگری، به توان‌مندی‌ها و کیفیت آموزش توجه شود، در این صورت هرگونه سرمایه‌گذاری در زمینهء آزمایشگاه و امکانات دیسک چه در مقطع متوسطه و چه در سطح دانشگاه به نتایج و اهداف مطلوب می‌رسد.

به نظر می‌رسد آموزش و پرورش باید در کنار کتاب‌های درسی، کتاب‌های دیگری را نیز معرفی کند و یا فیلم‌هایی تهیه کند که دانش‌آموزان بتوانند در منزل از آن‌ها استفاده کنند، نقش این فیلم‌ها در آموزش زبان تا چه حد موثر است؟

اگر نواقصی را که ذکر کردم، برطرف نکنیم، هیچ چیز درست نمی‌شود. وقتی دانش‌آموز کتاب خود را درک نمی‌کند، دادن کتاب یا فیلم زبان انگلیسی چاره کار نخواهد بود. اما اگر در کنار اصلاح سیستم تدریس از این فیلم‌ها استفاده شود، می‌تواند بسیار موثر باشد و باید توجه کرد که این فیلم‌ها باید در سطوح مختلف تهیه شود.اگر دانش‌آموز با روش‌های صحیح آموزش ببیند، می‌تواند در کنار آن خودش از فیلم‌های آموزشی نیز استفاده کند.

1- پیشنهاد می شود در تالیف کتابهای زبان به بعد علاقه فراگیران توجه بیشتری شود و خصوصیات ظاهری کتاب بیشتر مد نظر قرار گیرد.

2- در آموزش زبان از وسایل کمک آموزشی بیشتر استفاده می شود.

3- ساعات درس زبان افزایش یابد.

4- مجله های رشد آموزش زبان انگلیسی و رشد تکنولوژی آموزشی در اختیار دبیران قرار گیرد.

5- کلاسهای ضمن خدمت برای دبیران برگزار شود و در برگزاری این کلاسها به نظرات و پیشنهادهای دبیران توجه شود.

6- تلفظ کلمات با استفاده از علائم فونتیک در کنار کلمات جدید در پایان درس یا کتاب آورده شود.

7- نمونه سوالهای امتحانی در پایان کتاب آورده شود.

8- محتوای کتابهای زبان باید به گونه ای که زمینه خود آموزی را در سالهای بعد از دبیرستان فراهم آورد

9- به مقطع راهنمایی به عنوان مقطع زیر بنایی جهت یادگیری زبان توجه بیشتری شود.

در این نوشته مختصر سعی شد بنا به درخواست دوستان بطور مختصر به اشکالات موجود در آموزش زبان انگلیسی در مدارس ایران اشاره گردد و نیز راهکارهایی برای حل معضل ضعف نظام آموزش زبان انگلیسی پیشنهاد شود.

  • تاریخ: یکشنبه , 08 بهمن 1402 (21:39)

تبلیغات متنی