امروز شنبه 12 اسفند 1402

انتقاد به نظریه اخلاق پروتستانتیسم ماکس وبر

0

ابتدا تصور وبر از روش شناسی است.روح سرمایه داری علت های ممکن بسیاری دارد.روش وبر بر نظام عقیده متوجه است که اخلاق پروتستان را نشان می دهد و عوامل دیگر را هم در تفکر رنسانس و هم در تفکر مادی فراموش می کند.اما موضوع به شکل زیر ادامه می یابد.برای اثبات اینکه چرا توسعه مذهب را از کیفیت اشکال و کمیت بیان روح سرمایه داری در سراسر جهان نیرو گرفته اجتناب می کند.بطور روشن،ارزیابی توسعه و تاثیر اخلاق پروتستان بدون مقایسه اهمیت علت های ممکن دیگر که وبر نشان نداده،غیر ممکن است.

این مسئله بیشتر از همه جدی است زیرا یک مطالعه مذهبی در آینده و گذار از کاپیتالیسم به شکل مناسب نیازمند به جمع آوری اطلاعات مهم و بررسی آنها و نقل و قول های خارج از متن دارد.هر شخص دیگری ممکن است آن را قبل از سرمایداری طبقه بندی و معرفی کند.هم چنان که قبلا ما به کوشش های وبر در درستی روش او و حفظ آن اشاره کردیم،گام اول ایجاد همبستگی میان عقیده مذهبی و اخلاق عملی ضروری است.اما هیچ روش شناسی او را با ایجاد همبستگی غیر واقعی حفظ نمی کند.

یک بررسی از علت های ممکن دیگر کاپیتالیسم باید در در درس باشد.بنابر این،چارچوب تحقیق اش اجازه نمی دهد که بیان موضوع و پاسخ برای ایجاد سئوال نمایان شود.این جهت گیری و خط فکری،دومین ایراد بیشتر جدی وبر در اثبات شازش میان اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری است.

من فکر می کنم که توسط وبر یک مورد است که بر روی شکل روح سرمایهداری نادیده گرفته شده که از آنچه که او طرح کرده،متفاوت است.متفاوت از هر چیزی که در روح پروتستان مثل خطر و اقدام مهم،جرات داشتن و سرمایه گذاری،رقابت و جلوگیری از اسراف و صرفه جویی،تشویق می شود.اما زمانی که وبر خواهان عقل و صنعت و نوع صرفه جویی از سرمایداری است بطور غیر قابل انکاری اهمیت  به رشد سرمایه داری داده است.

انتقاد من،در جای دیگری و در کنار این تحلیل نشان داده خواهد شد و در بخش های تفسیرغلط از اخلاق سرمایه داری منعکس می شود.وبر از نوشته های پروتستان،نقل می کند که تا آنجا که پروتستان،سرمایه داری را تشویق کرده و ذکر مطلب آمده است و برای سرمایه داری مناسب و نمونه دار کردن آن هیچ چیز حفظ نمی کند و بیشتر به ریچارد باتلر گرایش دارد.

کسی که ستاره نهایی و بر است و ارتباط مرتاض گرایی با روح سرمایه داری را نشان می دهد،اگر چه لوتر و کالون بعنوان در های باز برای روح سرمایداری بصورت روشی دیده شده اند. اما باتلر بعنوان اینکه پند و نصیحتی عملی و بصورت مستقیم می دهد،دیده شده است.او طرز تلقی جدید را برای فعالیت اقتصادی تشویق می کند. رهبری کلیسای او،بیشتر توسط وبر بعنوان کامل کننده اخلاق پوریتانی شرح داده شده است.وبر یک صفحه از اثر باتلر را بعنوان مدرک اصلی اش در خصوص ارتباط میان پروتستان بطور وسیع با مرتاض گرایی و اثر روان شناختی آن،ارائه می کند و آن را بکار می برد.او تقاضای کالا را از دایره اخلاق سنتی آزاد کرد.پیوند اضافی تقاضا را که نه تنها منطقی نیست بلکه بنظر می رسد که بطور مستقیم توسط خداوند در خواست شده را رواج می دهد.اگر خدا برای شما یک شیوه ای ممکن که بطور قانونمند سود بیشتری از سایر روشها بدون خطا برای شما یا هر کس دیگری بدست می دهد،ارائه می کند.اگر شما آن را رد کنید و شیوه های که کمتر سود دارند را انتخاب کنید،شما از اهدافی که برای خود تعریف نموده،عبور کرده اید.و شما ناظر بودن خدا را رد می کنید و بر عکس بخشش را می پذ یرد و آنها را بخاطر خدا بکار می برید تا زمانی که او نیازمند به آن است.ممکن است شما کار کنید که برای خدا ثروت داشته باشید.فکر نکنید که این کار برای او گناه و حیوانیت است.وبر این را بعنوان مدرکی که رفاه بطور واقعی بوسیله یاخلاق پروتستان جذب می شود و آن را آماده می کند که برای مقاصد بدو گناه استفاده ننماید.نقل و قول می کند.(خطرات رفاه از این دیدگاه برای حیوانیت و گناه بکار برده شده که بطور غالب بوسیله باتلر اشاره شده است)البته صفحات دیگر باتلر که وبر آنها را نقل و قول نمی کند،دادن ثروت به خدا را روشن می کند-که تنها محتوای رفاه بوسیله باتلر مورد تاکید بود و شیوه ای که در آن پول برای کلیسا و نیازمندی مفید است،معنی می دهد.ثروت می تواند خوب باشد اگر برای دولت و کلیسا اقتدار بیاورد.بعبارت دیگر انباشت سر مایه قویاتوسط یک مرد ثروتمند در کسب سعادت آسمانی با تضاد مواجه وتشویق نمی شد.باتلر عقیده اش در ارتکاب گناه و آزمندی برای کسب ثروت و به قصد ترک آنهابرای کلیسابعد از مرگ افراد،ارائه می دهد.از زمانی که رفاه جستجو می شود،همه نشانه های مفرط در وابستگی به کالا های جهانی دیده می شود،بخصوص زمانیکه شخص هنوز زنده است.به هر حال عقاید حقیقی تقریبا و تا اندازهای در زمان کوتاهی در جهان وجود دارند،برای آن مرد ثروتمند یا فقیر از طبقه بالا یا پائین متفاوت است. اهمیت بخش های اثر باتلر در مبادله اخلاق و اینکه چطور یک شغل در قرن پانزدهم و نیز در فلورانس یا در جنوب آلمان و فنلاند به فراوانی وجود داشت.دلیل این ساده است که در این نواحی بزرگترین مرکز مالی و بازرگانی قرن ایجاد شده است.اگر چه حداقل بطور اسمی همه دارای روح سرمایه داری بودند،تنها و بخصوص می توانست رشد یابد زمانی که طرز تلقی اقتصاد سنتی رو به پایان بود.

دوم:تاوانی اهمیت پروتستانتیسم را بعنوان یک علت در توسعه کاپیتالیسم در هلند و انگلستان در قرن شانزدهم،کوچک شمرد. این وظیفه بود نه واقعیتی که قدرتهای پروتستان داشتند.اما جنبش های اقتصادی بزرگ بخصوص نتیجه ای بدست آوردند-تاوانی احساس کرد که پروتستانتیسم یک اثر قوی بر سرمایه داری دارد اما عقیده مخالفان برای انباشت سرمایه را نادیده گرفت.هیل کریستوفر در اثر اخیرش (انگلستان بعد از قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم)بیشتر به عناصر پروتستانتیسم که مستقیما با سرمایه داری سازگار است،توجه کرد.هدف او این بود که پیشنهاد کند که ممکن است هیچ دلیل فنی و علمی برای حمایت از پوریتان وجود ندارد.در میان این تقاضا های پوریتان برای جلوگیری از انحراف کارها مانند نوشتن،بازی،رقص و دیگر سرگرمی های بیهوده،وجود داشت.

در میان جمله های جان وزلی و از روش های صرفه جویی که ثروت رشد می کند و کلیسا فراموش می شود،انتقاد کرد.اما وبر به عوامل کمی در مقایسه با عقیده پروتستان توجه کمی نشان داد.مولفان دوری از موضوعات اصیل را نقل و قول کردند و اینکه رویکرد مادی گرایان می تواند خام ظاهر شود،مانند اینکه چرا پروتستان ابتدا در یک مکان رشد کرد(بطور واقعی و ساده می تواند به نیازهای سازمان اجتماعی واکنش نشان دهد).

  • تاریخ: یکشنبه , 08 بهمن 1402 (18:02)

تبلیغات متنی