امروز جمعه 15 فروردین 1404
بر اساس ماده 23 قانون حمایت حقوق مولفان، کلیه آثار ارائه شده در سایت با مجوز از صاحب امتیاز اثر می باشد. تمام کالاها و خدمات این سایت بدون احتساب مالیات می باشد.
مقدمه
حدود نیم قرن پیش مربیان بزرگ تعلیم و تربیت مانند فروبل، پستالوزی، دکردلی و مونته سوری که از پیشروان مکتب فعال در آموزش و پرورش محسوب می گردند شیوه کار مهد کودکان را مورد سوال قرار دادند زیرا آنان برای کودکستان ها رسالتی بسیار مهمتر از سرگرم کردن کودکان قائل بودند. این مربیان با تأکید بر اهمیت دوران کودکی در شکل گیری شخصیت، با ارائه روشهای تربیتی مبتنی بر روانشناسی کودک، بزرگسالان را متوجه مسئولیت مهمی نمودند.یکی از این صاحب نظران که عقاید او بسیار مرهون ژان ژاک روسو بود، خانم مونته سوری بود. مونته سوری در تعلیم وتربیت، بعنوان یک آموزگار پژوهشگر و یک مربی صاحب نظر از شهرت بالائی برخوردار است. نظریا ت او در تفکر رشد نگر از اهمیت بالائی برخوردار است. او از نخستین کسانی بود که مراحل حساس و بحرانی را در رشد روانی شخص بررسی و بحث کرده است. و بالاخره در رابطه با فراگیری زبان روشهای ابداعی جدید و مطلوب عرضه نمود. علاوه بر این ها او نظرات ارزشمندی در مورد صلح جهانی و بازسازی تعلیم و تربیت ارائه نمود که مورد توجه جهانیان قرار دارد.ماریا مونته سوری (1952-1870م)مربی کودکان معلول بود که در خانوادهای مرفه در ایتالیا به دنیا آمد. در زمانی که دختران اجازه تحصیلات دانشگاهی نداشتند با وجود مخالفت پدر، با حمایت مادرش به دانشکده پزشکی رفت و او نخستین دختری بود که در ایتالیا پزشک شد. چون بسیاری از بیمارستانها و مراکز درمانی و بهداشتی حاضر به استخدام او نبودند ناچار شد سرپرستی یکی از مراکز کودکان معلول و بیمار را بپذیرد. او در حین کار در آن مرکز متوجه برنامههای آموزشی و تربیتی کودکان شد و دریافت که فرصت آزاد برای تجربه کردن به آنان داده نمیشود. چون علاقه داشت در این زمینه کاری انجام دهد به دانشگاه بازگست و در رشته تعلیم و تربیت و جامعهشناسی تحصیل کرد و با الگوها و روشهای آموزشی آشنا شد.سپس به جای برنامههای آموزشی موجود الگوی جدیدی برای بچهها ارائه داد.
مونته سوری مراکزی را برای اجرای برنامههای خود تاسیس کرد که سبب شد دیدگاههایش در سراسر کشور گسترش و مورد استقبال قرار گیرد اما چون دیدگاههای مونته سوری مبتنی بر آزادی بود دولت فاشیستی موسولینی به او اجازه فعالیت نداد و به اسپانیا تبعیدش کرد و مدارس او نیز بسته شد. دولت موسولینی بعدها با دعوت رسمی او را به کشور بازگرداند با این حال مونته سوری که تحمل حکومت فاشیستی را نداشت از ایتالیا گریخت.در سالهای جنگ جهانی دوم به هلند و سپس به هند رفت و با افکار و اندیشههای صلح طلبانه گاندی آشنا شد. در سالهای آخر عمر مدال افتخار یونسکو را به سبب خدمات خود به آموزش دریافت کرد و در 82 سالگی در کشور هلند در گذشت.«ماریا مونته سوری» در 21 آگوست 1870 میلادی در حومه شهر آنکونا کشور ایتالیا به دنیا آمد. او فرزند یک خانواده بسیار متمول بود که از همان ابتدا فرصتهای فراوانی برای رشد و بالندگی در اختیار داشت. مادر «ماریا» زنی تحصیل کرده و فرهنگی بود که در تربیت فرزند دخترش نهایت سعی و کوشش خود را انجام داد. با تمام روشنفکری مادر ماریا، پدر او،فردی بسیار سنتی بود و از کارها و فعالیتهای دختر خود هراسناک بود. روش مونته سوری اکنون جایگاه ویژه ای در آموزش و پرورش بسیاری از کشورهای جهان پیدا کرده است و با توجه به مواردی که ذکر شد، در آموزش و پرورش کودکان استثنایی می تواند بسیار مفید و کار ساز باشد.
چکیده:
- ساختارهای شخصیت کودک قبل از دوران دبستان شکل می گیرد و این ساختار بدون شک بر رفتار، نگرشها، ارتباط او با خود و دیگران بر سرنوشت تحصیل و زندگی بزرگسالی او تأثیر عمده ای خواهد داشت.-در نظر گرفتن مدرسه به عنوان محل ارائه آموزش یک دیدگاه است،و در نظر گرفتن آن به عنوان محل آماده سازی برای زندگی،نقطه نظر دیگری است در مورد دومی،مدرسه باید تمام نیازهای زندگی را برآورده سازد. تعلیم و تربیتی که مبتنی بر اصلاح کودک باشد یا او را مجبور کند ماهیت واقعی خویش را انکار کند، چنین تعلیم وتربیتی کودک را به طرف ناهنجاریها سوق می دهد.برعکس دوره پیش آهنگی که کودکان را در خارج از محیط مدرسه،با زندگی سازمان یافته آشنا می سازدهمواره در این راستا مورد توجه بوده است. - کودکان باید معلم ما باشند؛ نباید به کودکان بهعنوان موجودات ضعیف و بیدفاعی نگریست که نیازهایشان تنها حمایتشدن و کمک گرفتن از دیگران است، بلکه آنها موجوداتی الهیاند که از لحظهی تولد دارای زندگی پرجنب و جوشی از نظر روحی هستند و به وسیلهی فطرت هوشمندی هدایت میشوند که به آنها توانایی ساختن شخصیت انسانی را میدهد. از آنجا که این کودکان، بزرگسالان آینده هستند ما باید آنها را بهعنوان شکلدهندهی اصلی بشریت بپذیریم. بزرگترین راز پیدایش ما در درون کودک نهفته است و آنچه انسان را به کمال میرساند در درون او متجلی است.کودکان معلمان ما هستند. اما با درنظرگرفتن کودک بهعنوان موجودی بیاراده و بدون رهنموهای درونی، بزرگسالان او را مجبور به تسلیمشدن درمقابل خواستههای خود میکنند. بنابراین، بزرگترها تمایلات طبیعی و حساس کودک را سرکوب میسازند و در درون او مخالفتها و مقاومتهای سرسختانهای را بیدار میکنند که به انحطاط و بیماریهای روانی منجر میشود.- در آموزش، اشیاء بهترین مربیان هستند، ماریا معتقد بود اشیائی که حواس کودکان را تحریک می کند و به آنان امکان فعالیت جسمانی می دهد،بسیار می توانند اثربخش باشند.او ابتدا مهره هایی برای به نخ کشیدن،تکه پارچه هائی برای دوختن دگمه، وصل کردن مهره ها و به بند کشیدن آنها،و درمرحله بعد که احساس کرد کارش نتیجه مناسبی داده است، حروف الفبا را با قطعات چوبی ساخت و با این روش خواندن و نوشتن را به بسیاری از کودکان آموخت.- یکی از نکات مهم در رشد حرکات ریتمیک است که باعث پرورش و رشد جسمانی کودک می شود - کودکان باید راه خود را مستقلاً پیدا کنند کودک باید در فرایند آموزشی خود عامل فعالی باشد یا باید به او عنوان یک عامل فعال در فرایند آموزشی خود نگاه کرد. کودک کسی نیست که فقط در معرض اتفاقات قرار گیرد، بلکه کسی است که باید بوسیله اراده اش اتفاقات را بوجود آورد. به همین خاطر ما باید دائما" ساختمان تجربه مداومی را پی ریزی کنیم، چون کودک در هر لحظه ممکن است حرکت متفاوتی را انجام دهد. پس روش آموزش به خود کودک بستگی دارد.- مونته سوری نسبت به خیال پردازی و تخیل کودکان حسی بدبینانه و انتقاد آمیز داشت و با اینکه معتقد به رعایت تمایلات طبیعی در رشد کودک بود،خیال پردازی را رد می کرد و معتقد بود کودک عاشق این است که در عوالم سحرآمیز غیر واقعی سرگردان شود اما با این کار او ارتباط خود را با دنیای واقعی از دست می دهد و داستانهای خیالی مانند جن و پری و بابا نوئل تنها او را به ساده لوحی تشویق می کندچون برخوردی غیر فعالانه دارد و فقط دریافت کننده است،قدرت تشخیص و داوری در او پرورش نمی یابد،در حالی که به این دو نیاز دارد.اگر بخواهیم تخیل خلاق را در کودک پررورش دهیم،باید قدرت مشاهده و تشخیص او را در دنیای واقعی پرورش دهیم.- اعتقاد به اصل یادگیری از طریق فعالیت یادگیرنده. اگر از کودک مدرسه مونته سوری بپرسند: خواندن را از که آموختی؟ پاسخ خواهیم شنید:«از هیچ کس،من فقط کتاب را می خوانم تا ببینم آیا می توانم آن را بخوانم.» -«آموزش برای صلح» با هدف برقراری صلح پایدار- بازسازی اجتماعی و صلح با هدف آزادی و اتحاد جوامع بشری
مراحل رشد کودک از نظر مونته سوری
مراحل رشد کودکان شامل مراحل حساس و بحرانی است که در عمل، در هر دوره، با کودک متفاوتی روبرو هستیم ودر آموزش باید به این مراحل و ویژگی های هر دوره توجه نمود. این مراحل عبارتند از: 1- مرحله از تولد تا هفت سالگی که در این مرحله به ترتیب، مراحل حساس تاکید بر نظم،پرداختن به جزئیات،بکار گیری دستها،راه رفتن،فراگیری زبان،و... دیده می شود. مونته سوری در بیان شرایط این مرحله می گوید:«همه این فراگیری ها خودبخودی است و بدون معلم انجام می شوند و در سنین تا قبل از هفت سالگی انجام می شود و وقتی که کودک همه کارها را به تنهایی انجام داده است،ما تازه آن موقع او را به مدرسه می فرستیم و به عنوان یک کار بزرگ سعی می کنیم به او الفبا بیاموزیم!»همچنین ما گستاخی را به حدی میرسانیم که تمام توجهمان را روی عیوب و کاستی های کودک متمرکز می کنیم که در مقابل تواناییهای او بسیار ناچیزند. همچنین معتقد است بر حسب اینکه محیط زندگی کودک دارای تمدنی ساده یا پیچیده باشد، تار ذهنی او (ذهن کودک را به شبکه تار عنکبوتی تشبیه نموده که در پی شکار لحظه ها و درک پدیده ها دام گسترده است.) کوچک تر یا بزرگتر خواهد بود و به او امکان رسیدن به هدفهای کمتر یا بیشتروبزرگتر را می دهد و لذا برغنی سازی محیط تاکید می نماید. عملا،این مرحله،فعالیتهای موسوم به «تمرینات زندگی روزمره» را شامل می شود،و با کنار زدن حدو حدود طفولیت، رو به سوی استقلال و خودکفایی میرود. لذا در این مرحله تمرینات بردباری،دقت و تکرار اهمیت فراوانی دارند. 2- هفت تا دوازده سالگی: نیاز کودک به رهایی از محیط بسته و محدود،آشنایی با فرهنگ و تمدن و تجربیات اجتماعی،مرحله گذر از ادراک حسی به تفکر انتزاعی،با تحول در مسائل اخلاقی،تمایل به قضاوت کردار، ظهور وجدان، درک مفهوم عدالت وتوجه به آن،در این مرحله «عدالت در توزیع» در هر چیز،از تنبیه و تشویق گرفته تا هر رفتار خاص دیگر،و رعایت مساوات،آنقدر مهم تلقی می شود که از انحراف شخصیت فرد بسوی خودخواهی و انزوا جاوگیری می کند.در این مرحله باید ها و نباید ها، تمرینات اخلاقی و ارزشی مانند کمک به ضعفا،کهنسالان،بیماران، همچنین تمرینات ورزشی، راهپیمائیهای طولانی،که موجب رویارویی با یک زندگی جدی تر و سخت تر است، توصیه می شود. در اینجا تفاوت یک معلم که کودکان را به یک گردش معمولی می برد با تشکیلاتی مانند پیشاهنگی،آشکار می شود.اولی آنها را فقط از یک محیط بسته خارج می کندو آنها را به راه رفتن وادار می کند تا محیط اطرافشان را از طریق حواس دریافت کنند.اما این امر به هیچ وجه باعث علوّ شخصیت نمی شود چرا که کودک به طور غیرفعال در آن شرکت می جوید، برعکس اگر بچه ها آگاهانه وبرای هدفی مشخص که آزادانه انتخاب کرده باشند،از مدرسه خارج شوند،نتیجه کاملا فرق خواهد کرد،همچون پیشاهنگی که گردهمائی آزادانه کودکان با اهداف اخلاقی است، و جذابیت آن،با گردشهای طولانی،شبهایی در هوای آزاد،مسئولیت هر فرد در قبال کار خود،آتش،اردو زدن و کمک کردن و... با پیوستن آزادانه فرد به جامعه هم سن و سالش، ضمن اینکه وجدان فرد راتقویت می کند، رضایت مندی خارق العاده ای نیزایجاد می کند،چرا که دستاوردهای کودکی خویش را بکار می بندد و با حقایق آشنا می شود. تعلیم و تربیت در این دوره باید به عنوان راهنما عمل کند،چیزی که برای کودک مهم است، احساس امنیت و ارامش در بزرگسالان است
نکات ویژه و مورد توجه در شیوه آموزشی مونتهسوری:
با آموزش کودکان در سال های حساسی از زندگی خود، شیوه ی مونته سوری نه تنها کودکان را از کودکی طبیعی شان محروم نمی کند، بلکه پیشرفت های ذهنی و هوشی آنها را سرعت می بخشد. دوران حساس زمانی است که یادگیری کودک به سادگی انجام می گیرد و بیشترین واکنش را به محیط آموزشی دارد. تحقیقات نشان داده است که ذهن کودک توانایی جذب کامل بخش مختصری از مهارت ها را دارد. بنابراین بهتر است که آموزش ازطریق دستورالعمل های طبیعی دوران کودکی باشد.
ساختار خاص وسایل و کاربرد آنها در کلاس موجب خلاقیت کودکان می شود. با معرفی وسیله ای جدید، کودک هیجان زده می شود و بعد از معرفی و شناساندن آن توسط معلم، تمام تلاشش را می کند که روی آن تسلط کامل پیدا کند. استفاده ی مناسب از اشیا در محیط آموزشی کودک امری حیاتی است. ساختار در یادگیری کودک بسیار مؤثر است زیرا کودکان در ساختار، نظم و تکرار را می بینند و احساس امنیت می کنند.
تمرکز به دقت و آرامش و گاهی اوقات نشستن نیاز دارد. برای کودک بسیار مهم است که با هدف ثابتی خود را مشغول انجام یک کار که خود نیز آن را انتخاب کرده است، بکند. وقتی که بچه ها کارشان را شروع می کنند به محل و مکانی مناسب نیاز دارند تا خود همه چیز را به طور عملی تجربه کنند. زیرا آنان ازطریق تجربه بیشتر از زمانی که به آنها می گویند که چه کار کنند، چگونه آن را انجام دهند و در کجا به کار بپردازند، رشد می کنند. اما همچنان توجه به برنامه های آموزش فردی برای تک تک دانش آموزان کلاس از ارکان اصلی این شیوه است.
زمان کافی برای فعالیت های گروهی و رشد اجتماعی وجود دارد. کلاس های مونته سوری باید کودک را تشویق به ایجاد رابطه ی هدفمند با دیگران در کلاس کند. به علت سن دانش آموزان، کمک های دوطرفه ی همکلاسی ها به یکدیگر و احترام به استقلال کودکان تشویق می شود، اما هرگز تحمیل نمی شود. یک کلاس مناسب دربرگیرنده ی مکالمه، فعالیت های بیرونی، موسیقی و حرکت در کلاس است.
وقت کافی برای بازی های تخیلی، موسیقی، هنر و خلاقیت وجود دارد. کودکان باید داستان سرایی کرده و آن داستان ها را بازی کنند تا در آنها اعتماد به نفس رشد کند. باید در کلاس ابزار هنرهای بصری برای پرورش برخی خلاقیت ها فراهم شود. دکتر مونته سوری به وجود یک برنامه موسیقی اصرار داشته، معتقد است که موسیقی بخشی خاص از خلاقیت کودک را رشد می دهد. امروزه بسیاری از کلاس های مونته سوری برای بالابردن کیفیت آموزشی از یک مربی موسیقی استفاده می کنند.
در کلاس آزادی های زیادی برای کودک درنظر گرفته شده است. اصل بنیادی شیوه ی آموزشی مونته سوری، آزادی کودک است. آزادی عمل فردی موجب رشد شخصیت و کمال دانش آموز می شود. البته داشتن آزادی بیش از حد، برای مثال آزادی در استفاده از وسایلی که هنوز برایش مجهول هستند و به او معرفی نشده اند، فقط ذهن کودک را مشغول می کند. یک معلم خوب همیشه مراقب پیشرفت دانش آموزان است.
روی مهار تهای زندگی تأکید زیادی می شود. کودکان راجع به انجام برخی کارهای روزمره بسیار کنجکاو هستند. تمرین چنین فعالیت هایی توانایی های حسی، مهارت های حرکتی، همکاری، قدرت عمل و اعتماد به نفس و استقلال کودک را رشد می دهد.
هدف آینده سازی است. همه می دانیم که ویژگی های بنیادی مثل شخصیت، گیرایی و آرامش در سال های کودکی شکل می گیرند. برای رشد این ویژگی ها شیوه ی مونته سوری بسیار مؤثر است و کودکان در هر مقطعی می توانند از مزایای آموزشی آن بهره مند شوند. آموزش مونته سوری کودکان را برای تحصیلات و زندگی آتی آماده می کند و با یک شیوه ی آموزشی سازمان یافته به موفقیت، رشد، استقلال، اعتماد به نفس و عشق نزدیک تر می نماید.
یک معلم خوب و دلسوز درمی یابد که دانش آموزان نیاز دارند به درستی راهنمایی شوند تا به نتیجه ی دلخواهشان برسند. تشویق کردن اما نه با جایزه، از برنامه های هر روز است، زیرا کودک به تأیید کارهایی که انجام می دهد نیاز دارد. آموزشگر باید دقیق باشد، زیرا تشویق و تحسین او نباید به کودک احساس فوق العاده بودن و استثنایی بودن را انتقال دهد. علاوه بر آن، معلم کاردان، همیشه کودکان را راهنمایی می کند تا مطمئن شود که هریک از کودکان کار خود را به درستی انجام خواهند داد. (سایت دانشگاه الزهرا)
در تعلیم و تربیت روش ماریا مونته سوری علاوه بر اینکه بر دیدگاه کودک مداری استوار است تاکید زیادی بر روی یادگیری از راه بکار بردن حس ها و بطور کلی یادگیری از طریق فعالیت های یادگیرنده و راهنمایی های معلم می نماید.وسایل و دستورالعمل های او همگی بروی اعتقاد به اصل یادگیری از طریق فعالیت یادگیرنده متمرکز است.(مقدمات برنامه ریزی پروند،ص 141)
مونته سوری در شیوه آموزشی خود توجه و تاکید زیادی بر موسیقی، هارمونی و حرکات ریتمیک در آموزش داشت.تا آنجا که او حتی از شیوه های آموزشی موسیقی نیز انتقاد کرد و آن را نیز متحول نمود. اهالی موسیقی در بیان و تمجید روش کار و شیوه ی آموزشی او، ضمن اینکه او را «کودید مونته سوری» مینامد در مورد مونته سوری مینویسند: (به نقل از سایت خانه هنرمندان )
کودید مونته سوری: او یک پزشک بود که به هیچ وجه موسیقی نمی دانست. وی در سال 1907 "خانه کودکان" را برای کودکان 3 تا 7 ساله تاسیس نمود و سعی کرد مسائل آموزشی تربیتی کودکان معلول را مطرح کند و از همین طریق به موسیقی دست یافت.
بنابراین، آراء نظرات "مونته سوری" اصلا" موسیقیایی نبودند، بلکه تعلیم و تربیتی بودند. مونته سوری معتقد بود کودک باید در فرایند آموزشی خود عامل فعالی باشد یا باید به او به عنوان یک عامل فعال در فرایند آموزشی خود نگاه کرد. کودک کسی نیست که فقط در معرض اتفاقات قرار گیرد، بلکه کسی است که باید بوسیله اراده اش اتفاقات را بوجود آورد. به همین خاطر ما باید دائما" ساختمان تجربه مداومی را پی ریزی کنیم، چون کودک در هر لحظه ممکن است حرکت متفاوتی را انجام دهد. پس روش آموزش به خود کودک بستگی دارد.
-اولین نتیجه ای که می توان از این روش گرفت این است که فرآگیری کودک بسیار آزاد است و آنرا در هیچ سیستمی نمی توان محدود کرد و به عقیده او، اشیاء بهترین مربیان هستند. او محیطی را بوجود آورد که در آن اشیاء همگی واقعی هستند، یعنی هیچ اسباب مصنوعی وجود ندارد. مونته سوری معتقد است کودک را نباید رها کرد بلکه مربی باید گام به گام با او حرکت کند. البته نه اینکه مثل کودکان رفتار کند، ولی حتی الامکان سعی نماید بیاموزد که چگونه با کودک رفتار کند.
دوره پیش دبستان (خانه کودک مونته سوری)
دوره پیش دبستان به عنوان اولین جایگاه رسمی آموزش، نقش حیاتی و بسیار اثرگذار را در تصور ساده و سپید کودک، رقم می زند. چگونه بودن این دوره، از فضای فیزیکی تا شخصیت مربیان و روشهای آموزشی تا حدود زیادی نگاه و باور کودک را نسبت به آموزش رسمی و مدرسه جهت می دهد.
اصول دوره پیش دبستان
1- پرورش اصول معنوی و اخلاقی در کودک
2- توجه به تفاوت های فردی کودک
3- هم آموزی
4- پرورش اصل عزت نفس و احترام به خود و دیگران و محیط
5- توجه به تفکر و اصول فرهنگ بومی
6- پرورش حواس کودک با اصول کودک محوری
7- شناخت حدود آزادی و قبول مسئولیت
8- رشد زندگی اجتماعی و مهارت های ارتباط
9- رشد مهارت های مدیریتی
10- آموزش و پرورش مهارت های اساسی زندگی و استقلال کودک
برنامه و روش آموزش پیش دبستانی
روش آموزش در خانه کودک مونته سوری ارتباط مستقیم با مسیر طبیعی رشد و سطح توانایی جسمانی و روانی کودک دارد.
بسته آموزشی که در این آموزشگاه به کودکان و مربیان توصیه می شود شامل کتاب نظریه ها، کتاب راهکارهای عملی و فیلم آموزشی، است که در اختیار آنان قرار می گیرد
برنامه آموزش
برنامه های آموزش در کلاس های خانه مونته سوری شامل بخش های زیر می باشد:
1- مهارت های زندگی
2- فرهنگ و هنر
3- حساب
4- زبان آموزی (فارسی- انگلیسی – فرانسه)
5- پرورش حواس (حسی)
مهارت های زندگی: تمرین مهارت های ویژه ای با استفاده از برنامه ها و روشها و وسایل آموزشی هدفمندی که به رشد شناختی،روانی –حرکتی و یادگیری آنها کمک می کند و کودکان را برای تلاش در عرصه کار و زندگی و خانواده و اجتماع آماده می سازد انجام می گیرد. تمرین چنین فعالیت هایی توانایی های حسی، مهارت های حرکتی، همکاری، قدرت عمل و اعتماد به نفس و استقلال کودک را رشد می دهد. کودک می آموزد که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند و روابط اجتماعی خود را شکل بخشد. تمرین های آموزشی این مهارت او را برای زندگی با دیگران و در کنار همنوعان خود آماده می کند و او را برای زندگی و شهروندی متمدن آماده می سازد و.... برنامه های آموزشی به صورت گروهی و روزانه سازماندهی شده تا به کودکان فرصت داده شود مهارت های فوق را به خوبی بیاموزند.
آموزش فرهنگ و هنرشامل:
1- جغرافیا 2- تاریخ 3- علوم 4- باله 5- موسیقی 6-هنرهای تجسمی
ریاضیات پایه:آموزش ریاضی از طریق تجربه کردن و با وسایل کمک آموزشی خاص انجام می پذیرد. مفاهیم انتزاعی: چهار عمل اصلی، اشکال هندسی، کسرها، سیستم دهدهی اعداد، تفاوت بین اعداد زوج و فرد، ارزش مکانی اعداد و... نقش اصلی را ایفامی کند
زبان آموزی: آموزش زبان براساس آموزش چهار مهارت شنیداری،گفتاری، خواندن و نوشتن
پرورش حواس:تمرین های این مهارت باعث رشد و پرورش فکر کودک می شود. این مهارت با استفاده از وسایل آموزشی هدفمندی که به رشد انگیزه یادگیری آنها کمک می کند انجام می شود و کودکان را برای آموزش موضوعات پیچیده ی زبان، ریاضی و فرهنگ آماده می سازد. کودک می آموزد که اشکال، رنگ ها، مزه ها،صداها، و بوها را طبقه بندی کند. تمرین های آموزشی این مهارت حواس شنوایی، بینایی، چشایی، لامسه و غیره را تقویت می کند
سایر فعالیتها: قصه گویی، موسیقی، حرکات موزون، کاردستی، تماشای فیلم های کارتون، بازی در حیاط یا با اسباب بازی ها در ساعات معین در روز
بازیهای ورزشی دسته جمعی بدون هیچ رقابت و بدون تعیین برنده و بازنده به منظور آموزش بچهها برای بازی بدون تقلب و دوستانه و همکاری و همیاری با یکدیگر.
اصل بنیادی شیوه ی آموزشی مونته سوری، آزادی کودک است. آزادی عمل فردی موجب رشد شخصیت و کمال دانش آموز می شود. اصل دیگر تمرکز در کار است،در کنار اینها،نظم،آرامش و سکوت بسیار مورد تاکید است. رشد استقلال،تمرکز و اعتماد بنفس،پیگیری و علاقه به کارهای دسته جمعی از نتایج کار است.
ای مردم، به راستی که شما را از یک نر و ماده آفریدم و سپس در قوم ها و قبیله های مختلف قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید، به راستی که گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. همان خداوند دانا و آگاه است.
آثار مونته سوری
مونته سوری دارای آثار و مکتوبات چندی است که متاسفانه تاکنون در ایران کمتر به آنها توجه شده است. از جمله این آثار به موارد ذیل می توان اشاره کرد:
1- کتاب «کودک»: بررسی ویژگیهای کودک ازسن تولد تا هفت سالگی
2- کتاب «از کودک تا نوجوان»
3- کتاب «آموزش و صلح»
4- کتاب «تفکرات جذاب»
5- سخنرانی های پرشور و مهیج
مونته سوری در آثار خود با دید نوینی به بررسی کودک و مسائل اومی پردازد. پیشنهاد می شود دست اندرکاران تعلیم و تربیت، و حتی والدین، برای آشنایی بیشتر و دقیقتر با روش تربیتی این بانو، و رفتار صحیح با کودکان، با رعایت آزادی او، این آثار را مطالعه نمایند.
انتقاداتی که بر روش مونته سوری وارد است.
الگوهای فعلی مونته سوری موافقان و مخالفان خاص خود را دارد. مخالفان این روش معتقدند که:
1- با دستاوردهای جدید روان شناسی تحولی نگر و حتی روان شناسی انسان گرا، الگوی مونته سوری نمیتواند پاسخگوی نیازهای آموزشی کودکان در جامعه جهانی امروز باشد.
2- دیوئی (1915) معتقد است معلم مکتب مونته سوری گاه آزادی وخلاقیت کودک را محدود می سازد.
3 - علی رغم نکات مثبتی که در روش مونته سوری وجود داشت، بسیاری از نقطه نظرات او به زودی به فراموشی سپرده شد. چراکه او به کار گروهی اعتقادی نداشت و تجربیاتش بسیار فردی بود. مونته سوری رشد شناختی را متکی بر حذف زندگی اجتماعی و عاطفی کودک می دانست.
4- در دیدگاه مونته سوری اشیا بهترین آموزگارانند نه اشخاص،این روش موجبات استقلال را فراهم می آورد ولی چیزهای زیادی از قلم افتاده،به نظر میرسد یک بعد کامل انسانیت،یعنی احساسات فراموش شده است.(کریمر 1976)
5- همچنین زندگی درونی تخیلی کودک و نیز ارزش داستانهای افسانه ای و تخیلی،نادیده گرفته شده است.
در این مقاله به برخی از ویژگی هایی که مونته سوری در کار با کودکان به آن اعتقاد داشت می پردازیم. قبل از همه بخشی از آخرین سخنرانی دکتر مونته سوری در هندوستان را با هم میخوانیم:
"هدف ما در این دوره، یافتن روش مستقیمتر برای ارایهی فرهنگی غنی تر به نسل های آینده بود. ما شما را متقاعد میکنیم فرهنگی که به جوانان ارایه میشود، کافی نیست، خیلی بیشتر از این ها می توان عرضه کرد. به عبارت دیگر فرهنگ ارایه شده می تواند نوع وسیعتری باشد. تنها کافی است با سبکی دیگر ارایه شود و هدف ما هم همین است. ما به روشی تجربی در طی زمان آینده می توانیم به شما نشان دهیم چگونه این روش جدید بیشترین مزیت را برای اندیشه ی کودک دارد. این جریان نه تنها خسته کننده نیست، بلکه محرکی برای نیروهای روانی او است. این تلاش چیست؟ تلاش یعنی صرف بیشتر انرژی روانی یا هر انرژی دیگر، تلاش یعنی تقلید و تمرین کردن استعدادها، بیش از آن چه فرد فکر میکند در حد توان اوست. تلاش یعنی حرکت فراتر از قدرت. هنگامی که کودک مانعی در فعالیت خود نمی بیند، آماده است خیلی بیشتر از آنچه انتظار داریم کار و فعالیت کند. زیرا با این تمرین فکری سخت است که خود را رشد میدهد و این رشد نه خستگی است، نه تنبلی و نه راحتی. فعالیت حیاتی رشد مداوم است و او هرگز خسته نمیشود. در هر حال، قانونی که برای تمام دورههای زمانی رشد صادق است این است که بیشترین تلاش از یک نیروی محرک آنی منشا میگیرد که به بیشترین میزان رغبت و انگیزه منتهی می شود. بنابراین باید هدف ما این باشد که این تلاش درونی را پرورش دهیم."
29 مارس 1944
خود انضباطی یا آموزش انضباط درونی فرد
موضوع خود انضباطی، از موضوعهای پایهای آموزش زندگی عملی در روش مونته سوری است. این آموزش به کودک فرصت یادگیری بهتر و استفادهی بهتر از فرصتها برای هر گونه آموختهای را میدهد. مهمترین بخش آموزش، در خود انضباطی کودکان، تحریک حس درونی آنها برای اندیشیدن دربارهی نوع عمل کردشان است. برای کودکان باید مشخص شود دلیل انضباط چیست و چرا آنان باید هر کاری را با برنامه و آرامش خاص انجام دهند. کودکان باید متوجه شوند بینظمی، جنجال و نداشتن برنامه ریزی چه ضررهایی به آن ها می رساند.
پایه ریزی انضباطی در کودک سبب میشود اعتماد به نفس خود او افزایش یابد. قدرت تفکر او تقویت شده و مهمتر از همه این که کودک زودتر به هدف از پیش تعیین شدهی خود برسد. این امر سبب خود تشویقی او شده و لذت کارش را چندین برابر میکند، زیرا سرعت عمل او به دلیل برنامه ریزی قبلی بیشتر بوده است. کودک با آموختن انضباط درونی، پی میبرد خودش باشد نه یک عروسکی که بزرگترها برای او تصمیم میگیرند. او می آموزد سکوت کند و در فرصت سکوت دربارهی دیگران فکر کند و انتخابگر باشد. او می آموزد حقوقی دارد و باید به آن احترام گذاشته شود دیگران نیز دارای حقوقی هستند که برای او قابل احترام است.
او یاد می گیرد می تواند مستقل عمل کند. هر چند در بسیاری اوقات گروه میتواند کمک خوبی برای پیشبرد اهدافش باشد، این اوست که انتخاب می کند تنها کار کند و یا با دیگران. این امر سبب می شود کودک احساس شخصیت کند و به بزرگترهای خود احترام بگذارد. هم چنان که به کوچکترها اهمیت می دهد و در صورت لزوم راهنمای آنهاست. او می داند اگر گروهش شکست بخورد، خودش هم شکست خورده است. کودکان در کلاسهای مونته سوری با احساس صمیمیتی که در جو موجود است، تلاش میکنند سلامت جامعهی کوچک خود را حفظ و در افزایش آن بکوشند.
تمامی این اتفاق ها نیازمند هدایت اولیهی کودکان به وسیلهی مربی آشنا به روش و علوم مونته سوری است. این مربی با توانایی خاص خود و با پایه ریزی مناسب یکی دو ماه ابتدای سال قادر خواهد بود بقیهی سال را با آرامش کامل همراه کودکان و بدون دغدغهی فکری سپری کند و در پایان سال بازدهی عملی بسیار خوبی داشته باشد.
وقتی کودک لذت انضباط در هر کاری را درک کند، بسیار راحت می تواند پذیرای آن شود. یک مربی می تواند به جای تهدید کوکان و رفتار دیکتاتورانه با کودکان، به گونهای برخورد کند که کودک برای تغییر رفتار خود تشویق و ترغیب شود. همهی انسانها کمال گرا هستند و از زیبایی خود لذت میبرند. کودکان هم این لذت را تجربه میکنند. برای مثال اگر کودکی با چهرهای ژولیده و بی نظم به کلاس بیاید، مربی میتواند به جای تهدید او به گونه ای رفتار کند که کودک ترغیب به انضباط شود. برای این کار مربی می تواند در آینه نگاه کند و درباره آرایش و دندان خود حرف بزند. در این صورت کودک هم که دوست ندارد خود را ژولیده و نامنظم ببیند، تلاش میکند تا مشکل را حل کند. به این ترتیب کودک خود معلم خود می شود، برای خود برنامه ریزی کرده و به آن عمل می کند و از عمل خود لذت می برد. این خود تشویقی بالاترین جایزهی اوست و سبب میشود کودک به دنبال لذت دیگری بگردد.
مربی در بحث خود انضباطی نباید کودکان را با هم مقایسه کند و یا کودکی را وادار به کاری کند یا از قبل برای او برنامه ای بریزد و به او تحمیل کند، بلکه او باید آن قدر علم و توانایی داشته باشد تا با سیاستی عمیق، زیبایی و لزوم این انضباط را به کودک بفهماند. بدین ترتیب، کودک خود برای انجام عمل ترغیب میشود. این اتفاق با نوازش کودکان و همراه کردن آنان در مسیر دلخواه روی میدهد. اشتیاق ذاتی کودکان برای یادگیری با فرصت دادن برای به کارگیری فعالیت های اختیاری و غیر اختیاری و با راهنمایی مربی آموزش دیده تشویق میشود. کودکان در حین کار، قدرت تمرکز خود را تقویت میکنند و احساس خوش آیندی از حس خود انضباطی خویش به دست می آورند.
در چارچوب این امر کودکان گامهای خود را متناسب با فعالیتهای خود گسترش میدهند. تغییر شکل و دگرگونی کودکان از تولد تا بزرگسالی به وسیلهی طرحهای پیش رفته اتفاق میافتد. فعالیتهای مونته سوری برای پذیرش تغییرات شخصی و علایق کودک، تغییراتی در نقطه نظرها و عادت های روزمره داده است. مونته سوریها عقیده دارند کودکان تا قبل از 6 سالگی کاوش گران حسی هستند که نیروی درک خود را به وسیله ی فراگیری محیط و فرهنگ بنا می کنند.
کودکان در این دوره آن چه را دکتر مونته سوری به نام ذهن جذاب نامیده است نشان میدهند. این نوع ذهن توانایی بی نظیر، اما ناپایداری دارد که همه ی جنبههای فیزیکی و معنوی محیطی را جذب میکند. او این عمل را بدون تلاش یا خستگی انجام میدهد. کودک به دلیل کمک به خودسازی به کارهای شخصی تشویق می شود. دنبال کردن تواناییهای کودکان آنان را برای تکفر با نظم و تربیت و به نمایش گذاشتن خود یاری می دهد. مونته سوری دریافت، همهی کودکان در گذر از دوران رشد حواس پنج گانه خود، نوساناتی را تجربه می کنند.
قیاس و تضاد در روش مونته سوری و روش سنتی
کودکان در روش مونته سوری می آموزند به شکل گروهی و مستقل فعالیت کنند. آن ها به دلیل تشویق در تصمیم گیری از دوران اولیه ی کودکی قادرند بسیاری از مشکلات و مسایل خود را حل کنند. در عین حال این کودکان حق انتخاب ویژه برای ارایه ی فعالیت و مدیریت زمان دارند. آن ها تشویق می شوند ایده ها را تغییر دهند و با دیگران آزادانه گفت و گو کنند. مهارت آنان در شریک شدن سبب هماهنگی شان با روش های جدید می شود. برنامه های مونته سوری بر پایه ی خود محوری است، نه فعالیت های رقابتی. کمک به توسعه تقویت ذهنی و اعتماد در قالب و تغییر دیدگاه های مثبت در مقایسه ی روش مونته سوری با سایر روشها ملموس است.
زندگانی عملی
تجربههای زندگی عملی به کودک مراقبت از خود، دیگران و میحط را می فهماند. فعالیت ها شامل عملیاتی است که کودکان به عنوان بخشی از زندگی روزانه در خانه انجام می دهند. مانند شست و شو، اتو کردن، ظرف شویی، تزیین گل ها و غیره.
عناصر و عوامل که سبب آمیزش بشر با دیگران می شود، با مهربانی و فروتنی معرفی شده و به وسیله ی همین فعالیت ها کودکان هم کاری جسمانی را گسترش می دهند و قادر به حرکت می شوند. بدین ترتیب آن ها به کاوش محیط می پردازند. کودکان فعالیت ها را از آغاز تا پایان آموخته و پی گیری و اراده ی خود را در کار گسترش می دهند.
این اتفاق در تعریف مونته سوری به عنوان خمیری مایه ی حرکت نیروی درک مطرح است. مواد و اجسام حسی به عنوان ابزاری برای پشرفت محسوب میشود. کودکان شناخت و ادراک سودمندی را دنبال میکنند و نظم و دسته بندی ادراک را می آموزند. آن ها این اتفاق را به وسیله ی لمس کردن، دیدن، بوییدن، چشیدن، شنیدن و جست و جوی استعدادهای خاص فیزیکی محیط انجام می دهند که به وسیله ی مواد و اجسام طراحی شده ی خاص قابل انجام است.
زبان
زبان مساله ی حیاتی بشر است. محیط مونته سوری فرصت های خوبی را برای زبان شناسی جامع و غنی آماده کرده است. زمانی که کودکان وارد کلاس میشوند، به آنان به وسیلهی ساده ترین راه ممکن، شانس غنی سازی که در دوران کوتاه زندگی شان آموخته اند، داده می شود. این آموزش با ظرافت و زیبایی خاص خود انجام می گیرد. آنها در این روش با توجه به استعدادهای خاص خود در آموختن، به کشف و جست و جو می پردازند. نوشتن را در صورتی که خسته کننده نباشد، می آموزند. نتیجهی این کار خواندن است. کودکان هرگز روزی را که نمی توانستند بخوانند و بنویسند، به خاطر نمیآورند.
گسترش فرهنگ
علومی چون تاریخ، زیست شناسی، گیاه شناسی، جانور شناسی، هنر و موسیقی به عنوان گسترش دهندهی فعالیتهای زبانی و حسی کاربرد دارند. کودکان دربارهی دیگر فرهنگهای گذشته و حال مطالعه میکنند. این موضوع به آن ها احترام به خود و عشق به محیط را می آموزد. آن ها حس هم کاری و انسجام با خانوادهی بشری جهان و سرزمین را خلق میکنند. تجربه ها در طبیعت همراه با مواد موجود در آن، احترام به زندگی را بر می انگیزد. تاریخ برای کودکان به وسیله ی هنر و موسیقی قابل تداعی است. ریاضیات
قوانین ریاضی به یادگیری کودک و درک مفاهیم ریاضیات به وسیله ی کار با مواد واقعی و پیوسته کمک می کند. این کار کودک را برای پی ریزی محکم قوانین بنیانی ریاضی آماده می کند.
در یک بررسی کلی برنامه ی آموزشی مونته سوری بر روی پنج سطح متمرکز می شود:
1– زندگی عملی،
2- فراگیری آگاهانه به وسیله ی حس ها،
3- هنر تکلم،
4- ریاضیات و شناخت زمین،
5- موضوع فرهنگی
زندگی عملی
در زندگی عملی کودک می آموزد چه گونه بند کفش هایش را ببندد. کتش را بپوشد، پیش غذایش را آماده کند و بخورد و بدون کمک دیگران به دست شویی برود و بدون ریخت و پاش خودش را تمیز کند.
فراگیری آگاهانه به وسیله ی حس ها
تمرکز هر حس، کودکان را به آموختن وا می دارد برای مثال یک کودک برگ های ریخته شده را مطالعه می کند و احساس می کند چگونه آن برگ ها خرد و شکسته می شوند.
هنر تکلم
کودکان تشویق می شوند افکار خود را به شکل شفاهی بیان کنند. آن ها می آموزند حرف ها را با نشانه گذاری از هم تمیز دهند و به همین شیوه در خواندن، هجا کردن قواعد و مهارت های خوش نویسی پیش رفت می کنند.
ریاضیات و شناخت زمین
کودکان یاد می گیرند چیزهای پیش رویشان را بشمارند تا بعدها بتوانند اشیاء سخت و جامد مانند مهره های رنگی را شمارش کنند.
موضوع فرهنگی
کودکان درباره ی کشورهای دیگر می آموزند. (جغرافیا) هم چنین حیوانات و چگونگی زیست آن ها را بررسی می کنند (جانورشناسی) زمان، تاریخ، موسیقی و سایر علوم از موضوعات فراگیری است.
همهی این موضوعات در یک روند تکمیل کنندهی هم و به هم گره خورده است. اسباب بازی و وسیلههای اختصاصی پیشرفته (وسیلههای کمک آموزشی) باید به گونهای در محیط کلاس گسترده باشد که ابتدا کودک بتواند ببیند چه میخواهد و کدام را بایستی انتخاب کند، سپس مسوولیت کار را بپذیرد.
انتخاب ها شامل کتاب ها، بازی ها پازلی، هنر طراحی، اسباب بازی های آزمون های فضایی و غیره است.
وقتی کار کودکان به پایان رسید، وسایل را سر جای خود می گذارند و به طرف چیز دیگری می روند. انضباط روزانه این فرصت را به کودکان می دهد که به صورت تنها و یا گروهی بازی کنند. راهنماها گروهی و یا فردی با کودکان کار می کنند. در مدرسه ی مونته سوری تنها معلمان درس نمی دهند، بلکه کودکان بزرگتر به کودکان کوچکتر مهارت های جدید را می آموزند.
روش مونته سوری بر پایه ی تفاوت فردی است. کودکان وقتی برانگیخته می شوند، که خودشان یاد بگیرند. اگر آن ها با اشتیاق بر روی طرح خاصی متمرکز شوند، دریافت بهتری دارند و می آموزند که خودشان را آموزش دهند.
هدف مدارس مونته سوری این است که تا حد امکان کودکان را برای گسترش توانایی های خود یاری دهد. این توانایی توسعه ی یافته از طریق آمادگی محیط، رفتار معلم ها و استفاده از اراده ی آهنین مونته سوری امکان پذیر است.
آموزش سنتی
1– تاکید بر دانستهها و توسعهی اجتماعی
2- غالب و فعال بودن معلم، تابع بودن کودکان
3- ایجاد انضباط اجباری و از طریق انگیزه های بیرونی اتفاق میافتد
4- آموزش فردی و گروهی هماهنگ با آموزشهای بزرگ ترها انجام می شود.
5- گروهها حسی هستند.
6- بسیاری از آموزشها به وسیله ی معلم و بدون تشویق به همکاری شکل می گیرد.
7- انتخاب دوره های تحصیلی برای کودکان با توجه بسیار کم به توانایی و حضور کودکان
8- کودک به وسیله ی معلم راهنمایی شده و ایده می گیرد.
9- کودکان فرصت محدودی برای کار ویژه ای که به آن ها سپرده می شود دارند.
10- گام های آموزشی به وسیله ی گروه ها و یا معلم هماهنگ می شوند.
11- اگر کلیات کار درست باشد، نکته های اشتباه به وسیله ی معلم مناسب سازی می شود.
12- آموزش تقویت برونی توسط عادت بازگویی و تشویق و تنبیه شکل می گیرد.
13- برای گسترش حواس ابزار محدود وجود دارد.
14- تاکید کمی بر روی مراقبت از خود و بهداشت
15- کودکان برای خود وکیل یا نماینده انتخاب می کنند و تشویق می شوند بر جای خود بنشینند و در جلسه های گروهی تنها شونده باشند.
16- حضور والدین نه بر اساس شرکت در پروسه ی آموزشی است، بلکه بر اساس قاعده های تعیین شده عمل می کنند.
آموزش مونته سوری
1– تاکید بر داشته های علمی، پایه ها و توسعه ی اجتماعی است
2- نقش معلم است – کودکان در آموزش فعال و شریک هستند
3- محیط و روش، مشوق انضباط درونی است
4- آموزش فردی و گروهی، هماهنگ با تمایلات هر دانش آموز و متناسب با روش ها انجام می شود.
5- گروه های متفاوت سنی با هم حضور دارند.
6- کودکان به آموزش و همکاری و کمک به یک دیگر تشویق می شوند.
7- انتخاب کار به وسیله ی خود کودکان با توجه به توانایی و حضور کودکان
8- استفاده از عقیده های خود کودکان برای استفاده از ابزار آموزشی
9- کودکان به اندازه ای کار می کنند که پروژه ی انتخابی آن ها لازم دارد.
10- کودک، گام های آموزشی را با اطلاعات درونی خود هماهنگ می کند.
11- کودکان به نقاط ضعف خود با بررسی مجدد ابزار پی می برند.
12- آموزش تقویت درونی کودکان به وسیله ی گفت و گو درباره ی فعالیت ها و احساسات درونی خویش (خودتشویقی) شکل می گیرد.
13- برای گسترش حواس ابزارهای چند لایه وجود دارد.
14- سازمان دهی برنامه برای مراقبت از خود و بهداشت شخصی و عمومی
15- کودکان می توانند در جای مناسب کار کنند، به اطراف حرکت کنند، در صورت لزوم صحبت کنند، در کارهای گروهی نظر بدهند و در انضباط و اداره ی کلاس هم کاری کنند.
16- سازمان دهی برنامه ی والدین برای تفهیم فلسفه ی مونته سوری و شرکت آن ها در پروسه ی آموزش انجام میشود.
امروزه لزوم تلفیق کودکان استثنایی و عادی در کلاس های درس بر همه آشکار است و به تصویب قانون رسیده است. اما این اتفاق اگر بدون زمینه ی مناسب بیافتد، کلاس های درس سنتی و معمول را با چالش هایی روبرو می کند.
معلم های عادی برای اداره ی کلاس های تلفیقی به آموزش نیاز دارند. دانش آموزان عادی باید برای ایفای نقش خود در روش تلفیقی آماده شوند سیستم تلفیقی مزایای بسیار نسبت به کلاس های درس عادی و استثنایی دارد و تئوری ها و روش هایی برای حمایت از این روند ایجاد شده اند. کودکان استثنایی به این طریق در محیطی شادتر، آموزه های بهتر و نتیجه های موفقیت آمیزتری به دست می آورد.
تلفیق در روش مونته سوری
روش مونته سوری ابتدا برای آموزش کودکان استثنایی و با هدف آموزش زود هنگام خردسالان پدید آمد. دکتر ماریا مونته سوری در اوایل قرن بیستم برای نخستین بار این روش را معرفی کرد. کار او به عنوان پزشک دستیار در کلینیک روان پزشکی کودکان سبب شد به کار با کودکان کم توان علاقه مند شود. او دریافت تعداد زیادی از کودکان با مشکلات ذهنی را در بیمارستان های روانی جای داده اند. در آن زمان بر این عقیده بودند که فلج های مغزی و بیماری های از این دست جنبه ی پزشکی دارد. از نظر مونته سوری مشکلات ذهنی قبل از هر چیز یک مساله ی آموزشی بود، نه پزشکی.
برخورد پیروزمندانه ی ماریا مونته سوری با کودکان بیمار برای او فرصتی ایجاد کرد تا به ترتیب مربی آموزش کودکان استثنایی بپرازد. او پس از آن کار خود را با کودکان خیابانی که در محله های بسیار فقیر نشین و خرابه های شهر رم زندگی می کردند آغاز کرد و به کار بر اساس روش و فلسفه ی خود در این مراکز ادامه داد.
پیرزوی های او سبب جلب نظر جهان و شهرتش در آموزش و پرورش آن زمان شد و ماریا توانست جایزه ی صلح نوبل را به خود اختصاص دهد.
دکتر ماریا مونته سوری بر چند اصل تاکید داشت:
· اهمیت احترام به کودک به عنوان یک فرد؛
· آگاهی از روند رشد کودک و این که کودک بسیار دقیق و حساس مشاهده شود؛
· توجه به این نکنه که بازی کودک، کار کودک است. (به این دلیل فعالیت ها و مواد آموزشی موجود در کلاس های مونته سوری «کار» نامیده می شدند)او باور داشت که آشنایی مربیان با اصول مطرح شده، سبب می شود تا کودکان خود به شکل فعال و مسئول وارد کار شوند. نگرش مونته سوری در تضاد کامل با روش هایی بود که کودک را به سوی فعالیت های از پیش تعیین شده وادار می کرد. او عقیده داشت که فعالیت های کودک باید با توجه به میل و سلیقه کودک باشد، نه مربی.
ماریا مونته سوری پی برد که نیازهای کودکان ویژه با کودکان عادی متفاوت است. هر چند از نظر او همه ی کودکان نیازهای بسیاری دارند که در محیط آموزشی با تلفیق کامل قابل دست یابی است.
او روش کل نگر را مطرح کرد که به تفاوت های فردی هر کودک بسیار اهمیت می داد. مونته سوری در کار با کودکان دریافت هر کودکی با روش و سرعت خاص خود می آموزد. بنابراین فعالیت های مختلف بر اساس رشد شناختی، فیزیکی، اجتماعی و... باید با در نظر گرفتن نقاط قوت و مراحل رشد کودک تنظیم شود.
دکتر ماریا مونته سوری مشاهده کرد کودکان مراحل حسی متفاوتی را می گذرانند که در طی آن مراحل، آمادگی بسیاری برای دریافت مهارت های ویژه یادگیری دارند. او اهمیت توسعه ی این حس ها را در سنین 2-6 سالگی خاطر نشان کرد. در این سال ها کودک تمایل دارد از حس خود استفاده کرده و آن ها را کامل کند.
از این رو مواد آموزشی کودکان به گونه ای طراحی می شوند که کودک به وسیله ی آن ها، دیدن، لمس کردن، حس کردن، شنیدن و حرکت را بیاموزد. در محیط آموزشی مونته سوری، کودکان نیازهای خود را به وسیله ی فعالیت های انفرادی و خود به خودی برآورده می کنند. حساسیت های کودکان و تمایلات شات، انتخاب های آن ها را تعیین می کند. در این نظریه برای آموزش تمرکز و انضباط به کودکان در کنار یادگیری سایر مهارت ها، مواد آموزشی که اندیشه مندانه انتخاب شده اند در اختیارشان گذاشته می شود.
آموزش کودکان روندی فعال دارد، نه انفعالی و کودک، خود می آموزد. در محیط آموزشی مونته سوری، مربی، مواد آموزشی مورد نیاز کودک را در اختیار او می گذارد تا بتواند کار خود را انجام دهد. این مواد آموزشی به صورت انفرادی و یا در گروه های کوچک به کودکان داده می شود. هنگامی که درسی مطرح می شود، انتخاب فعالیت ها با کودک است و کودک بر حسب نیاز می تواند بارها و بارها آن را تکرار کند.
مونته سوری معتقد بود معرفی این نظام تازه به آموزش و پرورش، کوششی است برای پیوند خانه و مدرسه. او فعالیت های مدرسه اش را بر اساس فعالیت های خانه طرح ریزی کرد. در روش آموزشی مونته سوری، آموزش اتوماتیک یا خودآموزی اصل مهمی است. در این روش فعالیت ها و مواد آموزشی به گونه ای سازمان داده و طرح ریزی شده بود که کودکان در هنگام نظارت آموزگار به خود آموزش می دادند.
در این روش، خودآموزی با وسیله های کمک آموزشی انجام می شود و وسایل کمک آموزشی شامل بیست و شش قطعه است که امکانات لازم برای تربیت همه ی حواس به جز چشایی و بویایی را فراهم می کند. برای آموزش توانایی های بینایی، به کودک استوانه های چوبی داده می شود تا آن ها را در سوراخ هایی که در یک تخته ی سخت چوبی تعبیه شده است جای دهد. در زمینه ی درک اندازه ها و بعدها که نیاز به حرکت و تلاش عضلانی شدیدتری دارد، آموزش با اشیای بزرگ تر انجام می شود. مواد لازم برای این منظور، مکعب، پله های بلند، پله های بزرگ و اشیایی مانند این است. برای تربیت حس گرمی و سردی دست های کودک، در آب سرد، نیم گرم و سپس در آب داغ گذاشته می شود. تمرینات لامسه شامل لمس متناوب نوارهای کاغذی صاف و سمباده است.
برای تقویت حس تشخیص رنگ ها و تشخیص رنگ های نزدیک به هم، از قرص های رنگی استفاده می شود. بدین ترتیب که یک سری شصت و چهار عددی قرقره که در هشت رنگ و هر رنگ نیز در هشت رنگ فرعی دیگر تهیه شده است، در اختیار کودک گذاشته می شود. برای تقویت حس شنوایی از جعبه های کوچک شن و ریگ استفاده می شود تا به کودک کمک شود صداهای مختلف را از هم تشخیص دهد. روش مونته سوری تعدادی بازی ساکت و خاموش را نیز به کار می برد. در این بازی ها، به آرامی سکوتی عمیق در کلاس به وجود می آید و از کودکان خواسته ی می شود به صدای وزوز مگس ها و خش خش برگ درخت ها گوش کنند. پس از آن از صداهایی که با هم متفاوت هستند و به تدریج شبیه هم می شوند، استفاده می شود. اما مونته سوری از این روش کمتراستفاده کرد، زیرا کودکان نمی توانند مانند سایر حواس با این فعالیت ها حس شنوایی خود را تمرین بدهند. وسیله هایی که روش مونته سوری برای تربیت حس تشخیص وزن، به کار می برد عبارت اند از قرص های چوبی هم اندازه ای که از انواع چوب ها ساخته شده اند، اما وزن های متفاوت دارد. برای تربیت در تشخیص شکل ها، که برای آن از حس لامسه و عضلات با هم استفاده می شود، اشیایی به کار می رود که شکل های متفاوتی دارند.
در روش مونته سوری افزون بر لوازمی مانند تاب، میله ی چوبی، سکوی چوبی برای پرش های طولی و نردبان طنابی، از ژیمناستیک نیز در قالب تمرین های هدایت شده و بازی های آزاد بدون لوازم استفاده می شود. کلاس های مونته سوری برای کودکان و والدین هر دو جذاب است. کلاس های روشن و گرم و پر از گیاهان، حیوانات، لوازم هنری، موسیقی، کتاب و در بخشی از کلاسی لوازم آموزشی جذابی به چشم می خورد. این قسمت ها با عنوان های زندگی عملی، آموزش حسی، ریاضی، زبان، جغرافی و فرهنگ مشخص شده اند. این لوازم به گونه ای هستند که کودک خود اشتباهش را اصلاح می کند. وسیله ها به کودک کمک می کند برای خود کار کند و از طریق رقابت، اعتماد به نفسش تقویت شود.
از آن جایی که شیوه ی مونته سوری بر مشاهده استوار است، بنابراین کودکان از طریق تجربیات سیستم و روند تحقیق و کشف، به بهترین وجه یاد می گیرند. در این روش، تق?
تاریخ: جمعه , 15 دی 1402 (13:05)