امروز پنجشنبه 14 مهر 1401

هوش هیجانی و رابطه آن با تربیت فرزندان

0

آگاهی از اهمیت هوش هیجانی و تاثیر آن در زندگی کودکان، این سوال را در ذهن ایجاد می کند که چگونه هوش هیجانی فرزندان را افزایش دهیم؟

اما قبل از پاسخ دادن به این سوال یادآوری این مطلب ضروری است که: هر آنچه می خواهید به فرزندتان بیاموزید، به زبان نگویید، به عمل انجام دهید. بنابراین برای آموزش و افزایش هوش هیجانی م بایست قبل از هر چیز والدین خود درباره احساسات و هیجانات اطلاعات بیشتر و ملموس تری پیدا کنند. توصیه می شود در جلسات گروهی درباره انواع هیجانات مثل شادی و غم، عشق و تنفر، ترس و شجاعت و... صحبتهای سازنده و اکتشافی داشته باشید. خودتان این مهارت مهم زندگی را فرا گیرید و بکار برید. تا چه اندازه از احساسات خود خبر دارید؟ اکنون که این مطالب را می خوانید، خوشحال، امیدوار، خرسند، عصبانی، خسته، گرسنه، ناراحت... هستید. برای بیان احساساتتان از دو کلمه خوب یا بدم استفاده نکنید. وقتی خودتان نسبت به احساساتتان آگااهی یافتید آنگاه به بچه های خیلی کوچک کمک کنید تا لغات و عباراتی که در برگیرنده هیجانات و احساسات می باشد را بیاموزند، همانگونه که خودشان آموخته اند و احساساتشان را بیان کنند، مانند: ” احساس بی قراری، ناامیدی، شادی می کنم“. احساسات آنان را نیز نام گذاری کنید: ” به نظر می رسد ناامید شده ای! “ و اینکار را با احساسات دیگران نیز انجام دهید و احساسات و هیجانات دیگران را نام گذاری کنید(در خیابان، تلوزیون و کتابهای داستان): ” مثل اینکه آن خانم در فیلم احساس حسادت می کند“.
از بچه ها بخواهید احساسات خود را نقاشی کنند: ” می تونی خشم خودت را نقاشی کنی؟“ یا ” وقتی خیلی می ترسی قیافه ات چه شکلی میشه؟ آن را برایم نقاشی کن!“
محیط و فضایی سرشار از احساس امنیت خاطر و حمایت فراهم سازید. برای احساسات ارزش قایل شده و آنها را مورد شناسایی قرار دهید. درباره احساسات به راحتی صحبت کنید. از داد زدن و رفتارهای خشن برای سرکوب احساسات منفی بچه ها اجتناب کنید. وقتی بچه ها بزرگتر می شوند برایشان توضیح دهید که مثلا چرا خشم معمولا یک احساس ثانویه است، یعنی قبل از خشم یک احساس دیگر وجود دارد. به طور مثال وقتی با کارنامه خراب فرزندمان روبرو می شویم، اول احساس ناامیدی می کنیم، سپس عصبانی می شویم، یا وقتی یک ماشین با سرعت جلوی اتومبیل ما می پیچد، اول می ترسیم بعد عصبانی می شویم و به او ناسزا می گوییم. یا توضیح دهید که هیجانات منفی ما از جمع شدن نیازهای هیجانی برآورده نشده بوجود می آید. همچنین درباره جنبه های مثبت هیجانات ظاهراٌ منفی مثل خشم، گفتگو کنید. بجای نام گذاری بر روی فرزندان با صفات گوناگون (دست و پا چلفتی، دیوانه، ترسو...) احساسات آنان را نام گذاری کنید: الآن احساس خجالت می کنی، مثل اینکه خشمگین هستی، به نظر میرسه کمی احساس ترس می کنی...
برای اینکه فرزندان خود را بهتر بشناسید، دستور دان، تنبیه، قضاوت، سخنرانی، نصیحت و تهدید کارساز نیست، بلکه گوش دادن به آنان و دقیق شدن به زبان بدن (حالات و حرکات اعضای بدن و صورت) می تواند در این راه مؤثر باشد.

- شما مهمترین الگوی رفتاری و هیجانی فرزندان هستند، اگر تصور می کنید از نظر احساسی و هیجانی احتیاج به کمک و تقویت بیشتر دارید، حتما از دوستان با تجربه و یا روانشناس و مشاور بهره بگیرد.
در موقعیتهای مختلف از فرزندتان بخواهید به این دو پرسش پاسخ دهند:

- ” الآن چه احساسی دارم؟ “

- ” دیگران چه احساسی دارند؟

این تمرین را با جدیت پیگیری کنید و انجام دهید و از نتایجش بهره گیرید.