امروز شنبه 09 مهر 1401

نظریه نوکارکرد گرایی یا نظریه تمایز

0

نوکارکرد گرایی یا نظریه دگرگونی ساختاری –کارکردی یا نظریه تمایز:
کارکرد گرایی که از دهه 1960 رو به افول گذاشت. در میانه دهه 1980 کوشش به سوی احیای این دبستان نشان داده می شود. نهضت اخیر چنین تعریف می شود: شاخه ای از نظریه ی کارکرد گرایی که به خود انتقاد دارد و می کوشد روحیه فکری کارکرد گرایی را گسترش دهد در ضمن هسته ی نظری آن را همچنان حفظ کند.
- نظریه خصلت کثرت گرایی وباز بودن را دارد.
گرایش و توجه به تحلیل کارکرد های سطح خرد و خردتر را هم دارد. آنها یکپارچگی اجتماعی را یک امکان اجتماعی می بینند.
وجود نظام های متشکله کنش (شخصیت،فرهنگ،نظام اجتماعی پارسونز) را می پذیرد ولی برداشت افراد از آنها را هم برای ساختار اجتماعی حیاتی می دانند و هم سرچشمه دگرگونی و نظرات اجتماعی.
از اینرو این دگرگونی را موجب انفراد و فشارهای نهادی میدانند.
همچنین سمت گیری ضد تجربی دارند و از آنجا که حصول این همه بعید می نماید،الگزندر می گوید: نوکارکرد گرایی بیشتر یک گرایش است تا یک نظریه تحول یافته.

کولومی آن را یک نظریه تجدید نظر شده می شناسد که معتقد است سه ضعف بنیادی دارد.
1- بسیار انتزاعی و فاقد ویژگی تاریخی و تجربی است.*به گروههای عینی و روانه های اجتماعی و مسئله قدرت و کشمکش توجهی ندارد.*به یکپارچگی ناشی از دگرگونی ساختاری بیش از انداره تاکید دارد.
در نتیجه ی این انتقادها چندین تجدید نظر در نظریه ی دگرگونی ساختاری – کارکردی انجام گرفته که عبارت اند از: الف) تمایز اجتماعی پیشرفت آمیزروند فایق و اصلی شده هر چند که تمایز زدایی هم در کنار تمایز تجربه شده اما این تمایز زدایی بیشتر در نتیجه نا خرسندی از نو گرایی (تحول نا همسان،تمایز نا همسان) رخ می دهد اما تمایز ناقص هم زمانی پدید می اید که نخستین گامها د ر راه تمایز درست برداشته شود.
ب) تجدید نظر طلبان نظریه تمایز را متوجه چگونگی اثر گذاردن گروههای مشخص به دگرگونی اجتماعی کرده اند و تاثیر عواملی چون قدرت، کشمکش و اتفاق را بررسی می کند.
ج) نظریه ی نو کارکرد گرایی انواع گسترده تری از پیامدهای اجتماعی ناقص، تنگناها و فشارهای اجتماعی را در نظر می گیرند.
نظریه ی تمایز آنچنان بسط یافته که با پذیرش تنوعات متعدد خود به خود به سوی تاکید بر کشمکش و رقابت کشیده می شود.