امروز دوشنبه 04 مهر 1401

نظریه نئو مارکسیستی لوئی آلتوسر

0

تحلیل دوباره ى مارکس توسط لویى آلتوسر
شاخص کار لویى آلتوسر تآکید بر کار مارکس است. نظر آلتوسر این است که بیشتر مارکسیستها کار مارکس را به درستى تفسیر نکرده اند.
یکى از قضایاى قابل طرح: این است که آیا مارکس در سراسر زنذگى اش موضع فکرى ثابتى را اتخاذ کرده بود یعنى آیا مارکس یک اندیشمند ساختاری جبر گرا یا یک دیالکتسین انسانگرا؟
به نظر آلتوسر دستنوشته هاى سال 1844 زمانى نوشته شده بود که مارکس به شدت تحت تآثیر هگل فلسفه انسانگرایى و نگران اثر مخرب شرایط از خود بیگانه کننده ى سرمایه داری روی فرد بود. این نگرانى ها به نظر آلتوسر غیر علمى بودند و مى با یست به خاطر تحول ماده اندیشى علمى رفع مى شدند.
به عقیده ى آلتوسر جان کلام مارکس در ساختارهاى جامعه و قوانین نهفته است که بر عملکرد این ساختارها حاکمند و کنشگران آزاد در این قضیه چندان نقشى ندارند.
آلتوسر مىگوید که در تاریخ کار مارکس یک نوع ((انقطاع معرفت شناختى)) آشکارا دیده مىشود. بدینسان که مارکس به طرز نمایانى از ذهن گرایى فلسفى (یک موضوع ایدئولوژیک) به نظریه ى انتزاعى (یک موضوع علمى) تغییر جهت داده است. یعنى پیش از سال 1845 مارکس بیشتر یک انسانگراى فلسفى بود اما بعد از سال 1845 به یک نوع جهت گیرى علمى ترى روى آورد.
مارکس با هر نظریه اى که تاریخ و سیاست را مبتنی بر ذات انسان مى انگارد قطع رابطه کرد. چون مارکس یک رشته ى تازه از مفاهیم علمى - ساختارى همچون تشکلهاى اجتماعى ساختار و روابط تولید را جایگزین مفاهیم انسانگرا یانه اش کرد.

موضع فکری آلتوسر نوعى بازگشت به آن تفکر اقتصادى و مکانیسمى است که بر نظریه پردازان کمونیست پیش از انقلاب 1917 روسیه مسلط بود.
آلتوسر گذشته از آنکه مى کوشید یک تفسیر ساختارى از کار مارکس بیرون کشد. بر آن بود تا بر اساس آن یک تحلیل ساختلری نیز از جامعه ى سرمایه دارى به عمل آورد.
آلتوسر جامعه ى سرمایه دارى را یک تشکل اجتماعى و نوعى جامعیت عینى و پیچیده در یک مرحله ى خاص از تحول تاریخى مى انگارد.
او معتقد است که یک تشکل اجتماعى از سه عنصر بنیادى 1-اقتصاد 2- سیاست 3- ایدئولوژیک و همچنین به تناقض هاى موجود میان این پدیده هاى ساختارى آگاهى داشت.
آلتوسر جبر گرایان اقتصادى را به این خاطر نیز مورد انتقاد قرار مى داد که آنها عوامل اقتصادى را همیشه دارای جایگاه مسلط مىانگارد و عوامل دیگرى چون سیاست و ایدئولوژیک را همیشه در نقش عوامل ثانوى مى بینند.
به نظر آلتوسر باید به روابط میان نهادهاى گوناگون اجتماعى نیز توجه داشت.