امروز دوشنبه 04 مهر 1401

دوره میانسالی و تحولات کودکی

0

دوره ی میانسالی یکی از مراحل تحول انسان و رویدادی طبیعی و برهه ای بهنجار در گستره ی زندگی است و عموما در دهه ی چهارم زندگی فرد آغاز می شود و اغلب محققان برحه ی زمانی این دوره رابین 40 تا 65 سالگی در نظر دارند.میانسالی لزوما دوره ی تغییر منفی نیست بلکه مرحله ای است که در آن آزادی های فردی افزایش می یابد و فرد به بالاترین توان و جایگاه حرفه ای خویش می رسد،آسایش زندگی زناشویی بعد از رفتن فرزندان از خانه و افزایش ارتباطات اجتماعی هم از جمله ویژگی های مثبت ورود به این دوره است.برخی محققان میانسالی را به دو دوره ی میانسالی اولیه که شاخص هایی مانند تثبیت خانواده و شغل،مسئولیت پذیری در مورد بچه ها و خانواده و رابطه با والدین را شامل می شود و میانسالی ثانویه که با اموری همچون نگرانی هایی درباره ی سلامت،بازنشستگی و پدربزرگ و مادربزرگ شدن سروکار دارد.

نظریات مربوط به دوره میانسالی

-اریکسون:تعارض روانی مهم میانسالی در نظریه اریکسون زایندگی در برابر رکود است.زایندگی مستلزم به فکر دیگران بودن به صورت هدایت کردن نسل بعدی است.در این مرحله تعهد،خانواده و جامعه را در برمی گیرد.

-لوینسون:سن 45 تا 50 سالگی زمان تشکیل یک ساختار جدید است.تغییر دادن ساختار زندگی:1-جوان-مسن:زنان به علت معیار دوگانه پیری سخت تر از مردان می توانند مسن شدن را بپذیرند. 2-ویرانگری-آفرینش:میانسالان با خلاق بودن،از طریق اقداماتی که رفاه را بیشتر می کند می توانند با ویرانگری مقابله کنند. 3-مردانگی-زنانگی:میانسالی زمانی است که افراد باید بین اجزای مردانه و زنانه خود سازش برقرار کنند. 4-درآمیختگی-جدایی:در میانسالی باید بین آمیختگی با دنیای بیرونی و جدایی تعادل برقرار کرد.

-ویلانت:40 تا 50 سالگی صرف راهنمایی دیگران و 50تا60 سالگی صرف ارزش های فرهنگی می شود.

-فولر:افراد در اواخر بزرگسالی در مرحله ی ایمان عاطفی قرار دارند.

-یونگ:میانسالی دوره تحقق بخشیدن یا پرورش دادن خود است.

-وارنر شای:افراد در دوره میانسالی در مرحله مسئولیت قرار دارند.

تحولات فیزیولوژیک و مغزی و جسمانی

-بینایی:کاهش توانایی تمرکز روی اشیای نزدیک،کاهش تیزی بینایی،تیره شدن زجاجیه

-شنوایی:کاهش حساسیت نسبت به صداها،افت شنوایی در مردان دوبرابر سریع تر است.

-ترکیب عضله و چربی:افزایش چربی بدن،کاهش عضله و استخوان

-دستگاه عصبی:کاهش وزن مغز،زوال نورون ها در سرتاسر قشرمخ،کاهش عملکرد ذهنی

-قدو استخوان بندی:کاهش تدریجی تراکم استخوان،خطر ابتلا به پوکی استخوان

-پوست:کاهش انعطاف پذیری پوست،شل و چروکیده شدن پوست،لک های پیری

-دستگاه تولید مثل:یائسگی و خاتمه ی قاعدگی و تولید مثل در زنان،کاهش کیفیت و جنبندگی و مقدار منی در مردان.

-یائسگی:پساقاعدگی فیزیولوژیک یا طبیعی منجر به کاهش سطح استروژن می شود و زمان وقوعش بستگی به عواملی مثل ژنتیک/عوامل محیطی/شاخص توده بدن/مصرف دخانیات و... دارد.علائم زیادی در یائسگی روی می دهند که معمولا ناشی از تغییرات میزان استروژن در بدن است.

تحولات ذهنی و شناختی:

1-هوش متبلور و سیال:هوش متبلور که به تراکم دانش و تجربه و مهارت ر آداب اجتماعی بستگی دارد در طول میانسالی افزایش می یابد و درمقابل هوش سیال که بیشتربه مهارت های پردازش اطلاعات اساسی وابسته است از 20تا30 سالگی رو به کاهش می رود.

2-سرعت پردازش شناختی:سرعت پردازش شناختی با افزایش سن کند می شود و این امر موجب کاهش نمرات افراد در تکالیف مربوط به حافظه،استدلال و حل مسئله می شود ولی بزرگالان می توانند از طریق تجربه و تمرین آن را جبران کنند.

3-توجه:افراد میانسال سخت تر می توانند توجه خود را تقسیم کنند،روی محرک های مربوط تمرکز کنند و از یک تکلیف به تکلیف دیگر جا به جا شوند.در این سنین بازداری دشوارتر شده و گاهی موجب حواسپرتی می شود.

4-حافظه:در این دوره گنجایش حافظه کوتاه مدت کاهش می یابد در نتیجه افراد اطلاعات کمتری در حافظه ی کوتاه مدت خود نگه می دارند.همچنین بازیابی اطلاعات از حافظه ی بلندمدت دشوارتر می شود که علت این ها عمدتا استفاده ی کمتر از راهبردهای حافظه است،و البته لازم به ذکر است که دوره ی میانسالی دانش عمومی مبتنی برواقعیت،دانش طرز کار،ودانش مرتبط با شغل بدون تغییر می مانند ویا حتی افزایش می یابند.

5-حل مسئله و کاردانی:در این دوره رشد کاردانی به حداکثر می رسد و به روش های بسایر کارآمد و موثر برای حل کردن مسائل منجر می شود.این پیشرفت حاصل سال ها تجربه و یادگیری است؛افراد میانسال تصمیم گیرنده های منطفی تری هم هستند.

تحولات هیجانی و عاطفی واجتماعی

-عزت نفس:افراد میانسال و مسن تر عزت نفسی برابر یا برتر از عزت نفس افراد جوان تر از خود دارند که شاید علت آن نقش حفاظتی خودهای ممکن است.

-استقلال:افراد میانسال به انتظارات و ارزیابی های دیگران کمتر اهمیت می دهند و برای آن ها دنبال کردن معیارهایی که خودشان انتخاب کرده اند مه تر است.

-خودپذیری:افراد میانسال بیشتر از جوانان ویژگی های خوب و بد خود را تایید و می پذیرند و معمولا درباره ی خود و زندگی احساس مثبت تری دارند.

-هویت جنسی:مردان و زنان در میانسالی دوجنسیتی تر می شوند.تحقیقات متعددی از افزایش صفات مردانه در زنان و صفات زنانه در مردان در طول میانسالی خبر می دهد.در این دوره زنان بیشتر متکی به نفس،خودبسنده و نافذ و مردان از لحاظ هیجانی حساس تر،دلسوزتر،باملاحظه تر و وابسته می شوند.

-تغییر صفات اصلی شخصیت:در میانسالی صفات تطبیق پذیری و وظیفه شناسی افزایش می یابد در حالی که صفات روانجورخویی کاهش پیدا می کند و برون گرایی و تجربه پذیری تغییر نمی کنند یا اندکی کاهش می یابند.

-روابط زناشویی:زندگی زناشویی خوب سلامت روانی را تقویت می کند،نقش زندگی زناشویی در سلامت روانی با بالا رفتن سن افزایش می یابد و در اواخر میانسالی پیش بین قدرتمندی می شود.

-روابط دوستی:در میانسالی تعداد دوستان کمتر و گزینشی تر می شود و افراد میانسال برای دوستان خود عمیقا ارزش قائل می شوند.

-زندگی شغلی:کار همچنان جنبه ی برجسته ی هویت و عزت نفس در دوران میانسالی است،افراد میانسال بیشتر از سال های گذشته می کوشند معنی شخصی و خودفرمانی زندگی شغلی خود را افزایش دهند،آن ها اغلب در همان شغل سابق خود می مانند.

بحران میانسالی

-از نظر آماری بیشترین میزان خودکشی،بیماری های شدید،پذیرش بیمارستان های روانی،افسردگی و سومصرف الکل در سنین 40تا50 سال اتفاق می افتد.این موارد اهمیت سنین میانسالی را نشان می دهند.بحران میان سالی هم در مردان هم در زنان رخ می دهد اما نوع آن ها با هم متفاوت است.برای مقابله با این بحران افراید باید به مشکلات زندگی خود به صورت چالش نگاه کنند و احساس مدیریت در زندگی خود داشته باشند.

-دین در مقابله با بحران میانسالی به افراد کمک بسزایی می کند به این صورت که باعث ایجاد تغییر مثبت درنوع نگاه انسان ها به مسائل مختلف در گذر از مراحل حیات می شود؛افرادی بهتر می توانند با مسائل مرتبط با میانسالی برخورد کنند که گرایش مذهبی و دینی محکم دارند و در انجام ارهای خود به خداند توکل می کنند.

تغذیه و سلامت در میانسالی

-نمک،شکر،لبنیات پرچرب را از رژیم خود حذف کنید. –کاهش مصرف چای وقهوه

-حتما در برنامه ی صبحانه پروتئین دریافت کنید. –کالری دریافتی وزانه شیب منفی داشته باشد. –در برنامه ی هر روزتان سبزیجات برگدار،میوه های متنوع و آجیل و غلات باشد.

-وزن خود را کنترل کنید و از ورزش غفلت نکنید.

نکات کاربردی

-با انتخاب غذاهای سالم که برای قلب و تناسب اندام مفید هستند به کارکرد صحیح مغزتان کمک کنید زیرا که چاقی در میانسالی احتمال زوال عقل در سال های بعد را تا دوبرابر افزایش می دهد.

-از الکل و نوشیدنی های الکلی اجتناب کید زیرا مصرف مداوم الکل در طولانی مدت باعث کوچک شدن لوب های پیشین مغز می شود و این آسیب ها حتی با ترک الکل برگشت پذیر خواهد بود.

-افراد میانسال از چهل سالگی به بعد باید سالی یکبار چکاپ کامل داشته باشند زیرا که این کار تا 50 درصد از بروز مرگ و میرها جلوگیری می کند.

-برای محافظت از پوست خود و جلوگیری از چین و چروک از کرم های ضدآفتاب استفاده کنید،حتی الامکان عینک آفتابی بزنید،سویا و شکلات بخورید و از مرطوب کننده ها استفاده کنید.

-از جوانی ورزش را در برنامه ی زندگیتان بگنجانید زیرا که تحقیقات نشان داده که انجام فعالیت های ورزشی در دهه 20سالگی از سلامت و توانایی مغز در دوران میانسالی حفاطت می کند.

تربیت جنسی کودکان

-تربیت همان پرورش است و با آموزش تفاوت دارد.در زیر هفت سالگی به هیچ وجه مسئله آموزش را برای کودکان به صورت مستقیم نداریم،اما مبحث تربیت هست.در خصوص مبحث تربیت جنسی سوالات هستی شناسی کودکان در سنین 3تا5 سالگی اتفاق می افتد،فقط کودکانی که تنبیه فیزیکی نشده باشند اینگونه سوالات را می پرسند.وقتی ما اسم تربیت را می آوریم برمی گردد به دانشی که محیط اطراف به خصوص والدین،مربیان و بزرگسالان در مورد این باید داشته باشند.کودکان در سنین 3تا5 سالگی کنجکاوی جنسی دارند. –نکته:اگر مسائل جنسی را زیر 8 سال به کودک آموزش دهیم، فساد ایجاد کردیم،کودک را منحرف کردیم؛کودکی که هیچ درکی نسبت به جهان هستی ندارد و هنوز تفکر انتزاعی او شکل نگرفته است و وقتی ما این مسائل را می گوییم به کنجکاوی جنسی کودک دامن می زنیم.غریزه جنسی نیازی به آموزش ندارد

-اهداف تربیت جنسی:فراهم کردن بستر مناسب برای رشد سالم جنسی که این مطالب را والدین باید بدانند،ارضای صحیح و بهنجار غریزه جنسی(قرار نیست که غریزه جنسی سرکوب شود)،پیشگیری از انحرافات جنسی و ایجاد جامعه پاک(این نکات برای سازمان بهداشت جهانی است)،آماده سازی دختذها و پسرها برای زندگی سالم خانوادگی،فضیلت جویی،خویشتن داری،پرهیز از افراط و تفریط.

فرصت های تربیتی در کودکی

-فرصت های تربیتی در کودکی را در حوزه تفکر،ادراک،رشد مفهومی،رشد حرکتی،رشد جنسی،موانع رشد دسته بندی کرده اند.

-شکل گیری حیا،خودکنترلی،رشد اخلاقی در کودکان چگونه اتفاق می افتد؟برخی از این ویژگی ها مبتنی بر وراثت هستند و برخی مبتنی بر محیط هستند،که معمولا شکل گیری اخلاقی از سه سالگی با آموزش غیرمستقیم در محیط شروع می شود.مثلا در کره جنوبی برای کودکان از سه سالگی درس اخلاق دارند(با اینکه کشوری بدون مذهب است)،از طریق بازی رشد اخلاقی را شکل می دهند.

-تفکر یعنی چی؟تفکر کودکان چگونه شکل می گیرد؟دقیق ترین تعریف تفکر،فرایند های عالی و پیچیده ذهنی از جمله حل مسئله،استدلال،خلاقیت،مفهوم پردازی،ادراک،برنامه ریزی زبان است.رابرت زیگلر و مارتا واگنر در حوزه تفکر زیاد کار کردند و به صورت پژوهش طی بیست سال به این سوال که آیا تفکر فطری است؟ پاسخ می دهند.

آنهایی که می گویند تفکر فطری است،رویکردهای دارند:یکی دیدگاه تداعی گرا است مثل جان لاک که مطرح می کند در زمان جنینی،جنین قدرت شرطی شدن را دارد یعنی اگر به فردی علاقه مند است به عطری که آن فرد می زند نیز علاقه مند است.

پیاژه بیان می کند که تفکر از طریق محیط فیزیکی شکل می گیرد اما دیدگاه سازنده گرایی می گوید تفکر از طریق محیط ذهنی،محیط فیزیکی،محیط اجتماعی،محیط رادیکالی شکل می گیرد.

-رشد شناختی:به همان اندازه که وزن مغز افزایش می یابد فرایندهای شناختی نیز افزایش پیدا می کنند،مگر در آکرومگالی ها که نابهنجاری هلی جسمی هستند.100 تا200 میلیون سلول عصبی در مغز وجود دارد.

کودکان چه چیزهایی را درک می کنند و چه چیزهایی را درک نمی کنند؟

-درک مفهوم اعداد:کودک پنج ماهه می تواند اعداد حاصل جمع 3 را یادبگیرد.

-جلب توجه یا حفظ توجه نوزاد،دقیقا مثل بزرگسال است.حفظ توجه زمانی اتفاق می افتد که شی معنادار باشد،یعنی آن شی برای فرد جذابیت داشته باشد.اگر این شی به صورت زنده باشد یا قدرت زیستی داشته باشد،بیشترین توجه را برای کودک دارد.با افزایش سن جلب توجه به سمت محرک های پیچیده پیش می رود و کودک به محرک های ساده توجه نمی کند.

-نوزادان به سوی آینده و حال گرایش دارند،چرایی این را بررسی نکرده اند.نوزادان امید به آینده دارند اما ممکن است وقتی بزرگ تر می شوند توسط والدین یا اطرافیان ناامید شوند.

-در سه ماهگی انتظار وقوع چیزی را در خود شکل می دهند.

-در سه ماهگی حساسیت بینایی کودکان نسبت به نوار های سفید و سیاه خیلی زیاد است،بخاطر اینکه قدرت بینایی در ابتدای تولد کم است.

-از بدو تولد دوست دارند به صورت انسان توجه کنند نه به اشیا.

-صدای زیروبم وعکس العمل کودکان:مواظب باشید غریبه ها با نوزادان صحبت نککند به خصوص مردان،باعث می شود کل هیجانات نوزاد بهم بریزد.بچه ها نسبت به صدای بم واهمه دارند.

-نوزادان پس از 36 ساعت از تولد خود دوست دارند چهره مادر راببینند و چهره مادر را می توانند تشخیص دهند(تصویر ویدیویی مادر می تواند تاثیر مشابه داشته باشد اما تصویر زنده بیشترین اثر را دارد).

-در گذشته گفته می شد که کودکان از سه سالگی می توانند فاصله اشیا را تخمین بزنند اما نوزاد یک ماهه علاوه بر تشخیص اشیا،جهت و فاصله ی آن شی را هم می تواند تخمین بزند،این فاصله باید زیر پنچ متر باشد تا بتواند تشخیص دهد.

-واکنش به صدا از ماه دوم بارداری است.نوزادان بین صداهای مشابه گفتاری سریع واکنش می دهند.اگر صد نوع صدا ایجاد کنیم از اونواع حیوانات،از انواع ضربه زدن به اجسام مختلف،نوزاد در همان ماه اول می تواند از بین این صداها صدای انسان را تشخیص دهد.-کودکان از صدا برای تعیین فاصله استفاده می کنند.کودکان در اتاق تاریک می توانند خود را به چیزی که صدا می دهد نزدیک کنند.نوزاد یک روزه در جابه جایی صدا از نوزاد دو یا سه ماهه بهتر عمل می کند زیرا از مکانیزم هایی در روز اول استفاده می کند که در شکم مادر استفاده می کرد.

-کودک پنج ماهه جذب حرکات بدن انسان می شود و چندین برابر بیشتر از حرکت اشیا از حرکات انسان لذت می برد.

-کودک پنج ماهه به بعد صورت های زیبا را از صورت های زشت می تواند تشخیص دهد.زیبا شناسی در کودک پبج ماهه فوق العاده است.

-کودک در دو سالگی خط زیبا را از خط غیرزیبا و نقاشی های زیبا را از غیر زیبا تشخیص می دهد. –در شش ماهگی نوزاد در تمیز اشیا مسلط می شود.