امروز دوشنبه 04 مهر 1401

دیدگاه های نظری در رشد حرکتی

0

دیدگاه بالیدگی

در این دیدگاه گزل و همکاران از دو قلوهای همسان برای آزمایشات خود استفاده و راهبرد «کنترل دو قلوها» را در تحقیقات رشدی معرفی کردند.

در این راهبرد به یکی از دو قلوها آموزش خاصی داده می شد (برنامه تجربی)،در حالی که دیگری هیچ گونه آموزشی را تجربه نمی کرد

(کنترل)و تنها به او اجازه داده می شد که مانند کودکان دیگر از فرصت های طبیعی برای رشد استفاده کند. در این حالت گزل اثرات محیط را بر رشد آنها مورد بررسی قرار داد.

گزل به این نتیجه رسید که رشد کودکان یک فرایند منظم است (به این معنی که تغییرات رشدی حتی بعد از کودکی قابل پیش بینی و از قبل تعیین شده هستند.

استفاده از دوقلوها در تحقیقات به محققانی نظیر گزل و مک گرو این امکان را داد که با کنترل عامل ژنتیک،محیط را دستکاری کنند.

دیدگاه بالیدگی گزل(1930)

مختصر،دیدگاه بالیدگی تغییرات رشدی را به عنوان کارکرد فرایند بالیدگی که رشد حرکتی را (به ویژه از طریق سیستم عصبی مرکزی)کنترل یا اعمال می کند،توضیح می دهد.

بر اساس فرضیه های این تئوری،رشد حرکتی یک فرایند درونی یا ذاتی است که توسط یک ساعت زمانی زیستی یا ژنیتیکی هدایت می شود.

محیط ممکن است موجب سرعت بخشیدن یا آهسته کردن فرایند تغییرات شود،

ولی قادر به تغییر دوره تعیین شده زیستی فرد نخواهد بود.

نکته:

متخصصان دیدگاه بالیدگی معتقدند ژنتیک و وراثت مسؤل اصلی رشد حرکتی هستند و محیط تأثیر کمی در این فرایند دارد.

در این دیدگاه دستگاه عصبی را عامل اصلی برای ظهور مهارتهای جدید میداند و بالیدگی را بعنوان فرایندی کنترل شده از طریق عوامل درونی(ژنیتیکی) میداند و تأثیرخارجی(محیطی)بر میزان رشد را موقتی دانسته و عوامل ارثی را بعنوان کنترل کننده نهایی رشد میداند.

در این دیدگاه برنامه تمرینی و محرومیت تمرینی ظهور مهارتهای جدید را متأثر نمی کند مگر با تفاوتهای جزِیی در سن شروع.

دیدگاه توصیفی

از دیدگاه های اساسی رشد است که رشد حرکتی را از سایر رشته های علوم حرکتی جدا می سازد. این دیدگاه بر توصیف کیفی حرکت،تفسیر و تعیین ضوابط گروههای سنی تأکید دارد که به دو زیر رشته تقسیم می شود.

1. دیدگاه توصیف هنجاری: ارائه و تعیین آزمونهای میزان شده و توصیف عملکرد حرکتی کودکان بر اساس آن کمیت اجرا

2. دیدگاه توصیف بیو مکانیکی: توصیف زیست مکانیکی الگوهای حرکتی کودکان و تعیین و شناسایی توالی رشد حرکات از مراحل ابتدایی تا مراحل پیشرفته

دانش کسب شده از دوره های توصیفی هنجاری و بیومکانیکی به این دلیل ارزشمند بود که اطلاعاتی در خصوص تغییرات مرتبط با سن در رشد حرکتی را در اختیار مربیان قرار داد. نظر به اینکه توصیف حرکات در طی دوره های بالیدگی به عنوان یک ابزار اساسی رواج یافته بود، رشد حرکتی به عنوان یک رشته توصیفی شناخته شد.

دیدگاه پردازش اطلاعات

این دیدگاه، یک دیدگاه نظری متفاوت بود که بر عوامل رفتاری یا محیطی رشد تمرکز داشت

این دیدگاه در سالهای 1960 تا 1980 رایج بود و با رفتار حرکتی و رشدی ارتباط داشت.

بر اساس این دیدگاه،مغز مانند کامپیوتر عمل کرده و پس از دریافت اطلاعات و پردازش آنها،فرمان حرکت را صادر می کند. بنابراین،فرایند یادگیری و رشد حرکتی مانند اعمال یک کامپیوتر که توسط ورودی های بیرونی یا محیطی انجام می گیرد،توصیف شدند.

این دیدگاه نظری حدود سالهای 1970 ظهور یافت و در دهه های 1970 و 1980 در بین روانشناسان تجربی،روانشناسان رشدی و متخصصان یادگیری حرکتی به ویژه در تربیت بدنی به عنوان دیدگاه برتر شناخته شد

نظریه ادراکی –حرکتی (کفارت)

هدف او (کفارت) مطالعه رشد جسمی و حرکتی کودکان با نارسایی یادگیری بود و می گوید رشد بهنجار کودک به او کمک می کند تا مفهوم با ثبات و قابل اعتمادی از محیط را کسب کند در مقابل کودکان ناتوان در مقابله با جهان اطراف دچار مشکل هستند.

مقابله ادراکی – حرکتی:

همراه با رشد الگوهای حرکتی کودک توجه خود را به مفاهیم ادراکی معطوف می کند اگر این اطلاعات با اطلاعات حرکتی همسو باشد مشکلی ایجاد نمی شود در غیر این صوزت کودک در دنیای متعارضی بسر میبرد

دیدگاه بوم شناختی (Ecological)

دیدگاه جدیدی درخصوص رشد در دهه 1980 ظهور یافت و امروزه به عنوان دیدگاه نظری برترتوسط محققان رشد حرکتی مورد استفاده قرار می گیرد.

تأکیددیدگاه بر روابط متقابل فرد،محیط و تکلیف است.

در این جا می توان به مدل نیوول اشاره کرد.

بر اساس دیدگاه بوم شناختی باید تعامل تمام اجزا و محدودیت ها (از قبیل تیپ

بدنی،انگیزش،دما و اندازه توپ)را مد نظر قرار دهید تا بتوانید مهارت

حرکتی (برای مثال ضربه زدن)را درک کنید.(رابرتون،1989)

دیدگاه بوم شناختی،دو شاخه مجزا دارد:

1. دیدگاه سیستم های پویا:با کنترل و هماهنگی حرکتی سر و کار دارد.

2. دیدگاه ادراک –عمل: بر اساس ادراک، توجه و تمرکز است.

دیدگاه سیستمهای پویا Dynamical system approach

در این نظریه اعتقاد بر این است که سیستم های فیزیکی و شیمیایی زیادی وجود دارند که رفتار را محدود می کنند

مثال:

نحدودیتهای موجبدن شما قادر است به روشهای مختلفی حرکت کند. اما به دلیل ساختار مفصل ران و پاها (دستگاه اسکلتی)،شما به عنوان یک بزرگ سال به راه رفتن (در مقابل سینه خیز رفتن،چهار دست و پا رفتن و غلتیدن)به عنوان یک الگوی اصلی انتقال تمایل بیشتری دارید.سازماندهی ساختاری بدن شما در مقابل ود،شما را به راه رفتن ترغیب می کند.

اصول:

• * افراد از سیستمهای مختلف تشکیل شده اند.

* رشد دارای ماهیتی غیر مداوم است.

* خود سازماندهی سیستمهای مختلف بدن

* خود سازماندهی سیستمهای مختلف بدن در اثر عاملی به نام ساختار هماهنگ ایجاد می شود.

بر خلاف دیدگاه بالیدگی و پردازش اطلاعات،سیستمهای پویا پیشنهاد می کند که رفتار هماهنگ به نرمی جمع شده است تا این که به سختی محصور شده باشد (بدین معنا که سیستم های تعامل کننده بدن شما با هم و به صورت یک واحد عمای اقدام کرده و موقعی که نیاز باشد شما را قادر به راه رفتن می سازد.) با وجود نداشتن یک طرح به سختی محصور شده،انعطاف پذیری بیشتری در راه رفتن خواهید داشت و این امر به شما امکان می دهد بتوانید در بسیاری از موقعیت ها،اقدام به راه رفتن کنید.این فرایند خود به خودی، خود سازماندهی سیستم بدنی نامیده می شود.

این نظریه حرکت را ناشی از سه قسمت میداند:

1.خود سازماندهی سیستمهای بدن (فرد)

2. ماهیت محیط اجرا کننده (محیط)

3. تقاضاهای مربوط به انجام حرکت (تکلیف)

یکی از مفاهیم مهم رشد حرکتی که از دیدگاه سیستم های پویا ناشی می شود، محدود کننده های میزان یا کنترل کننده ها است.سیستم های بدنی به طور هماهنگ رشد نمی کنند برخی تند و برخی به آهستگی به مرحله بلوغ میرسند. همچنین هر سیستمی باید به عنوان یک محدودیت در نظر گرفته شود.

این اصول در دیدگاه سیستم های پویا تفاوت زیادی با دیدگاه بالیدگی دارند. طرفداران سیستم های بالیدگی تمایل داشتند روی سیستم وابسته به رشد وتنها کنترل کننده میزان رشد،تمرکز کنند. در حالی که مطابق سیستم های پویا ممکن است،سیستم ها و دانش های مختلفی برای مهارت های گوناگون به عنوان کنترل کننده میزان،عمل کنند (تلن 1998)

دیدگاه ادراک - عمل

گیبسون پیشنهاد کرد که:رابطه تنگاتنگی بین سیستم ادراکی و سیستم حرکتی وجود دارد. در این دیدگاه،اگر بخواهیم یافته های ما از نظر بوم شناختی معتبر باشند یعنی در رفتار حرکتی دنیای واقعی قابل استفاده باشند،نمی توانیم ادراک را مستقال از حرکت بررسی کنیم.

بر اساس روابط نزدیک ادراک و حرکت ایجاد شده، در این دیدگاه نمی توان مفهوم ادراک را مستقل از حرکت مطالعه کرد، واژه فراهم سازی در این دیدگاه مطرح می شود و شامل اطلاعاتی ار قبیل اندازه،شکل،اشیاء و... است. روابط بین محیط و فرد اهمیت زیادی دارد.

مثال: انسان در سطح افقی دارای تواناییهایی است که در سطح دیگر ندارد ویا درمورد حیوانات محیط های مختلف برای افراد معانی متفاوتی دارد و افراد با توجه به معیارهای درونی خود محیط را ارزیابی کرده و از آن استفاده می کنند.

اصول پایه

معتقدین

دیدگاه

کنترل رشد بر عهده وراثت است و سیستم اعصاب مرکزی سیستم اصلی کنترل کننده است.

گزل و مگ گرو (1938و 1954)

بالیدگی

رشد حرکتی را می توان از طریق ضوابط گروه سنی توصیف کرد.

اسپن شاد، گلاسو و راریک (دهه 1950)

شاخه توصیفی – هنحاری

رشد حرکتی را می توان از طریق توالی پیشرفت در الگوهای حرکتی توصیف کرد.

گلاسو و هالورسون (دهه 1960)

شاخه توصیفی - بیومکانیکی

اطلاعات از طریق زنجیره ای از عملکردها و دستکاری ها منجر به پاسخ می شود (حرکت)

باندورا (1977)

پردازش اطلاعات

سییستم بدن به طور همزمان خود سازمان می شوند. رشد یک پدیده غیر خطی و غیر مداوم است.

پیفر کاگلر، اسکات کلسو، میشائل توروی (1982-1980)

بوم شناختی،شاخه ء سیستم های پویا

محیط حرکات خاصی را برای افراد فراهم می آورد حرکت به طور مستقیم با سیستم اعصاب مرکزی درک می

گیبسون 1979-1966)

بوم شناختی،شاخه ء ادراک –عمل