امروز شنبه 09 مهر 1401

اخلاق پروتستان و روحیه سرمایه داری

0

وقتی یکی از پرورش یافتگان تمدن مدرن اروپایی به مطاله مسائل تاریخ جهانی می پردازد، ناگزیر از طرح این سئوال است که ترکیب چه اوضاع و شرایطی سبب شد که در تمدن غربی، و فقط در تمدن غربی، مجموعه ای از پدیده های فرهنگی به وجود آیند که در مسیر پیشرفت (همانطور که دوست داریم بیندیشیم) و دارای ارزش و اعتبار جهانی باشند.

پیشرفت علم فقط در غرب به مرحله ای رسیده که امروزه معتبر شناخته می شود. ژرف ترین نوع تعقل فلسفی و کلامی منحصر به غرب نیستند، هر چند که بسط کامل علم کلام نظام مند را باید به حساب مسیحیت گذاشت که تحت تاثیر فرهنگ هلنی انجام گرفت، زیرا در اسلام و در چند آئین هندی فقط می توان بخشهایی از آن را یافت. خلاصه معرفت و مشاهده بسیار دقیق و پیشرفت در همه جا به خصوص در هند و بابل و چنین و مصر وجود داشته است. اما چه در بابل و چه در جاهای دیگر نجوم فاقد پایه های ریاضی بود – همین واقعیت پیشرفت نجوم را در این سرزمینها شگفت انگیز تر می کند – و نخستین بار یونانیها بودند که نجوم را بر مبنای ریاضیات استوار ساختند. هندسه هندی برخوردار از هیچ گونه اثبات عقلانی نبود؛ این هم ثمره دیگری از فکر یونانی بود که فیزیک و مکانیک را نیز خلق کرد. با این که در هند علوم طبیعی از نظر فنون مشاهده پیشرفت خوبی داشت اما فاقد روش آزمایشی بود، به همین ترتیب، اگر چه طب از نظر فنون تجربی، بخصوص در هند، بسیار پیشرفته بود اما مبتنی بر زیست شناسی و به ویژه بیوشیمی نبود. شیمی عقلانی غیر از مغرب زمین در هیچ حوزه فرهنگی دیگری وجود نداشت. در چین دانش تاریخی کاملاً پیشرفته ای وجود داشت، با این حال فاقد روش توسیدید بود. واقعیت این است کهماکیاولی پیشکسوتانی در هند داشت اما هیچ یک از اندیشه های سیاسی هند از لحاظ برخورداری از روش نظام مند و مفاهیم عقلانی شایان مقایسه با اندیشه ارسطو نیستند. دستگاههای فکری منظمی که برای نظام عقلانی قومین رومی و به تبع آن برای قوانین غربی حیاتی بود نزد هیچ یک از پیشگامان هندی مثل مکتب می مام زا و در هیچ یک از قوانین عریض و طویل خاور نزدیک هند و سایر قوانین مدون، نظیری نمی شناسد. دستگاهی مثل قانون شریعت کلیسایی فقط در غرب دیده شده است.

مباحث فوق در باره هنر نیز صادق است. گوش موسیقیایی ملل دیگر با حساسیتی که قطعاً نه ککمتر از ما بلکه احتمالاً بیش از ماست پرورش یافته است. انواع گوناگون موسیقی چند صدایی (پولی فونیک) در تمامی پهنه کره خاک انتشار داشته است. هم نوازی و همچنین قطعات آوازی همه جا وجود داشته است. تمامی فواصل الحان عقلانی مغرب زمین در جاهای دیگر نیز شناسایی و محاسبه شده اند. اما موسیقی هارمونیک عقلانی مغرب زمین در جاهای دیگر نیز شناسایی و محاسبه شده اند. اما موسیقی هامونیک عقلانی، چه کنترپوان و چه هارمونی؛ ساختن الحان بر مبنای هم نوای سه گانه همراه با هارمونیک سوم؛ گامها و نیم پرده هایی که نه بر اساس فاصله بلکه از هنگام رنسانس بر اساس هارمونی تعبیر می شوند؛ ارکستر سمفونیک با مرکزیت کوارتت زهی و همراهی گروه سازهای بادی؛ همراهی صدای بم (باس) دستگاه مدون نت نویسی که آهنگسازی و خلق آثار مدرن موسیقی و نیز تداوم بقای آنها را امکان پذیر ساخت؛ سوناتها و سمفونیها و اپراها؛ و بالاخره سازهای اصلی که ابزار همه اینها بوده اند یعنی ارگ و پیانو و ویولون و غیره؛ همه و همه فقط در مغرب زمین شناخته می شدند، هر چند که موسیقی برنامه دار و اشعار آهنگین و گردش الحان و نیم پرده ها در سنن گوناگون موسیقایی ابزارهای بیانی بوده اند.

در معماری نیز طاقهای نوک تیز همه جا مثل عهد باستان و آسیا ابزار تزئین بوده اند؛ احتمالاً ترکیب طاقهای نوک تیز و طاقهای نوک تیز همه جا مثل عهد باستان و آسیا ابزار تزئین بوده اند؛ احتمالاً ترکیب طاقهای نوک تیز و طاقهای هلالی چلیپایی در شرق ناشناخته نبوده است. اما استفاده عقلانی از طاقهای هلالی گوتیک به عنوان ابزاری برای توزیع فشار و وزن ساختمان مهمتر از همه به عنوان اصل بنا کننده ساختمانهای عظیم یاد بود و اساس سبکی (Style) که واد نقاشی و پیکرتراشی شد، مانند آثاری که در قرون وسطی آفریده شدند، در همه جا وجود نداشته است. معماری غرب پایه تکنیکی خود را از شرق گرفت. اما معماری شرق فاقد راه حل مسأله گنبد سازی و هنر شرقی بی خبر از عقلانی شدن کلاسیک همه هنرها بود.

فن چاپ در چین وجود داشت. اما مکتوب چاپی فقط برای چاپ طراحی شود و فقط از طریق چاپ امکان پذیر باشد و مهمتر از آن چاپ نشریات ادواری فقط در غرب پدید آمده است. همه انواع گوناگون نهادهای آموزش عالی، که حتی تا حدودی به دانشگاهها یا حداقل آکادمیهای ما شباهت سطحی داشته اند،در چین و در ممالک اسلامی وجود داشته است، اما جستجوی عقلانی و نظام مند و تخصصی علم، و پرسنل علمی تعلیم دیده و متخصص به معنای نزدیک به آنچه مام برجسته آن در فرهنگ امروزی ما دارد، فقط در غرب سابقه داشته است.

مهمترین وظایف زندگی روزمره جامعه در غرب امروز در دست مدیران و کارمندانی است که آموزشهای فنی، بازرگانی و مهمتر از اینها، آموزش حقوقی دیده اند.

تشکل سازمانی گروههای سیاسی و اجتماعای در طبقات فئودالی بین بسیاری از جوامع عمومیت داشته است. اما حتی فئودالی پادشاهان به معنای غربی آن فقط برای فرهنگ (غرب) آشناست.

در حقیقت معنای خاصی از خود دولت نیز منحصر به مغرب زمین بوده است و آن عبارت است از تشکلی سیاسی همراه با قانون اساسی عقلانی و مدون و تصویب عقلانی قوانین و وجود ضمانتهای اجرایی برای این قوانین که به دست کارگزاران تعلیم دیده به اجرا در می آید با این که شکلهای نزدیک به این نوع دولت در جاهای دیگر نیز وجود داشته اما این ترکیب از ویژگیها و خصوصیات فقط مختص به دولت غربی بوده است.

درباره سرمایه گذاری نیز، که قاطع ترین نیروی سازنده زندگی مدرن است، همین مطلب صدق می کند. انگیزه تملک و سودجویی و حرص برای پول، آن هم بیشترین مقدار ممکن پول، به خودی خود هیچ ربطی به نظام سرمایه داری ندارد. این انگیزه در همه افراد اعم از گارسونها و پزشکان و هنرمندان و فاحشه ها و رشوه خواران و سربازان و اشراف و قماربازان و گدایان نهفته است. حتی می توان گفت این انگیزه در تمام اعصار و در تمام جوامع، هر جا که امکان عینی آن فراهم بوده یا هست، بین تمام ابنای بشر حاضر بوده است.

حرص لگام گسیخته به مال اندوزی، حداقل، با سرمایه داری یکسان نیست بلکه در واقع با روحیه سرمایه داری کاملاً ناسازگار است. اما مسلما سرمایه داری با سودجویی و تجدید دائمی سود از طریق فعالیت عقلانی و مستمر سرمایه دارانه مترادف است. و البته باید هم چنین باشد؛ زیرا در جامعه مبتنی بر نظام سرمایه داری، هر واحد اقتصادی سرمایه داری که از فرصتها و امکانات خویش برای کسب سود بهره نبرد محکوم به نابودی است.

تملک به وسیله زور (به لحاظ صوری و عملی) از قوانین خاص خود تبعیت می کند و مناسبتی ندارد که آن را با کنشی که در نهایت معطوف به سودبری از مبادله است در یک مقوله قرار دهیم، اگر چه حفظ حد و مرز میان این دو بسیار دشوار است. هر جا اکتساب سرمایه داری به شکل عقلانی انجام گیرد کنش متناظر با آن همواره بر اساس محاسبه سرمایه تنظیم می شود.

واقعیت مهم همواره همان محاسبه ای است که بر اساس ارزش پولی روی سرمایه انجام می گیرد، صرف نظر از این که با فنون مدرن حسابداری و یا با هر روش دیگری، هر قدر خام و ابتدایی، باشد، همه چیز بر مبنای ترازنامه ها صورت می گیرد در آغاز هر فعالیت تراز اولیه ای لازم است، قبل از هر تصمیم گیری محاسبه ای لازم است تا احتمال سود آوری معلوم شود، و در پایان باید تراز نهایی تنظیم شود تا میزان سود به دست آمده معین گردد.

تنها چیزی که در این مفهوم از سرمایه داری برای مقاصد ما اهمیت دارد این است که تنظیم کنش اقتصادی، هر قدر هم شکل ابتدایی داشته باشد، از طریق مقایسه درآمد پولی با هزینه های پولی صورت می پذیرد. این معنا از سرمایه داری و فعالیتهای اقتصادی مربوط به آن نیز، تا آنجا که اسناد و مدارک اقتصادی موجود به ما اجازه قضاوت می دهند، در تمام ممالک متمدن جهان حتی با میزان شایان توجه عقلانی شدن محاسبه سرمایه دارانه، وجود داشته است. این نوع فعالیت اقتصادی در چین و هند و بابل و مصر و مدیترانه باستان و قرون وسطی، به اندازه عصر حاضر مشاهده می شوند.

با این حال، تجارت در هیج جا مانند غرب، خصوصاً برای مدتی طولانی استمرار نداشته، بلکه اساساً مجموعه ای از اقدامات منفرد بوده است. فعالیتهای بازرگانی عمده (و سازمانهای منشعب از آن) انسجام درونی خود را به تدریج و به کندی بسیار به دست آورد.

با این همه، اکنون در غرب نوعی از سرمایه داری پرورش یافته که هم از نظر دامنه کمی و هم از نظر انواع و اشکال و جهت گیریها (و تحول کمی آنها) هرگز در جای دیگری وجود نداشته است.

بازرگانان، عمده فروشان و خرده فروشان و بازرگانانی که در داخل و خارج تجارت می کردند در سراسر جهان وجود داشته اند. تمامی انواع وام و اعتبار در همه جا رایج بوده و بانکهایی با وظایف متعدد که دست کم با بانکهای قرن 16 اروپا شایان مقایسه اند، وجود داشته است.

هر جا و هرگاه منابع مالی دولتی وجود داشته، در کنار آن رباخواران و صرافان نیز پدید آمده اند، مثلاً در بابل و یونان و چین و هند و روم. این رباخواران مخارج جنگها، دزدیهای دریایی، مقاطعه کاریها و همه نوع فعالیتهای عمرانی را تأمین می کردند.

اما در غرب امروز، شکل بسیار متفاوتی از سرمایه داری به وجود آمده که در جای دیگری پدید نیامده سازمان سرمایه داری و عقلانی کار (رسماً) آزاد. در جاهای دیگر فقط بارقه هایی از این نوع اقتصاد را می توان دید. حتی سازمان کار غیر آزاد نیز فقط در نظامهای زراعی، و تا حد بسیار محدودی، در کارگاههای دوران باستان توانسته بود به میزان شایان توجهی از عقلانیت برسد.

خارج از مغرب زمین نیروی کار آزاد حتی در صمنایع خانگی فقط در موارد اندک و پراکنده ای وجود داشته است.

استفاده فراوان از کارگران روزمره در موارد بسیار معدودی به پیدایش سازمانهای تولیدی صنعتی منجر شده است.

اما هرگز حتی این موارد معدود هم به سازمان عقلانی شاگردی و کارآموزی در صنایع دستی خانگی مانند آنچه در قرون وسطای مغرب زمین وجود داشته نیانجامیده است.

ویژگی سرمایه داری غربی این نیست که سازمان صنعتی عقلانی آن با بازاری قاعده مند تنظیم شود و نه با فرصتها و موقعیتهای سیاسی و یا با بخت و اقبالهای غیر عقلانی کسب شود. توسعه سازمان عقلانی مدرن فعالیت سرمایه دارانه بدون حضور دو عامل مهم دیگر امکان پذیر نبود جدا شدن تجارت از خانوار که وجه مشخصه زندگی مدرن اقتصادی است؛ و حسابداری عقلانی که با این نوع اقتصاد پیوند نزدیکی دارد.

در همه جای دیگر، فعالیتهای سودآور به عنوان بخشی از فعالیتهای یک قلمرو (اقلیم) سلطنتی یا اربابی رشد می کرد که، همان طور که رادبر توس (Rodbertus) دریافته است، با وجود تمام مشابهتهای سطحی، از بیخ و بن با روند توسعه فعالیتهای تجاری در غرب متفاوت و حتی متضاد می باشد.

انواع گوناگون سوسیالیسم و کمونیسم در سراسر جهان تجربه شده است: کمونیسم خانوادگی، دینی یا نظامی، سوسیالیسم دولتی (در مصر) کارتلهای انحصاری و سازمانهای مصرف کنندگان. با این که امتیازات بازار مدنی، بنگاهها، اصناف و انواع تفاوتهای حقوقی بین شهر و روستا همه جا وجود داشته اما مفهوم شهروند بیرون از غرب و مفهوم بورژوازی بیرون از غرب مدرن، جای دیگری مشاهده نشده است. به همین ترتیب، طبقه پرولتاریا نمی توانست در جای دیگری شکل بگیرد زیرا سازمان عقلانی کار آزاد که تحت انضباط قاعده مند باشد هیچ جا جز غرب دیده نشده است. مبارزه طبقاتی وام دهندگان با وام گیرندگان؛ زمینداران با افراد فاقد زمین و سرفها یا اجاره داران: تضاد منافع تجاری با

منافع مصرف کنندگان یا زمینداران همه جا با ترکیبات گوناگون وجود داشته است. اما حتی مبارزات سرمایه گذاران و کارکنان آنها در غرب قرون وسطی، در جاهای دیگر فقط در مبادی راه بوده است.

مسأله اصلی ما در مطالعه تاریخ جهانی فرهنگ، حتی از نقطه نظر صرفاً اقتصادی، به طور کلی توسعه و تحول فعالیت سرمایه داری نیست که در فرهنگهای مختلف فقط به لحاظ صوری با هم متفاوتند سرمایه داری مخاطره جویانه در تجارت و جنگ و سیاست و یا سرمایه داری حکومتی به عنوان منبع درآمد. بلکه مسأله اصلی عبارت است از منشأ این سرمایه داری خشک و جدی و سازمان عقلانی کار آزاد در آن. یا به زبان تاریخ فرهنگی مسأله اصلی منشأ طبقه بورژوازی غربی و خصوصیات آن است.

با یک نگاه می توان دریافت که شکل ویژه سرمایه داری مدرن غربی به شدت تحت تأثیر توسعه امکانات تکنیکی قرار داشته است. عقلانیت این سرمایه داری امروزه عمدتاً بر پایه محاسبه پذیر بودن مهمترین عوامل تکنیکی استوار است. به عبارت دیگر، این سرمایه داری به خصوصیات علم مدرن و به خصوص به علوم طبیعی مبتنی بر ریاضیات و به آزمایشهای تجربی دقیق و عقلانی وابسته است. از طرف دیگر، علائق سرمایه دارانه به کاربرد دستاوردهای علمی در صحنه اقتصاد، مشوق مهمی برای پیشرفت این علوم و تکنیکهای مربوط بدان محسوب می شود. اما حقیقت این است که نمی توان چنین علائقی را منشأ علم غربی دانست. در غرب ملاحظات اقتصادی مشوق و مساعدت کننده بهره گیری تکنیکی از معرفت علمی بود که برای زندگی توده مردم اهمیت زیادی داشت. اما این مساعدت و تشویق ناشی از ویژگیهای ساختار اجتماعی در غرب بود.

ساختار عقلانی قانون و حکومت از جمله بخشهایی است که از این نظر اهمیت تردیدناپذیری داشته اند. زیرا سرمایه داری عقلانی مدرن نه فقط به ابزارهای تکنیکی تولید بلکه به نظام حقوقی و حکومتی محاسبه پذیر، یعنی به قواعد رسمی، نیازمند است. بدون چنین نظامی می توان انتظار وجود سرمایه داری تجاری مخاطره جو و تمام انواع سرمایه داری مبتنی بر سیاست را داشت اما فعالیت اقتصادی عقلانی بر اساس ابتکارات فردی و با سرمایه ثابت و محاسبات دقیق امکان ناپذیر می گردد. این نوع نظام حقوقی و حکومتی، که دارای کمال صوری و حقوقی در مقایسه با جاهای دیگر است فقط در غرب در کنار فعالیتهای اقتصادی قرار داشت.

چرا علائق سرمایه دارانه در چین یا هند به نتایج مشابهی نیانجامید؟ چرا پیشرفتهای علمی و هنری و سیاسی یا اقتصادی در این کشورها وارد همان مسیر عقلانی شدن که مختص به غرب است نگردید؟

در تمام موارد فوق پرسش درباره عقلانیت گرایی خاص و منحصر به فرهنگ غرب است.

حال ممکن است معانی بسیار متفاوتی از اصطلاح عقلانیت گرایی فهمیده شود. در بحث زیر به دفعات این معانی متفاوت را خواهیم دید. مثلاً تأملات عارفانه، یعنی نگرشی که اگر از بخشهای دیگر زندگی بدان بنگریم کاملاً غیر عقلانی است، درست به اندازه زندگی اقتصادی و تکنیک و پژوهش علمی و آموزش نظامی و قانون و حکومت عقلانی شده است. بخشهای مختلف زندگی و تمام حوزه های فرهنگ انسانی شاهد کیفیات گوناگون عقلانی شدن، بوده اند. برای آن که چگونگی تفاوتهای آنها را از نقطه نظر تاریخ فرهنگی معلوم کنیم ضرورتاً باید بدانیم که چه بخشهایی و در چه جهاتی عقلانی شده اند.

اگر چه تحول و توسعه عقلانیت گرایی اقتصادی تا حدی به تکنیک و حقوق عقلانی وابسته است، اما در عین حال به توانایی و آمادگی انسانها به پذیرش گونه های خاصی از کردار عقلانی نیز وابسته است. وقتی موانع معنوی بازندارنده این گونه کردارهای عقلانی شوند، تحول و توسعه کردار اقتصادی عقلانی نیز با مقاومتهای جدی درونی رو به رو می شود. در گذشته، نیروهای مذهبی و جادویی و آرمانهای اخلاقی ادای تکلیف که برخاسته از این نیروها بوده اند همواره از جمله مهمترین عوامل شکل دهنده کردار بوده اند.

در این مورد ما با مسأله پیوند بین روح حیات اقتصادی مدرن و اخلاقیات عقلانی مذهب پروتستان زهدگرا مواجهیم. بنابراین در این مقاله ما فقط یک طرف زنجیره علی را بررسی می کنیم.

در این مقاله می کوشیم با مرور و روابط بین ادیان عمده با حیات اقتصادی و با قشربندی اجتماعی دنیای آنها، تا آنجا که برای یافتن نقاط مقایسه با تحول و توسعه غربی لازم باشد، هر دو مناسبت علی را دنبال کنیم. زیرا فقط با این اسلوب است که امکان ارزیابی علی عناصری از اخلاقیات اقتصادی منحصر به ادیان غربی به دست می آید و فقط با این روش است که امید به کسب میزان قانع کننده ای از نزدیکی به واقعیت امر وجود دارد. بنابراین مقاله حاضر مدعی ارائه تحلیل کاملی از فرهنگها، هر چند به اختصار، نیستند.

در این مقاله توجه ما قطعاً بر مسائلی است که برای درک فرهنگ غربی از این نقطه نظر مهم می نمایند. با توجه به این هدف هیچ روش دیگری امکان پذیر به نظر نمی آید.

مسلماً برای یک چین شناس و هندشناس و سامی شناس یا مصرشناس چیز تازه ای در این مطالعات وجود ندارد.

کاملاً واضح است که اگر کسی چاره ای جز اتکا به ترجمه ها و ارزیابی و استفاده از منابع تاریخی و اسنادی و ادبی نداشته باشد ناچار از اتکا به مطالب تخصصی خواهد بود که غالباً به شدت مناقشه پذیرند و او نمی تواند قضاوت دقیقی درباره صحت و سقم آنها داشته باشد.

نتیجه تمامی اینها اینکه مطالعات فعلی قطعا، به خصوص در قسمتهای مربوط به آسیا، جنبه موقتی و آزمایشی دارند.

فقط متخصص صلاحیت قضاوت نهایی دارد. و طبیعتاً این مطالعات فقط به این دلیل نوشته شده اند که تا به حال پژوهشهای تخصصی با این هدف خاص و از این نقطه نظر بخصوص، انجام نگرفته است. اما این مطالعات سرنوشتی جز منسوخ شدن توسط مطالعات دیگر ندارند به معنایی مهمتر و بیشتر از آنچه درباره هر کار علمی می توان گفت. اگر چه تعدی به رشته های دیگر می تواند مورد مخالف و اعتراض باشد اما در یک مطالعه تطبیقی گزیری از این تعدی نیست. چنین پژوهشگری باید با گردن نهادن به تردیدهایی که درباره میزان موفقیت او هست، تمام مسئولیتهای کار خود را بپذیرد.

حال باید دلایلی بیاورم که چرا از مواد و مصالح قوم نگاشتی که در هر پژوهش کاملی، به خصوص درباره ادیان آسیایی، سهم ارزشمندی دارد اصلاً استفاده نکرده ام. این محدودیت فقط به دلیل محدود بودن قدرت کار بشر به من تحمیل نشده است.

به نظر می رسد این حذف تا حدی مجاز باشد زیرا در اینجا ما ضرورتاً با اخلاق مذهبی طبقه هایی سر و کار داریم که حاملان فرهنگ ممالک خود بوده اند.

در پایان می توانیم نگاهی به جنبه انسان شناختی این مسأله بیاندازیم. وقتی به دفعات شاهدیم که برخی صور عقلانی شدن، حتی در بخشهایی از زندگی که ظاهراً مستقل از این فرآیند هستند، در مغرب زمین و فقط مغرب زمین، گسترش یافته اند، طبیعتاً به این صرافت می افتیم که مهمترین دلیل در تفاوتهای وراثتی نهفته است.

فهرست منابع:

1- کتاب اخلاق پروتستان وروحیه سرمایه داری ترجمه دکتر عبدالمعبود انصاری.

2- مقاله مقدمه ای بر اخلاق پروتستان وروحیه سرمایه داری ترجمه آقای حسن چاوشیان.

تالیف: ماکس وبر