امروز پنجشنبه 14 مهر 1401

مبانی نظری و پیشینه خودمختاری

0

رفتار زمانی خود مختار است که تمایلات، ترجیهات، و خواسته های ما فرآیند تصمیم گیری ما را برای انجام دادن یا انجام ندادن فعالیتی خاص، هدایت کنند.

وقتی نیروهای بیرونی، ما را وادار می-سازند به شیوه ی خاصی فکر، احساس، یا رفتار کنیم، خود مختار نیستیم، یعنی رفتارمان را دیگران تعیین کرده اند. رفتار زمانی خود مختار است که با احساس اراده و داشتن فرصت انتخاب در تصمیم گیری برای شروع کردن و تنظیم یک رفتار همراه باشد (گاگنی و دسی، 2005).

تعریف خود مختاری

خود مختاری، احساس اختیار و اراده داشتن در انجام کار است، نوعی تمایل ذاتی برای تجربه ی رفتاری که خود شخص آن را ترتیب داده است (بایر،2006).

نیاز به خود مختاری عبارت است از تمایل به خود آغازگر بودن در انجام فعالیت ها و علت و منشأ رفتار خود بودن، به جای تحت کنترل عوامل بیرونی بودن (لی،2010).

وقتی تصمیم می گیریم چه کاری را چگونه و چه موقع انجام دهیم، ما در واقع می خواهیم این تمایلات ما رفتارمان را تعیین کنند نه یک محیط کنترل کننده (شیخ الاسلامی و خیر، 1386).

خود مختاری اشاره به تمایل فرد برای پیگیری آزادانه خود و نقش خواست و اراده ی فرد در انجام کار است (روکا و گاگنی، 2008).

خود مختاری زمانی است که فرد خود را، علت و دخیل در پیامد های کار خود می داند (ریو، 2005).

سه ویژگی تجربه، دست به دست هم می دهند تا تجربه ی ذهنی خود مختاری را توصیف کنند: درک منبع علیت، درک انتخاب، و اراده. درک منبع علیت، به آگاهی فرد از منبع علیتی اعمال با انگیزه اش اشاره دارد. درک منبع علیت، در یک پیوستار دو قطبی، از درونی تا بیرونی گسترش دارد.این پیوستار نشان می دهدکه آیا فرد تصور می کند رفتارش را منبع شخصی آغاز کرده یا منبع محیطی. برخی برای متمایز کردن فردی که رفتارش از منبع علیت درونی ناشی می شود و کسی که رفتارش از منبع علیت بیرونی سرچشمه می گیرد، از اصطلاحات مبتکران وآلت دست ها استفاده می کنند.هر چه فرد منبع علیت عمل خود را درونی تر ببیند احساس می کند از بین چندین انتخاب می تواند دست به انتخاب بزند و برای انجام کارهای خود تحت فشار نیست و آن ها را از روی اراده انجام می دهد، احساس خود مختاری بیشتری خواهد داشت (منصوری،1394).

اراده، میل به انجام دادن فعالیتی بدون احساس فشار است. اراده بر این موضوع متمرکز است که افراد هنگام انجام دادن کاری که می خواهد انجام دهند و هنگامی که از کاری که نمی خواهند انجام دهند خودداری می کنند، چقدر احساس می کنند آزاد یا مجبور هستند. در صورتی اراده بالا است که وقتی فرد کاری را انجام می دهد اعمال او کاملاً مورد تأیید خود است. یعنی در اصل بگوید: من آزادانه دوست دارم این کار را انجام دهم (سوریبو،2009).

درک انتخاب به موقعی اشاره دارد که در شرایط محیطی ای قراربگیریم که امکان تصمیم گیری به ما بدهد و چندین فرصت انتخاب کردن در اختیارمان بگذارد. وقتی در شرایط محیطی ای قرار بگیریم که به طور انعطاف ناپذیری ما را به سمت اعمال تعیین شده سوق دهد، احساس التزام می کنیم که بر عکس درک انتخاب است (روکا،2008).

نظریه خود مختاری

طبق نظریه خود مختاری، سه نوع انگیزش وجود دارد: بی انگیزشی، انگیزش بیرونی و انگیزش درونی.

این انواع از انگیزش را می توان در یک پیوستار خودمختاری یا درک منبع علیت، مرتب کرد. در سمت راست، بی انگیزشی قرار دارد، حالتی که در آن، فرد نه انگیزش درونی دارد نه بیرونی(مثل، دانش آموز ترک تحصیل کرده، ورزشکار سرخورده، یا همسر بی تفاوت).

در وسط شکل، چهار نوع انگیزش بیرونی قرار دارند که می توان آنها را بر اساس درجه خود مختاری از یکدیگر متمایز کرد: تنظیم بیرونی (اصلا خودمختار نیست)، تنظیم درون فکنی شده (تا اندازه ای خودمختار است)، تنظیم خود پذیر (عمدتا خود مختار است)، و تنظیم آمیخته (کاملا خود مختار) است. در سمت چپ، انگیزش درونی بیانگر حمایت کامل فرد از خود مختاری است و به تمام مواردی که نیازهای روان شناختی فرد، انگیزشی را برای عمل کردن به وجود می آورند، مربوط می شود(مهرپرور و دیگران،1394).مشخص کردن انواع انگیزش به این دلیل اهمیت دارد که مقدار خودمختاری در هر حالت انگیزشی، بر آنچه افراد فکر می کنند، احساس می کنند، و انجام می دهند تاثیر بسزایی دارد. این چهار نوع انگیزش بیرونی از این نظر که فرد آنها را تا چه اندازه ای به صورت خود مختار تجربه می کند، تفاوت زیادی دارند. افراد عمدتا به خاطر اطاعت و به این علت که محبور هستند (یعنی، کنترل شده اند)، به تنظیم بیرونی و درون فکنی شده تن در می دهند، اما افرادی که به تنظیم خود پذیر و آمیخته می پردازند، این کار را دوست دارند و آن را ترجیح می دهند(منصوری،1394).

انگیزش بیرونی

بیشتر کارهایی که در طول روز انجام می دهیم، از لحاظ درونی برانگیزنده نیستند. همه نوع انگیزش بیرونی، با رفتارهایی که از ما مطالبه می کنند، وابستگی بیرونی دارند. در عمل این وابستگی بیرونی، انگیزش بیرونی ای را برای انجام دادن یک کار به وجود می آورد که خود آن کار به تنهایی نمی تواند آن را ایجاد کند(تقوی،1387).

تنظیم بیرونی

رفتارهایی که به صورت بیرونی تنظیم شده اند، برای بدست آوردن پاداش یا برآورده ساختن خواسته ای بیرونی، انجام می شوند. وجود برانگیزنده های بیرونی (مثل پاداش ها، تهدیدها) برای کسی که از بیرون تنظیم شده است، افزایش و کاهش انگیزش را تنظیم می کند. کسی که از بیرون تنظیم می شود، معمولا تا وقتی که یک مشوق بیرونی وجود نداشته باشد، به سختی کاری را انجام می دهد(حسینی،1393).

تنظیم درون فکنی شده

درونی کردن، اما نه واقعا پذیرفتن درخواست های دیگران برای فکر کردن، احساس کردن، یا رفتار کردن به شیوه خاص است. تنظیم درون فکنی شده اصولا باانگیزه شدن به خاطر احساس گناه و استبداد بایدهاست. در واقع، فرد به عنوان نماینده محیط بیرونی عمل می کند، خودش را برای انجام دادن رفتاری که دیگران بد می دانند، تنبیه می کند (احساس شرمندگی یا گناه). بنابراین درون سازی تا اندازه ای صورت گرفته است، اما این درون سازی به جای اینکه به صورت واقعی و اخیاری در خود (self) ادغام شود، با اکراه روی داده است(پهلوان،1395).

تنظیم خود پذیر

تنظیم خود پذیر بیانگر انگیزش بیرونی عمدتا درونی شده و خود مختار است. کسی که به شیوه خود پذیر تنظیم شده، به صورت اختیاری، مزایا و فایده عقیده یا رفتاری را قبول می کند زیرا به نظر وی، این شیوه تفکر یا رفتار کردن، با اهمیت و مفید است. بنابراین، اگر دانش آموزی باور داشته باشد که تکلف اضافی در ریاضی اهمیت دارد، یا اگر ورزش کاری به این باور برسد که تمرین اضافی ضربه پشت دستی (بک هند) مهم است، انگیزش مطالعه کردن یا تمرین کردن بیرونی هستند ولی آزادانه انتخاب شده اند(تقوی،1387).

تنظیم آمیخته

تنظیم آمیخته، خود مختارترین نوع انگیزش بیرونی است. در حالی که درونی کردن، فرایند جذب کردن ارزش یا شیوه رفتار کردن است، در آمیختن، فرایندی است که افراد از طریق آن، ارزش ها و رفتارهای همانند سازی شده خویش را در خود self کاملا دگرگون می کنند. این نوع تنظیم در عین حال که نوعی انگیزش است، فرایند رشد نیز هست، زیرا خود آزمایی لازم را برای هماهنگ کردن روش های جدید فکر کردن، احساس کردن، و رفتار کردن با روش های پیشین فکر کردن، احساس کردن، و رفتار کردن فرد در بر دارد(عبدلی و دیگران،1394).

نظریه خود مختاری کارکردی

مفهوم خودمختاری کارکردی [1]

اساس نظریه صفات شخصیتی آلپورت، بر این مبنی استوار است که شخصیت سیستمی است در حال رشد و پویا. اصل خود مختاری کارکردی که ازمفاهیم شناخته شده و بسیار مهم در سیستم نظریه شخصیتی آلپورت محسوب می شود، مبین این امراست که، در نگاه آلپورت، انگیزه های فرد بزرگسال ارتباط با انگیزه های دوره کودکی وتجارب اولیه او ندارد. برای مثال، اگر اندوخته کردن پول انگیزه ای باشد که از لحاظ کارکردی خودمختار است، در این صورت، رفتار آدم خسیس با تجربیات کودکی در مورد آموزش استفاده از توالت یا به پاداش ها و تنبیه ها قابل ردیابی نیست.به جای آن باید گفت که آدم خسیس پول را دوست دارد و این تنها توجیه لازم است. بر این اساس، انگیزه های فعلی فرد از لحاظ کارکردی، مستقل از عللی است که موجب بوجود آوردن این انگیزه شده است. به بیان دیگر، شخصیت افراد، جدا از گذشه آنهاست؛ ارتباط آنها به گذشته صرفاً جنبه تاریخی دارد نه کارکردی. رفتار امروز افراد از لحاظ انگیزشی ارتباطی به گذشته ندارد. آلپورت خودمختاری کارکردی را در رابطه با انگیزه ها ارائه کرد. ذکر شد که انگیزه ها دارای پنج خصیصه به ترتیب: همزمان بودن، متنوع بودن، هدف دار بودن، معاصر بودن و منحصر به فرد بودن، هستند. خودمختاری کارکردی بدین معناست که انگیزه های انسان، خودنگهدار هستند، یعنی، این که آنها به طور مستقیم یا غیرمستقیم از انگیزه های اساسی اولیه مشتق نشده اند. مردم به خاطر خودشان رفتارهایی را انجام می دهند، نه برای ارضای نیازهای اجتماعی یا نیازهای زیستی و نه برای این که پاداشی دریافت کنند(حق شناس،1394).

با اعلام نظریه خودمختاری کارکردی، آلپورت از نظریه پردازان شخصیت که اعلام کرده اند که انگیزه های انسان، از انگیزه های بنیادی فیزیولوژیکی مشتق شده و والایش یافته اند، همان گونه که فروید اعلام کرده، یا از طریق شرطی شدن بیان می شوند، همان گونه که نظریه پردازان یادگیری اجتماعی معتقدند، جدا گردید. با توجه به این امر، شگفت انگیز نیست که نظریه خودمختاری کارکردی توسط بسیاری از متخصصان زیر سؤال برده شد و مورد انتقاد قرار گرفت (ابراهیمی مقدم و دیگران،1396).

اصول خود مختاری کارکردی

1-سازمان دهی سطح انرژی: که در آن انرژی اضافی به داخل علایق و انگیزه های تازه هدایت می شود.

2- تسلط و شایستگی: که طی آن فرد بزرگسال بر انگیخته شده تا به نحو بهتر و کارآمدتری عمل کند.

3- الگوی نفسانی: که طبق آن شخص برای ثبات و یکپارچگی شخصیت تلاش می کند(پهلوان،1395).

رفتارهایی غیرقابل کنترل انگیزه های خود مختاری

1- رفتار های ناشی از سایق های زیست شناختی
2- اعمال بازتابی
3- تجهیزات سرشتی مانند هوش، خلق و خو
4- برخی عادتها
5-رفتار های وابسته به تقویت اولیه
6- رفتار های کودکانه
7- تثبیت ها
8- بعضی از روان رنجوریها و تصعید یا والایش ها (حسینی،1393).

حمایت کردن از خود مختاری

برخی محیط ها نیاز ما را به خود مختاری، فعال و از آن حمایت می کنند، در حالی که محیط های دیگر به این نیاز بی توجهی کرده و آن را ناکام می کنند. روابط نیز گاهی از نیاز به خود مختاری حمایت می کنند و گاهی جلوی آن را می گیرند، مثل زمانی که یک مربی به ورزشکاران دستور می دهد (خود مختاری آنها را تضعیف می کند) یا آموزگاری که با دقت به دانش آموزان گوش می کند و بعد از این اطلاعات برای دادن فرصت های کار کردن با سرعت مناسب خودشان استفاده می کند(از خود مختاری آنها حمایت می کند). موقعیت های اجتماعی و فرهنگ ها نیز از نظر حمایت کردن از خود مختاری افراد باهم تفاوت دارند.محیط های حامی خود مختاری، افراد را ترغیب می کنند هدفهای خودشان را تعیین کرده، رفتار خودشان را هدایت کرده، روش خودشان را برای حل مشکلات انتخاب نمایند، و اصولا تمایلات و ارزش های خود را دنبال کنند. محیط کنترل کننده، برعکس محیط حامی خود مختاری است. شیوه فرد برای با انگیزه کردن دیگران، در یک پیوستار بسیار کنترل کننده تا بسیار حمایت کننده خود مختاری قرار می گیرد. در شیوه کنترل کننده، برای با انگیزه کردن دیگران، ابتدا دستورالعملی را در رابطه با اینکه آنها چگونه باید فکر، احساس و رفتار کنند به اطلاع می رساند و بعد به وسیله پیشنهاد کردن بر انگیزه های بیرونی و زبان وادار کننده، رفتار آنها را در جهت این دستورالعمل، شکا می دهند. در مقابل شیوه حامی خود مختاری، با شناسایی کردن و حمایت کردن تمایلات و ترجیحات دیگران، آنها را با انگیزه می کنند (رحیمی و دیگران،1396).

زمانی که از خود مختاری آنها حمایت می شود، انگیزش درونی بیشتر، ادراک شایستگی، انگیزش تسلط، و هیجان مثبت را تجربه می کنند و درضمن، یادگیری، عملکرد، و پایداری بیشتری را نشان می دهند. وقتی می خواهیم محیط حامی خود مختاری برای دیگران به وجود آوریم، به چهار طریق زیر با آنها ارتباط برقرار می کنیم. 1) حمایت از خود مختاری، منابع انگیزش درونی را پرورش می دهد، 2) حمایت از خود مختاری، به زبان اطلاع رسانی متکی است، 3) حمایت از خودمختاری، ارزش قایل شدن را تقویت می کند، و 4) حمایت از خود مختاری، عاطفه منفی را می پذیرد (عبدلی و دیگران،1394).

حمایت لحظه به لحظه از خود مختاری

چهار ویژگی فوق، شیوه کلی با انگیزه کردن حامی خود مختاری را نشان دادند. علاوه بر این، وقتی افراد محیط های حامی خود مختاری را برای دیگران به وجود می آورند، معمولا با نشان دادن رفتارهای لحظه به لحظه ای که مشخصه شیوه آنهاست، این کار را انجام می دهند.

شیوه با انگیزه کردن حامی خود مختاری

شیوه ای که آموزگاران، والدین، مربیان، درمانگران، دکترها، و کارفرمایان برای با انگیزه کردن مورد استفاده قرار می دهند، برای رشد، مشغولیت، یادگیری با کیفیت عالی، عملکرد مطلوب، وسلامتی دانش آموزان، کودکان، ورزشکاران، درمانجویان، بیماران و کارمندانی که آنها سعی دارند با انگیزه کنند، اشارات مهمی دارد.بر انگیزنده های حامی خود مختاری، نیاز افراد را به خود مختاری ارضا می کنند، در حالی که بر انگیزنده های کنترل کننده، این نیاز را نا دیده می گیرند و نا کام می سازند (ابراهیمی مقدم و دیگران،1396).