امروز جمعه 08 مهر 1401

نظریه خودتعیین­ گری

0

یکی از مهمترین نظریه­ های انگیزش، نظریه خودتعیین­ گری (دسی و ریان،1985) است. مطابق با این نظریه، سه نیاز روان­شناختی اساسی وجود دارد:

خودمختاری(Autonomy)، شایستگی(Competence) و ارتباط(related). این نظریه فرض می­کند که نیازها برای شایستگی، ارتباط و خودمختاری زیربنای رفتارهای انسان هستند. آنها فطری و برای رشد و بهزیستی روانشناختی ضروری هستند. فرض دیگر این است که در هر حیطه­ای از زندگی انسان، فرصت ها برای تجربه خودمختاری، شایستگی و ارتباط در ارتقای رضایت از زندگی و بهزیستی ضروری است.

نظریه خود تعیین گری

یکی از مهمترین نظریه­ های انگیزش، نظریه خودتعیین­ گری (دسی و ریان،1985) است. مطابق با این نظریه، سه نیاز روان­شناختی اساسی وجود دارد: خودمختاری(Autonomy)، شایستگی (Competence) و ارتباط (related). این نظریه فرض می­کند که نیازها برای شایستگی، ارتباط و خودمختاری زیربنای رفتارهای انسان هستند. آنها فطری و برای رشد و بهزیستی روانشناختی ضروری هستند. فرض دیگر این است که در هر حیطه­ای از زندگی انسان، فرصت ها برای تجربه خودمختاری، شایستگی و ارتباط در ارتقای رضایت از زندگی و بهزیستی ضروری است

نیاز خود‌مختاری، نیاز برای خود-پیروی و داشتن احساس انتخاب در شروع، نگهداری و تنظیم فعالیت‌ها است. خودمختاری هنگامی اتفاق می‌افتد که افراد احساس کنند علت رفتارشان هستند؛ یعنی آن­ها احساس اراده مطمئن در انتخاب­هایشان دارند و قادر به عملکرد مطلوب هستند. نیاز به ارتباط، نیاز برای احساس اطمینان ارتباط با دیگران و نیاز برای تجربه خود به عنوان فردی قابل و شایسته عشق و احترام است. شایستگی عبارت است از نیاز به مؤثر بودن در تعامل ها با محیط که بیانگر میل به کار بردن استعدادها و مهارت ها و در انجام این کار، دنبال کردن چالش های بهینه و تسلط یافتن بر آنها است. شایستگی برای دنبال کردن چالش های بهینه، و به خرج دادن تلاش لازم برای تسلط یافتن بر آنها، انگیزش فطری تأمین می­کند. در صورتیکه نیازهای روانشناختی برآورده شوند احساس اعتماد به نفس و خود ارزشمندی در افراد شکل می­گیرد، اما در صورت ممانعت و عدم برآورده شدن این نیازهای اساسی فرد ادراکی شکننده، منفی، بیگانه و انتقادآمیز از خود پرورش خواهد داد.. نظریه خودتعیین­گری فرض­های مهمی درباره ماهیت بافت­های اجتماعی که نیاز برای خودمختاری، شایستگی و ارتباط را برآورده می­کنند یا مانع برآورده شدن آنها می­شوند، مطرح می­سازد. اگرچه مطابق با نظریه خودتعیین گری افراد به صورت فطری مستعد خودسازماندهی و خود آغازگری اعمالشان در تطابق با علایق و ارزش هایشان هستند، اما محیط های اجتماعی می تواند مانع چنین کارکرد خودتنظیمی در افراد شود. این مفهوم سازی از نیازهای اساسی روانشناختی در پژوهش­های مربوط به چگونگی اثرگذاری معلمان بر انگیزش و رفتار دانش­آموزان بوسیله روش­هایی که معلمان از خودمختاری دانش­آموزان حمایت یا ممانعت می کنند، مورد تأیید واقع شده است.