امروز شنبه 09 مهر 1401

نقش اخلاق در مدیریت اسلامی

0

مقدمه:

از آنجایی که مدیریت، فن اداره یک تشکیلات و سازمان است و اداره و هدایت امکانات مادی و انسانی، ریزه کاریها و لطافتهای بسیاری را می طلبد، نقش اخلاقی مدیر در گرو نگاهداشتن شورها و برانگیختن انگیزه ها و در انسجام واحدها و سرعت بخشیدن به امور سازمانی جهت رسیدن به نتایج مطلوب امری انکار ناپذیر و حائز اهمیت فراوان در اداره بهینه سازمان است. قرآن کریم یکی از عوامل موفقیت پیامبر اکرم (ص) را در مدیریت، اخلاق نیک می داند و در سوره آل عمران آیه 159 می فرماید:«حسن اخلاق و مهربانی تو با مردم رحمتی است از جانب خداوند و اگر تندخو و سخت دل بودی مردم از اطراف تو پراکنده می شدند.»چه بسیارند مدیرانی که با داشتن خصوصیاتی همانند قاطعیت، تخصص، قدرت و آگاهیهای لازم در سطحی بالا قرار داشته اند ولی به خاطر عدم رعایت مسائل اخلاقی در حوزه مدیریت موفقیت مطلوب را کسب نکرده و در نتیجه با ناکامی روبرو شده اند. پیچیده تر شدن روزافزون سازمانها و افزایش میزان کارهای غیراخلاقی، غیرقانونی و غیرمسئولانه در محیطهای کاری توجه مدیران و صاحبنظران را به بحث اخلاق کار و مدیریت اخلاق معطوف ساخته است.

مدیریت اخلاق در محیط کار منافع بسیار زیادی برای رهبران و مدیران دارد؛ اعم از منافع عملکردی و منافع اخلاقی. این مطلب بخصوص در عصر حاضر که مدیران با ارزشهای بسیار متنوعی در محیط کار سروکار دارند صادق است. اما تاکنون کسانی که به مباحث اخلاق کار پرداخته اند فلاسفه، دانشگاهیان و منتقدان اجتماعی بوده اند و نه مدیران. درنتیجه بسیاری از مطالبی که تا به امروز درباره اخلاق کار نوشته شده مطابق با نیازهای عملی مدیران و رهبران سازمانها نیست. برای ورود به بحث مدیریت اخلاق ابتدا باید اخلاق را تعریف کنیم. اخلاق، به طور ساده و خلاصه، شامل شناخت صحیح از ناصحیح و آنگاه انجام صحیح و ترک ناصحیح است. تشخیص درست از غلط همیشه ساده نیست. بسیاری از دانشمندان علم اخلاق ادعا می کنند که باتوجه به اصول اخلاقی در مقام عمل همیشه یک راهکار درست وجود دارد و برخی دیگر معتقدند که راهکار درست بستگی به موقعیت و شرایط دارد و تشخیص اینکه کدام راهکار درست است درنهایت به عهده خود فرد است. اخلاق کار (BUSINESS ETHICS) نیز از دیدگاه افراد مختلف معانی متفاوتی دارد. اما عموماً آن را شناخت درست از نادرست در محیط کار و آنگاه انجام درست و ترک نادرست می دانند.

ساز و کارهای عملی ساختن منشور اخلاقیات در سازمان
_ به‌منظور تشویق رفتارهای اخلاقی در سازمان و ممانعت از رفتارهای غیر اخلاقی باید از محرکهای موجود ترغیب، تقویت و تنبیه در سازمان استفاده کرد. لازم به ذکر است که سازمانها با استفاده از بیانیه ماموریت می توانند ارزشهای اخلاقی مورد انتظار از کارکنان را تعریف و مشخص کنند.
_ سازمانها باید سازوکارهایی را پیش بینی کنند که از طریق آن کارکنان بتوانند رفتارهای غیر اخلاقی را افشا کنند. بنابراین سازمانها با به رسمیت شناختن افشاگری در سازمان و تشویق آن می توانند گام موثری را در جهت کاهش رفتارهای غیر اخلاقی بردارند. در این حالت فرد افشا کننده خواهد توانست از طریق رویه های رسمی در سازمان، رفتارهای غیر اخلاقی را به گوش مقامات عالی سازمان برساند یا از طریق ارتباط با رسانه های خبری این کار را انجام دهد.هم چنین ایجاد کمیته رسمی اخلاقیات در سازمان نیز می تواند یکی از سازوکارهای عملی ساختن منشور اخلاقیات در سازمانها محسوب می شود.
_ رویکردهای ساختاری و هنجاری و استفاده از هر کدام در جای خود می‌تواند نقش مهمی را در اجرای اخلاقیات در سازمانها ایفا نماید. لازم به ذکر است که رویکرد ساختاری به منظور حمایت از هنجارهای اخلاقی بر قوانین و مقررات تاکید می کند. در حالی که رویکرد هنجاری در صدد ایجاد یک نظام اخلاقی در سازمان است و می‌کوشد تا با فراتر رفتن از محدودیت های رویکرد ساختاری، فرهنگی را ایجاد کند که مشوق رفتار اخلاقی در سازمان باشد. بنابراین رویکرد ساختاری با ایجاد ضمانتهای اجرایی و رویکرد هنجاری با نهادینه کردن نظام اخلاقی در فرهنگ سازمان می تواند نقش قابل توجهی در اجرا و عملی ساختن اخلاقیات ایفا کند.
دیدگاه اسلامی
اخلاقیات و اصول اخلاقی از جمله مباحثی است که به‌کارگیری آن در جامعه مورد تاکید اسلام است به‌طوری‌که پیامبر اسلام (ص) هدف از رسالت خویش را به کمال رساندن مکارم اخلاقی معرفی کرده اند. از این رو اخلاقیات به عنوان مجموعه ای از ارزشها، باید ها و نبایدها می تواند نقش مهمی را در مدیریت اثر بخش سازمانها ایفا کند. انضباط کاری، مهرورزی، دادورزی، معاشرت سازنده، مشاورت، تواضع، وفای به عهد، خدمتگزاری، مدارا از جمله شیوه های مطلوب اخلاقی مورد تاکید اسلام در مدیریت سازمانها محسوب می شود که جهت تحقق آنها تدوین منشور اخلاقیات و عملی ساختن آن در سازمانها ضروری است. در این راستا با ایجاد ضمانتهای اجرایی و نهادینه کردن رفتار اخلاقی در سازمان می توان اخلاقیات و اصول اخلاقی را در سازمان تقویت کرد که در صورت تحقق این امر کاهش تبعیض، بی عدالتی، نارضایتی، افزایش روحیه سازمانی و تعهد کارکنان از یکسو، رشد و تعالی انسانها، بالندگی سازمانها و پیشرفت جامعه را از سوی دیگر موجب خواهد شد.

مدیران و سلوک معنوی

مقام و قدرت دنیوی فانی است و آنچه می ماند، اعمال خیر یا شر آدمی می باشد. از منظر قرآن کریم، خداوند متعال صاحب ملک و شوکت بوده و آن را به هر کس که بخواهد، برای مدت زمانی مقرر واگذارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در دعایی که از سوی خداوند می آموزد، این کریمه قرآنی را قرائت می نماید:

قُلِ اللّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُوءْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ. (آل عمران: 26)

بگو: بار خدایا، تویی که فرمان فرمایی، هر آن کس را که خواهی، فرمان روایی بخشی و از هر کس که خواهی، فرمان روایی را بازستانی و هر که را خواهی عزت بخشی و هر کس را خواهی خوار گردانی. همه خوبی ها را به دست توست و تو بر هر چیز توانایی.

اساساً هر کس در هر موقعیت اجتماعی و سیاسی که باشد، در حقیقت امانت دار مردم است و باید از این موقعیت در راه خشنودی خدا و خلق استفاده کند. مدیران و کارگزارانی که خداوند را عزت بخش و خوار کننده می دانند، هماره می کوشند که رضای حق را جلب کنند و نفس اماره را به تسلیم شدن در برابر حقیقت وادارند. مدیریت در اسلام همراه با سلوک معنوی است، مدیران مسلمان عناصر متعهد، کوشا و مسئولیت پذیرند و در مجموعه اجرایی و مدیریتی خویش به عنوان یک الگوی اخلاقی شناخته می شوند. چنین کسی بر مملکت وجودی خود سلطنت دارد و قوای باطنی اش را زیر فرمان عقل و شرع قرار می دهد و نیک می داند که مراقبت از نفس، او را از گزند تمایلات نفسانی باز می دارد و سلوک معنوی و توحیدی، بستر عارفانه ترین نوع و خدمت به خلق را ممکن می سازد. بی تردید مشاهده ویژگی های نیکو و انسانی مدیران، سبب می شود که کارمندان و ارباب رجوع نیز معیارهای الهی را مبنای عمل و برخورد خود قرار دهند و دلبستگی به مال و مقام را از دل بیرون کنند. بنابراین مدیران و کارگزاران بیش از هر کس به سفر درونی و بیداری باطنی احتیاج دارند. از مطالب فوق این پیام را نتیجه می گیریم که:

مدیران شایسته در تزکیه روحی و رفتاری خود کوشا هستند و مقام و منصب دنیوی را توفیقی جهت خدمت، فرصتی فانی و زوال پذیر و امانتی الهی، ولایی و مردمی می دانند

مدیران، خیرخواهی و توجه به کارهای خیر

فطرت توحیدی بشر اقتضاء دارد که او پیوسته در جهت خیر و خدمتگزاری برای خویشان، نزدیکان و فرودستان خود گام بردارد و در این راه دلش مملو از عشق و خیر خواهی و نصیحت باشد. هر چه مدیران از نظر فکری و ایمانی در سطح بالاتری باشند، نوع دوستی و خیرخواهی آنان نیز بیشتر می باشد و اساساً مدیریت فعال و موفق، بدون اقدام های خیرخواهانه، شکل نمی گیرد، تشویق و تنبیه های خیرخواهانه مدیران محیط کار را فعال و با نشاط می سازد. برخی از انسان ها، خیر را در چارچوب منافع شخصی یا گروهی دنبال می کنند و در حقیقت به این وسیله خودخواهی خویش را ارضاء می کنند در حالی که حضرت امیر علیه السلام درباره خیر چنین می آموزد.

لَیْسَ الْخَیْرُ اَنْ یَکْثُرَ مالُکَ وَ وَلَدُکَ وَلکِنَّ الْخَیْرَ اَنْ یَکْثُرَ عِلْمُکَ وَ یَعْظُمَ حِلْمُکَ وَ اَنْ تُباهِیَ النّاسَ بِعِبادَهِ رَبِّکَ فَاِنْ اَحْسَنْتَ حَمِدْتَ اللّهَ وَ اِنْ اَسَأْتَ اِسْتَغْفَرْتَ اللّهَ.

خیر آن نیست که مال و فرزندت بسیار شود بلکه خیر آن است که دانشت فراوان گردد و بردباریت بزرگ مقدار و بر مردمان سرافرازی کنی به پرستش پروردگار. پس اگر کاری نیک کردی خدا را سپاس گویی و اگر گناه ورزیدی از او آمرزش جویی.

مدیران شایسته کسانی هستند که به دنبال منفعت، ریاست و برتری موقعیت خود نباشند و مدیریت و نظام و مردم را فدای تمایلات نفسانی و زودگذر خود نسازند. مدیریت صالح، سعی در افزایش دانش ها و مهارت ها و بهینه سازی جریان کارها و جلب اعتماد و جذب نیروهای کارآمد و توانمند و سالم دارد

افزون بر آن یک مدیر موفق به هنگام مشاهده ناهنجاری ها، گذشت و آرامش و اصلاح ساختار اداری را مورد توجه قرار می دهد و با خشم و تنبیه های نابجا آبروی دیگران را به خطر نمی اندازد، او هیچ ارزشی را به اندازه ایمان و فضیلت بندگی مهم نمی شمارد و خدامحوری را شعار و پیشه خود می سازد، رضایت حق را بیش از حفظ موقعیت ها و قدرت ظاهری می خواهد و راه را بر ستایش های چاپلوسان بی هنر و مسئولیت گریز می بندد. لذا می توان این پیام را نتیجه گرفت که: مدیران صالح، الگوهای خدمتگزاری و خیررسانی هستند. با این رویه، فرودستان نیز متمایل به خیر و خدمت شده و در کنار مدیران خواهند بود.

مدیران و محاسبه نفس

مدیران واقعی در کنار عمل صالح، همواره به حساب خود و اعمال روزانه شان، رسیدگی کنند و مراقب اند که مبادا نفس و شیطان بر روح آنان چیره گردد. محاسبه نفسانی سبب می شود که انحراف های هر کس در هر موقعیت، در ادارات و سازمان ها کاسته شود و امور به سمت اصلاح و بهبود پیش برود. باید به این حقیقت توجه داشت که روز رستاخیر در قرآن کریم، روز حساب خوانده شده و خداوند سریع الحساب خواهد بود. این توجه و هوشیاری انسان را وامی دارد که در حساب گری خود، نسبت به اعمال و گفتارها و برخوردها همت بگمارد و خود را پای میزان عدالت الهی بکشاند و در نتیجه رفتار خود را به سوی اصلاح بکشاند.

حضرت امیر علیه السلام در این رابطه می فرماید: «حاسِبُوها قَبْلَ اَنْ تُحاسِبُوا...» به حساب نفس تان رسیدگی کنید، پیش از آن که مورد محاسبه قرار گیرید. بر این اساس، بایست است که مدیر، کارنامه روزانه اش را در ترازوی عدل قرار دهد و کارهای خیر و شرش را شمارش کند. و بایسته است ببیند کدام کفه بر کفه دیگر می چربد؟! آیا حقوق برادران مسلمان را رعایت کرده و مدیریتش آمیخته به خشنودی خداوند و رضایت مراجعه کنندگان بوده است یا خیر؟ محاسبه نفس و بیم از عدالت الهی، مدیر را در صراط ایمان و بندگی و رعایت تقوا و امانت داری نگاه می دارد. مدیران ترسان از مقام رب، در پنهان نیز مراقب اند که مبادا بر خلاف دین و تکلیف، کاری انجام دهند. حراست حقیقی هر مدیر از خویش در پرتو خوف الهی شکل می گیرد. قرآن کریم هم تأثیر خوف از خداوند را ارج نهاده و آن را سبب پیراستگی خائف از هوس پرستی می داند. پیام فوق را می توان نتیجه گرفت که: محاسبه نفس و بررسی اعمال روزانه به وسیله مدیران آنان را از نقاط قوت و ضعف خویش آگاه می سازد و بدین گونه در صدد اصلاح و تهذیب نفس بر می آیند.

پاسخ گو بودن مدیران به مراجعه کنندگان

تمام کارکنان دولت اعم از مدیران، معاونان و دیگر حقوق بگیران، در برابر حقوقی که از بیت المال می گیرند، وظیفه و مسئولیتی دارند که باید بدان عمل کنند. در حقیقت چند حق عمده بر گردن آنان است. حق النفس و آن اینکه هیچ کس حق ندارد ضرر یا ضربه ای به خود وارد کند. هر چند زندگی امروزه همراه با سختی و مشکلات اقتصادی است اما این سبب نمی شود که مدیر با اضافه کاری بیش از حد یا کار چند شیفته و مانند آن، افزون از حد طاقت بر نفس خود فشار آورد و بر آن ستم روا دارد.

حق دیگر، حق الله است، استعداد و توفیقی که خداوند به انسان می دهد تا در سایه آن برای کسب علم و روزی تلاش کند، موجب شکر الهی می گردد. از سوی دیگر حق الناس نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است، رعایت حق دیگران بسیار مورد تأکید دستورات دینی قرار گرفته است. کسانی که برای حل مشکل خود به اداره ای مراجعه می کنند دارای حقوقی مانند پی گیری پرونده یا کار، سرعت و دقت در انجام کار، راهنمایی و ارشاد می باشند. از این رو، باید مدیران و کارکنان نسبت به انجام بی منت کار و پی گیری پرونده ارباب رجوع احساس مسئولیت کنند. اگر کسی به خاطر غرض شخصی یا خستگی و مانند آن در انجام این مسئولیت سهل انگاری کند یا خدای ناکرده مراجعه کنندگان را سرگردان نماید، مدیون او خواهد بود چرا که از بیت المال عمومی حقوق می گیرد تا کاری را که به او واگذار شده است به طور صحیح انجام دهند، بی گمان اگر شخصی کار خود را به درستی انجام ندهد و از زیر بار آن شانه خالی کند و یا کارش همراه باغِش و کم کاری و بدکاری و مانند آن باشد، حقوقش حرام و یا دست کم شبهه ناک خواهد بود. در هر حال مدیران و کارمندان باید توجه داشته باشند که رعایت حقوق مردم و دولت، نوعی عبادت و دارای اجر و ثواب اخروی خواهد بود و روزی به دست آمده از این راه نیز پاک ترین و حلال ترین روزی ها خواهد بود.

نتیج اینکه مدیران باید با نهایت میل و رغبت به مراجعه کنندگان پاسخ گفته و در حل و فصل مشکلات آنان تلاش کنند، با این وسیله لقمه حلال را چاشنی زندگی خویش خواهند ساخت.

نظارت و قاطعیت مدیران و مهربانی آنان با زیردستان

بایسته است مدیران کشور امام علی (ع) را الگوی مدیریت خویش قرار دهند. آن حضرت در نصب و عزل وزیران، فرماندهان، کارمندان و دیگر حقوق بگیران دولتی، طبق ضوابط عمل می کرد. هیچ گاه ضوابط را با روابط عوض نمی کرد. بلکه شایستگی و لیاقت فرد را در نظر می گرفت. دو شاخص تعهد و تخصص می تواند میزان شایستگی ها را تا حدود زیادی تعیین نماید.

آنچه برای امیرالمؤمنین اهمیت داشت کارآیی و کارگشایی اشخاص بود. هرگاه مدیری تخلف می کرد به او تذکر می داد و در صورت تکرار، بدون هیچ ملاحظه ای او را عزل می نمود.

از سوی دیگر یکی از ویژگی های مدیریت حضرت علی علیه السلام نظارت دقیق و مستمر بر اعمال وزیران و معاونان حکومتی خود بود. اگر کسی از اموال عمومی استفاده ناروایی می کرد، صریحاً به او تذکر می داد، بارها پیش می آمد که استاندار شهری را به سبب عدم لیاقت یا کم کاری، عزل می کرد و فرد شایسته تری را به جایش نصب می نمود. بر حساب و کتاب های بیت المال، نظارت کامل داشت و هیچ گاه اجازه نمی داد سهمی را بی حساب به کسی پرداخت یا از کسی کسر کنند. از این رو مدیران محترم نیز باید توجه داشته باشند که کارمندان اداره چه مقدار در کار خود و ارتباط با دیگران موفقند؟ آیا مسئولیتی که به آنان محول شده است را به طور شایسته به انجام می رسانند؟ آیا در برخورد با مراجعه کنندگان، شئونات انسانی و اسلامی را رعایت می کنند؟

امام علی علیه السلام در نامه اش به مالک اشتر وظایف دیگر مدیران را خاطر نشان می سازد:

بخشی از وقت خود را خاص کسانی کن که به تو نیاز دارند، خود را برای کار آنان فارغ دار و در مجلس عمومی بنشین و در آن مجلس برابر خدایی که تو را آفرید فروتن باش و سپاهیان و یارانت را که نگهبانانند یا تو را پاسبانان، از آنان بازدار، تا سخن گوی آن مردم با تو گفت وگو کند. بی درماندگی در گفتار که من از رسول خدا صلی الله علیه و آله بارها شنیدم که می فرمود: هرگز امتی را پاک از گناه نخوانند که در آن امت بی آن که بترسند و در گفتار در مانند حق ناتوان را از توانا نستانند.

قداست مدیران در حق گرایی و جانب داری از ناتوان هاست و مردم در پرتو اخلاق نیکوی مدیران، به خصوص زهد و فروتنی و مهربانی آنان، گرایش به دینداری پیدا می کنند.لذا قاطعیت در عمل و حفاظت از بیت المال، نظارت بر کارگزاران و کارمندان و مهربانی با زیردستان از روش های قابل پیروی مدیران در سیره علوی است.

مهرورزی و مسئولیت پذیری مدیران

در نامه حضرت امیر علیه السلام به مالک اشتر آمده است که مردم دو دسته اند، برخی هم کیش تو و بعضی هم نوع تواند و تکلیف تو در برابر آنان، گذشت و مهرورزیدن است، چون گناهی از ایشان سر می زند یا علت هایی بر آنان عارض می شود یا خواسته و ناخواسته خطایی بر دستشان رود. به خطاهایشان منگر و از گناهشان در گذر، چنان که دوست داری خدا بر تو ببخشاید و گناهت را عفو فرماید. چه تو برتر آنانی و آنکه بر تو ولایت دارد از تو برتر است و خدا از آن که تو را ولایت داد بالاتر. و مگو مرا گمارده اند و من امر می کنم، پس باید اطلاعت شود.

مدیران و کارگزاران، با تواضع، محبت، گذشت به موقع و حمایت از ناتوانان و همراهی با فرودستان می توانند بستر اصلاح کشور و احیای ارزش های اخلاقی را فراهم آورند. همه کارگزاران در هر رتبه و موقعیت مسئولیت الهی دارند و قانون، حد و مرز کارها را مشخص کرده و هیچ کس حق ندارد در خارج از چارچوب قوانین حرکت کنند.

در این نظام مدیریتی، مردم ولی نعمتند و باید حقوقشان را مراعات کرد. مسئولیت داشتن در نظام اسلامی به این معنا نیست که مدیران از آزادی بی حد و حصر برخوردار باشند و خودسرانه عمل کنند.

امیرالمؤمنین علیه السلام در کلامی در باب مسئولیت کارگزاران نظام اسلامی می فرمایند: خدایا تو می دانی آنچه از ما رفت نه به خاطر رغبت در قدرت بود و نه از دنیای ناچیز، خواستنِ زیادت. بلکه می خواستیم نشانه های دین را به جایی که بود، بنشانیم و اصلاح را در شهرهایت ظاهر گردانیم، تا بندگان ستم دیده ات را ایمنی فراهم آید و حدود ضایع مانده اجرا گردد. اساساً حکومت و قدرت در منظر اسلام، وسیله ای برای اصلاح و آبادانی و آماده ساختن رفاه و امنیت برای عامه مردم است و کوتاهی در انجام این وظایف، همه نظام را با ناکامی مواجه خواهد ساخت.

پیامی که ما از مطالب فوق دریافت می کنیم عبارت است از: مهروزی و عطوفت با زیردستان، قانون مداری، مسئولیت پذیری و خدمت به عامه مردم از وظایف مدیران و از شاخصه های مدیریت علوی است.

منابع و مآخذ:

- هازمر , لاروتون،اخلاق در مدیریت، ترجمه سید محمد اعرابی، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی،1382

- آقا پیروز، علی؛ عباس شفیعی، ابوطالب خدمتی، سیدمحمود بهشتی نژاد،مدیریت در اسلام

- یزدانی پرائی، حسن، نقش اخلاق در پیشبرد سازمان (پروژه تحقیقاتی)، اداره کل امور مالیاتی استان مازندران

- اسلامی، حسن؛ امام، اخلاق، سیاست؛ تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)،1381.

- عسگریان، مصطفی؛ سازمان و مدیریت آموزش و پرورش؛ تهران: امیر کبیر.

- فیض کاشانی،ملا محسن؛ اخلاق حسنه؛ ترجمه محمد باقر ساعدی؛ تهران: پیام آزادی

- شریفی، احمدحسین؛ آیین زندگی(اخلاق کاربردی)؛ قم: نشر معارف،1389.