امروز پنجشنبه 14 مهر 1401

تربیت اخلاقی از نظر استاد مطهری و کانت

0

مقدمه

در عصری زندگی می کنیم که انحطاط اخلاقی زیادی گریبانگیر جوامع شده واز سویی در اثر پیشرفت صنعت وفناوری وارتباطات نزدیک ملت ها همه چیز در همه جا در دسترس همه کس قرارگرفته است.به همین دلیل مفاسد اخلاقی نیز گسترش پیدا کرده و مرزها را در هم شکسته است و در حوزه تربیت اخلاقی نیز حضور آشکار و تردید آفرین دارد.به عبارتی دیگر تربیت اخلاقی و دینی با مرزها وحدود وثغور،ملازمت اساسی دارد.(باقری،1390، 60)

یکی از عوامل و موثر بر تحولات اساسی در تعلیم و تربیت در قرن حاضر، تاثیر اندیشه های متفکران و مربیان بزرگ بر فرآیندهای تربیتی می باشد.اهمیت اخلاق و تربیت اخلاقی به اسلام و جامعه اسلامی اختصاص ندارد.مکاتب مختلف به دلایل ویژگیهای شخصی و شخصیتی بنیانگذاران آن مکاتب و وضعیت و مقتضیات اطراف آن، هر کدام به انسان از دیدگاهی نگریسته اند. در بین متفکران بزرگ و معاصر جهان اسلام استاد شهید مرتضی مطهری از جمله اندیشمندانی است که نقش عمده ای در تحولات فلسفی و تربیتی جامعه معاصر ایفا نموده است و رهبر کبیر انقلاب امام خمینی(ره) در شهادتش چنین تسلیت گفتند: تسلیت در شهادت مردی که در اسلام شناسی و فنون مختلفه اسلام و قران کریم بی نظیر بود. اهمیت اخلاق وتربیت اخلاقی به اسلام وجامعه اسلامی اختصاص ندارد.مکاتب مختلف به دلایل ویژگیهای شخصی وشخصیتی بنیانگذاران آن مکاتب و وضعیت ومقتضیات اطراف آن،هر کدام به انسان از دیدگاهی نگریسته اند.

کانت نیز از فیلسوفان عصر جدید و از پیشگامان معروف آرمان گرایی است.وی معتقد است تربیت اخلاقی مقدم بر سایر انواع تربیت است.کانت بعنوان یکی از بزرگترین صاحبنظران و مکتب داران فلسفه اخلاق به شمار می رود. در این پژوهش سعی بر این دارم که تربیت اخلاقی را از نظر استاد شهید مطهری و کانت بررسی کنم.

بررسی دلالت های تربیت اخلاقی به نوبه ی خود خواهد توانست دست اندرکاران سطوح مختلف نظام تعلیم و تربیت کنونی را بر نقاط ضعف و قوت خود آگاه کرده و مسیر اصلاح و پیشرفت در نظام آموزشی را هموار سازد. هیچ جامعه‏ای نمی‏تواند مستقل از ملاحظات اخلاقی و ارزشی به سامان‏بخشی امور اجتماعی و فرهنگی خود اقدام نماید؛ به این خاطر که مسئله اخلاق و ارزش‏ها مقوله‏هایی هستند که تمامی مناسبات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و رفتاری را متأثر می‏سازند. البته آنچه که در امر اخلاق و ارزش‏ها مهم است، علاوه بر تأکید بر ضرورت توجه به اخلاقیات و ارزش‏ها، توجه به روش‏ها و رویکردهای درست آموزش اخلاقی و ارزشی است. بسیاری از تردیدها و ابهاماتی که نسبت به اخلاق و ارزش‏ها وجود دارد، نه لزوما به‏خاطر تردید در ضرورت، بلکه به‏خاطر تردید نسبت به روش‏های آموزش و تربیت اخلاقی در مدارس و دیگر نهادهای مربوط است. این تردید نیز خود ناشی از فقدان مدل خاص و روشن تربیت اخلاقی و ارزشی است. بنابراین، تبیین و ارزیابی روش‏ها و رویکردهای مؤثر تربیت اخلاقی و ارزشی می‏تواند گام مؤثری در جهت حل معضلات مربوط به تربیت اخلاقی و ارزشی به حساب آید. هدف ما در این مقاله نیز طرح و بررسی مختصر روش‏ها و رویکردهای تربیت اخلاقی و ارزشی به‏منظور تبیین تنوع جهت‏گیری‏های موجود در زمینه تربیت اخلاقی و ارزشی و بیان تربیت اخلاقی از نظر استاد مطهری و ایمانوئل کانت است.

مفهوم تربیت اخلاقی از دیدگاه مطهری

استاد مطهری در تعریف تربیت اخلاقی چنین می گوید.

تربیت اخلاقی به مفهوم پرورش روح انسان،خصلت ها،سجایا و ملکات و همچنین تقویت اراده می باشد،علاوه بر این پرورش انسان، تا زمانی که خصایص مافوق حیوان پیدا کند،مفهوم تربیت اخلاقی می باشد. ایمان و مذهب را پشتوانه محکمی برای اخلاق می داند،یعنی اخلاق را که خود یک سرمایه ی بزرگ برای زندگی است بدون ایمان اساس و پایه ی درستی ندارد،زیربنای همه ی اصول اخلاقی و منطق آنها، بلکه سر سلسله همه معنویات،ایمان مذهبی یعنی ایمان و اعتقاد به خداست.

تربیت اخلاقی از نظر کانت فقط فراهم آوردن زمینه ای برای بیدار شدن و به کار آمدن وجدان انسانی است.این زمینه را کانت منش می داند و پرداختن به آن را نخستین گام تربیت می شمارد. همه ی تاکید کانت بر فهمیدن و پذیرفتن اصل ها، حتی در سطح تربیت کودکان برای معنی حقیقی تربیت اخلاقی و اخلاق که روکردن آزادانه و آگاهانه به ارزشهای معنوی است،می باشد.کانت می گوید اگر می خواهیم اخلاق را استوار کنیم باید کیفر را برداریم.دین باید با آگاهی اخلاقی همراه و در جهت آن باشد.

کانت،ندای وجدان را ندای خدا میداند،خدا را گذارنده قانون اخلاقی و وجدان را شناسای این قانون می شمارد.او تربیت کودکان را نه تنها در پرتوی معنای انسان و تکامل او می نگرد،بلکه آن را راهی که باید به سوی مقصد تاریخ یعنی آگاهی و آزادی پیموده شود،می داند.

اهداف تربیت اخلاقی:به عقیده شهید مطهری هدف تربیت اخلاقی، همان حقیقت است که باید به آن ایمان داشت.هدف اصلی ایمان بخداست و هدفهای دیگر در درجه ی دوم اهمیت قرار دارند. هدف از خلقت انسان نیز نیرومند شدن در علم و اراده است.از آنجا یی که دین اسلام حاکمیت و جاودانگی است دستورهای اسلام در باب اخلاق هم جنبه جاودانگی، پیشینی و مطلق دارد.به نظر شهید مطهری فعل اخلاقی می تواند نسبی باشد به این معنی که یک فعل ممکن است به یک اعتبار یا در یک شرایط، اخلاقی باشد وبه اعتبار دیگر غیراخلاقی.پس پرستش،فضیلت،دوستی و دوری از رذایل و...هدفهای واسطه ای و قرب الهی و کسب رضای حق تعالی از اهداف غایی تربیت اخلاقی معرفی شده اند.

بنابراین اهداف تربیت اخلاقی از منظر مطهری امری پیشینی و ثابت است.

استاد معتقد است تربیت انسان باید برای شکوفا کردن روح باشد. ایشان می گویند تاثیر تربیت در دوره های مختلف عمر آدمی یکسان نیست و هر دوره ای با دوره ی دیگر فرق دارد و بعضی دوره ها را برای شکوفا شدن استعدادها ارجح و مناسب دانسته است.

به نظر ایشان بهترین دوره برای شکوفا کردن روح بعد از 7 سالگی است و مربی باید دارای شرایط زیر باشد.

- به وجود آوردن شرایط مناسب برای تربیت کودکان

- تواضع،فروتنی،صبر

- محبت حقیقی به دانش آموزان

- عامل به تربیت اخلاقی

- نرمی و ملایمت در سخن و سادگی،بی پیرایگی و روانی کلام

- اعتراف به ندانستن و شهامت در بیان حقایق

وی معتقد است که یکی از بارزترین صفات عقل در انسان با توجه به آیات و روایات اسلامی، نقش ارزیاب بودن عقل در برخورد با مسائل مختلف است و عقل باید حکم غربالی داشته باشد که دست به گزینش و انتخاب میزند.(مطهری، 1385، 39-37)

کانت وجدان آدمی که آن را خرد علمی می نامد، سرچشمه اخلاق و قانون اخلاقی می داند.از نظر او نقادی باید به رهایی منجر شود ونه تنها معرفت نظری، بلکه کردار اجتماعی را نیز دگرگون سازد.به عقل و خرد آدمی اصالت می دهد وآنچه را که به روح و تصور نسبت داده می شود توجیه وتفسیر می کند.خرد را هسته فلسفه می داند،ارزشهای معنوی را مهمتر می شمارد.هدف را بیش از وسیله مورد توجه قرار می دهد.

کانت عقل را از درک حقیقت عاجز دانست واعلام داشت«مردم تا دلشان بخواهد می توانند به خدا و روح و...معتقد باشند.»مقصود اینست که فقط به مدد عشق وایمان وصفای دل، اثبات چنین مسائلی امکان پذیر است وتنها با بال شوق، می توان تا بیکران ها و تا سرزمین حقیقت های برتر به پرواز درآمد.

استاد شهید در تربیت اخلاقی به عمل تاکید دارد.به عقیده وی اخلاق خوب و تربیت خوب را باید به دست آورد و همه دستورها و توصیه ها در پرتو عمل جنبه ی اخلاقی به خود می گیرد.

به نظر ایشان صفات نیک و بد در اثر عمل،تکرار و تلقین در روح انسان جایگزین می شوند و به صورت ملکه فاضله یا رذیله در می آیند.تاکید ایشان به عمل در تربیت اخلاقی با ارزشیابی عملکردی ارتباط نزدیکی دارد. در ارزشیابی عملکردی فرد باید با اعمال خویش دانسته های خود را نشان دهد و به زبان و گفتار اکتفا نکند.

در مکتب استاد به همه ی ابعاد وجودی انسان توجه عمیق شده و به پرورش هماهنگ آنها توصیه زیادی گردیده است.. رشد هماهنگ و موزون همه ی ارزشها و فضائل انسان ضروری است تا سیمای اخلاقی و روحی انسان زیبا و موزون شود. کاملترین انسان کسی است که تمام کمالات و ابعاد مادی و معنوی در درون او به حد اعلای خود بطور هماهنگ رشد یافته باشد.بنابراین تربیت اخلاقی از دیدگاه مطهری همه جانبه است. ولی نظر کانت بر آن است که تکیه بر گرایش اخلاقی آدمی، همانا تکیه بر جنبه معنوی اوست.همچنین انسان را باید از دو دیدگاه نگریست:از یکسو،چون نمودی از جهان نمودها و وابسته به جهان حس و از سوی دیگر چون باشنده ای معنوی و برخوردار از آزادی واراده آزاد.نکته مهم آنست که مفهوم انسان نقطه مرکزی اندیشه های کانت است.کانت بررسی جریان تربیت انسان را از فروترین مرتبه آن یعنی انضباط آغاز کرده وپس از تربیت در معنای برخورداری از فرهنگ و تمدن، سرانجام به تربیت اخلاقی میرسد.با آنکه انضباط از نخستین گامهای تربیت است، از نظر ارزش، چنان که گفته شد، در فروترین مرتبه است زیرا سروکار آن با طبیعت حیوانی است ونه با فهم و خرد.اگراگر همه تکیه ی تربیت برهمین رام کردن جنبه حیوانی باشد و از آن فراتر نرود،انسان همانند حیوانی رام و مطیع خواهد شد وبه مقام فهمیدن و شناختن نخواهد رسید.او در همین راستا از واژه تربیت مکانیکی استفاده کرده و می گوید:انسان را هم می توان بار آورد وبه طور مکانیکی آموزش داد مانند اسب و هم ممکن است که او را روشن کرد. از نظر کانت انسان تنها حیوانی است که نیازمند تربیت است.زیرا تنها حیوانی است که شکفتن توانایی های طبیعی او برخلاف دیگر جانوران نادانسته و به خودی خود،صورت نمی پذیرد،بلکه مستلزم کوشش و آگاهی از غایت هستی او می باشد.

کانت می گوید:با تربیت است که انسان، انسان می شود.راز بزرگ تکامل انسان در تربیت است.شرط پرورش نیروی فهم اینست که آن را به فعالیت برانگیزیم واز این کار نهراسیم.بهترین راه فهم یک نقشه آنست که خود،آن را بکشیم.باتوجه داشتن به همین اهمیت فعالیت است که بکاربردن روش سقراطی را،بهترین راه پرورش خرد می داند و می گوید برای پرورش خرد باید روش سقراطی را به کار بندیم.پس از گذشتن از مرحله انضباط،آموزش وآداب دانی که کانت متمدن بودن می نامد به مقام تربیت اخلاقی می رسیم.بنیاد کردار اخلاقی بر گزینش وآزادی است.کانت پرداختن به منش را نخستین گام تربیت می شمارد.نخستین کوشش در زمینه تربیت اخلاقی همانا شکل دادن به منش است.

فضایل اخلاقی از نظر استاد عبارتند از:

حکمت، شجاعت، عدالت، اراده، اختیار و ایثار

فضائل اخلاقی تحت تاثیر عوامل بی شماری هستند. در صورتی که فردی با چنین عواملی مواجه شود موفقیت بیشتری در دستیابی به فضائل اخلاقی کسب می کند،البته نمی توان گفت که یک عامل به تنهایی آدمی را به سوی خیر و فضیلت سوق می دهد،بلکه مجموعه ای از این عوامل انسان را در داشتن اخلاق نیک و حسنه یاری می دهند.این عوامل نیز به این ترتیب می باشند:

1- دستیابی به سعادت،کمال،ارزشهای انسانی وتقوا

2- فضیلت دوستی

3- خودشناسی

4- مالکیت و تسلط بر نفس

5- پرورش تفکر و تعقل

6- کرامت و عزت نفس

7- دوری از رذایل

8- تزکیه و تهذیب نفس و....

از سویی دیگر فضائلی وجود دارندکه علاوه بر این که خود نوعی فضیلت اخلاقی می باشند،بعنوان یکی از عوامل موثر در ایجاد فضائل اخلاقی نیز محسوب می شوند.مانند عبادت،کمک به خلق،صبرو...

انواع رذایل اخلاقی عبارتند از بغض،حسد،استثمار و....وبرخی رذایل که اگر انسان ی به آن برخورد کند رذایل مذموم زودتر از دیگران در او رشد می کند مانند غرور،بحران معنوی،افراط وتفریط در کار و...

تاکید بر اصل های درونی همان است که کانت در فلسفه اخلاقی خویش، خودفرمانی می نامد.از دیدگاه او تربیت اخلاقی آنگونه تربیتی است که انسان را آزاد بپرورد.او آزادی را در معنی منفی، ناوابستگی به علت طبیعی و در معنی مثبت، وابستگی به قانون اخلاقی می شمارد.تربیت اخلاقی باید بر بنیاد اصل ها استوار باشد که پرورنده فهم است نه بر بنیاد انضباط که فقط بازدارنده عادت های بد است.در واقع اصل هایی که کانت از آنها سخن می گوید همانا تکلیف وقانون اخلاق است که تا انسانی به مقام تشخیص و به کاربستن آگاهانه آنها نرسد به مقام اخلاق نرسیده است.

کانت می گوید هر چیزی ولو بهترین کارها و فضائل انسانی همین که به صورت عادت درآمد ارزش خود را از دست می دهدزیرا در آن صورت، آن ملکه است که بر انسان حکم می کند.آن عادت است که طبیعت ثانوی است و بر انسان حکم می کند چه عقل بپسندد و چه نپسندد.اینجاست که مسئله آزادی در تربیت مطرح می شود. در واقع مدافع آزادی در اخلاقند وآزادی را جوهر روح انسان می دانند و می گویند انسان به هیچ وسیله نباید آزادیش سلب شود،یعنی فقط به حکم عقل و اراده اخلاقی خود کار کند و هیچ قدرتی براو حکومت نکند، حتی قدرت عادت.

ماهیت تربیت اخلاق از منظر مطهری امری مقدس و متعالی است

کانت می گوید هر اندازه عادت بشر زیاد باشد، استقلال و آزادی عقلش کمتر می شود. چون خاصیت عادت این است که اراده را ضعیف می کند. به صورت کلی درست است، ولی این دلیل نمی شود که عادت مطلقا بد باشد.هنرها وفنون عادت است. نوشتن ما عادت است نه علم.باید بتدریج و با تمرین، عادت به نوشتن کنیم.حتی بسیاری از ملکات نفسانی،عادت است.مثل شجاعت که قوت قلب است.البته ممکن است انسان کمی از آن را بطور طبیعی داشته باشد، ولی اینکه یک حالت فوق العاده و قوت قلبی پیدا کند که در مواجهه با خطر خودش را نبازد در اثر عادت بوجود می آید.جود،سخاوت،عفت و پاکدامنی نیز از این قبیل است.خاصیت این عادات اینست که وقتی عادت کرد قدرت مقاومت پیدا می کند.پس باید ببینیم که از نیروی عادت کاری ساخته است یا نه؟ می بینیم ساخته است چون کارها را بر ما آسان می کند. ولی در عین حال باید عقل واراده- ویا عقل و ایمان- را آنچنان قوی نگه داریم که همانطور که اسیر طبیعت نیست،اسیر عادت هم نباشد.

از نظر کانت، کار اخلاقی، همان کاریست که وجدان انسان حکم می کند مجرد از هر تربیتی و هر عادتی. با این وجود برای کسانی که مادی فکر می کنند، می شود گفت که ارزشهای اخلاقی را خیلی پایین آورده اند. چون جهان بینیشان ارزشهای اخلاقی را متزلزل کرده است.

نتیجه گیری و تحلیل:

اگرچه دیدگاه این دو متفکر بزرگ مسلمان و غرب دارای وجوه اشتراکی می باشد اما دیدگاه مطهری از عمق و وسعت بیشتری برخوردار است و به تمامی ابعاد وجودی انسان توجه دارد و هیچیک از ابعاد وجودی انسان را نادیده نمی گیرد.

- تشخیص حسن و قبح اعمال و اخلاقی در نظرشهید مطهری با فطرت و عقل است معیار ارزشمندی رفتار اخلاقی این است که اولا رفتار پسندیده باشد.ثانیا شخص آن رفتار را با انگیزه ی پیروی از دستور خداوند متعال انجام دهد. ولی فعل اخلاقی در مکتب کانت فعلی است که از هر قید وشرط و غرضی مجرد و منزه باشد و هیچ منظوری جز جنبه تکلیفی از انجام آن در کار نباشد و انسان آن را فقط به حکم وظیفه انجام دهد. ولی آیا ممکن است انسان کاری را انجام دهد که از آن هیچ منظوری نداشته باشد؟ محال است انسان بسویی برود که در آن سو کمالش نباشد،ولو کمال نسبی. ماهیت تربیت اخلاقی از نظر شهید مطهری، امری متعالی و قدسی است.

اهداف تربیت اخلاقی از منظر شهید مطهری امری پیشینی و ثابت است ولی از نظر کانت وجدان انسان یک سلسله تکالیف برعهده ی او می گذارد و هر کاری که انسان انجام می دهد نه برای هدف و مقصودی،بلکه فقط برای اینکه تکلیفی را انجام داده باشد.

کانت اخلاق را نه از مقوله محبت می داند، نه از مقوله زیبایی و نه از مربوط به عقل،بلکه او معتقد است به یک وجدان اصیل اخلاقی است. وجدان اخلاقی به معنای مورد نظر کانت درست نیست.بهترین دلیل وقوع کارهای اخلاقی نفع رساندن به غیر است.افراد از کار خود لذت هم می برند و هم از هدف خود شادند.

تربیت اخلاقی از دیدگاه شهید مطهری همه جانبه(مادی و معنوی) است باید همه ی قوای بدنی و روحی و مخصوصا قوای عالی انسان مانند اراده،فکر و تمرکز فکر را پرورش داد.ولی کانت تکیه بر گرایش اخلاقی آدمی را همانا تکیه بر جنبه معنوی او می داند.

منابع

- مطهری، مرتضی،فلسفه اخلاق،تهران:نشر نی(1384)

- مطهری، مرتضی،تعلیم و تربیت از دیدگاه شهید مطهری،تهران: انتشارات صدرا، 1382

- اسماعیل تبار،مهدی، مقدمه ای بر فلسفه،تهران:فرهنگ سبز،،چاپ سوم، 1386

- باقری،خسرو،نگاهی دوباره بر تربیت اسلامی،جلد2،تهران:انتشارات مدرسه،1390 چاپ پنجم

سایت:باشگاه اندیشه

درس نظریات ائمه اطهار

زیر نظر استاد گرانقدر نیره حاج علیان

دانشجو: زینت زارع

دانشگاه آزاد تهران مرکز