امروز دوشنبه 04 مهر 1401

اندیشه های اجتماعی حاکمیت مردم

0

شهید مطهری از متفکران و اسلام شناسانی است که دغدغه اصلی اش حفظ خلوص اندیشه اسلامی از آغشته شدن به اندیشه ها و مکاتب غیر اسلامی بود،به عنوان نمونه می توان از جهد فراوان او بر اینکه حریم اندیشه های اسلامی از نفوذ اندیشه های مارکسیستی دور نگاه داشته شود یاد کرد،و به همین دلیل بخش بزرگی از از کار فکری آن مرحوم توضیح و مرزبندی بین تشکیل می دهد.پس از پیروزی انقلاب اسلامی که نیروهای اجتماعی از بند استبداد شاهنشاهی آزاد شدند و متعاقب آن گروه های سیاسی با اندیشه ها و داعیه های مختلف اسلامی و غیر اسلامی وارد فضای منازعه و رقابت سیاسی شدند،در هنگامه این کارزار عقیدتی و سیاسی بود که آثار شهید مطهری در دفاع از اندیشه های اسلامی مورد عنایت خاص معماران انقلاب اسلامی،خصوصا بنیانگذار جمهوری اسلامی قرار گرفت.امام خمینی(ره)که عادت نداشتند از شخصیتی با نام و نشان تعریف کنند در رسای مطهری تاکید کردند:«آثار قلمی و زبان او بی استثنا آموزنده و روانبخش است».اغراق نخواهد بود اگر گفته شود افکار و اندیشه های مرحوم مطهری تنها منبع فکری ای بود که بی کم و کاست و رسما مورد حمایت نظام جمهوری اسلامی قرار گرفت. اینک پس از گذشت دو دهه از انقلاب که یکی از مباحث جدی در عرصه سیاسی کشور«اندیشه حاکمیت مردم»است،.. جالب خواهد بود که دیدگاه شهید مطهری نسبت به این اندیشه و اینکه آیا ورود آنرا به حریم فضای اسلامی می پذیرفته با خیر،مورد یاداوری قرار گیرد...

شهید مطهری نظر خود را درباره اهمیت حاکمیت مردم در نظام سیاسی به نحو روشن در کتاب سیری در نهج البلاغه بیان کرده است. در بخش چهارم این کتاب آنگاه که ایشان به توضیح حکومت از دیدگاه امام علی(ع) می پردازد این سوال جدی را در برابر خوانندگان خود قرار می دهد که چرا در تاریخ مغرب زمین مردم آن دیار از کلیسا و دین رویگردان شدند.در پاسخ،بر این نکته مهم انگشت می گذارد که تضییع حقوق مردم و مخدوش کردن حق حاکمیت توسط کلیسا و به جای آن وعده جزای خیر در آخرت دادن، باعث رویگردانی مردم از کلیسا شد. به گفته شهید مطهری دقت کنید،«ارباب کلیسا و همچنین برخی فیلسوفان اروپایی، نوعی پیوند تصنعی میان اعتقاد به خدا از یک طرف و سلب حقوق سیاسی و تثبیت حکومت های استبدادی از طرف دیگر، برقرار کردند. طبعا نوعی ارتباط مثبت میان دموکراسی و حکومت مردم بر مردم و بی خدایی فرض شد[...]درست در مرحله ای که استبدادها و اختناق ها در اروپا به اوج خود رسیده بود و مردم تشنه این اندیشه بودند که حق حاکمیت از آن مردم است:کلیسا یا طرفداران کلیسا و یا با اتکا به افکار کلیسا،این فکر عرضه شد که مردم در زمینه حکومت،فقط تکلیف و وظیفه دارند نه حق، همین کافی بود که تشنگان آزادی و دموکراسی و حکومت را بر ضد کلیسا:بلکه بر ضد دین و خدا به طور کلی برانگیزد. این طرز تفکر، هم در غرب و هم در شرق ریشه ای بسیار قدیمی دارد.» از اینرو شهید مطهری صریحا از اندیشه حاکمیت مردم دفاع می کند و از نظر ایشان عظمت حضرت علی (ع) به این است که به اندیشه حاکمیت مردم پا بند بوده است و او حتی از این فراتر رفته و اظهار می کند که مخالفت کلیسا یا اندیشه حاکمیت مردم باعث بی دینی مردم غرب شده است.

بنابراین می توان جایگاه اندیشه های مرحوم مطهری را در زمینه حاکمیت مردم در میان طرفداران جمهوریت دانست. لذا آن دسته از گروه هایی که به نام اسلام و انقلاب کوشش می کنند اندیشه طرفداران حکومت اسلامی (را در برابر جمهوری اسلامی) بر ارکان نظام سیاسی ایران حاکم کنند... در واقع در برابر منبع رسمی فکر و عقیده جمهوری اسلامی،یعنی آرای مرحوم مطهری،که از سوی نظام به رسمیت شناخته شده قرار می گیرد،و این به معنای یک عقبگرد استراتژیک است.لذا صاحبان دغدغه دینی و بصیرت نباید در باب حاکمیت مردم غفلت کنند.