امروز پنجشنبه 14 مهر 1401

بررسی تأثیر انگیزش بر فرآیند یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

0

مقدمه:

در یادگیری کارآموزان و دانش آموزان، انگیزه مساله مهمی است به واقع بعضی متخصصان ایجاد انگیزه را از مسوولیت های نخستین مربیان و معلمان می دانند. با وجود برانگیخته شدن یادگیرندگان این احتمال است که آنان تلاش کافی برای تسلط یابی نشان ندهند با تاسف گفتنی است که حتی بهترین برنامه کارآموزی و آموزش سازماندهی شده هم در صورت نبود «انگیزه» در کارآموزان و دانش آموزان به بار نمی نشینند. هنوز هم افرادی هستند که پیشاپیش نشانه هایی از انگیزش در خود دارند انسان ها از ابتدای حیات خود تا واپسین دم حیات خودانگیختگی را با خود دارند انگیزش از ویژگی های هر موجود زنده ای است. ولی در مواردی دیده می شود که یادگیرندگان دوست ندارند کاری که انجام می دهند بنا بر خواسته معلمان یا مربیان باشند به هر روی آنان به طریقی برانگیخته می شوند. بنابراین مربی و معلم بیش از آنکه نقش انگیزه زایی را ایفا کند به ایفای نقش کنترل انگیزش یادگیرندگان و سوق دادن انگیزه ها برای یادگیری تکلیف یا کار ویژه ای انجامد، یعنی توجه آنان به نحوی جلب می شود و انرژیشان برای انجام دادن فعالیت جدی هدایت می گردد.
انگیزه نیرویی درونی است که سبب می شود به نحوی معین رفتار کنیم. گاه انگیزه غریزی و گاه از تصمیمی منطقی است روی هم رفته گفتنی است که آن ترکیبی از هر دو است تا حدودی انگیزش غریزی، نیندیشیده و تا حدودی هم منطقی و اندیشیده است، اغلب انگیزش خود محور و در خدمت شخصی است. انگیزه ها نیروی قوی در فرآیند یادگیری هستند. انگیزش نه فقط نیرویی هدایت کننده است بلکه گیج کننده هم هست. اگر نسبت به موضوعی انگیزه پیدا کنید کار دیگری را که باید انجام دهید سبب سردرگمی خواهد بود، این حالتی است که ترجیح می دهید کاری را پی بگیرید و از سوی دیگر مجبورید کار دیگری را برگزینید.

انگیزش به فراگیرندگان نیرو می دهد. این نیرو سبب می شود که آنان فعال و درگیر در کار و مسوول شوند. انگیزش عاملی برای پافشاری در کار و تداوم فعالیت است.

انگیزش هدف محور است، انگیزش یادگیرندگان را برای تکمیل کردن کار و برآورد درک یک هدف عینی مطلوب رهنمون می سازد.

انگیزش انتخابی است. انگیزش تعیین می کند که انجام دادن چه فعالیتی را باید پذیرفت. همچنین معین می کند که تکلیف یا کار چگونه انجام می شود. انگیزش اولویت را مشخص می کند.
انگیزش به رفتار یادگیرنده الگو می دهد، انگیزش به فعالیتها سازمان می دهد بر نیروی کار و کارایی می افزاید و سبب پدید آوری نقشه یا طرح می شود. آثار چهار عامل پشتکار جهت یابی اولویت بندی و رفتار برنامه ریزی شده برای یادگیری ضروری است. آنها منبع غنی ای را پدید می آورند که مربیان و معلمان و یادگیرندگان می توانند از آن بهره مند گردند.

تا انگیزش نباشد هیچ کس هیچ چیزی را یاد نخواهد گرف،گرچه عامل وراثت و محیط یا هوش و غنی سازی محیط آموزشی و بهبود روشهای تدریس تا اندازه ی زیادی در بهبود وضع آموزشی تأثیر دارد، ولی قلب آموزش وپرورش انگیزش است و تا انگیزه نباشد هیچ کس هیچ چیزی را یاد نخواهد گرفت. انگیزش حالتی کلی تمایل به پیشرفت تحصیلی است و انگیزش در حالت اختصاصی نسبت به درس خاص می باشد. امروز باید با نگاهی عمیق تر و با توجه به افقهای جدید روانشناسی علایق و خواسته های دانش آموزان برای معلم بهتر شناخته شده است. امروز می دانیم هر روش تدریس تا چه اندازه در پیشبرد هدفهای ما مؤثر خواهد بود چه مزایایی داشته و چگونه می توانیم به غنی سازی تجارب کمک کنیم. معایب هر روش را می دانیم، محاسن آنها را نیز می دانیم و هیچ راهی برای کاستی نباید وجود داشته باشد. دادن موضوعات درس با زندگی روزمره و تجارب گذشته بخش مهمی از تحریک حسن کنجکاوی و سوق دادن علایق و ایجاد تجربیات غنی و ناب است. فعالیتهای مکمل و فوق برنامه و تشویق به یادگیری اکتشافی و روشهای تدریس نمایشی و ایفای نقش، الگوهای حل مسأله باعث می شود. دانش آموزان محور فعالیتهای آموزش قرار گرفته و برای یادگیری رغبت، انگیزه و کنجکاوی لازم را پیدا کنند. آموزش و پرورش هزاره سوم متفاوت از آموزش و پرورش دوران گذشته است. تغییرات شگرف علوم رفتاری و کشف افقهای جدید که نظریات فراشناختی، خودپندار و تقویت اعتماد به نفس در دانش آموز از اهم اولویتها آموزش و پرورش می باشد. نمی توان به دانش آموزان بدون دادن قوت قلب و هدفهای در سطح متوسط و تقویت حس موفقیت در آنها انتظار داشت به هدفهای بزرگ و والا نایل آیند. باید هدفها در سطح پیچیدگی متوسط و با ارتباط با مسایل روزمره زندگی و با توجه به علایق کودکی در دبستان با قصه، داستان نمایش شعرهای کودکانه (ادبیات کودک) و دوران راهنمایی با توجه به روان شناسی بلوغ و رشد شناختی علایق آنها, را هدایت کرد و آنان را افرادی کنجکاو و پژوهشگر بار آورد.

کودکان از بدو تولد دارای انگیزه یادگیری هستند برای همین پیوسته محیط اطراف را لمس می نمایند و هر چقدر بزرگتر می شوند این انگیزه قویتر شده و حتی می خواهند مستقلاعمل نمایند و به یادگیری هرچه بیشتر می پردازند تا وقتی که نوبت به خواندن و نوشتن می رسد در این مرحله هم کودک به تلاش خود ادامه می دهد و گاهی وقت ها از تلاش باز می ایستد و یا از یادگیری لذت می برد و فکر می کند کسانی که موفق می شوند با او متفاوت هستند. لذا از یادگیری علم و دانش فاصله می گیرد، این فاصله با توجه به ویژگی های روحی و روانی و فرهنگ خانواده یا عوامل محیطی بیشتر شده و گاهی جبران ناپذیر می شود و شخص از این عرصه فاصله گرفته هرگز به آن فکر نمی کند. بعضی از انسان ها به لحاظ روش زندگی بعدها متوجه می شوند که علم و دانش در زندگی چقدر اهمیت دارد و از عملکرد گذشته خویش پشیمان می شوند. برای همین به فرزندان خود توصیه می نمایندکه حتمأ به تحصیل خود ادامه دهند بنابراین در این برنامه ریزی به تمام ابعاد انسانی یاد گیرنده بایستی توجه شود و اهمیت آن را به یادگیرنده تفهیم کنیم.

روش کار:

این مقاله با هدف بررسی تأثیر انگیزش بر فرآیند یاگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با توجه به فرآیندها

و ابعاد آن تهیه شده و با استفاده از روش کتابخانه ای و اسنادی اطلاعات جمع آوری مورد بحث و تبادل قرار گرفته است بنابراین روش تحقیق روش توصیفی است و داده ها با استفاده از منابع غیر چابی مانند اینترنت جمع اوری گردیده است. که پس از بحث و تبادل نظر(تجزیه و تحلیل) خلاصه و نتایج ارائه خواهد گردید.

تعریف انگیزش:

انگیزش اسم مصدر از انگیزیدن بوده،به معنای تحریک و ترغیب، تحریص و هیجان آمده است، و در اصطلاح، عبارت است از میل و رغبتی که فرد را برای رسیدن به هدفی از خود نشان می دهد. هر قدر این انگیزه و رغبت بیشتر باشد، فرد تلاش افزون تری از خود نشان می دهد.

روانشناسان انگیزش را فرآیندهایی می دانند که در برانگیختن، جهت دادن و پایانی ممتاز نقشآفرین هستند، انگیزش در برابر پرسش ها مطرح می شود که چرا آدمی به جای آسایش و خواب به کار و کوشش می پردازد، یا آنکه چرا به یک کار بعضی این اندازه اهمیت می دهد و با وجود دشواریهای فراوان از آن دست نمی کشد و به فعالیت هایی که برایش هیچ گونه مشکلی ندارد روی نمی آورد!

اصطلاح انگیزش را می توان به عنوان عامل نیرودهنده،هدایت کننده،و نگهدارنده رفتار تعریف کرد. گیج و برلاینر (1984)انگیزش را به موتور و فرمان اتو مبیل تشبیه کرده اند. سیفرت(1992)گفته است انگیزش یک تمایل یا گرایش به عمل کردن به طریقی خاص است. او همچنین انگیزه را به صورت نیاز یا خواست ویژه ای که انگیزش را موب می شود تعریف کرده است.

از لحاظ پرورشی، انگیزش هم هدف است و هم وسیله. به عنوان هدف، ما از دانش اموزان و دانشجویان می خواهیم نسبت به موضوع های مختلف علمی و اجتماعی علاقه کسب کنند. از این رو، تمام برنامه های درسی که برای آنها فعالیتهای حوزه ی عاطفی در نظر گرفته شده است دارای هدف های انگیزشی هستند. به عنوان وسیله، انگیزش مانند آمادگی ذهنی یا رفتارهای ورودی یک پیش نیاز یادگیری به حساب می آید و تأثیر آن بر یادگیری کاملأ آشکار است.

اهمیت انگیزش:

انگیزش عامل بسیار مهم و اغلب مهمترین شرط یادگیری است. اهمیت آن اغلب از هوش کلی نیز بیشتر است. بارها دیده شده است دانش‌آموزانی که از لحاظ توانایی و استعداد تحصیلی و به عبارت دیگر هوش کلی بسیار شبیه به هم هستند، اما در پیشرفت تحصیلی تفاوت‌های زیادی با یکدیگر دارند. در واقع دانش‌آموزان با انگیزه به یادگیری اشتیاق دارند. علاقه‌مند، کنجکاو، سختکوش و جدی هستند و زمان بیشتری را برای مطالعه و انجام تکالیف صرف می‌کنند. شاید بتوان گفت که چنین رفتارهایی فاصله آنان را از افراد با هوش کلی بالاتر، جبران می‌کنند. موفقیت یا شکست تحصیلی نیز برانگیزش و یادگیری تاثیر می‌گذارند. به‌عبارتی دیگر، انگیزش نه تنها بر پیشرفت تحصیلی مؤثر است، بلکه خود نیز تحت تأثیر تجارب تحصیلی (موفقیت، شکست و پیامدهای آنها) قرار دارد. تجارب یادگیری دانش‌آموزان در درسهای مختلف وقتی به صورت موفقیتها یا شکست‌های پی درپی اندوخته می‌شوند به ایجاد تصورات و باورهایی در آنان نسبت به توانائیشان در یادگیری موضوعات مختلف می‌انجامد. این باورها و پندارها، انگیزش آنان را نسبت به تلاش برای یادگیری موضوعات مشابه تحت تاثیر قرار می‌دهد.چنین وضعیتی تاثیر قابل توجهی براعتماد و احترام به نفس، خود- کارآمدی،‌ سبک زندگی آینده و به‌ویژه سلامت روانی یادگیرندگان دارد.

عوامل موثر بر انگیزش:

به‌طور کلی مجموعه‌ای از عوامل مرتبط با یکدیگر بر علاقه و انگیزش دانش‌آموزان برای یادگیری تاثیر دارند. این مجموعه ممکن است شامل ویژگی‌های یادگیرنده (عوامل فردی)، ویژگی‌های برنامه‌های درسی به لحاظ کمی و کیفی، ویژگیهای معلمان، شرایط و ویژگی‌های محیط آموزشی، فعالیت‌ها و تکالیف یادگیری و سایر عوامل محیطی از جمله خانوادگی باشد. شناسایی این عوامل به تصمیم‌گیری در مورد انتخاب شیوه‌های مناسب و بهبود شرایط برای برانگیختن فراگیرندگان برای یادگیری کمک می‌کند.وضعیت سلامت جسمانی و روانی یادگیرنده از عوامل مهم فردی است که بر انگیزش مؤثر است، سلامت جسمانی دانش‌آموز در آمادگی و رغبت برای یادگیری و انجام تکالیف یادگیری تأثیر اساسی دارد. دانش‌آموزانی که از کمبود یا سوء تغذیه،یا ناخوشی‌های دیگر رنج می‌برند توانایی و همچنین میل و علاقه لازم را برای فعالیت در کلاس درس ندارند. همین‌طور هرگونه اختلال در سلامت روانی- عاطفی دانش‌آموز مانند اضطراب و افسردگی از یادگیری مؤثر ممانعت می‌نماید. برنامه‌های درسی فشرده، متراکم و نامتناسب با سطح درک و توانایی دانش‌آموزان، همچنین تدریس طولانی و خسته‌کننده باشیوه‌های غیرفعال و غیرجذاب ممکن است انگیزه دانش‌آموزان ر ابرای فعالیت در کلاس درس و انجام مناسب تکالیف یادگیری خدشه‌دار نمایند و آسیب برسانند. معلمانی که تدریس خود را براساس شناخت ویژگی‌ها و علایق دانش‌آموزان تنظیم و اجرا می‌کنند، به نحو مناسب با دانش‌آموزان ارتباط برقرار می‌نمایند، آنان را به تفکر و طرح سؤال ترغیب می‌کنند تأثیر مثبت و مفیدی بر انگیزش فراگیران خواهند داشت.محیط شامل ابعاد مختلف فیزیکی، روانی- اجتماعی در مدرسه، خانه و جامعه نیز بر آمادگی و رغبت دانش‌آموزان برای یادگیری و پیشرفت تحصیلی تأثیر بارز دارند. نور، حرارت، صدا، آراستگی، اندازه و پاکیزگی فضای کلاس و مدرسه از جمله عوامل فیزیکی است که برمیل و انگیزه اثر می‌گذارند. روشن است که محیط‌های کم‌نور، بیش‌از حد سرد یا گرم، پر سر وصدا، نامرتب، با صندلی‌های معیوب و غیراستاندارد بر یادگیری اثر منفی می‌گذارند. محیط روانی- اجتماعی شامل کیفیت روابط انسانی در خانواده و مدرسه می‌تواند مشوق و برانگیزاننده یا بر عکس دلسردکننده و حتی مانع فعالیت‌های یادگیری و پیشرفت تحصیلی باشند. وجود ترس، تحقیر، تمسخر،‌ بی‌حمایتی، و بی‌توجهی در محیط از انگیزش کودک برای تلاش و فعالیت برای پیشرفت تحصیلی می‌کاهند (سعداله-آریافر).

تعریف یادگیری:

تحولات و دگرگونی هایی که درزندگی بشر رخ داده است، به دلیل آموزش و یادگیری می باشد.شکی نیست که اهمیت یادگیری د ر رشد آدمی، بسی فراتر از چشم انداز اندیشه های اوست.چون محیط زندگی آدمی همواره درمعرض تغییراست، انسان برای غلبه براین دگرگونی ها ناچار است یادبگیرد.
یادگیری به طورکلی، فعالیتی دگرگون کننده است و افراد را برای مقابله با رویدادهای محیطی آماده می سازد. یادگیری درواقع هم یک رشته فرایند است و هم فرآورده تجربه هاست. یادگیری درحقیقت، دارای مفهوم بسیارگسترده ای است که درقالبهایی چون نگرشهای نو، حل مساله، کاربرد معلومات دراستدلال، تفکر و... به وجود می آید. تعاریف گوناگونی برای یادگیری ارائه شده است.اما بسیاری ازمحققان معتقدند که((یادگیری تغییری است که براثرتجربه یا آموزش دررفتارموجود زنده پدید می آید.)) یادگیری، تغییری است که دراثرتدریس مطالب و مهارتهای گوناگون دررفتار یادگیرندگان ایجاد می شود. ممکن است این رفتار درکوتاه مدت قابل مشاهده باشد و یا این رفتار ممکن است درکوتاه مدت غیرقابل مشاهده باشد.به هرحال، این آموخته ها درطول زندگی موجب تغییر دررفتار و بینش یادگیرندگان می شوند. همانطورکه ذکرشد، انسانها برای دستیابی به نیازهای مختلف به کسب اطلاعات و دانش می پردازند و می آموزند. بنابراین دریادگیری باید این اختلاف درنیازها و سلایق و تفاوتهای یادگیری را درنظرگرفت. نباید انتظارداشت که افراد به طوریکسان، مطلبی را یادبگیرند. باید به انگیزه های یادگیرنده نسبت به مواد آموختنی توجه کرد. بدون شک، حالت ایده آل یادگیری، یادگیری مطلوب است. برای اجرای یادگیری مطلوب هم ابزارها و منابع متنوعی وجود دارند که با پیشرفت فناوری برتعداد آنها افزوده می شود. باید درنظرداشت که میزان موفقیت هرجامعه، وابسته به توان یادگیرندگانی دارد که درگیرفرایند یادگیری همیشگی هستند.

یادگیرى معلول انگیزه‏هاى متفاوتى است. یکى از انگیزه‏ها، که نقش مهمى در جریان یادگیرى دارد، میل و رغبت شاگردان به آموختن است. به دیگر سخن، رغبت محرّکى است که فعالیت را افزایش مى‏دهد. براى این‏که یادگیرى فعّال صورت پذیرد، شاگردان باید نسبت به موضوعى که مى‏خواهند فراگیرند، علاقه‏مند باشند. در این‏باره نیز گفته شده است: «براى ایجاد علاقه، لازم نیست که موضوعات درسى را به طور تصنّعى جالب نشان دهیم، همین که مطالب و مفاهیم درسى براساس نیاز شاگردان تنظیم شده باشد و مسائل اساسى و واقعى آنان را مطرح سازد و به آنان در برخورد با محیط کمک کند، رغبت آنان برانگیخته خواهد شد.»

تأثیر انگیزش در یادگیری و پیشرفت تحصیلی:

کودکان و نوجوانان در طی دوران تحصیلی نسبت به خود و محیط اطراف نگرش مثبت و منفی بدست می آورند که این مسئله به تجارب موفق و ناموفق آنان در دوران تحصیل بستگی دارد. آنها با پیشرفت در تحصیلات و افزایش میزان یادگیری علاوه بر رشد علمی به سلامت روانی نیز دست می یابند.در صورت عدم موفقیت تحصیلی و فشار روانی ناشی از آن بهداشت روانی شان بر هم خورده و جامعه و خانواده متحمل خسارتهایی می شوند.

پیشرفت در تحصیل و یادگیری نتیجه عوامل گوناگونی است که یکی از مهمترین این عوامل انگیزش است. انگیزش مهمترین شرط یادگیری است، تلاش برای افزایش انگیزش تحصیلی از اهمیت بسزایی برخوردار است.
نداشتن انگیزه تحصیلی یکی از دلایل افت تحصیلی می باشد، بی انگیزه بودن نسبت به تحصیل گذشته از افت تحصیلی منجر به ناامیدی و دلسردی دانش آموز شده و زمینه را برای ایجاد مشکلات روحی و انحرافات اجتماعی فراهم می کند. همچنین کاهش انگیزش تحصیلی زیانهای علمی و فرهنگی و اقتصادی را متوجه جامعه و خانواده می کند.

انگیزش چیزی است که به ما انرژی می دهد و فعالیتهای ما را هدایت می کند. انگیزش در واقع موتور حرکت هر فردی است. انگیزش نیرویی است که به فعالیتهای ما جهت و شدت می بخشد. هر قدر فعالیتهای آموزشی همراه با انگیزه باشد بر انگیزنده تر خواهد بود و میزان یادگیری افزایش می یابد. اصطلاح انگیزش در مورد عاملی بکار می رود که دانش آموز و یا بطور کلی یادگیرنده را برای آموختن درس به تلاش و کوشش وامی دارد و به فعالیت او شکل و جهت می دهد.

پژوهشگران در مورد انگیزش انسان به دو مقوله نظر دارند. انگیزه بیرونی و انگیزه درونی. در انگیزه بیرونی یک عامل خارجی فرد را به انجام کاری خاص برمی انگیزد. مثلا کودکی که تکالیف مدرسه اش را بخوبی انجام می دهد تا اجازه شرکت در بازی فوتبال را داشته باشد. در این مورد کودک کاری را بخوبی انجام می دهد لکن انجام تکالیف بخاطر خود آن کار نبوده است بلکه تلاش او فقط جهت دستیابی به چیز دیگر است.
اما هنگامیکه انسان با انگیزه درونی کاری را به انجام می رساند، صرفا آنرا برای خود آن می خواهد و نتیجه ای جداگانه را نمی طلبد و حتی اگر از کار خود نتیجه مطلوبی هم نگیرد باز هم از این که آن را انجام داده است احساس پشیمانی نمی کند. در مورد چنین کسی هرگز به تشویق نیازی نیست. انگیزش درونی یعنی اینکه فرد فعالیتی را بخاطر خود آن عمل و نفس آن عمل انجام می دهد و رضایت خود شخص عامل انجام آن فعالیت است.

در افراد با انگیزش درونی فهمیدن مطالب درسی، افزایش اطلاعات و یادگیری مطالب درسی (بطور فراموش نشدنی) سبب غرور و افتخار می گردد. زمانیکه افراد خود را با کفایت و خود مختار ادراک می کنند مایلند دارای انگیزش درونی باشند.انگیزش درونی به ایجاد احساس استقلال و تقویت اعتماد به نفس بیشتر دانش آموزان کمک می کند و باعث می شود تا فرد نسبت به یادگیریهای خود کنترل بیشتری داشته باشد.

نتایج:

دانش آموزان و د انشجویانی دارای انگیزش پایین معمولا تکالیف خود را با جدیت انجام نمی دهند، به توضیحات معلم توجه نمی کنند و بالاخره اینکه پیشرفت چندانی نصیب آنها نمی گردد. افرادی که دارای سطح انگیزشی بالایی هستند تکالیف درسی خود را با دقت انجام می دهند و به توضیحات معلم توجه می کنند، پیشرفت خوبی هم نصیب آنها می گردد. همچنین این دسته از افراد مشتاقانه وظایفشان را ایفا می کنند و در مقابل مشکلات مقاومت می کنند.انگیزش بر یادگیری تاثیر مثبت و مستقیم دارد، انگیزش زیاد به یادگیری زیاد و انگیزش کم به یادگیری کم منجر می شود.

یادگیرندگان علاقه مند به یک موضوع نسبت به یادگیرندگان کم علاقه موفقیت بیشتری را کسب می کنند و این موفقیت بیشتر سطح علاقه و انگیزش آنها را نسبت به آن موضوع و موضوعات مشابه آن افزایش می دهد.
زمانی که دا نش آموزان تصور می کنند در یک تلاش موفق بوده اند آنها تشویق به یادگیری در آینده می شوند. و برعکس زمانی که دانش آموزان در یک دوران با شکست همراه شده اند انگیزه آنها برای ادامه تلاش با مشکل روبرو می شود.

دانش آموزان فاقد انگیزش بین رفتار تحصیلی خودو اتفاقات مدرسه هیچ گونه رابطه ای تشخیص نمی دهند،چنانچه معلم در کلاس درس از آنها پرسشی سؤال کند و آنها پاسخ درست را بدهند این موفقیت خود را به شانس و اقبال و یا به آسانی سؤال نسبت می دهند. چنانچه اگر در یک درس نمره ضعیفی گرفته باشند چنین استدلال می کنند که نمره ضعیف او ناشی از غرض ورزی معلم بوده است. بنابراین چنین افرادی شکست خود را به عوامل خارجی و غیرقابل کنترل نسبت می دهند.

افراد دارای انگیزش پیشرفت بالا از کسانی که انگیزش سطح پایین دارند خود را تواناتر تصور می کنند و بیش تر تکالیفی را انتخاب می کنند که از نظر دشواری در حد متوسط باشد و از تکالیف بسیار آسان و یا بسیار دشوار خودداری می کنند. یعنی تکالیفی که این افراد در آن حداکثر جدیت را نشان می دهند تکالیفی هستند که انجام دادن آنها مستلزم قدری تقبل خطر است.

آنها با انجام دادن تکالیف بسیار آسان احساس غرور نمی کنند و تکالیف بسیار دشوار معمولا منجر به شکست می شود. موفقیت آنها در یک تکلیف دشوار از موفقیت در یک تکلیف ساده غرور بیشتری را می آفریند. این گروه موفقیتها و شکستهای خود را به شخص خود (کوشش و توانایی شخصی) نسبت می دهند.
مشارکت و درگیر کردن یادگیرنده در فعالیتهای درسی، توجه به موضوعات و فعالیتهای مورد علاقه دانش آموز، توجه به شایستگیها و مهارتهای دانش آموز و استفاده از وسایل و روشهایی برای برانگیختن دانش آموز از جمله راههایی هستند که می توانند در ایجاد انگیزش در آنها موثر باشند.

راهکارها و پیشنهادات:

راههای مقابله با مشکل کمبود انگیزش در یادگیری:

مشکل کمبود انگیزش دانش آموزان یا کمبود علاقه آنان نسبت به یادگیری مطالب تازه ناشی از شکست های پی درپی آنان در درسهای مشابه درس جدید است. بنابراین، بهترین راه رفع مشکل این است که سطح رفتارهای ورودی شناختی دانش آموزان را بالا ببریم و کیفیت آموزشی را نیز بهبود بخشیم.

فنون ایجاد علاقه و انگیزش در یادگیرندگان:

1- آنچه را که یادگیرندگان به عنوان هدف آموزشی انتظار دارید در آغاز درس به طور دقیق به آنان بگویید و در آنان نسبت به نتایج یادگیری انتظارات مثبتی ایجاد کنید.

2- از تشویقهای کلامی استفاده کنید.

استفاده از اظهاراتی چون "خوب"، "عالی" و "مرحبا" پس از عملکرد درست دانش آموز در افزایش علاقه او بسیار مؤثر است. اما باید توجه داشت که مؤثرترین تشویق آن است که به رفتار و عملکرد درست دانش آموز وابسته باشد.

3- از امتحانات و آزمونها، به عنوان وسیله ای برای ایجاد انگیزش در یادگیرندگان استفاده کنید.

4- مطالب و موضوعهای درسی را از ساده به دشوار ارائه دهید.

5- از ایجاد رقابت و چشم وهم چشمی در میان دانش آموزان جلوگیری کنید.

6- ایجاد رقابت فردی بین دانش آموزان به کسب موفقیت در معدودی از آنان و شکست اکثریت کلاس می انجامد.

7- پیامدهای منفی مشارکت یادگیرندگان در فعالیت یادگیری را کاهش دهید.

8- مشارکت دانش آموزان در فعالیت یادگیری یکی از عوامل مهم ایجاد علاقه و انگیزش است. معلم باید مواظب باشد که اینگونه مشارکت با پیامدهای نامطلوب مواجه نشوند.

9- به یادگیرندگان، مسائل و تکالیفی بدهید که نه خیلی ساده و نه خیلی دشوار باشد.

10- تا آنجا که ممکن باشد مطالب درسی را به صورت معنی دار و در ارتباط با موقعیتهای زندگی ارائه دهید و در حد امکان در انجام فعالیتهای آموزشی برای یادگیرندگان آزادی عمل قائل شوید.

منابع:

- پارسا-محمد،انگیزش و هیجان، انتشارات پیام نور،چاپ دوم، تیر ماه 1387.

- سیف-علی اکبر،روان شناسی پرورشی-انتشارات آگاه- چاپ چهارم، تابستان 1380.

- جمشیدی-مریم،نشریه علمی پژوهشی اداره آموزش و پرورش شهرستان بابل.

- مرد محمد-سالخی، راهکارهای ایجاد انگیزش در دانش آموزان و تأثیر آن در پیشرفت تحصیلی

- آریافر-سعداله،یادداشتهای یک معلم،مقالات تربیتی معلم اهری.

- پارسا،محمد(1374). روان شناسی یادگیری بربنیاد نظریه ها. تهران: سخن.

- شعبانی-حسن، مهارتهای آموزش و پرورش تهران،سازمان مطالعه وتدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت) 1386.