امروز دوشنبه 04 مهر 1401

رابطه میزان دینداری والدین با تربیت دینی فرزندان

0

بیان مسئله:

انسان وقتی به دنیا می آید،از انسان بودنش فقط شکل ظاهری آن را دارد وهنوز هویت انسانی را ندارد. هر طفلی که چشم به جهان میگشاید،تنها چیزی که با خود می آورد مواد خام هستند.طفل همه چیز را از طریق ارتباط باکسانی که بعد از تولد مسئول تربیت او هستند،می آموزد.در این میان خانواده مهمترین نقش را ایفا می کند.آغاز تعلیم وتربیت کودک در خانواده است وخانواده آموزه های مهم تربیتی را در شیوه ی فرزند پروری به صورت آگاهانه درنظر می گیرد.تربیت مذهبی کودک ریشه در نحوه تعامل والدین با وی دارد.

رابطه والدین با فرزندان در گذر از اعمالی است که اهداف گوناگونی را در بردارد.تربیت اخلاقی،دینی وروانی،رشد وپیشرفت استعدادهای فرزندان، آموزش مهارت ها از جمله این اهداف می باشد.در کانون خانواده دو عنصر اصلی پدر ومادر می باشند که هردو نقش تعیین کننده ای در تربیت دینی فرزندان دارند.مقصود از تربیت دینی هر گونه فعالیت هدفمندی است که به منظور ایجاد شناخت وباور به معارف دینی وتقویت آن گرایش به ارزش ها وهنجار های دینی مطرح می شودودر مجموع زمینه ساز تکوین هدایت دینی ورشد متعادل دینداریی گردد.

افراد دین را از طریق خانواده یا فرهنگشان به همان طریقی که نقش جنسیتی،زبان ویا سبک زندگی را فرا گرفته اند درونی می کنند.در پرسش از تربیت دینی افراد، به سوالاتی از قبیل:والدین وخانواده چه نقشی در تربیت دینی آنان ایفا کرده اند؟نقش خانواده چگونه وچه طور برای افراد مهم بوده است؟ باید توجه شود.همچنین والدین برتربیت دینی فرزندانشان ودستیابی آن ها موثر هستند یا خیر؟

.پژوهشگران اعتقاد دارند که تاثیر والدین بر تربیت فرزندان نه فقط از طریق خصوصیات موقعیتی آنان بلکه در انتقال ارزش هایشان ونیز فراهم کردن یک محیط اجتماعی هدایت کننده است والبته حمایت والدین مهم ترین عامل برای نیل به کمال تربیتی است.یکی از عوامل تاثیر گذار بر تربیت دینی فرزندان،میزان دینداری والدین است.دینداری عبارت است،یک نظام عملی مبتنی بر اعتقادات است که در قلمرو ابعاد فردی واجتماعی از جانب پروردگار برای هدایت انسان ها در مسیر رشد وکمال الهی ارسال گردیده است.

از دیربازدغدغه فکر انسان،موضوع تربیت وروش های دستیابی به آن بوده وهمواره در تمامی دوره ها، این امر توجه آدمی را به خود معطوف کرده است.اهمیت موضوع تا حدی می باشد که پیامبران واولیای الهی به عنوان هادی و راهنمای جوامع،سرچشمه رستگاری بشر را در این موضوع جستجو کرده اند.

تربیت به معنی شکوفا شدن،ظاهر شدن و بالفعل شدن توانایی هاست.تربیت دینی نتیجه جامعه دینی است اما همواره به جهت وجود برخی محدودیت ها وموانع پالایش فرایند منتهی به آن، به صورت یک ضرورت طرح شده است.مقصود از تربیت دینی،هر گونه فعالیت هدفمندی است که به منظور ایجادشناخت وباور به معارف دینی وتقویت آن،گرایش به ارزشها وهنجار های دینی والتزام عملی به احکام ودستور های دینی مطرح می شود ودر مجموع زمینه ساز تکوین هویت دینی ورشد متعادل دینداری در متربی در همه جنبه ها گردد.

دینداری مجموعه عقاید،اخلاق،قوانین ومقرراتی است که برای اداره امور جامعه ی انسانی وپرورش انسان ها از سوی خداوند متعال به وسیله پیامبران برای انسان ها ارائه شده است.دین وتربیت دو واقعیت اصیل،گسترده وتاثیر گذار در ابعاد مختلف زندگی انسان به شمار می ایند.حوزه تعلیم وتربیت در سالهای اخیر به شدت از دین متاثر شده است.روند پژوهش های تربیتی نیز در جهان به سوی توجه بیشتر بر تربیت دینی است.دین کهن ترین،اثر گذار ترین نهاد اجتماعی بشر است وتحقیقات ارتباط تنگاتنگ دین را با تعلیم وتربیت نشان می دهد. امروزه از یک سو دستگاههای نهاد های مختلف عهده دار آموزش وتربیت دینی در جامعه هستند واز سوی دیگر خانواده به شکل غیر رسمی به تربیت وآموزش دینی فرزندان می پردازد.در ایران نفوذ دین در زندگی تربیتی وسایر امور اجتماعی بسیار زیاد است به طوری که هنوز دین شکل دهنده وهدایت کننده خانواده های شهری وروستایی است.

آموزش های والدین برای تربیت دینی فرزندانشان ناشی از میزان مذهبی بودن آنها است.با توجه به نقش خانواده در تربیت دینی،هدف پژوهش پیش رو پاسخ به این سوال است که آیا روش تربیت دینی فرزندان با میزان دینداری والدین رابطه دارد؟