امروز پنجشنبه 14 مهر 1401

یادگیری سطحی و یادگیری عمیق

0

مارتو و سالجو (1997) دو رویکرد یادگیری عمیق و سطحی را شناسایی کرده‌اند که اساساً در تصوری که از معنی آموزش دارند با هم متفاوتند. “یادگیری عمیق” رویکرد مطلوب آموزش عالی است. “یادگیری سطحی” در پیوند با حفظ کردن فرمول‌ها و معلومات بدیهی است. باید دو نکته را در روی‌کرد به آموزش، مورد توجه قرار داد. اولاً آدم‌های متفاوتی که رویکدرهای یادگیری متفاوت دارند سرکلاس یک درس واحد می‌نشینند. دوم اینکه یک شخص واحد برحسب زمان یا چیزی که می‌گیرد رویکرد متفاوتی را اتخاذ می‌کند. یادگیری عمیق: یادگیری عمیق متضاد یادگیری سطحی و روی‌کرد مطلوب آموزش عالی است. کسانی که رویکرد عمیق به یادگیری دارند مطالب جدید را با ربط دادن آن‌ها به دانسته‌های قبلی‌شان یاد می‌گیرند. بعضی اوقات به این رویکرد یادگیری کل‌نگر گفته می‌شود، چون این نوع یادگیری با داشتن فهم و دیدگاه واحدی نسبت به جهان مرتبط است. کسی که رویکرد عمیق دارد به جای اینکه واقعیات را از هم جدا کند همواره در حال این سئوال است که چطور در می‌آید بحث بر سر چیست؟ آیا توضیح دیگری وجود دارد؟ در این یادگیری ارزشیابی بجای بازتولید حذف درس‌ها، درگیرشدنی فعالانه با اندیشه‌هاست.یادگیری سطحی: یادگیری سطحی گردآوری معلومات بی‌ربط به هم مانند اسم آدم‌ها و مکان‌ها و تاریخ وقایع است این رویکرد یادگیری را چیزی می‌بیند که می‌توان آن را با عقربه سوخت اندازه‌گیری کرد که از خالی شورع می شود. باید تا پر شدن پیش برود. این رویکرد به یادگیری اتمیستی شهرت دارد چون وقتی ما به طور سطحی یاد می‌گیریم میزان دانسته‌هایمان را به شکل یک توده می‌بینیم نه به صورت کیف پولی که می‌توان آن را روی هم گذاشت و پس‌انداز کرد. وقتی زمان ارزشیابی این یادگیری برسد به تکنیک‌های مرور و رویه‌های معمولی مثل حفظ کردن نیاز پیدا می‌کنیم مشکل اصلی یادگیری سطحی هم وقتی بروز می‌کند که مجموعه اطلاعاتی که با آن‌ها سروکار داریم بسیار گسترده شود. یادگیری استراتژیک: یادگیری استراتژیک بر تکنیک‌های یادگیری تأکید دارد در این رویکرد دانشجویان یادداشت‌های خود را سازمان‌دهی می‌کنند و سعی می‌کنند معیارهای درس را پیش‌بینی و جواب‌هایشان را به آنچه معلم می‌خواهد نزدیک‌تر کنند. رویکرد استراتژیک تلاش منطقی در جهت ایجاد تعادل بین میزان تلاش برای یادگرفتن یک درس و نمره آن است. مدیریت زمان و منابع از مسایل اصلی این روش است.

لازم است که تاکیید شود که مهم است درک کنیم که این‌ها خصوصیات فردی نیستند ما بر حسب شرایط رویکردهای مختلفی را به کار می‌گیریم. چالش موسسات آموزشی این است که اهداف و محتوای آموزش و سبک‌های تدریس و انواع ارزشیابی را طوری طراحی کنند که آموزش عمیق را آسان سازد.تکنیک یادگیری یک‌بار برای همیشه این روش یکی از قوی‌ترین روشهای یادگیری در جهان است. در این روش سعی بر این است تا با ایجاد زمینه‌ای در ذهن قبل از مطالعه، روند یادگیری فعال‌تر و آسان‌تر گردد. در ادامه به مراحل مختلف این روش اشاره می‌کنیم:پیش‌خوانی: درس را که می‌خواهید بخوانید، ابتدا پیش‌خوانی کنید، سعی کنید برای پیش‌خوانی از روش زیر استفاده نمایید. نگاهی گذرا و سریع به متن بیندازید نکات مهم و کلیدی را بیابید، سئوالات و تمرین‌های آخر درس را مرور کنید پاراگراف اول و آخر و خلاصه درس را به شیوه‌ای گذرا بخوانید.سئوال سازی: در ذهن خود سئوالاتی راجع به موضوع درس بسازید برای این‌کار می‌توانید عناوین و تیترها را به صورت سئوال درآورید. از خود بپرسید: “راجع به این موضوع چه می‌دانم؟”، ” استاد راجع به این موضوع چه چیزهایی گفت؟” و سئوالاتی از این قبیل.خواندن: متن درس را به صور کامل بخوانید در هنگام خواندن به دنبال خود سئوالاتی باشید که در ذهن خود ساخته‌بودید به سئوالات آخر درس جواب بدهید زیر نکات مهم خط بکشید اگر مطلبی را درست نفهمیده‌اید دوباره آن را بخوانید. بازگویی و تعریف مطالب: بعد از آنکه خواندن یک بخش به پایان رسید به بازگویی مطالب آن بپردازید مطالب درسی را از حفظ برای خود تکرار کنید و یا خلاصه نویسی کنید در تکرار مطالب از روشی که متناسب با تکنیک یادگیری‌تان است، استفاده کنید و به خاطر داشته باشید که هرچه بیشتر از حواس پنج‌گانه خود استفاده می‌کنید مطالب بهتر در حافظه‌تان جای می‌گیرد. مرور مطالب: بعد از آنکه مطالب را بطور کامل خواندید و برای خود بازگو کردید نوبت به مرور مطالب می‌رسد روز اوّل: بلافاصله بعد از مرحله تعریف و بازگویی به مدت 10 دقیقه سریع مطالب را مرور کنید 24 ساعت بعد: کتاب را ورق بزنید و به نکات مهم نگاهی بیندازید یک هفته بعد مطالب درسی را مرور کنید و برای مطلبی که به نظرتان سخت‌تر است بیشتر وقت بگذارید و به همین ترتیب هرچند یک‌بار مطالب را مرور کنید تا هنگام امتحان به مشکلی برخورد نکنید.