امروز جمعه 15 مهر 1401

رابطه دین و جادو از نگاه مردم شناسی دینی

0

بدون تردید مشخص کردن مرز دین و جادو از نظر تاریخی و تحقیقاتی کاری دشوار است. زیرا معمولاً مورخین وابسته به کشور فاتح، دین کشور مغلوب را جادوگری می خوانده اند. در تحقیقات مردم شناسی نیز ضابطه و معیاری برای مرزبندی میان دین و جادو وجود ندارد و قضاوت هایی که در مورد جادو می شود اگر نگوییم غرض آلوده است لااقل باید گفت به قدری تحت تأثیر فرهنگ اعتقادی جامعه محقق است که به ندرت می توان حدود جادو و دین را در تحقیقات مشخص کرد.

به طور کلی می توان گفت، در باره ی رابطه ی دین و جادو و تقدم و تأخر یکی بر دیگری، نظرات متفاوت است. عده ای معتقدند که هیچ رابطه ای بین دین و جادو نیست. برخی براین باورند که دین از جادو گرفته شده و بعضی دیگر برعکس براین نظرند که جادوگری از دین گرفته شده است. ژرژگورویچ، جامعه شناس معروف، نه تنها ارتباطی بین دین و جادو نمی بیند، بلکه آن دو را درست در جهت مخالف یکدیگر می داند و اعتقادات مانایی (قدیمی ترین یا ساده ترین نوع اعتقادی درباره ی قوای نامرئی) را در قلمرو جادوگری می نگارد.

مردم شناسان معروف نظیر؛ تایلر و فریزر معتقدند که دین از جادوگری به وجود آمده است. به نظرفریزر، جادوگری در واقع منشأ و سرچشمه ی اعتقادات دینی است. به نظر وی بر اثر شکست جادوگری و تلطیف و ملکوتی شدن اعتقادات، دین به وجود آمد. تایلر نیز معتقد است اعتقاد به قوای ماوراء طبیعه و ارواح از معتقدات جادویی است که به مرور و هماهنگ با زمینه های دیگر فکری، جنبه ی اخلاقی و عقلانی پیدا کرده و سرانجام به اعتقادات دینی ختم شده است. و بالاخره ویلهلم شمیت، مبلغ مسیحی و مردم شناس آلمانی، معتقد است که سر آغاز و منشأ اعتقادات جوامع انسانی بر یکتاپرستی و اعتقاد به خدای یگانه است و به مرور بر اثر سوء استفاده از ساده لوحی افراد، بخشی از اعتقادات دینی راه اضمحلال پیموده و جادوگری ازآن منشعب شده است. به نظر وی جادوگری، نوعی انحطاط دینی است.

منابع:

1 – روح الامینی، محمود (1372)، مبانی انسان شناسی، تهران، انتشارات عطار

2 – روح الامینی، محمود (1372)، زمینه فرهنگ شناسی، تهران، انتشارات عطار