امروز شنبه 09 مهر 1401

نقش خانواده‌ی سالم در پرورش عواطف کودک

0

نقش خانواده‌ی سالم در پرورش عواطف کودک

خانواده یکی از مهمترین عوامل مؤثّر در رشد همه جانبه‌ی کودک است. در خانواده است که کودک نخستین چشم انداز از جهان پیرامون را به دست می آورد و احساس وجود می کند و می آموزد که چگونه غذا بخورد، حرف بزند، معاشرت و همکاری کند و نیز می آموزد که چگونه محبّت ورزی کرده و نسبت به دیگران ادای احترام کند.

در این راستا اوّلین آموزگاران کودک، والدین او هستند. بر پدر و مادر لازم است تا جان فرزند را لبریز از مهر و محبّت کنند. امّا آنچه بیشر از ابراز محبّت های مستقیم در اعتلای عواطف و احساسات کودکان مؤثر است، فراهم آوردن محیطی آرام، امن و عاری از هرگونه نزاع های خانوادگی است. از جمله مواردی که می تواند به نحو غیر مستقیم احساسات و عواطف کودکان را پرورش داده و آنرا به تقویت نماید، مشاهده‌ی رفتار عاطفی و مبتنی بر احترام پدر و مادر است. کودک نیازمند به محبّت است و اگر از نزدیک شاهد عشق و محبّت ورزی و گذشت والدین خود باشد، محبّت ورزی را در کانون خانواده می آموزد.

وجود رابطه‌ی عاطفی و پرهیز از اختلاف و نزاع در محیط خانواده به قدری دارای اهمیّت است که خداوند در قرآن کریم والدین را به حسن معاشرت و گذشت از خطاهای یکدیگر سفارش کرده و خطاب به مردان می فرماید:

«با زنان به خوبی رفتار نمایید و اگر هم از آنان [در مورد مسئله ای] ناخشنودید، بدانید چه بسا ممکن است شما از چیزی ناخشنود باشید در حالیکه خداوند برای شما در آن خیر بسیار قرار داده است» (1)

لزوم رعایت حد اعتدلال در محبّت به کودکان

در انجام مهرورزی نسبت به فرزندان و ابراز محبّت به ایشان در پیش گرفتن هر دو حدّ افراط و تفریط خسارت بار است.

از سویی تفریط در این مسئله و بی توجّهی به نیاز اصیل کودک نسبت به محبّت والدین، پیامدهایی سوئی را بر تن و روان کودک برجای می گذارد. عدم توجه عاطفی به کودکان، روحیه‌ی مقاوت ایشان در مقابل خواسته های دیگران را کاهش داده وباعث می شود تا به خاطر جلب محبّت دیگران، به خواست آنها تن دهند و در مقابل آن تسلیم شوند. علاوه بر آن، این بی توجّهی باعث تشدید حالت پرخاشگری و نیز تقویت روحیه‌ی خیالبافی و انزوا و در خود فرورفتن کودکان می شود.

امّا از سوئی دیگر افراط در این زمینه نیز نتایج سوئی را به همراه خواهد داشت که شاید تبعات آن کمتر از کوتاهی در امر محبّت نباشد.

آنان که در مهر و نوازش فرزندان افراط می کنند و در مقابل خواسته های نامعقول ایشان سر تسلیم فرود می آورند، حسّ خود پسندی را در کودکان خود تقویت می کنند و روحیه‌ی ایستادگی و مقاومت در مقابل ناملایمات زندگی و برآورده نشدن حوائجان از سوی دیگران را تضعیف می کنند. امام باقر علیه السلام در این زمینه می فرماید:

«بدترین پدران کسانی هستند که در نیکی و محبّت نسبت به فرزندان، از حدّ آن تجاوز می کنند و به زیاده و افراط کشیده می شوند و بدترین فرزندان کسانی هستند که تقصیر و کوتاهی در انجام وظایف، آنها را به سرپیچی از والدین بکشاند» (2)

همانگونه که در این روایت مشاهده می شود، مسئله‌ی افراط در محبّت و مسئله‌ی تقصیر در انجام مسئولیّت به دنبال هم بیان شده و شاید از این جهت بتوان رابطه­ای منطقی بین آن برقرار کرد. بر این اساس می توان حسّ مسئولیّت پذیری را به عنوان حدّی برای ابراز محبّت به کودکان قلمداد کرد. حفظ رابطه‌ی عاطفی با کودک تا زمانی جائز است که وی از انجام مسئولیّت ها و وظایف خویش شانه خالی نکند و الّا اگر پدر و مادر فرزند خویش را در انجام تعهدّاتش، بی مبالات یافتند، هرگونه تساهل و تسامح در این زمینه، با تربیت صحیح فرزندان سازگار نیست. بلکه والدین وظیفه دارند با تغییر روش و ابراز ناراحتی خود، به کودک خویش این مطلب را تفهیم کنند، که محبّت آنها نیز مطلق و بدون ضابطه نبوده و در صورت اصرار کودک بر انجام کارهای ناشایست و شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیّت های ادامه نخواهد یافت.

منابع

1.«وعاشروهن بالمعروف، فإن کرهتموهن فعسی أن تکرهوا شیئاً و یجعل الله فیه خیراً کثیرا» نساء/ 19

2.کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ج2، ص307