امروز پنجشنبه 14 مهر 1401

اصول تعلیم و تربیت از نظر دانشمندان اسلام

0

بعضی از آثار تربیتی او عبارتند از:

لسیاسه المدینه، تحصیل السعاده، رساله المفارقات،خصوصی الحکم والجمع بین را ی الحکمین.

بنابر دیدگاه فارابی،هدف از تعلیم وتربیت: ایجاد اعتدال درقوای شهویه،غضبیه وانقیاد آنها نسبت به عقل است وی سعادت دنیوی را مقدمه سعادت آخروی می داند ونقطه اوج آمال و کمال نهایی را عرفان حق وصول به حق معرفی می کند.

معلم ثانی الگو وطرح مستقلی دراصول آموزش وپرورش ارائه نکرده است اما از مجموعه مباحث وی می توان چند اصل مهم تربیتی را به شرح زیراستخراج کرد:

الف- اجتماعی بودن تعلیم و تربیت:

به نظر وی انسان طبیعتاًاجتماعی است وبرای آموزش وی باید اهداف اجتماعی درنظر گرفته شده ودستیابی به "مدینه فاضله، هدفی است که باید درآموزش وپرورش مراعات شود.

ب- رعایت تفاوتهای فردی

ازنظر معلم ثانی درآموزش وپرورش رعایت استعداد های مختلف وتفاوتهای فردی لازم است

پ-آماده کردن افراد برای حرفه ها

وی معتقد است که براساس تفاوتهای فردی هرکس را باید برا ی مهارت وحرفه ای خاص تربیت کرد واین از کودکی باید آغاز گردد.

ت-تاثیر محیط جغرافیای وکیفیت ساختمانها

وی بنابر اعتقادش به تاثیر محیط طبیعی اقلیمی وچگونگی معماری توصیه می کند که مربی باید درکارش این اصل رارعایت کند این کار به منظور رعایت حال واخلاق وساکنان وکمک گرفتن از ایشان باشد.

اصول تعلیم و تربیت ازنظر ابوعلی سینا (373 هجری قمری)

شیخ ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا، دربخارا چشم به جهان گشود وبا استعداد کم نظیر ونبوغ خود درمدت کوتاهی بیشتر علوم عصر خود را آموخت ودرمنطق،فلسفه،طب و غیره سرآمد روز کار خویش شد شیخ الرئیس،باوجود پیروی از مکتب فارابی درفلسفه و تفکرات عقلی، امادر سلسله مباحث تعلیم وتربیت به طور مستقیم ومستقل واردشده وبا تدوین آثاری از جمله تدبیر المنازل وکتاب شفا واشارات به جزئیات مسائل تربیتی پرداخته است.

بوعلی تعلیم وتربیت را براساس شکل گیری عادتها می داند وتشکیل عبادت را براساس معیارهای عقلانی وبه طور آگاهانه توصیف می نماید.

اصول کلی تربیتی ابن سینا عبارتند از:

الف:خود شناسی

خود شناسی وآگاهی برحالات وقوای نفس وهمه زوایای خویشتن از اصول بنیادینی است که بوعلی بدان عنایت کامل را داشته است اومی گوید نخستین چیزی که باید به تدبیر آن پرداخت تدبیر وتربیت خویشتن است زیرا نزدیکترین ووالاترین چیز به انسان خویشتن اواست

ب:رعایت تفاوتهای فردی

بوعلی رعایت تفاوتهای فردی وطبیعت وذوق وسلیقه افراد را در برنامه ریزی آموزی اصل مهمی می داند که نباید از آن غفلت کرد وی پس از بیان واقعیت تفاوتهای فردی می گوید شایسته است که مربی کودک هنگام گزینش حرفه یادانش خاص طبیعت کودک را آموده ذوق وسلیقه فردی را سنجیده ومیزان هوش او را بیازماید و براین پایه حرفه بادانش مناسب رابرای کودک برگزیند.

پ: تنظیم برنامه تربیتی براساس مراحل رشد

از ویژگیهای تفکر بوعلی سینابیان مراحل رشد کودک ونوجوان است وی تاکید می کند که دربرنامه ریزی آموزشی،مراحل گوناگون راباید مراعات نمود

ت: آموزش گروهی بوعلی معتقد است که آموزش فردی،آمیخته مشکلات ونارسائیهاست وآموزش باید گروهی واجتماعی باشد به زعم او "شایسته است درمدرسه همراه با کودک دانش آموز کودکان آموزنده دیگری از فرزندان بزرگان با آداب نیک وعادات پسندیده وجود داشته باشند زیرا کودک ازکودک فرامی گیرد واگر کودک فقط با معلم خود به سربرد سبب ملامت هردوخواهد شد امااگر چند کودک تحت تربیت یک معلم قرار گیرند ومعلم به هریک رسیدگی کند،خستگی وعدالت هریک از کودکان کمتر شده و شا دابی شان افزون می گردد زیرا آگاه برآنها افتخار ومباهات می کند زمانی برآنها غبطه می خورد با آنها گفتگو می کند و... که همه این تاثیرات مثبت خواهد بود.

ث: انتخاب معلم ودوست شایسته

وی درباره گزینش معلم خوب وواجد شرایط ونیز دوست صمیمی وآگاه می گوید: شایسته است که مربی کودک عاقل ومتدین وآگاه به تربیت اخلاقی بوده درپرورش کودکان مهارت داشته باشد.

با توجه به اینکه انسان نمی تواند نسبت به شناختن خود از جویشتن اعتماد داشته باشد درشناخت حالات وروحیات خویش ودرجستجوی معایب خود نیاز مندبه دوست وبرادر خردمندوبا محبت است.

اصول تعلیم و تربیت از نظر ابن خلدون (732 هجری قمری)

عبدالرحمن بن محمد بن خلدون حضرمی ازاندیشمندان بزرگ اسلام وبنیانگذارجامعه شناسی علمی وصاحب آرای مهم درتاریخ،اقتصاد،تعلیم وتربیت وجزاینها در تونس چشم به جهان گشود.

به وی تالیفات متعددی نسبت داده شداست که چیزی ازآنها جز کتاب تاریخی وی به نام العبر ومقدمه –که به مقدمه ابن خلدون شهرت دارد – دردست نیست شهرت و وآوزه بلند این متفکر بزرگ به سبب مقدمه تاریخ وی است که حقیقتاً از شاهکارهای فرهنگ اسلامی درجامعه شناسی علمی،اقتصاد،تعلیم وتربیت،تاریخ وجزاینهاست دانشمندان غرب،او رااز پایه گذاران جامعه شناسی علمی دانسته،مقدمه وی رااثر تحقیقی دقیقی در جامعه شناسی وفلسفه تاریخ می دانند وی درمباحث تعلیم وتربیت،دید گاههای ابداعی و دقیقی دارد که برخی از آنها تحت عنوان اصول تربیت دراین مربی بزرگ با سایر مربیان اسلامی – ایرانی مشرق زمین از جمله اصل تدریج درآموزش اصل توجه به میزان فهم واستعداد متعلم درتربیت او... اصل تاکید برحفظ وتکرار وتمرین،اصل حفظ حریت وشخصیت درمتعلم ومربی ونظایر اینها اصولی مطرح خواهد شد که از تازگی بیشتری برخورداراست.

الف اصل فراهم سازی شرایط مناسب برای یادگیری

به اعتقاد ابن خلدون اصل مسلم آموزش ویادگیری که می تواند زمینه ساز شرایط ایده ال فعالیتهای آموزگار ودانش آموز باشد درنظر گرفتن مجموعه روشهای است که با به کارگیری آنها پیشرفت متعلم ونتایج مطلوب تربیتی حاصل خواهد آمد این روشها را تحت عنوان موانع یادگیری بیان کرده وخلاف آنها شرایط مساعد برای آموزش می داند. به کاربردن الفاظ گنگ ونامفهوم ابن خلدون معتقد است زمینه آموختن الفاظ زبان و تلفظ ها ورسم الخط های مختلف را باید درخرد سالی برای کودکان فراهم ساخت تا هنگام تحصیل رسمی دچار مشکل نشوند یا ابتدائاً آنها را آموزش دهند وازالفاظ ساده تر وخطر ساده وقابل درک وتدوین بهره جویند

- انتخاب متن درس مختصر ومجمل - ابن خلدون براین باوراست که متن درسی باید روان وامیخته باشواهد وتمرین باشد زیرا در متن درسی مختصر ومحل معانی بسیار درالفاظ کم کنجانده شده است که فهم آن برای متعلم آنقدر نیست که بتواند آنرا براحتی درک کند ومعانی بسیار را از الفاظ کم بیرون بکشد علاوه براین محصل نمی تواند در موضوعات ومسائل طرح شده به ملکه برسد زیرا حصول ملکه به تکرار است ودرمتن مختصر تکرار وجود ندارد

- کثرت منابع درسی – یکی دیگر از موانع تحصیل کتابهای است که دریک رشته علمی به عنوان متن درسی آموزش داده می شود ابن خلدون مشکل متعلمان را در خواندن کتابهای موجود دردورشته فقه وادبیات به طور کامل توضیح می دهد وبا توجه به محدودیت عمر متعلم کتابهای بسیار زیادی دراین دو رشته به عنوان متن درنظر گرفته شده است آن را براسی می کند ونتیجه می گیرد که برای خواندن همه این کتابها همه اصطلاخات واشعار به زمانی بیش از عمر متعلم نیاز است واگر متعلم همه عمر را صرف تحصیل آنها بکند به کار دیگری نمی تواند بپردازد ومحتمل مجبور می شود ترک تحصیل کند

- کثرت اشتغال به علوم ابزاری – از دیگر موانع پیشرفت متعلمان برنامه ریزی تحصیلی انان است به گونه ای که باید بیشتر وقت خود را صرف فراگیری علوم مقدماتی وابزاری کنند واز پرداختن به علوم مربوط به شروع مانند تفسیر وفقه وحدیث وکلام، علوم فلسفی و عقلی مانند علوم طبیعی وعلوم آلی که ابزاری برای رسیدن به علوم اصلی است مانند علوم مربوط به ادبیات عرب وریاضی که ابزار علوم مربوط به شروع است ومنطق که ابزار علوم فلسفی است تقسیم می کند. سپس می گوید که پرداختن به علوم آلی تا حدی که ابزار فهم علوم اصلی باشند مناسب است ولی توسعه وشرح بیش ازحد آنها،لغو وبیهوده است زیرا متعلمان را از اصلی علوم بالذاته دردسته اول دورمی کنند

- تدریس مطالب پیچیده – به نظر ابن خلدون القای محتوای سنگینی که دانش آموزش ازفهم آن عاجز است ذهن وی راخسته وبه تدریج دردرک کردن تنبل می سازد و استعدادش برابرای فهمیدن نابود می کند وچه بسا او را به ترک تحصیل می کشاند بنابراین،معلم باید به توانمندی متعلم،چه مبتدی وچه در سطوح بالاتر،توجه کند وبیش از حد استعداد وفهم وی چیزی را تدریس نکند

- طولانی بودن مدت آموزش – ازدیگر موانع یادگیری متعلمان طولانی کردن آموزش یک موضوع به حدی که چندین جلسه با فاصله زمانی زیاد طول بکشد یاتدریس یک کتاب به صورتی که جلسات هردرس ازهم فاصله داشته باشد (آموزش کتاب حدود 2 سال طول بکشد) دراین حالت مطالب به صورت ازهم گسیخته درذهن دانش آموزجای می گیرد واین امر به پراکندگی موارد درذهن یادگیرنده واحیاناً فراموشی منجر می گردد وهیچگاه برایش ملکه نمی شود از اینرو لازم است مطالب یکجا یادرفواصل کم آموزش داده شود تا به آسانی ملکه تحصیل گردد (همانجا)

ب: سهل گیری ورافت با متعلم – را فت معلم به متعلم درهنگام آموزش وسهل گیری وی ارزشهای مهم تعلیم وتربیت محسوب می شود وبه عنوان یک اصل باید همواره مورد توجه معلم قرار گیرد ابن خلدون آثار سو سخت گیری معلم بر متعلم را به ویژه برکودکان به شرح زیر برشمرده است.

- از بین بردن نشاط روانی متعلم وکسل کردن روح او.

- واداشتن متعلم به دروغگویی وتظاهر برای امان ماندن ازتهدید وتنبیه

- واداشتن متعلم به فریب ونفاق

- ازدست دادن اعتماد به نفس متعلم

- بازماندن متعلم از کسب فضایل واخلاق پسندیده وعدم دستیابی به اهداف متعالی تربیتی.

پ-اصل محاسبه و ارزیابی

برای کسی که درمقام تعلیم وتربیت بر می آید ومی خواهد خود یادیگران را سیر تکاملی بدهد لازم است به محاسبه وارزیابی عملکرد ها بپردازد تامتعلم یامربی بداند چه کرده وچه کارهایی را که باید انجام می داد انجام نداده است؟ افعال وگفتار خویش چه بوده وچه کارها وگفتار ها ی نادرستی ازاو سرزده است؟ ابن خلدون اصلی ترین روش عارف واهل مجاهده را محاسبه وارزیابی خویش می داند آنان انجام شده وانجام نشده را مورد ارزیابی قرار می دهند تابرای شایستگی های بیشتر وسیر به مقامهای بالاتر برنامه ریزی نمایند.