امروز پنجشنبه 14 مهر 1401

تعلیم و تربیت از دیدگاه ابن سینا

0

آرای ابن سینا در مسائل عمده تعلیم و تربیت: ابن سینا، مباحث تربیتی را در بخش حکمت عملی جای می دهد و آنرا سه نوع می داند: 1- علم اخلاق: تنظیم روابط شخصی فرد را بر عهده دارد. 2- تدبیر منزل: تنظیم روابط فرد در محیط خانواده است. 3- علم سیاست: تنظیم روابط اجتماعی و سیاسی را در بر می گیرد. ابن سینا نسبت به مسائل تربیتی و اخلاقی در حوزه های فردی و اجتماعی اهمیت فراوانی قائل شده است. اهداف تعلیم و تربیت از نظر ابن سینا: ایمان، اخلاق نیکو وعادات پسندیده، تندرستی، سواد، پیشه و هنر. مراحل تعلیم و تربیت از نظر ابن سینا: الف) مرحله پیش دبستانی: این مرحله تربیت را از دوران جنینی آغاز می کند و موضوعات تربیتی را جدای از تربیت جسمانی کودک نمی داند و در کتاب قانون یادآور شده است که زنان باردار از تنشهای عصبی و جسمی به شدت بپرهیزند زیرا اثرات نامطلوب بر جنین دارد. 1. اولین وظیفه والدین نوزاد، انتخاب نام نیکوست تا در بزرگسالی احساس حقارت نکند. 2. در صورتی که دایه، فرزند را نگه می دارد باید از سلامت جسمانی و عقلانی برخوردار باشد. 3. غذای کودک در نهایت اعتدال و سلامت باشد. و برای پرورش صحیح خوردسالان چهار توصیه دارد: 1. اعتدال در رفتار 2. برنامه صحیح غذایی و خواب و استحمام معتدل 3. در سن 6سالگی به مدرسه رود و در تعلیم اجبار نباشد 4. نوشیدنیهای سالم بنوشد. ب) مرحله یادگیری در مدرسه: تعلیم و تربیت را منوط به محکم شدن مفاصل کودک و تسلط بر عضلات و قوای جسمانی فرد دانسته است. سن مناسب آغاز تعلیم و تربیت در مدرسه را 6 سالگی ذکرکرده است. آموزش گروهی را به آموزش خصوصی ترجیح می دهد و معتقد است که باعث رقابت و گفتگوی علمی میان دانش­آموزان شده و آداب اجتماعی را می آموزند و موجب فزونی علم و عقل آنان می شود ولی در آموزش خصوصی و فردی شاگرد و معلم هر دو ملول و خسته می شوند. ج) مرحله حرفه آموزی: زمانی که کودک در مدرسه آموزشهای ابتدایی دید و به سن بلوغ رسید اکنون می تواند صنعت و حرفه ای بیاموزد و پس از آن زندگی مستقل خود را آغاز کند و شایسته است که نوجوان مطابق ذوق و طبع خود هنر و حرفه ای را بیاموزد و رعایت عامل محیط و وراثت – رعایت تفاوتهای فردی در انتخاب شغل و حرفه موجب توجه ابن سینا بوده است.

افراد کندذهن و استثنائی نباید در جامعه رها شوند و بیکار بمانند بلکه باید تحت تعلیم قرار بگیرند. متون و مواد آموزشی: بعد از اینکه کودک سخن گفتن را آموخت و آماده یادگیری شد ابتدا قرآن و اصول دین و قواعد زبان را به او آموخت و از ادب و شعور و مضامین اخلاقی به او تعلیم داد و سپس حرفه و هنری بیاموزد. بر آموزش موسیقی و ورزش جوانان تأکید دارد و آنها را موجب سلامت بدن و بی نیازی از استعمال دارو دانسته است و ورزشهایی مانند کشتی، مشت زنی، توپ بازی، دومیدانی، سوارکاری، شمشیر بازی، قایق رانی و وزنه برداری را یادکرده است. ویژگیهای معلم: 1.تبحر و مهارت در رشته­ی خود و آشنایی با فنون تدریس. 2.خلق نیکو و اسوه بودن برای شاگردان. 3.آداب دانی در معاشرت، مجالست و گفتگو شیوه­ی تعلیم: 1.اعتقاد به اصل پیشگیری و دور کردن کودک از رذیلتهای اخلاقی. 2.آموزش آداب دینی و شرعی و اشعاری که حاوی نکات پندآموز است. 3.رعایت تربیت از آسان به دشوار در آموزش مطالب و مفاهیم. 4.آموزش گروهی به جای انفرادی. 5.همزمانی تربیت اخلاقی و آموزش علمی. 6.استفاده معلم از شیوه های تعلیم ذهنی، صناعی، تلقینی، تأدیبی، تقلیدی، تنبیهی در 7.تدریس متناسب با شرایط و استعداد و علاقه شاگردان. ویژگی های یک معلم خوب در تفکر ابن سینا معلم و معلمی همواره در ادیان آسمانی و در اندیشه بزرگان و متفکرین جهان مورد تکریم و احترام بوده است. بوعلی سینا نیز در امر آموزش پرورش و تعلیم و تربیت کودک از پدر می خواهد که در انتخاب آموزگار بسیار دقت کند و بداند فرزندش را به دست چه کسی می سپارد. بوعلی سینا پس از بیان ضرورت آموزش و تعلیم به موقع کودک در ارتباط با ویژگی های معلم می گوید: اولا باید در انتخاب آموزگار و مربی کودک دقیق شد که خردمند و دیندار باشد و راه تهذیب اخلاق و پرورش و تربیت بچه را بشناسد و باوقار و سنگین و با مروت و پاکدامن و نظیف باشد و راه معاشرت را بداند. بوعلی سینا در بیان فوق به هشت ویژگی مهم معلم اشاره می کند و می گوید: کسی که عهده دار تربیت کودکان می شود باید حداقل این خصوصیات را دارا باشد: 1- خردمند باشد: یعنی مهمترین خصیصه معلمی را که دانایی است دارا باشد و برآنچه که آموزش می دهد تسلط علمی داشته باشد و بتواند پاسخگوی سئوالات دانش آموزان باشد. 2- دیندار باشد: از دیدگاه تربیت دینی علی رغم اینکه بر دانایی معلم تأکید می گرددد، با این وجود آنرا شرط کافی برای نشستن بر کرسی معلمی نمی داند بلکه آنچه که معلم را الگو و سرمشق رفتاری دانش آموزان قرار می دهد، ادب، اخلاق و تقوای اوست. بنابراین منظور از دینداری و دارابودن این خصوصیات عالی رفتاری است که لازم است شخصیت و منش معلم به آنها آراسته گردد. 3- آشنا با تربیت کودک باشد: بدون شناخت ویژگی های رشد و نیازها و خواسته های کودک در مراحل مختلف سنی و بدون آشنایی با چگونگی شکل گیری مفاهیم در ذهن کودک و دیگر ابعاد شخصیتی او امکان تعلیم و تربیت وجود نخواهد داشت. 4- باوقار و سنگین باشد: شغل معلمی مانند دیگر شغل ها نیست، او با کرامت انسان سروکار دارد. اگر باوقار و با هیبت نباشد، در چشم دانش آموزان کوچک جلوه می کند، در اینصورت احترام و اعتماد از او سلب می شود. وقار و سنگینی و برخوردهایی همراه با ادب و بیان سخنان حکیمانه، معلم را در نزد دانش­آموزان بزرگ و قابل اعتماد می سازد و به عنوان الگو و تکیه گاه دانش­آموزان محسوب می گردد. 5- با مروت باشد: این ویژگی نیز از این جهت مهم است که معلم با خردسالان و کودکان سروکار دارد. کسی که سخت دل و سنگ دل است، می تواند با روحیه­ی لطیف و ظریف کودک ارتباط برقرار کند. دل معلم باید نرم و به اصطلاح رحم دل باشد و از آنجایی که کودکان به علت کمی تجربه و کوچکی ظرفیت روانی خطاهای بسیاری را مرتکب می شود، معلم باید دارای روحیه­ی گذشت و اغماض باشد و مروت و مردانگی را در مواقع لزوم و برای تأدیب کودک در نظر داشته باشد. 6- پاکدامن باشد: این اصل از آن جا ناشی می شود که کودکان به معلم خود بسیار اعتماد دارند و هرگز در عفت و پاکدامنی او شک نمی کنند، لذا باید از این اعتماد دانش آموزان در جهت تأدیب آنها بهره جویند و حتی در اندیشه خود آن چه که خلاف عفت و پارسایی است، نگذراند. فراموش نکنیم کوچکترین خلاف معلم در این راستا ضربه ای بر پیکره کودک می زند که قابل جبران نخواهد بود. 7- نظیف باشد: این اصل از این یافته روانشناسی ناشی می شود که کودکان قبل از آنکه به قول پیاژه به مرحله تفکر منطقی و تفکر انتزاعی برسند، در مرحله حسی-حرکتی، قرار دارند؛ یعنی ابزار شناختشان از جهان حواس آنهاست. کودکان دبستانی افراد را از وضع ظاهرشان ارزیابی می کنند، در واقع معلمی که سروصورت و لباسش مرتب، تمیز و شیک است در نظر کودکان فردی بزرگ و قابل احترام است و فردی که تمیز و نظیف نباشد، از او دوری می کنند و حرفهایش را جدی نمی گیرند و اگر کودکان او را الگوی خود قرار دهند، کودکانی بار خواهند آمد که نسبت به نظافت و بهداشت فردی بی مسئولیت خواهند بود. 8- راه معاشرت را بداند: این ویژگی از اصل تفاوتهای فردی ناشی می گردد. روانشناسی امروز در شناخت توانمندیهای روحی و روانی آدمی معتقد است که افراد دارای الگوهای متفاوتی در رفتار هستند، زیرا محیط ژنتیکی و محیط اجتماعی کودکان و پایگاه­های فرهنگی و اقتصادی آنان با یکدیگر متفاوت است. حتی کودکان دوقلوی همسان با هم برابر نیستند. بنابراین معلم باید بداند که با هر کودک چگونه باید برخورد و معاشرت نماید. نسخه­ی یکسان پیچیدن برای همه در سیستم تعلیم و تربیت جواب نمی دهد. از طرف دیگر معلم باید بداند که کودک را چه وقت تشویق و چه وقت تنبیه کند و زمان و مکان مناسب برای تعلیم و تربیت را بشناسد. مجموعه ویژگی های فوق نشان می دهد که بوعلی سینا برای معلم جایگاه مهمی در سیستم آموزش و پرورش قائل است و معتقد است که معلم، الگوی رفتاری کودکان است و آنان از رفتار او نسخه­برداری و در زندگی خود عمل می کنند. بوعلی می گوید: «معلم نه تنها باید با راههای پرورش و تربیت آشنا باشد بلکه باید بینا باشد، بینایی مرحله ای عمیق تر از آشنایی است.» این نشان می دهد که بوعلی سینا تا چه حد به تربیت معلم حساس است. سازمان یونسکو در مقاله ای پیرامون دیدگاه تربیتی ابن سینا می نویسد: ابن سینا اهمیت انتخاب معلم و مجهز کردن او را به تربیت نظری و اخلاقی درک می کند. در واقع نقش معلم در آموزش جوانان، چیزی فراتر از ارائه اطلاعات به آنان است زیرا دانش­آموزان عادات، عقاید و ارزشهای بسیار زیادی را از معلمین خود کسب می کنند. بنابراین به نظر ابن سینا لازم است که معلم از میان بهترین اشخاص انتخاب شود. شخصی که قادر به تشخیص ارزشهای اخلاقی و فضیلت های اخلاقی باشد. زیرا دانش آموزان از او به عنوان راهبر و الگو پیروی خواهند کرد. ازدیدگاه ابن سینا معلم باید با استعداد و متدیّن باشد... در آموزش بچه ها مهارت داشته باشد، باوقار و آرام باشد و از سادگی بسیار به دور بوده رفتار سبک نداشته باشد، خیلی جدی و بی نشاط نباشد بلکه برعکس معلم باید مهربان و فهیم بوده، با فضیلت، تمیز و شایسته باشد. ابن سینا اظهار می داشت که معلم تنها دانش و حقایق را به شاگردان انتقال نمی دهد بلکه آنها را با ارزشها و اعتقادات خود و نیز با آداب و فضیلتهایی که به او عطا شده است نیز روبرو می کند. اما اگر معلم به سهم خود دانش را با دقت و با احساس به دانش­آموزان انتقال دهد آنها هم رفتار و فضائل معلم را به سادگی و بی اراده از راه یادگیری تقلیدی کپی می کنند. معلم در نظر پیشوایان دینی ما بسیار قابل احترام است. پیامبر (ص) به معاذ فرمودند: «اگر خداوند متعال یک فرد را به دست تو هدایت کند از دنیا و آنچه در دنیا است مهم تر و پرارزش تر است.» آنچه را که از بیان بوعلی و دیگر اندیشمندان اسلامی و به خصوص از روایات رسیده از اولیاء الهی می توان فهمید این است که معلم باید هم به لحاظ دانش و گسترش اندیشه و هم به لحاظ اعتقاد درونی و هم به لحاظ رفتار متناسب با ارزشهای متعالی انسانی از همه سرآمد باشد تا سخن او در دل کودک رسوخ نماید. تقدم تربیت بر آموزش این سینا بر اهمیت تربیت در زمان کودکی تأکید می ورزد و در مورد شیوه تربیت هم می گوید: «باید مربیان، سختی و نرمی و تشویق و ترهیب را به هم آمیزند.» در نظر ابن سینا تربیت مقدم بر تعلیم است و در مورد ویژگی های معلم کودکان می نویسد: «پدر و مادر باید معلمی دیندار و خردمند و متخلق به اخلاق پسندیده انتخاب کنند. نیز آموزگار باید خوشرو و باوقار و پاکیزه باشد. باید که تعلیمات نخستین مبتنی باشد بر امور دینی و حفظ اشعاری که او را به مکارم اخلاق ترغیب کند». نکته دیگری که شیخ الرئیس در باب تعلیم و تربیت کودک مورد توجه قرار می دهد، همکلاسی ها و هم­شاگردی­های دانش­آموز است. او در این باره توصیه می کند: «باید که پدر و مادر بکوشند تا فرزندشان با بزرگ زادگان و صاحبان اخلاق عالیه همدرس باشد زیرا که کودک از کودک تقلید کند و به او انس گیرد». ابن سینا آموختن علم را کافی نمی داند و تأکید می کند که باید دانش آموزان علاوه بر آن حرفه و صنعتی نیز فراگیرند و در آن مهارت کسب کنند اما توصیه می کند که حرفه متناسب با استعداد و علاقه آن ها باشد. ابن سینا زمان مناسب ازدواج را پس از کسب مهارت می داند و می گوید: «بر پدر و مادر واجب است که چون فرزندشان صناعتی آموخت برای او زن بگیرند، آن گاه او را به حال خود رها کنند که نشاید که فرزندان همواره بار دوش پدران خود باشند». و ازدواج را پایان تکفل و آغاز استقلال فرزندان می شمارد. روشهای تعلیم و تربیت از دیدگاه ابن سینا: به عقیده ابن سینا هدف از آموزش کودک پنج چیز است: 1- ایمان 2- اخلاق نیکو 3- تندرستی 4- سواد 5- هنر و پیشه. برای نیل به اهداف فوق توصیه های زیر را مطرح می کند: 1.نهادن نام نیکو بر فرزند 2.انتخاب دایه ای که از لحاظ جسمی و روحی متعادل و سالم باشد 3.آغاز تربیت اخلاقی بلافاصله پس از شیر گرفتن 4.دور نگهداشتن فرزند از دوستان ناباب، عادات نکوهیده و کارهای زشت 5.محروم نکردن دایمی کودک از آنچه مورد تمایل اوست 6.تحمیل نکردن چیزهایی که کودک از آن تنفر دارد 7.فرستادن کودک به مکتب در سن 6 سالگی 8.محشور کردن کودک با اطفال خانواده های نجیب 9.ایجاد رقابت سالم بین فرزندان و فرزندان دیگر 10.تشویق به ادامه تحصیل تا سن 14سالگی، البته تا این سن نباید تمام وقت او صرف تحمیل شود بلکه قسمتی از آن باید به ورزش و بازی اختصاص یابد. 11.همین که هنری آموخت و توانست از طریق آن امرار معاش کند بر پدر لازم است او را متأهل و محل زندگیش را جدا کند. به اعتقاد او معلم باید، بادین، درستکار، خردمند، پاکیزه و موقّر باشد و روش تعلیم و تربیت کودکان و تهذیب اخلاق آنان را بداند و بتواند کودکان را از جنبه های مختلف بشناسد، قریحه آنان را بسنجد و هوش ایشان را بیازماید. ابن سینا عقیده دارد که معلم باید کودک را گاهی تشوق و گاهی اهدیه کند و چنانچه این عمل نتیجه نداد از تنبیه استفاده کند. وی اعتقاد دارد که معلم به هنگام تدریس بایستی رویه­ای معتدل داشته باشد، یعنی نه خود را چنان وانمود کند که کودک جرئت سؤال کردن نداشته باشد و نه چنان با ملایمت و آرامی رفتار کند که کودک جسور و دلیر شود و به مطالب او توجهی نشان ندهد. ابن سینا 6 نوع تعلیم و تربیت را به شرح زیر بیان می دارد: 1- تعلیم ذهنی:که در آن آموزگار یک موضوع کلی را برای شاگردان بیان می سازد و از آن موضوع کلی امر مجهول را معلوم می کند، مانند شرح دادن علت شکست حوض در زمستان. 2- تعلیم صناعی:یعنی آموختن طرز بکارگیری و استفاده از ابزار و آلاتی که برای هر صنعتی ضروری است، مانند مته:رنده و اره درودگری. 3- تعلیم تلقینی: که برای یادگرفتن از راه تلقین به کار گرفته می شود، مانند تمرکز دادن حواس و تکرار اشعار برای حفظ کردن آنها. 4- تعلیم تأدیبی: آموختن عادات پسندیده و نیک از راه پند و اندرز. 5- تعلیم تقلیدی: که در آن شاگرد سخنان آموزگار را بی درنگ و بدون دلیل می پذیرد. ناگفته نماند که معلم رفتارش باید به نحوی باشد که مورد اعتماد قرار گیرد تا این نوع تعلیم امکان پذیر شود. 6- تعلیم تنبیهی: آگاه ساختن شاگرد از رموز و علل و آثار و حوادثی که روزانه مشاهده می کند، مانند علت سقوط اجسام یا چشمک زدن ستاره ها یا نزول باران