امروز جمعه 08 مهر 1401

نقش گروه های آموزشی در فرآیند یاددهی و یادگیری

0

نظارت بر شیوه ی تدریس معلمان فرایندی است که لزوم آن در هر زمان و در هر دوره ی آموزشی احساس می شود و همواره باید نقشی را ایفا کند تا معلمان از امکانات موجود به نحو مطلوب استفاده کنند و بهبود کیفیت آموزشی را سرلوحه کار خود قرار دهند. در شرایط فعلی که برای آموزش، الگوهای تدریس مختلفی توصیه می شود و پیچیدگی در آموزش و تدریس بیشتر از هر زمانی است، گروه های آموزشی در ساده سازی و کمک به معلمان در بهبود کیفیت آموزش می توانند نقش مؤثری ایفا کنند.

نظارت بخش مهمی از عملکرد گروه های آموزشی است. استفاده صحیح و آگاهانه گروه آموزشی از نظارت، آنان را در راه رسیدن به اهداف یاری می دهد. ضرورت بکارگیری امر نظارت در مدارس، زمانی قابل تشخیص است که مسئولیت نهایی گروه آموزشی را هدایت بسوی وضعیت مطلوب بدانیم.

گروه های آموزشی امور را سرعت می بخشند، به ایجاد ارتباط کمک می کنند تا افراد حرف یکدیگر را بفهمند و به معلمان پیشنهادهای مناسب ارائه می دهند. آن ها در واقع تسهیل کننده امور آموزشی هستند و در برقراری ارتباطات نقش مؤثری دارند و باید معلمان را به تبادل نظر، بکار بردن روش های تازه تدریس و استفاده صحیح از وسایل آموزشی ترغیب کنند و نتیجه ارزشیابی کار معلمان را با خود معلمان در میان گذارند و پیشنهادهای اصلاحی قابل اجرا را با همکاری معلمان بررسی کنند.

وظیفه نظارت و راهنمایی هم حساس است و هم دشوار و از عهده هر کسی بر نمی آید. کسی می تواند به درستی از عهده انجام دادن وظیفه ی نظارت و راهنمایی آموزشی برآید که هم در مسائل آموزشی و روانشناسی صلاحیت علمی داشته باشد و هم درایت، ابتکار و هوش زیادی داشته باشد تا بتواند با دیگران ارتباط سالمی برقرار کند و معلمان را تحت تاثیر اخلاق نیکو و شخصیت علمی خود قرار دهد.

از این رو برای جذب و بکارگیری سرگروه های آموزشی باید از ملاک های متناسب با شرایط نظام آموزشی موجود استفاده شود تا بر پایه آن بتوان گامی استوار در خدمت نظام آموزشی برداشت و با ایجاد آمادگی لازم، از توانایی های آنان در فعالیت های آموزشی استفاده کرد.

امور عمده ای که باید توسط گروه های آموزشی صورت گیرد، شامل: معرفی روش های تدریس بهتر، آگاه ساختن معلمان از هدف های اساسی تعلیم و تربیت، آشنا نمودن آنان به وسایل آموزشی و استفاده صحیح از آن ها، ایجاد شناخت از موضوعات و عناوین دروس مختلف، نظارت بر نحوه تدریس و سایر فعالیت های آموزشی است.

گروه های آموزشی باید به جنبه های نظری توجه نمایند یعنی اینکه قوه ابتکار خود را بکار بیندازند و درک درستی از مشاهده داشته باشند. مثلاً گاهی سرگروه آموزشی در بازدید کلاس همکاران سوالاتی را مطرح می نماید که دانش آموزان قادر به پاسخ گویی به آن ها نیستند. در تحلیل این مسئله نباید عملکرد معلم را زیر سوال برده و او را به نوعی مقصر بداند. زیرا ممکن است دلیل عدم پاسخ گویی دانش آموزان به سؤالات مطروحه در عوامل متعددی نهفته باشد که معلم در آن ها نقشی نداشته است.

توجه به عکس العمل شاگردان، ماندن در کلاس تا آخر جلسه، مذاکره و گفتگوی غیر رسمی با معلم بلافاصله بعد از بازدید، تشویق معلم به مشارکت در تحلیل موقعیت تدریس خود، تشویق معلمان به مشاهده تدریس یکدیگر و احترام گذاشتن به کار معلم، از جمله مواردی است که باید مورد توجه گروه آموزشی قرار گیرد.

یکی از راه های احترام گذاشتن به کار معلم این است که نظر او درباره اموری که در کلاس رخ می دهد قبول نماییم، هر گاه ناظری از کلاس درس معلمی بازدید به عمل آورد، می تواند اعتماد خویش را با قبول رفتار او در اداره کلاس ابراز دارد ولی اگر بدون مقدمه مطلبی را اظهار کند مثلاً بگوید: «روش شما کاملاً اشتباه است، تکالیف باید با توجه به تفاوت های فردی تعیین شود» عدم اعتماد خود را به توانایی معلم ظاهر ساخته و در نتیجه اعتماد معلم را به کارش از بین می برد.

ویژگی های رهبر یا مدیر گروه آموزشی:

قرآن کریم می فرماید:«لکل قوم هاد» مفهوم این آیه این است که هرگروهی چه بزرگ و چه کوچک نیازمند به هدایت کننده و رهبر می باشد. بنابراین، رهبری درهمه زمان ها و مکان ها و با حداقل دو نفر به وجود می آید.

مهمترین عنصر در ساخت یک گروه، رهبری گروه است. هر چند مشاهده می شود که گهگاهی مقام رهبری و مدیریت به وسیله افرادی فاقد صلاحیت اما صاحب نفوذ، تصاحب می گردد ولی باید پذیرفت که بهر حال وی رهبر گروه است. مدیریت و رهبری یک گروه یک حالت رفتاری است که در ایجاد آن شرایط جمعی دخالت دارد لذا هیچ رهبری بدون تاثیر از رفتار جمعی نه می تواند مشکلی را حل کند و نه می تواند به کار مدیریت ادامه دهد.

بنابراین مدیر گروه آموزشی باید نهایت دقت انتخاب شود تا بتواند گره ای از مشکلات آموزشی موجود را باز کند وگرنه در غیر اینصورت بود و نبود آن تاثیر چندانی در پیشرفت مسائل آموزشی ندارد و کسی که در مقام رهبری گروه آموزش نتواند در بهبود کیفیت آموزش موثر واقع گردد، وجود او قابل دفاع و توجیه نیست.

تشکیلات گروهی امری نیست که بتوان آن را به اعضای گروه تحمیل کرد. همکاری افراد گروه، نوع سازمان گروه را بصورت مطلوب به وجود خواهد آورد. یک سازمان گروهی در حقیقت محصول روابط انسانی بین افراد گروه است. در نتیجه اگر مدیریتی که مخالف با روابط موجود بین افراد گروه است به گروه تحمیل گردد، مسلماً از طرف گروه مورد پذیرش واقعی قرار نخواهد گرفت.

هنگامی که رهبر گروه قصد دارد روش همکاری گروهی را در پیش گیرد، ناگزیر از همکاری با افراد گروه می باشد. در حقیقت او باید به حد کافی در روش کار کردن با گروه تبحر داشته باشد تا بتواند بخوبی اعضای گروه را به تفکر و اتخاذ تصمیم منطقی و اقدام گروهی تشویق نماید. رهبر گروه آموزش باید بداند که اعضای گروه در کارهایی که به عهده می گیرند همیشه بلوغ و رسایی کامل ابراز نمی دارند و هر گاه اعضای گروه دارای تجربه کار جمعی نباشند، رسایی در کارهای گروهی برای آنان به کندی فراهم می گردد. حتی اگر اعضای گروه آموزش دارای تجربه و مهارت در کار جمعی باشند، برای ایجاد روحیه گروهی، نیاز به گذشت زمان دارند. در هر حال مدیر گروه آموزش باید فرصت دهد تا اعضای گروه مسئولیت هایی متناسب با توانایی خود قبول نمایند.

مدیر گروه آموزش باید کار خود را از جایی که گروه آموزش معین می کند، آغاز نماید. هر گاه اعضای گروه آموزش در باب مسائل و مشکلاتی که برای آنان به وجود می آید، توافق نظر داشته باشند، کار با ایشان آسان می باشد در غیر این صورت باید ابتدا آنان را به اتفاق نظر و وحدت رویه نزدیک کرد. رهبر گروه آموزشی هنگام اتخاذ هر تصمیمی باید برای مشخص کردن چهار عامل اساسی «چه چیز، چگونه، چه موقع و چه کسی» وقت کافی صرف نماید و اعضای گروه را به نتایج کار گروهی واقف سازد. کارآیی هرگروه باید حاصل مسئولیت مشترک باشد و تا هنگامی که مدیر گروه بر کارهای مربوط به خود نظارت دقیق نکند و در راه موثر بودن آن ها گام بر ندارد، مفهوم کار گروهی تحقق نمی یابد.

روش های نظارت برکار معلمان

هنوز برخی ازروش های نظارت در مدارس ما جا افتاده و طبیعی به نظر نمی رسد و معلمان به نحوی از آن گریزان هستند. مثلاً حضور گاه گاه سرگروه آموزشی در کلاس درس امری غیر طبیعی به نظر می رسد و معلمان این کار را نوعی دخالت در کار خود تلقی می کنند. بدون تردید یکی از وظایف گروه های آموزشی نظارت بر تدریس معلمان است اما علت بی علاقگی معلمان به این موضوع شاید به دو دلیل باشد:

اول آن که: سرگروه های آموزشی به علت کمی وقت،کمتر از کلاس ها بازدید می کنند.

دوم این که: باید با روش های برانگیزاننده با این موضوع برخورد کنند. مثلاً، اگر به معلمی گفته شود که: «من از روش تدریس خوب شما چیزهایی شنیده ام، اگر اجازه بدهید از نزدیک کارتان را ببینم» بدون شک استقبال معلم را از سرگروه آموزشی مشاهده خواهیم کرد.

امروزه بسیاری از ارزشیابی ها فاقد قدرت سنجش و ارزیابی عملکرد افراد هستند، بجای آنکه پس از هر ارزشیابی افراد صادق و فعال از انگیزه های قوی تر برخوردار شوند، بالعکس دچار حیرت، بی علاقگی و حتی افسردگی می شوند. پس ارزشیابی از کار معلمان نباید صرفاً به عنوان یک کار اداری و رفع تکلیف به حساب آید. بلکه افراد باید با خودشان، دیگران و با شرایط، مورد مقایسه قرار گیرند. زیرا ارزشیابی نکردن بهتر از ارزشیابی نادرست است. شاید به جرات بتوان گفت که مقدار زیادی از مشکلات اداری و آموزشی در کشور ما مربوط به عدم ارزشیابی درست واحتمالاً اعمال تبعیض باشد.

باید بدانیم که ارزشیابی وسیله ای برای سنجش میزان توانایی های معلمان به حساب می آید و از آن در جهت رشدآنان استفاده می شود. در ارزشیابی های مکرری که گروه آموزش در طول سال تحصیلی به عملمی آورد، بایدمعلمان ضعیف را برای گذراندن دوره های دانش افزایی یا کار آموزی متناسب، به مراجع ذی صلاح معرفی کرد. در واقع گروه های آموزش باید نقش مشاور را بازی کنند و از پدید آوردن جو بیم و ترس و تهدید بپرهیزند.

عده ای تصور می کنند توسل به درجه بندی و تهیه فرم بازدید برای ارزشیابی از کار معلمان، مطلوب است. در صورتی که این تصور مبنای درست و استواری ندارد. درجه بندی معلمان عبارت از عملی است که طی آن فردی که به ظاهر دانشی بیش از معلم درباره موضوع درس و روش تدریس آن دارد، درباره کار معلم قضاوت می کند. نتیجه درجه بندی اغلب برای مقاصدی به غیر از بهبود کوشش های کلاسی به کار می رود. بنابراین می توان قبول کرد که درجه بندی معلمان، در واقع اصول ارزشیابی درست را نادیده می گیرد. اگر مشاهده تدریس معلم به عنوان وسیله ای برای درجه بندی کار معلم صورت گیرد، سبب جلوگیری از بهبود کیفیت تدریس خواهد شد ولی مشاهده و نظارتی که بدون توجه به درجه بندی باشد، موجب بهبود یادگیری و آموزش در کلاس خواهد شد. درجه بندی باعث می شود الگوی خاصی از عمل به وجود آید که معلمان خود را با آن تطبیق دهند. در بسیاری از موارد عمل درجه بندی با استفاده از فرم هایی صورت می گیرد که بدون دخالت معلمان، فقط به وسیله گروه آموزشی تهیه شده است. بسیاری از سیاهه های درجه بندی شامل مطالبی از قبیل: طرز ایستادن معلم، وضع ظاهری میز معلم، طرز راه رفتن معلم، طرز تخته پاک کردن معلم و موارد مشابه دیگری که ممکن است در تدریس معلم چندان مؤثر نباشد. در نتیجه به علت کوششی که معلم برای انطباق با الگوی سیاهه درجه بندی بعمل می آورد، توجه او از امکان بکار بردن روش های ابتکاری و خلاق سلب می شود.

مشاهده و نظارتی که به علت بی تدبیری ناظر به کار می رود، نزد بسیاری از معلمان شهرت نامطلوب دارد و در حقیقت سوء استفاده از نظارت، بیش از هر فعالیت دیگری به اعتبار ناظر لطمه زده است. برخی ازگروه های آموزشی برای مدت ده یا پانزده دقیقه درکلاس معلم توقف می کنند و بر اساس آنچه مشاهده کرده اند، توانایی و مهارت معلم را درجه بندی می کنند و بر مبنای آن گمان می برند که کلیه نکات مربوط به تعلیم و تربیت و یادگیری دانش آموزان را به خوبی درک کرده اند. تصوری چنان خام و سطحی به کیفیت کار معلم لطمه می زند.

گروه آموزشی نباید درباره آنچه در کلاس صورت می گیرد قضاوت خوب یا بد نماید. وظیفه ی اوست که وضعیت کلاس را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. زیرا، در طول دوره نظارت، معلم و ناظر با مسائل گوناگونی روبه رو می شوند که اصلاح آن ها در حین کار امکان پذیر نیست. آنان باید این مسائل را در پایان نظارت مورد توجه قرار دهند. برای بهره مند شدن از مشاهده و نظارت باید آنچه در کلاس مشاهده می شود به وسیله معلم و ناظر بررسی شود. این بررسی باید پس از بازدید از کلاس، در محل مناسبی که ناظر و یا گروه آموزشی در آنجا وضع برتری و تسلط نسبت به معلم را نداشته باشد، صورت گیرد. یعنی معلم در آنجا احساس آسودگی و آرامش نماید و این بحث و مذاکره جنبه غیر رسمی داشته باشد و معلم احساس کند که در شرایطی برابر می تواند با ناظر صحبت کند.

منابع

1- زمردیان و مهرورزان (مترجم)، اصول مدیریت، تالیف لئونارد کازمایر (تهران:انتشارات امیرکبیر 1370)، ص54

2- سید محمد میر کمالی، رهبری و مدیریت آموزشی (تهران: نشر رامین، 1373)ص 237.

3- قرآن کریم، سوره رعد، آیه 8.

4- عباس بازرگان (مترجم)، ارزیابی آموزشی و کاربرد آن در سواد آموزی تابعی، تالیف ه، س بولا (تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1362) ص97

5- گروه آموزشی مدیران وزارت آموزش و پرورش، راهبردهایی در مدیرت آموزشگاهی (تهران:دفتر آموزش عمومی وزارت آموزش و پرورش، 1379)ص93.

6 - محمدرضا بهرنگی، مدیریت آموزشی و آموزشگاهی (تهران:انتشارات کمال تربیت، 1374)ص47

7- محمد علی طوسی(مترجم)،مدیریت و رهبری آموزشی، تالیف کیمبل وایلز(تهران:انتشارات مرکز مدیریت دولتی، 1372)، ص143

8- مصطفی عسکریان،جامعه شناسی آموزش و پرورش(تهران: انتشارات توس،1371) صص30و31

9- میمنت رضوانی کاخکی، قوانین و مقررات مربوط به نظارت و راهنمائی معلمان، ماهنامه رشد آموزش ابتدایی، شماره 8، سال 1377، ص44.