امروز پنجشنبه 14 مهر 1401

بررسی علل و عوامل فرار از خانه

0

خانواده، مدرسه وجامعه، سه عامل مهم وموثردرموفقیت ویا عدم موفقیت هرفردی درزندگی اجتماعی اومحسوب می شود، هرروزتعدادی ازدختران وپسران منزل را ترک می کنند گروهی ازاین افراد که به کانون خانواده برنمی گردند، گرفتارسرنوشتی ناگوارترمی شوند. پدیده فرارازمنزل به ویژه ازسوی دختران، اگرچه درجامعه ما روند روبه رشدی دارد وازمعضلات اجتماعی محسوب می شود لیکن منحصربه جامعه ما نیست بلکه درکلیه جوامع وجود دارد. فرارمعمولادرسنین نوجوانی وبلوغ اتفاق می افتد، بلوغ سنی است که استقلال شخص درحال شکل گیری است ونوجوان درپی اعلام موجودیت خود است. فراررا می توان اینگونه تعریف کرد:”ارضای شدید تمایلات به استقلال طلبانه که شخص مداخله، امرونهی نابجای والدین را نسبت به خود تحمل نمی کند.”
خصوصیات افراد فراری:
افرادی که اقدام به فرارمی کنند دارای ویژگی هایی چون عدم اعتماد به نفس، افسردگی، لجاجت، دارای شخصیت ضد اجتماعی، خیال پردازودروغ پردازهستند.
مهمترین علل وعوامل فرارازمنزل را می توان به دودسته تقسیم کرد:
الف - علل وانگیزه های روانی که شامل جنس، سن، میزان هوش، ناپختگی روانی، اخلاقی واعتقادی، شرایط محیطی واجتماعی ورفتاروالدین وبی توجهی آنها می شود. ب - علل و انگیزه های اجتماعی که شامل بد سرپرستی یا بی سرپرستی، اعتیاد والدین، خشنونت و سخت گیری والدین، تبعیض قائل شدن والدین بین بچه ها، ازدواج اجباری، وضعیت بد اقتصادی، داشتن انتظاروتوقع بی جا ازوالدین، وجود عشق های کاذب خیابانی، سست بودن اعتقادات خانوادگی، رفاه وآسایش بیش ازحد، جلب توجه ویا انتقام ازدیگران و... است.
بعضی عواملی که مربوط به خانواده می شود:
الف) تبعیض درخانواده:
بسیاری ازوالدین اگاهانه یا ناآگاهانه بین فرزندان خود تبعیض قائل می شوند واین امر باعثسلب اعتماد به نفس وبدبینی فرزندان نسبت به والدین می شود، تبعیض درخانه با روحیه حساس دختران منافات دارد ولطمات جبران ناپذیری را برروح وروان آنها وارد می کند وبا ایجاد بحران های روحی وسرخوردگی آنها را به سوی عکس العمل هایی چون فرارازخانه سوق می دهد.
ب) محدودیت مطلق:
بعضی ازفرزندان درخانواده فاقد آزادی واختیارمتناسب با سن وشرایط خویش هستند وحق اظهارنظر، دخالت یا تصمیم گیری ندارند، بطورنمونه نمی توانند درمورد زندگی آینده خویش تصمیم بگیرند وباید تن به ازدواج های اجباری بدهند. دراین خانواده ها به خواسته های مادی ومعنوی فرزندان توجهی نمی شود، توانایی ومقاومت آنها درهم می شکند وفرزندان نسبت به خانواده خود احساس نارضایتی، تحقیرتنفروسرخوردگی پیدا می کنند، لذا ازهرفرصتی برای عدم پیروی ازهنجاریهای خانواده بهره می برند ودرصدد هستند با فرارازمنزل ازاین محدودیت ها رهایی یابند.
ج) آزادی مطلق:
همان طورکه عدم توجه به نیازهای عاطفی فرزندان می تواند عامل فرارآنها ازخانه یا معضلات اجتماعی دیگرشود، توجه بیش ازحد متعارف ودراختیاربودن امکانات فوق حد سنی فرزند هم می تواند زمینه مسائلی چون فرارازخانه را فراهم آورد. درشرایطی که خواسته های فرزند به افراط می گراید ووالدین با اومخالفت می کنند فرزند به دلیل تربیت عاطفی، عقلانی، روحیه عدم درک منطقی شرایط، نازپروری وکاهش دارد واستقامت دربرابرمخالفت والدین طغیان می کند وهمین امرموجب دوری ازخانه می شود وزمینه فرارازخانه را فراهم می آورد. معضل فراردختران ازجمله آسیب های اجتماعی است که آینده و سرنوشت فرزندان برخی خانواده ها را با تهدید جدی مواجه کرده است، اغلب کارشناسان آسیب های اجتماعی بر این باورند که 90 درصد دخترانی که ازخانه فرارمی کنند ازخانواده هایی هستند که درحال طلاق یا نابسامان هستند وفراردختران زمینه ساز جرائمی چون فحشاء، اعتیاد، قاچاق موادمخدروسرقت می دانند. فراردختران یک پدیده اجتماعی است که موجب بوجود آمدن مشکلات بعدی می شود، ازمنظر روان پزشکی وقتی نوجوانی درمعرض آسیب وناراحتی قرارمی گیرد، به هرترتیب می خواهد خودش را ازاین معضل نجات دهد وراهی را که انتخاب می کند، اغلب دوباره سبب می شود درمعرض آسیب قرارگیرد. فرار یک مکانیسم روانی وذهنی است که برای رسیدن به امنیت درونی ورهایی ازسلطه والدین صورت می گیرد. نوجوان درسنین بلوغ دارای انگیزه ها، تمایلات وکنجکاوی هایی هستند که بسیاروضعیت روانی حساس وشکننده ای را ایجاد می کند، دربسیاری ازخانواده ها که فضای خانه بارعاطفی لازم را ندارد ورابطه ها تعریف شده نیست، محیط مناسبی برای رشد ناهنجاریهای غیراخلاقی وغیراصولی خواهد بود، خانواده هایی هم که دچارترکیبی ازفقراقتصادی وفقرفرهنگی هستند کاملا ناپایدارند لذا نمی توانند نقش موثری درسلامت فردی واجتماعی فرزندان ایفا کنند. طلاق عاطفی میان مادران وپدرانی که درزیریک سقف زندگی می کنند ودرظاهربه شکل خانواده هستند ولی دراصل به صورت خانوارزندگی می کنند باعث شکننده شدن بارعاطفی این خانه ها می شود لذا فرزندان به خصوص دختران دراین خانواده ها درجستجوی عاطفه وامنیت سربه فرارمی گذارند، گاهی وجود تبعیض وخشونت درخانه میان دختروپسرونگرش پسرسالاری بسترفراررا مهیا می کند. بیشترین زمانی که یک دخترفراری از خانه می تواند مقاومت کند حدود دویا سه ساعت است، معمولااغلب آنها بعد ازفراردرپارک پرسه می زنند وسپس بوسیله افراد فرصت طلب مانند باندهای فساد وقاچاقچیان مواد مخدرشناسایی می شوند وبعد هم معلوم است چه اتفاقی می افتد. گروهی ازاین دختران توسط سازمان بهزیستی ومددکاری اجتماعی شناسایی می شوند وبخشی دیگرتوسط نیروی انتظامی وقوه قضائیه دستگیر می شوند. البته دوحالت پیش می آید دختربعد ازفرارآسیب دیده باشد یا خیر، البته اگرآسیب دیده باشد نه خانواده راحت پذیراست ونه دخترروی برگشت به خانه را دارد اما اگرآسیب دیده نباشد پس ازرفع مشکل درخانواده وحل مشکل به خانواده بازمی گردد.
نویسنده: فاطمه پوربافرانی - مرکزاطلاع رسانی پلیس استان قم

منابع:
1 - قابستی، علیرضا، پرستوهای بی آشیان (بررسی علل فرار دختران) مجله تربیت 79
2 - مساواتی، مجید، جامعه شناسی انحرافات، انتشارات نوین، 84
3 - بخارایی، احمد، جامعه شناسی انحرافات اجتماعی درایران 86 انتشارات پژواک جامعه تهران