امروز پنجشنبه 14 مهر 1401

جامعه شناسی خودکشی

0

مقدمه

مطالعه خودکشی ناظر بر جنبه بیمارگون جوامع جدید و ناظر بر نمودی است که رابطه فرد و اجتماع در آن به بارزترین نحو نمایان است. نظریه خودکشی دورکهایم نخستین کوشش منظم و سیستماتیک جامعه شناسان در توحید مفهوم اجتماعی خودکشی است و مهم ترین انگیزه و محرک در شناخت علمی این رفتار بوده است.

دورکیم در کتاب خودکشی ابتدا با تعریف خودکشی بحث را شروع می کند بعد تعابیر قبلی درباره خودکشی رد می شود و سپس انواع خودکشی تعیین می گردد و بالاخره براساس این انواع نظریه ای عام درباره نمود موردنظر بسط داده می شود. اولین تحقیق در جامعه شناسی توسط دورکیم انجام گرفت که با عنوان خودکشی در سال 1879 منتشر شد.

خودکشی از دیدگاه دورکیم

خودکشی عبارت است از هر نوع مرگی که نتیجه مستقیم یا نامستقیم کردار مثبت یا منفی خود قربانی است که از نتیجه عمل خویش آگاه بوده و می دانسته است که می بایست به همین نتیجه برسد.

مثبت گلوله در شقیقه. (مستقیم) منفی: غذا نخورد. (نامستقیم)

بررسی آمار نشان می دهد که میزان خودکشی یعنی فراوانی خودکشی ها نسبت به تعداد افراد یک جمعیت معین نسبتاً ثابت اند. و دورکیم معتقد است که وظیفه جامعه شناسی آن است که میان تغییرات میزان خودکشی ها که پدیده های اجتماعیند و اوضاع و احوال اجتماعی همبستگی برقرار کند.

دورکیم بعد از تعریف، نسبت های روانشناختی آن را رد می کند:

آن مطرح می کند که آمادگی روحی برای خودکشی که به نحوه ی روانشناختی راون- بیماری شناختی توضیح می دهد و می پذیرد اما در واقع افراد بیمارگون عصبی در شرایط معین آمادگی بیشتری برای خودکشی دارند.

لکن به عقیده دورکیم نیرویی که تعیین کننده خودکشی است نیروی روانشناختی نیست بلکه اجتماعی است. و بحث علمی دورکیم بر محور همین دو اصطلاح آمادگی قبلی روانشناختی و تعیین اجتماعی می چرخد.

و براساس تحقیقی که انجام می دهد به این نتیجه می رسد:

1. نسبت بیماران روحی در بین یهودیان بسیار بالاست و حال آن که

2. فراوانی خودکشی در بین آنها بسیار ضعیف است و هم چنین

3. آمادگی های قبلی موروثی و میزان خودکشی نیز همبستگی وجود ندارد.

4. میزان خودکشی با سن و جنس نیز همبستگی دارد. در بین مردان بیشتر هر قدر سن بالا می رود بیشتر.

5. به عنوان نمودی از تقلید هم رد می کند. (گابریل تارد)

6. ناشی از نابسامانی اجتماعی

انواع خودکشی

1. خودکشی خودپرستانه:

هنگامیکه اساساً در فکر خودشان هستند نتوانستند در یک گروه اجتماعی جذب شوند. در حقیقت کمتر به درجه انسجام اجتماعی بستگی دارد بیشتر به نوع انسجام اجتماعی ربط دارد و آزادی فرد بشر باشد مثل مذهب پروتستان، و کاتولیک. چون پروتستان ها آزادترند خودکشی بیشتر است.

دو خانواده خاص جوامعی است که در آن فلسفه و سنت فرد گرائی استقلال طلبی فردی خوداتکایی و خودکفایی مورد تأکید است. عدم یکپارچگی و وحدت خانواده سبب می گردد که میزان خودکشی در افراد مجرد بیشتر از افراد متأهل باشد.

در جوامع:

در کشورهای پیشرفته عمدتاً از نوع خودکشی خودپرستانه است.

خودکشی خودخواهانه دو گونه فرعی است: 1. نوع مالیخولیایی رویایی، 2. نوع اپیکوری

مالیخولیایی با نوعی سستی و حالات افسردگی و اتصال شدید در فرد همراه است.

در نوع اپیکوری احساس بی میلی و بی اشتهایی به صورت امری واقعی و غیرخیالی.

2. خودکشی دیگرخواهانه:

این خودکشی به شدت از وحدت و یگانگی گروهی، تعلق فرد به گروه های اولیه و ثانویه و همکاری و همنوائی سازمان های مختلف اجتماعی حمایت می کند. در این نوع پیوند فرد با گروه اجتماعی به شدت بالاست. مثل هندوها: به موکش که در آئین برهمایی وصال جاوید در یگانگی غایی است می رسند.

جوامع:

در جوامع باستان، بدوی دورافتاد متجانس و غیرصنعتی که از یکپارچگی و یگانگی گروهی مفرطی بهره مندند مرسوم و متداول است.

سه نمونه از خودکشی دیگرخواهانه را می توان نام برد:

1. اجباری

2. اختیاری

3. هوشمندانه

1. اجباری مثل رسم سوتی در هند. خودکشی زن بعد از مرگ شوهرش.

2. اختیاری: فرد داوطلبانه به استقبال مرگ می رود و در او نوعی تمایلات عرفانی مشهود است و با اشتیاق سخن از مرگ می گوید.

3. هوشمندانه که کناره گیری فرد از خود و چشم پوشی وی از حیات دنیا بدان دلیل است که جامعه و فرهنگ چنین عملی را شایان ستایش و قابل تمجید می داند و فرد هوشمندانه به امر جامعه فرمان می گذارد. مثل ریاضت بودائی به نام تراوادا.

3. خودکشی ناشی از بی هنجاری و آنومیک:

آنومیک از دو جزء یکی نومیا در یونانی به مفهوم ناموسی و قانون است و در معنی لغوی دلالت دارد بر قاعده رفتار هنجار، سنجه، قانون رسم دیگری آ به معنی نی آن.

بدین ترتیب این واژه به مفهوم بی هنجاری به کار برده شده است.

در مفهوم دروکیمی به معنای سرگردانی سرگشتگی انسان است در برابر قواعد و سنجه های اجتماعی است.

خودکشی آنومیک معلول عدم تعادل، دگرگونی ساختاری، وقفه ناگهانی و شدید. یا تغییرات عمیق و سریع در سازمان ها و نظام های اجتماعی است. چنین وضعیت های خود معلول کسادی سازمان اقتصادی از هم پاشیدگی ارزش های سنتی، تورم پول تغییر حکومت انقلاب و غیره است.

دورکهایم چهار شاخصه را در بروز خودکشی آنومیک در نظر می گیرد:

1. تغییرات سریع اجتماعی به نظر می رسد که با خودکشی آنومیک هم خوانی داشته باشد. رکود اقتصادی- ورشکستگی.

2. هرگونه آشفتگی که ارتباط بین هدف و وسیله پایین عمل و نتیجه مختل شود در نتیجه نوعی سردرگمی و از دست دادن جهت و مسیر است.

بحران های اجتماعی سازمانها تضعیف می شوند بین اهداف و وسیله اختلاف ایجاد

3. صاحبان مشاغل حرفه ای و پسران به عنوان شاخص برای خودکشی آنومیک محسوب می شوند. پس مدیران صنعتی و مدرن.

4. طلاق به عنوان نوعی آنومی یعنی اغنتاشی در روابط بین هدف و وسیله خانواده به شمار می آید.

پس آنومیک انواع دارد: 1- نوع عام و کلی که در آن فرد عکس العملی خشونت آمیز نسبت به زندگی ابراز می کند.

2- نوع خاصی که فرد عکس العملی خشونت آمیز نسبت به زندگی خود و یا همزمان به زندگی دیگری ابراز می دارد.

4. خودکشی جبرگرایانه یا فاتالیستیک:

تحت فشار و جبری تنها به طور محدودی در نظر به خودکشی دورکهایم مورد توجه قرار گرفت.

دورکهایم در بیان این نوع خودکشی متذکر می شود خودکشی ناشی از جبرگرائی نوعی عکس العمل به بازبینی کنترل و تنظیم اجتماعی مفرط و شدید جامعه است در چنین حالتی فرد به شدت تحت تقلید اجتماعی است و هر چیزی کنترل شده منظم خشک و بی روح است.

زمانیکه کنترلرهای اجتماعی به طور شتابان و ناگهان شدید می گردند احتمال خودکشی جبرگرایانه زیاد می شود.

مثلاً به عنوان برده به فروش می رود، یا دختر کم سن و سال به ازدواجی ناخواسته تحمیل می شود.

خودکشی در این حالت به عنوان عکس العملی به قوه قاهره جامعه و فرار از وضعیت دردآلود و فشار و تحمیلات جابرانه و غیرعادلانه جامعه است.

در بخش پایان کتاب دوم خودکشی سعی می کند انواع ترکیبی از سور چهارگانه خودکشی مطرح کند.

تهیه و تنظیم: محبوبه درخشش، دانشجوی کارشناسی ارشد جمعیت شناسی.

منابع:

1- آرون، ریمون، مراحل اساسی سیر اندیشه در جامعه شناسی.

2- نامه علوم اجتماعی شماره 7، زمستان 73

3- یانکرایپ،نظریه اجتماعی کلاسیک.

4- دورکیم، دورکهایم.خودکشی.