امروز دوشنبه 04 مهر 1401

بررسی میزان آشنایی معلمان با مهارتهای ارتباطی و راهکارهای افزایش آن

0

در مدرسه به عنوان یک خرده نظام اجتماعی و برای مدیریت کلاس، ابتدا یک ارتباط مؤثر و مناسب باید بین معلم و دانش‎آموز برقرار باشد و برای بر قراری این ارتباط، مهارت‎هایی برای معلم مورد نیاز است. یک معلم توانا با بهره‎گیری از شیوه‎های متفاوت می‎تواند پل ارتباطی بین خود و دانش‎آموز را ساخته و استحکام بخشد.

بیان مسئله:

معلمانی که از مهارتهای ارتباطی ضعیفی برخوردارند کمتر از سوی اطرافیان خود پذیرفته می شوند و با مشکلات کوتاه مدت و بلند مدت زیادی روبرو می شوند (نوری قاسم آبادی، 1377: 2). این مشکلات کدامند و چگونه می توان با آنها مقابله کرد؟ معلمان چگونه با دانش آموزان و سایر همکاران ارتباط برقرار کنند؟ و مجهز به چه مهارتهای ارتباطی باشند؟ منظور از مهارتهای ارتباطی معلمان چیست؟ آیا حدود اختیارات معلم در کلاس و مهارتهای ارتباطی وی با دانش آموزان تعریف شده است؟ تا چه اندازه معلمان با وظایف خود در حوزه مهارتهای ارتباطی آشنا هستند؟ چه عواملی در افزایش مهارتهای ارتباطی معلمان موثر است؟ چگونه می توان آن را بهبود بخشید؟ اینها پرسشهای اساسی در مطالعه مهارتهای ارتباطی معلمان می باشد و این پژوهش در پی آن است که به آنها پاسخ گوید.

برخی بررسی ها و تحقیقاتی که مدارس به عمل آمده نشان می دهد که بسیاری از دانش آموزان از روابط اقتدارگرایانه در مدرسه، مقررات سخت و انعطاف ناپذیر، عدم درک دانش آموزان توسط معلمان،کمبود مشارکت در برنامه های آموزشی و پرورشی، و به طور کلی جو اجتماعی-روانی نامطلوب کلاس شکایت دارند. دانش آموزان هرگز متقاضی امکانات آموزشی پر هزینه و غیر عملی نیستند، بلکه آنان طالب محیطی امن و آرامش بخش در مدرسه و کلاس درس بوده و مایلند مورد احترام معلمان و مربیان مدرسه قرارگیرند.

در برقراری ارتباط با دانش آموزان در کلاس، معلم با موانع و عوامل زیادی روبروست. آگاهی و تسلط معلم بر این موارد و مهارت های ارتباطی در جهت تحقق اهداف آموزشی امری اجتناب نا پذیر است. معلمی هنری است ظریف و حساس که با کمترین لغزش و خطا خسارت جبران ناپذیری بر شخصیت فراگیر وارد شده و قطعاً هرگونه رفتار صحیح و سنجیده موجب آینده ای درخشان برای او می شود. طبق دیدگاه گلاسر، بدون شکوفایی محبت و ارزش وجود، تشکیل یک هویت موفق نا ممکن است (بهرنگی، 1374: 292).

در سالهای اخیر تحقیقاتی انجام شده است که تأثیر برخی مهارتهای حرفه ای و نیز ارتباطی معلم بر آموزش و شخصیت دانش آموزان را نشان داده است. لیکن تحقیقات متنوع و وسیعی درباره میزان آشنایی معلمان با مهارتهای ارتباطی انجام نیافته است. علی رغم اینکه ما در دنیایی اجتماعی زندگی می کنیم، اکثراً آگاهی اندکی از چگونگی تجزیه و تحلیل تجارب اجتماعی و بهبود بخشیدن به مهارت برقراری روابط اجتماعی مان داریم. به علاوه، در آموزش رسمی نیز، تلاش چندانی در این زمینه صورت نگرفته است. کمال مطلوب این است که مدرسه باید محیطی از تعاملات اجتماعی باشد که در آن، هم کارکنان و هم دانش آموزان از آنچه در تعاملات اجتماعی شان روی می دهد، بسیار مطلع باشند و از نقشی که این تعاملات در فرمول بندی نظریات آنها نسبت به خود و دیگران دارد، آگاه شوند (فونتانا، 1995).

اهمیت و ضرورت مسئله:

مهمترین مهارتی که یک معلم بدان نیاز دارد ودر واقع این مهارت پیش نیاز یا پایه سایر مهارتهای روان شناختی دیگر می باشد مهارت«ایجادارتباط»است. زیرا ایجاد ارتباط تنها وسیله دریافت اطلاعات از دانش آموزان است. سوءبرداشت ها و سوءتفاهم ها فقط از طریق برقراری ارتباط تصحیح می شود و نیز هیجان‌های منفی نظیر خشم تنها از طریق برقراری ارتباط سالم مهار می شود. تمامی آسیب‌های فردی و اجتماعی ریشه در ارتباط نا سالم دارند.

هرچند هر حرفه ای مستلزم آموزشهای فنی و تخصصی است لیکن در برخی مشاغل از جمله حرفه معلمی ارتباط و تعامل دوجانبه و چند جانبه ستون فقرات آن را تشکیل می دهد. صرف برخورداری از دانش حرفه ای و دانش اندوزی در این شغل پایان بخش رسالت نیست. بلکه انتقال این دانش در یک شبکه ارتباطی تجلی و تحقق می یابد. ناتوانی در برقرای ارتباط موثر و فقدان مهارتهای ارتباطی با دانش آموزان موجب شکست در فرایند آموزش می شود. از این رو بررسی میزان آشنایی معلمان با مهارتهای ارتباطی می تواند راهگشای ارتقای مهارتهای ارتباطی آنها در فرآیند تدریس و آموزش باشد.

اصلی ترین عامل موفقیت معلمان، مهارت در برقراری ارتباط مفیداست. آنها که به نوع بخصوصی از مهارتهای ارتباطی مثل سخنرانی در جمع نیاز دارند، هرچه مهارتهای ارتباطی فرد قوی تر باشد، به موفقیت بیشتری دست پیدا خواهد کرد و آینده ی شغلی درخشانتری خواهد داشت(نادری، 1376).

با توجه به اهمیت ارتباط در حرفه معلمی لازم است معلمان مهارت کافی در این زمینه کسب نمایند و علاوه بر فراگیری اطلاعات لازم در زمینه علم و فن ارتباطات و نکات قابل توجه در برقراری ارتباط، زمینه های لازم برای ایجاد مهارت عملی در ایشان فراهم گردد همچنین با تبدیل روش‌های آموزشی از روش‌های سخنرانی و معلم محوری به روش‌های مشارکت جویانه و فراگیر محوری، فرصت لازم برای کسب مهارت عملی در اختیار فراگیر قرار گیرد.

هدف کلی این پژوهش عبارت است از الف- شناخت میزان آشنایی معلمان با مهارتهای ارتباطی (اعم از کلامی و غیر کلامی). ب- تعیین عوامل موثر در ارتقای مهارتهای ارتباطی معلمان.

پیشینه پژوهش:

سیریلو و هربل ایزنمن (2006) پژوهشی با عنوان رفتار ارتباطی معلم در کلاس درس ریاضی انجام داده اند. هدف آنها از این پژوهش، بررسی فهم و درک دانش آموزان از پنج دسته از رفتارارتباطی معلمان ریاضی در کلاس می باشد که عبارتند از: بازخواست، تشویق و تحسین، حمایت غیر کلامی، درک کردن و دوستانه بودن، کنترل کردن. نمونه آماری این پژوهش را 8 معلم ریاضی از هفت مدرسه متفاوت و 178 نفر از دانش آموزان آنها تشکیل می دهند. یافته های پژوهش نشان داده است که میان فهم و درک دانش آموزان پسر و دختر از رفتار ارتباطی معلمان ریاضی در کلاس، تفاوت معنادار وجود دارد که اغلب، تفاوتها در متغیر حمایت غیر کلامی می باشد.

کراولی (1993) نشان داد که دانش آموزان هنگامی معلمان را در مقام یاور و همراه خود می پذیرند که جنبه های خاصی از روابط معلم – شاگردی رعایت شود، رفتاری منطف داشته باشند و از روشهای خشک و غیر قابل انطاف پرهیز کنند. فرگوسن و هاوتون (1992) دریافتند که ستایش مشروط از سوی معلم یکی از رفتارهای موثر معلم در علاقه مند کردن دانش آموزان به انجام دادن تمرینهای آموزشی و درسی است.

در تحقیقاتی‌ که‌ آربوکل‌ (1966) درباره‌ی‌ برخورد معلمان‌در کلاس‌ انجام‌ داده‌ است‌، این‌ نکته‌ حائز اهمیت‌ می‌باشد که‌ شاگردان‌ به‌طور طبیعی‌معلمانی‌ را که‌ در برخوردها به‌سبک‌ دوستانه‌ عمل‌ می‌کنند، بیش‌ از دیگر معلمان‌می‌پذیرند و در تحقیقات‌ لوین(1986) این‌ نکته‌ به‌چشم‌ می‌خورد که‌ نگرش‌دمکراتیک‌ معلم‌ در کلاس‌ و توجه‌ به‌جنبه‌های‌ مشارکتی‌ و همکاری‌ میان‌ معلمان‌ وشاگردان‌ روحیه‌ی‌ تصمیم‌گیری‌ مسؤولیت‌ و اعتماد به‌نفس‌ را در دانش‌آموزان‌ ایجادمی‌کند.

خسروی (1382) در بررسی رابطه بین مهارتهای ارتباطی دبیران و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مدارس متوسطه دخترانه شهرستان نیشابور سال تحصیلی 8281) نتیجه گرفته است که بین مهارتهای ارتباطی، کلامی، شنودی و بازخوردی معلمان و با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطه ی معنی داری وجود دارد.

سلیمی (1389) در مطالعه مطالعه تاثیر رفتار معلم بر نظم پذیری دانش آموزان در مدرسه فرضیه های زیر را مورد آزمون قرار داده است: 1. میان ارتباط دوستانه معلم با رعایت انضباط در دانش آموزان رابطه مثبت معنادار وجود دارد؛ 2. میان میزان احترام گذاشتن معلمان به دانش آموزان با نظم پذیری ارتباطی مثبت و معنادار وجود دارد؛ 3. میان تلاش معلمان در تفهیم مطالب آموزشی به دانش آموزان و نظم پذیری ارتباطی مثبت و معنادار وجود دارد و 4. میان میزان الگوی نظم پذیر بودن در معلمان با نظم پذیری از طرف دانش آموزان رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد. نتایج تحقیق نشان داد ه است که رابطه دوستانه و صمیمی معلمان با دانش آموزان، نمونه برتر بودن معلمان برای دانش آموزان، تلاش در خور معلمان به منظور تفهیم مطالب آموزشی، احترام گذاشتن به دانش آموزان، و نیز موفقیت خانوادگی دانش آموزان موجب افزایش میزان نظم پذیری آنان می گردد.

روش تحقیق:

در این مطالعه، روش تحقیق، از نوع توصیفی و تحلیلی بوده است. از آنجا که در این پژوهش مداخله یا دستکاری آزمایشی صورت نگرفته، طرح پژوهشی در زمره طرح‌های توصیفی است.؛ و از آنجا که متغیرها و عوامل موثر بر افزایش مهارتهای ارتباطی معلمان تحلیل می شود، از نوع تحلیلی است. و از حیث هدف، در زمره پژوهش‌های کاربردی است.

جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه معلمین مرد و زن مدارس اعم از ابتدایی، راهنمایی و متوسطه شهرستان اهر در سال تحصیلی 92 1391 است که بالغ بر 1220 نفر معلم می باشد. نمونه آماری 250 نفر بوده که به روش نمونه گیری احتمالی از نوع طبقه بندی انتخاب شده است

ابزار اندازه گیری مهارت ارتباطی در این پژوهش شامل پرسشنامه کویین دام بوده است. پایایی پرسشنامه موسسه کوئین دام توسط چاری و فداکار (1384) با استفاده از آلفای کرونباخ 69/0 گزارش شده است که این مقدار برای آزمودنیهای دانشجو 71/0 و برای دانش آموزان دبیرستانی برابر با 66/0 بوده است (حسین چاری و فدارکار (1384: 23-21). همچنین یوسفی (1385) در پژوهشی اعتبار کلی مقیاس مذکور را با استفاده از الفای کرونباخ برابر با 81/0 و با استفاده از روش دونیمه سازی برابر با 77/0 گزارش کرده است (یوسفی، 1385).

در تحقیق هاشمی مطلق و مظفری (1389) تحت عنوان مقایسه مهارت های ارتباطی و کیفیت زندگی کاری اعضای هیئت علمی فعال و غیرفعال حرکتی دانشگاه های آزاد اسلامی استان آذربایجان شرقی ضریب آلفای کرونباخ را 89/0 گزارش کرده اند.

در این بررسی، ضریب آلفا برای کل پرسشنامه، 872/0 می‌باشد. که نشان‌دهنده پایایی در حد بالایی این پرسشنامه می‌باشد.

یافته ها و نتایج:

الف- یافته های توصیفی: در نمونه آماری مورد بررسی 2/43درصد معلمان در مقطع ابتدایی و 8/30 درصد آنها در دوره راهنمایی و 26 درصد بقیه در دوره متوسطه مشغول به تدریس بوده اند.4/48 درصد پاسخگویان معلم مرد و 6/51 درصدشان زن بوده اند. در بین پاسخگویان 8 درصد شان دارای مدرک تحصیلی دیپلم 2/31 درصد شان فوق دیپلم و 6/51 درصد شان لیسانس و 2/9 درصد شان فوق لیسانس بوده اند. به عبارت دیگر در نمونه مورد بررسی اکثر معلمان در دوره های مختلف تحصیلی دارای مدرک تحصیلی لیسانس بوده اند.

در میان معلمان پاسخگوی مرد 2/3درصد شان دارای مدرک دیپلم و 8/4درصد معلمان زن پاسخگو دارای مدرک دیپلم بودند. 6/17درصد معلمان پاسخگو دارای مدرک فوق دیپلم و 6/13درصد پاسخگویان معلم مرد دارای مدرک فوق دیپلم بودند. اکثریت نسبی پاسخگویان معلم زن و مرد دارای مدرک لیسانس بودند (2/25 درصد زن و 4/26 درصد مرد). که 6/51 درصد پاسخگویان را تشکیل می دهند و در مرتبه بعد دارندگان مدرک فوق دیپلم می باشند که 2/31 درصد را در نمونه مورد بررسی شامل شده است.

در میان معلمان مرد پاسخگو 6/19 درصد در دوره ابتدایی و 6/15 درصد شان در دوره راهنمایی و 2/13 درصد شان در دوره متوسطه شاغل بوده اند و در میان معلمان زن پاسخگو در نمونه آماری مورد مطالعه 6/23درصد شان شاغل در دوره ابتدایی و 2/15 درصد شان شاغل در دوره راهنمایی و 8/12 درصد شان شاغل در دوره متوسطه بوده اند.

با توجه به نمرات حداقل و حداکثر، از حداکثر 136 نمره میانگین مهارتهای ارتباطی معلمان برابر با 88/107 با انحراف معیار 956/12 شده است.با توجه به درصد میانگین از حداکثر قابل اکتساب، میزان آشنایی معلمان با مهارتهای ارتباطی 80 درصد بوده است. ضریب چولگی متغیر مهارتهای ارتباطی برابر با 063/1- محاسبه شده است که نشان می دهد آشنایی معلمان با مهارتهای ارتباطی در سطح «خیلی خوب» قرار دارد. سومین شاخص در تعیین تغییرات و وضعیت نسبی میزان آشنایی معلمان با مهارتهای ارتباطی، استفاده از شاخص صدکها است. معدل وزنی 5 امین صدک میزان آشنایی معلمان با مهارتهای ارتباطی برابر با 1/85 mw= شده است یعنی میزان آشنایی 95 درصد اعضای نمونه معلمان شهرستان اهر با مهارتهای ارتباطی بیش از 1/85 بوده است و فقط معدل وزنی 5 درصد معلمان در آشنایی با مهارتهای ارتباطی 1/85 ≤µw بوده است و 10 امین صدک نمره آشنایی معلمان با مهارتهای ارتباطی برابر با 92 بوده است و معدل وزنی چارک اول نمره آشنایی معلمان با مهارتهای ارتباطی برابر با 75/100 Q1= و معدل وزنی نقطه میانه برابر با 110 Q2= بوده است. نیز معدل وزنی چارک سوم برابر با 117 Q3= شده است. به عبارت دیگر یک چهارم معلمان در نمونه آماری مورد بررسی از نظر آشنایی با مهارتهای ارتباطی دارای معدل وزنی 117 و یا بالاتر از آن را کسب کرده اند.معدل وزنی صدک 90 برابر با 123 شده است. یعنی 90درصد معلمان دارای نمره آشنایی مهارتهای ارتباطی مساوی و یا کمتر از 123 بوده و فقط ده درصد آنها دارای نمره بالاتر از آن بوده اند. و معدل وزنی صدک 95 برابر با 126 شده است.

میانگین نمره مهارت کلامی معلمان برابر با 82/23 (از حداکثر 28) با انحراف معیار 852/2 می باشد و میانگین نمره مهارت غیر کلامی آنها از حداکثر 20 نمره برابر با 04/17 با انحراف معیار 369/2 و میانگین نمره مهارت گوش دادن برابر با 31/33 (از حداکثر 40 نمره) با انحراف معیار 827/4 و بالاخره میانگین نمره مهارت بازخورد دادن معلمان از حداکثر48 برابر با 72/33 با انحراف معیار 785/5 شده است. بزرگی خطای معیار و نیز انحراف معیار مهارتهای ارتباطی و نیز مهارت گوش دادن و مهارت بازخورد نسبت به مهارت های کلامی و غیر کلامی نشان دهنده آن است که از لحاظ این نوع مهارتهای پراکندگی بیشتری در بین معلمان وجود دارد. با توجه به مقدار ضریب چولگی متغیر مهارت غیر کلامی (981/0-) آشنایی معلمان با این مهارت در سطح «زیاد» قرار دارد ولی میزان آشنایی معلمان با مهارت بازخورد دادن با توجه به ضریب چولکی(-.391)در سطح «کم» می باشد.

ب- یافته های استنباطی: از آنجا که مهارتهای کلامی با 7 گویه و مهارتهای غیر کلامی(زبان تن) 5 گویه و مهارت گوش دادن با 10 گویه و مهارت بازخورد با 12 گویه و مهارتهای ارتباطی با 34 گویه با درجات صفر تا 4 اندازه گیری شده است اگر دامنه تغییرات حداقل و حداکثر نمرات به به پنج تقسمت تقسیم کرده و از کمترین مقدار با افزودن فاصله طبقات این دامنه را با حالتهای «خیلی بد – بد – متوسط- خوب – خیلی خوب» تقسیم بندی کنیم. آنگاه می توان گفت همه مهارتهای ارتباطی معلمان در حد «خوب» قرار دارند.

میانگین نمره مهارت کلامی در معلمان دوره ابتدایی برابر با 24.54 و در معلمان دوره راهنمایی برابر با 23.45 و در دوره متوسطه برابر با 23.05 بوده است و با احتمال 95درصد می توان گفت که حداقل این میانگین برای معلمان دوره های ابتدایی و راهنمایی و متوسطه به ترتیب برابر با 24.08، 22.75، 22.31 بوده است و و حداکثر آن برای معلمان دوره ابتدایی برابر با 25 و برای دوره راهنمایی برابر با 24.16 و برای دوره متوسطه برابر با 23.79 بوده است. علی رغم اینکه میانگین نمره مهارتهای ارتباطی معلمان میل به نمره حداکثرایده آل (28) را نشان می دهد، لیکن در دوره های تحصیلی میانگین نمرات مهارتهای ارتباطی معلمان درخور توجه است. درواقع مهارتهای ارتباطی معلمان دوره ابتدایی از متوسط میانگین (23.82) در نمونه آماری مورد بررسی بالاتر و مهارتهای ارتباطی معلمان دوره متوسطه پایین تر از آن بوده است. به عبارت دیگر با رفتن به دوره های تحصیلی بالاتر، شاهد کاهش سطح مهارتهای ارتباطی معلمان هستیم و برعکس این قضیه نیز صادق است.

از لحاظ آماری، تفاوت معنی داری بین مهارتهای کلامی معلمان دوره های مختلف تحصیلی وجود دارد. اختلاف میانگین مهارت کلامی معلمان دوره ابتدایی با راهنمایی برابر با 082/1 و با معلمان دوره متوسطه برابر با 491/1 می باشد که با احتمال بیش از 95/0 این اختلاف معنی دار است. در حالی که اختلاف میانگین مهارت کلامی معلمان دوره راهنمایی با متوسطه از نظر آماری معنی دار نمی باشد. در مجموع می توان گفت مهارت کلامی معلمان دوره ابتدایی بیشتر از معلمان دوره های راهنمایی و متوسطه بوده است.

در مقایسه میزان مهارتهای غیر کلامی معلمان دوره های تحصیلی معلوم گردید که میانگین مهارت غیر کلامی معلمان دوره ابتدایی بیشتر از معلمان دوره های راهنمایی و متوسطه است. میانگین مهارت ارتباط غیر کلامی معلمان دوره ابتدایی برابر با 68/17 (از حداکثر20) بوده است.در حالی که میانگین مهارت ارتباطی معلمان دوره های راهنمایی و متوسطه به ترتیب برابر با 62/16 و 48/16 بوده است. با احتمال 95 درصد می توان قضاوت کرد که میانگین مهارت ارتباط کلامی معلمان دوره ابتدایی در جامعه آماری در محدوده 06/18 و 29/17 بوده باشد در حالی که این محدوده برای معلمان دوره راهنمایی از 09/16 تا 15/17 و برای معلمان دوره متوسطه برابر با 81/15تا 15/17 بوده است. هرچند مهارت ارتباطی همه معلمان دوره های تحصیلی در سطح بالاتری قرار دارد و میانگین مهارت ارتباط غیر کلامی آنها از حداکثر مطلوب فاصله کمتری دارد، لیکن بین مهارت ارتباط غیر کلامی معلمان دوره های مختلف تحصیلی اختلاف معنی داری مشاهده می شود.

در نمونه آماری مورد مطالعه شواهدی وجود دارد که نشان می دهد مهارتهای ارتباط غیر کلامی همه معلمان دوره های تحصیلی در یک سطح نبوده بلکه مهارت ارتباط غیر کلامی معلمان حداقل یکی از دوره های تحصیلی بیشتر از بقیه می باشد.

در نمونه آماری مورد مطالعه، میانگین مهارت های ارتباطی معلمان با گروه رشته های تحصیلی گوناگون یکسان نبوده است. میانگین مهارت ارتباطی معلمان با رشته علوم تجربی (زیست شناسی و شیمی) برابر با 31/109 بوده که در جامعه آماری مورد بررسی با احتمال 95% این میانگین حداقل 39/105 و حداکثر 24/113 می باشد. در مرتبه بعدی معلمان با رشته آموزش ابتدایی قرار دارند که میانگین مهارت ارتباطی آنها برابر با 79/108 بوده و در جامعه آماری با مقداراحتمال خطای 5% می توان گفت که این میانگین در محدوده 46/111 و 12/106 قرار دارد. در مرتبه های بعدی معلمان با رشته های علوم انسانی و سپس علوم ریاضی و فیزیک و سایر رشته ها (فنی و حرفه ای) قرار دارد.لیکن شواهد کافی برای تایید فرضیه رابطه رشته های تحصیلی با مهارتهای ارتباطی معلمان وجود ندارد.

سطح مهارتهای ارتباطی معلمان زن قوی تر از مهارتهای ارتباطی معلمان مرد است. میانگین مهارت ارتباطی معلمان مرد 105.64و میانگین مهارت ارتباطی معلمان زن 109.98شده است آزمون t نشان داد که بین جنسیت معلمان و مهارتهای ارتباطی آنها رابطه معنی داری وجود دارد.

بر اساس نتایج آزمون همبستگی پیرسون معلوم گردید که هرچه سابقه تدریس معلمان بیشتر باشد سطح مهارتهای ارتباطی آنها افزایش می یابد. بر اساس نتایج تحلیل واریانس می توان گفت با افزایش سطح مدرک تحصیلی معلمان مهارتهای ارتباطی آنها افزایش می یابد.

تفاوت میانگین مهارتهای ارتباطی معلمان با مدرک دیپلم با سایر معلمان درخور توجه است: هرچند میانگین مهارتهای ارتباطی آنها نسبت به معلمان دارای مدرک فوق دیپلم و لیسانس اندک است ولی این تفاوت از نظر آماری در نمونه مورد بررسی معنی دار نبوده است و نسبت به معلمان با مدرک تحصیلی فوق لیسانس و دکترا معنی دار بوده است زیرا تفاوت میانگین مهارتهای ارتباطی معلمان دیپلم با فوق لیسانس و دکترا برابر با -11.437بوده و سطح معنی داری آن برابر با 003/0 شده است.

همین قضیه در مقایسه معلمان دارای مدرک فوق دیپلم با معلمان دارای مدرک لیسانس و فوق لیسانس و بالاتر نیز صادق است. میانگین مهارتهای ارتباطی معلمان با مدرک فوق دیپلم به مقدار -3.725کمتر از میانگین مهارتهای ارتباطی معلمان با مدرک لیسانس بوده که از نظر آماری معنی دار است.میانگین مهارت معلمان فوق دیپلم نسبت به معلمان دارای مدرک لیسانس و نیز لیسانسها نسبت به فوق لیسانسها تفاوت معنی داری دارد. لذا می توان نتیجه گرفت که ارتقای سطوح مدرک تحصیلی معلمان با افزایش مهارتهای ارتباطی آنها متقارن می باشد.

هرچه معلمان بیشتر بر هیجانهای خود مسلط باشند سطح مهارتهای ارتباطی آنها بالا می رود. هرچه معلمان بیشتر انعطاف پذیر باشند سطح مهارتهای ارتباطی آنها بالا می رود.هرچه معلمان مثبت نگر باشند سطح مهارتهای ارتباطی آنها بالا می رود.

هرچه معلمان گروه گرا باشند سطح مهارتهای ارتباطی آنها بالا می رود.هرچه معلمان شنونده فعال باشند سطح مهارتهای ارتباطی آنها بالا می رود. هرچه معلمان خطای شناختی بیشتر داشته باشند به همان میزان مهارتهای ارتباطی آنها کاهش می یابد.

بین متغیر وابسته مهارتهای ارتباطی معلمان و مقدار قدرشناسی و همدلی و احترام و صداقت و همنوایی آنها رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد.

بحث و نتیجه گیری:

یافته های این بررسی نشان می دهد که میانگین مهارتهای ارتباطی معلمان در شهرستان اهردر سطح «خیلی خوب»است این یافته با نتایج تحقیقات صابری و درانی (1387) تقریباً همخوانی دارد آنها نیز دریافته اند که آموزگاران روستایی،‏ میزان مهارت‌های ارتباطی خود را زیاد دانسته‌اند. ولی دانش‌آموزان مهارت‌های ارتباطی آموزگاران خود را در حد متوسط و کمتر از آن دانسته‌اند. در واقع،‏ آموزگاران،‏ بر عکس دانش‌آموزان،‏ تصویر مثبت‌تری از مهارت‌های ارتباطی و ارتباطات میان‌فردی در کلاس درس دارند.

مهارت کلامی یکی از ابعاد مهارتهای ارتباطی است که معلمان منطقه در سطح خیلی بالا ازآن برخوردارند این یافته نیز همسو با یافته های گورتون (1373) رابینز (1378) و رضاییان (1372) می باشد. گورتون در تحقیق خود نشان داد که مهارت های صحبت کردن، گوش دادن و سؤال کردن از جمله مشخصات دبیران مؤثر می باشد. هم چنین رابینز نیز دریافت که عواملی چون تحریف پیام و ابهام در پیام، موجب تضعیف اعتماد (تقویت پدیده ی عدم اعتماد) می شود؛ از این رو برعملکرد دبیران اثری منفی خواهد گذاشت.

میانگین آشنایی معلمان با مهارتهای غیر کلامی در حد بالا (17.04 از حداکثر 20) بوده میانگین نمره اکثر گویه ها بالاتر از 3 می باشد و در عمل در حد بالا مولفه های آن را در کلاس تدریس و در ارتباط با دانش آموزان بکار می گیرند. با حرکات چهره و تماس چشمی و اشارات و حرکات دستها به ترسیم و توصیف محتوای پیامها کمک می کنند. این یافته با تحقیقات فرهنگی (1374) همسویی و مطابقت دارد.

بر اساس یافته های این پژوهش این نتیجه حاصل شد که عملکرد متفاوت جنسیت در مهارتهای ارتباطی است یعنی بین استفاده معلمان زن و مرد از مهارتهای ارتباطی تفاوت معنی داری وجود دارد. با مشاهده میانگین ها معلوم گردید که میانگین نمره های مهارتهای ارتباطی معلمان زن بالاتر از میانگین نمره ها در گروه معلمان مرد است به عبارت دیگر معلمان زن بیشتر از معلمان مرد با انواع مهارتهای ارتباطی آشنا بوده و در استفاده از این مهارتها به نحو بهتری عمل می کنند. این یافته مغایر با یافته محمدی (1388) است. نتیجه تحقیق محمدی (1388) این بود که بین معلمان زن و مرد از نظر مهارت های ارتباطی تفاوت معنی داری مشاهده نشده است.

تفاوت معنی داری مهارتهای ارتباطی زن و مرد در این پژوهش، مشابه یافته ها در پژوهشهای دیگری است: مولایی و همکاران (1388) در بررسی مهارتهای ارتباطی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اردبیل به این نتیجه رسیدند که مهارت ارتباطی مطلوب در دانشجویان دختر بیشتر از پسر بود و این ارتباط از نظر آماری معنی دار بود. تلخابی علیشاه و همکاران (1389) نیز به این نتیجه رسیده اند که معلمان زن مهارت ارتباطی قوی تری نسبت به معلمان زن دارند و نیز وان پتگم و همکاران (2006) دریافتند که معلمان مرد رفتار غیر رضایتمند و غیر مطمئن بیشتری در مقایسه با معلمان زن نشان می دهند. شاهورانی و همکاران (1388) معلمان ریاضی زن نسبت به معلمان ریاضی مرد در استفاده از ویژگیهای اثربخشی ارتباطات میان فردی به نحو بهتری عمل می کنند.

طبق یافته این پژوهش معلوم گردید که با افزایش تحصیلات استفاده از ارتباط کلامی بیشتر از غیرکلامی می گردد.و نیز با افزایش سابقه و تجربیات آموزشی مهارتهای ارتباطی معلمان نیز افزایش می یابد. این یافته مشابه پژوهشهای محمدی (1388)، تلخابی (1389)، همتی پاک مسلک (1383) و ریچاد سون (1985) است که نشان دادند ارتقای سطح تحصیلات و سابقه تدریس در مهارتهای ارتباطی و در نتیجه در بهبودکیفیت تدریس موثر است. همچنین این یافته، مشابه یافته های همتی مسلک‌پاک و همکاران (1383) در بررسی مهارت ‌های ارتباطی دانشجویان است که دانشجویان به ترتیب در ترم هفت و هشت از سطح خوب مهارت‌های ارتباط با مددجویان برخوردار بوده اند.

تایید همبستگی مستقیم بین همدلی و مهارتهای ارتباطی همسو با نتایج تحقیقات زارعی متین و یوسف زاده (1389) است. آنان نیز دریافتند که قوی ترین رابطه بین همدلی مدیران و مهارتهای ارتباطی آنان وجود دارد. اغلب ما زمانی که با یکدیگر ارتباط برقرار می کنیم همواره افکار، آرزوها، تمایلات، نگرانیها و ترسهای خود را آشکار می سازیم.

تایید رابطه بین انعطاف پذیری و مهارتهای اجتماعی همسو با یافته های صیامی (1379) است.وی به این نتیجه رسیده است که هر معلم‌ اثربخش‌ باید فردی‌بشاش‌، خوش‌ اخلاق‌، عاطفی‌، برخوردار از سلامت‌ روانی‌ و انطباق‌پذیر باشد. به‌طوردقیق‌تر، معلمان‌ مؤثر و کارا افرادی‌ هستند که‌ باید بتوانند در لحظه‌های‌ بحرانی‌خونسردی‌ خود را حفظ کنند و بدون‌ اتخاذ موضعی‌ تدافعی‌ یا سلطه‌جویانه‌به‌حرف‌های‌ دانش‌آموزان‌ گوش‌ بدهند و از برخوردهایی‌ که‌ در آنان‌ مسأله‌ برد وباخت‌ مطرح‌ است‌، بپرهیزند و به‌جای‌ پس‌روی‌، سرزنش‌، آزار و اذیت‌ و دیگرواکنش‌های‌ افراطی‌، موضع‌ حل‌ مسأله‌ را برگزینند.

همبستگی مثبت بین خوش بینی و مثبت نگری با مهارهای ارتباطی همسو با یافته های حسن زاده (1389) می باشد. هرچه خود ارزیابی فرد بالاتر باشد به گونه ای مثبت با دیگران رابطه برقرار می کند و اهدافی را برمی گزیند که منافع دیگران را بیشتر در نظر می گیرد. همچنین خوش بینی و مثبت نگری در یک ارتباط میان فردی متکی بر احترام مثبت برای خویشتن است. فردی که احساس ناخوشایندی نسبت به خود دارد بی تردید این احساس را به نحوی در جریان ارتباطات به دیگران منتقل می کند و در آنان نیز این احساس ناخوشایند و منفی را شکل می دهد (فرهنگی، 1382:119)

تایید تاثیرقدر شناسی و تحسین و تمجید بر مهارتهای ارتباطی یکی دیگر از یافته های در این پژوهش است. این یافته همسو و منطبق با نظریه بولتون (1381) و مک کی، دیویس و فانینگ(1382) می باشد مطابق نظر آنانارتباط کلامى حاصل از تحسین و تشویق مملو از کلمات و جملاتى است که موجب انبساط فراگیران شده و درنتیجه کلاس را از یکنواختى کسل‌کننده‌اى که معمولاً بر کلاس‌ها غلبه دارد خارج مى‌کند. یک معلم خوب قادر است کار تشویق را تنها با ابراز یک کلمه نظیر آفرین و یا عبارات کوتاهى نظیر کار شما بسیار خوب است و یا کارتان را ادامه دهید و نظایر آن انجام دهد.

از یافته های دیگر در این بررسی این بود که خطای شناختی، مهارت ارتباطی را کاهش می دهد. اکثر ما در ارتباط با دیگران در چارچوب افکار خود و احساسات از پیش تعیین شده و کلیشه‌ای خود رفتار می کنیم. در بسیاری از این افکار، تصویر صحیحی از واقعیتها موجود نمی باشد.

طبق یافته های این پژوهش، گروه گرایی تاثیر مثبتی بر ارتقای مهارتهای ارتباطی معلمان دارد. معلمان در درون اجتماع و گروه مدرسه و کلاس و محیط اجتماعی زندگی می‌کند و لاجرم مهارتهای ارتباطی را در زندگی گروهی کسب می کند. احساس نیاز به معاشرت صمیمانه و همدلی و همراهی با دیگران، علاوه بر این که یکی از جلوه های زندگی اجتماعی به شمار می رود، لازمه کسب مهارتهای ارتباطی نیز می باشد. هیچ معلمی با قطع پیوندهای دوستانه و گوشه گیری مهارتهای ارتباطی کسب نمی کند. لازمه معاشرت با دانش آموزان و دیگران، شناخت روحیات وخلقیات آنها است. بنابرین ضروری است که بدانیم افرادی که اطراف ما زندگی می کنند چه ویژگی هایی دارند؟ معامان مانند سایر افراد جامعه این اطلاعات را در زندگی گروهی کسب می کنند. وجود اطلاعات اجتماعی و نفوذ اجتماعی اطلاعاتی و نفوذ اجتماعی هنجاری، به تأثیرات گروه گرایی بر مهارتهای ارتباطی اشاره دارد. هر قدر تعلق گروهی و پیوستگی اعضای یک گروه بیشتر باشد. تاثیرات بارزی را بر حضور اجتماعی، مشارکت وظیفه ای خواهد گذاشت و از این طریق افراد را به ارتقای مهارتهای ارتباطی سوق خواهد داد.

پیشنهادات کاربردی:

· طبق نتایج این پژوهش کمبود مهارت‌های ارتباطی در ارایه‌دهندگان خدمات آموزشی و پرورشی به ویژه معلمان، از آموزش‌های ناکافی نشأت گرفته و در عین حال، نتیجه عدم درک اهمیت نقش محوری مهارت‌های ارتباطی با گیرندگان خدمات بویژه دانش آموزان است. طراحی و برگزاری دوره‌های آموزشی مناسب جهت توسعه مهارت‌های ارتباطی معلمان، یک گام مهم در این راستا محسوب می‌شود.

· طبق یافته های این پژوهش از مهارت‌های ارتباط کلامی، رسایی و بلیغ بودن آن است.به این معنا که معلمان با عباراتی روشن و شفاف و به دور از هرگونه پیچیدگی و ابهام کلامش را به مخاطبان و دانش آموزان برساند، چه آن که هدف از سخن گفتن با دانش آموز (مخاطب) رساندن خواسته متکلم است و این مهم وقتی تحقق می‌پذیرد که معلم بدون ابهام تکلم کند.

· بهبود در قدرت بیان از لوازم ارتقای مهارتهای ارتباطی است از این جهت لازم است معلمان سعی نمایند همواره آرام، سنجیده، مثبت و بدون پرخاش و مجادله، با تفکر و لطیف و نغز با دانش آموزان و همکاران و سایرین صحبت کنند.

· معلمان عزیز می توانند از زبان غیر کلامی در تدریس استفاده کنند و از این طریق بدون کلام ارتباط خوبی با کلاس ایجاد کنند. واقعیت اینستکه حتی وقتی که آدم هیچی نمی گوید هم حرفهای زیادی می زند، بدن ما دائم در حال فرستادن اطلاعاتی است، از آنچه که ما فکر و احساس می کنیم. نگاه، ایماء و اشارات، حرکات و انقباض عضلانی بدن همه اینها مجموعاً اطلاعات زیادی را به مخاطب منتقل می کنند. علائم ارسال شده بیشتر از کلام مخاطب را تحت تاثیر قرار می دهند.

· زبان بدن یا زبان غیر کلامی وسیله قوی است که اگرمعلمین آنرا آگاهانه مورد استفاده قرار دهند می توانند رابطه موثری با دانش آموزان بر قرار کنند. معلمین فقط برای انتقال دانش جلوی کلاس نمی ایستند، بلکه آنها بعنوان یک انسان باید نشان دهند که چگونه می خواهند این دانش را منتقل کنند معلمین در موفقیت دانش آموزان نقش تصمیم گیرنده ای دارند،آنهایی که در ایجاد ارتباط غیر کلامی تبحر دارند در انتقال دانش خود هم موفق ترند، زیرا درس آنها برای دانش آموزان قابل فهم تر است،این معلمین با زبان غیر کلامی توجه دانش آموزان را برای فهم مطالب بیشتر جلب می کنند و در شنونده انگیزه بوجود می آورند و حتی دانش آموزان بی حوصله را هم به وجد می آورند.

· در ارزشیابی های آموزشی در مدارس و جشنواره های الگوهای برتر تدریس، امتیاز جداگانه برای مهارتهای ارتباطی اعم از کلامی (فصاحت و و بلاغت و روشنی و وضوح بیان و...) و غیر کلامی (حرکات دست و اندام و تغییر چهره و شیوه نگاه و...) لحاظ گردد.

· معلمان محترم سعی نمایند به دانش‏آموزان بیاموزند که هنگام سخن گفتن از زبان بدن مانند حالت صورت، حرکات بدن، حالت دست‏ها و.. استفاده کنند. هنگام صحبت بین آن‏چه می‏گویند و حرکت‏های بدن، هماهنگی وجود داشته باشد.

· در روابط اجتماعی در کلاس تدریس و مدرسه گاهی تعارض اتفاق می افتد و اجتناب از آن خیلی سخت است لیکن مدیریت و کنترل هیجانها براب ارتقای مهارت ارتباطی جنبه حیاتی دارد. تعارض ها در کلاس و مدرسه نباید منجر به این شود که معلمان دچار خشم و عصبانیت شوند، زیرا خشم مانع درک درست معانی خواهد شد، پس در حین گوش دادن تلاش کنیم سکوت نماییم و با توجه به بیان و احساس دانش آموز موجب کنترل خشم در خود شویم.

· طبق یافته های این تحقیق اظهار همدلی عاملی برای نشان دادن مهارت ارتباطی است. اگر معلمان بتوانند احساساتشان را بهتر درک کنند و آنها را با دیگران در میان بگذارند، برای شان آسانتر خواهد بود که احساسات دیگران را بهتر درک کنند.

· رفتار همدلانه معلمان دلالت بر علاقه صمیمی نسبت به دانش آموزان دارد. این علاقه با سوالاتی درباره آنچه آنها انجام می دهند و تجربیات آنها شروع می شود. لذا ادامه سوالاتی مانند او اکنون چه احساسی دارد؟ چه چیزی او را خوشحال، غمگین، ناراحت، عصبانی، یا مغرور می کند؟ نشانه قوت مهارت همدلی برای معلمان خواهد بود.

· از مهارت‌های ایجاد ارتباط کلامی مؤثر رعایت ادب و حفظ احترام مخاطب است.بی‌احترامی و حرمت شکنی حتی در نحوه صدا زدن و یا هرگونه نگاه کردن حالت روانی را برای مخاطب به وجود می‌آورد که سخنان گوینده را نمی‌پذیرد بلکه آتش خشم و تنفر از گوینده را در درون وی به وجود می‌آورد. از این جهت رعایت ادب و احترام مخاطب حتی در مواردی که مخاطب پایبندی به آن را ندارد ضرورت می‌یابد.زیرااز مهارت‌های ارتباط کلامی مؤثر رعایت ادب و احترام به خصوص نسبت به کوچکترها می‌باشد.از این روی است که گفته می‌شود از مهارت‌های لازم در ارتباط کلامی مؤثر رعایت ادب و حفظ احترام مخاطب است.