امروز پنجشنبه 14 مهر 1401

حمایت اجتماعی و رضایت شغلی

0

مقدمه

یکی از مفاهیم روانشناختی که اخیراً توسط دانشمندان علوم تربیتی مطرح گردیده است، حمایت اجتماعی می‌باشد. این موضوع نیز یکی از نیازهای اساسی افراد بشر در طول تاریخ بوده است. انسان‌های اولیه در اکثر دوران تاریخ خود احتمالاً در دسته‌ها و گروه‌های کوچک زندگی می‌کردند و به دنبال یافتن غذا بودند و در مواقعی در معرض خطر حمله موجودات درنده قرار می‌گرفتند. به عقیده بالبی(1982، نقل از شریفی درآمدی،1381: 85) در طول تاریخ بشری در صورت کمک اطرافیان، انسان‌ها به بهترین وجه قادر به رویارویی با بحران‌ها و روبرو شدن با خطرات بوده‌اند. بدین‌گونه در طبیعت ما نیاز به دلبستگی‌های نزدیک استقرار یافته است تا بتوانیم از حمایت خانواده و اطرافیان برخوردار گردیم. آنگونه که از تعاریف مختلف حمایت اجتماعی استنباط می‌شود، آن عبارت است از میزان ادراک فرد از این که مورد توجه و علاقه دیگران بوده، از دیدگاه آنان فردی ارزشمند است و چنانچه دچار مشکل شود به او یاری می‌رسانند. بنا به تعریف، حمایت اجتماعی شامل دو بعد اساسی است، یکی جنبه ذهنی که نشان دهنده تصورات و ادراکات فرد از حمایت‌های اطرافیان است، و دیگری جنبه واقعی(عینی) است که عبارتست از میزان مساعدت‌ها و کمک‌های واقعی ارائه شده به فرد(بیابانگرد، 1383: 57). منابع حمایت اجتماعی فراهم شده برای فرد نیز متنوع هستند. در این طیف گسترده، حمایت گروه‌هایی از قبیل خانواده، گروه همسالان، دوستان، خویشاوندان، مغازه‌دار محله، معلمان، همکاران، و سایرین قرار دارند. برخی از این گروه‌ها به طور رسمی و برخی دیگر به صورت غیررسمی تأمین‌کننده حمایت اجتماعی برای فرد هستند. از سوی دیگر منظور از رضایت شغلی، نوع نگرش کلی فرد درباره شغلش است. کسی که رضایت شغلی او بالا باشد، نسبت به شغل خود نگرشی مثبت دارد و برعکس کسی که از کار خود راضی نیست، نگرش منفی نسبت به کار خود دارد. در متون علمی، مفهوم رضایت شغلی به دو شکل مورد بررسی قرار گرفته ‌است: هم به‌عنوان متغیر وابسته (یعنی متأثر از عوامل دیگر) و هم‌ به‌عنوان متغیر مستقل (یعنی اثر‌گذار بر عوامل دیگر). وقتی رضایت شغلی را به‌عنوان متغیر وابسته و متأثر از دیگر عوامل درنظر بگیریم، این سؤال مطرح است که چه عواملی رضایت شغلی را تعیین می‌کنند؟ از طرفی، بررسی نظریه‌های صاحبنظران علوم روانشناسی فردی و مدیریت منابع انسانی درباره رضایت شغلی (همچون «نظریه سلسله‌مراتب نیازهای مازلو»، «نظریه دو عاملی بهداشت- انگیزش» «هرزبرگ»، «نظریه X و Y» «مک‌گرگور»، «نظریه نیازهای سه‌گانه» «مک‌کللند»، «نظریه برابری»، و نظایر آن‌ها) نیز نشان‌ می‌دهد که رضایت شغلی مفهومی چندبعدی‌ است و با عوامل متعددی ارتباط دارد. به‌عبارت دیگر، رضایت شغلی با تحقق مجموعه‌ای از عوامل حاصل خواهد شد؛ این عوامل در پنج دسته قرار می‌گیرند: ماهیت و شرایط کار، حقوق و دستمزد، فرصت‌های موجود برای پیشرفت و ارتقای شغلی، نحوه سرپرستی، و روابط با همکاران (ازکمپ، 1381؛ هومن، 1381؛ حریری، 1381). لازم به توضیح است که؛ حمایت اجتماعی در دسته پنجم قرار می‌گیرد. مطالعات پژوهشی نشان داده است افرادی که از سیستم حمایت اجتماعی خوبی برخوردارند، نسبت به زندگی خود خوشبین‌ترند. مطالعات دیگر نیز نشان داده است که این افراد در غلبه برافسردگی و سازگاری شغلی و در نهایت رضایت شغلی بالا موفق‌ترند(آلن و ایوانز 1993).

حمایت اجتماعی، رضایت شغلی و بهره‌وری

بهره وری موضوعی است که در سرلوحه فعالیتهای صنعتی وسازمانی بوده، روانشناسان متخصص دراین رشته تلاش می‌کنند متغیرهای عمده بهره‌وری را شناسایی کرده مورد تحقیق و پژوهش قرار دهند. ازجمله عوامل مؤثر در بهره‌وری، عامل نیروی انسانی شاغل در سازمانهاست که امروزه بعنوان سرمایه‌های اصلی هرسازمان محسوب می‌شوند. در این راستا تلاش و کوشش سازمانها از سویی جذب توانمندترین و کارآمدترین نیروها و از سوی دیگر حفظ و نگهداری چنین نیروهایی است. نیروهای توانمند، با نشلاط و پرانگیزه قادرند بار مسئولیتهای سازمانی را به دوش بکشند و موجبات ترقی و تعالی و توسعه در ابعاد مختلف درون و برون سازمانی را فراهم آورند. تحقیقات فراوانی که در روان شناسی وعلوم رفتاری انجام گرفته نشان داده است که رضایت ازشغل یا عدم رضایت از آن از جمله عوامل عمده، حائز اهمیت و تأثیرگذار در زمینه بهره‌وری است. این مفهوم اکنون در مباحث رفتار سازمانی جایگاه ارزشمندی را به خود اختصاص داده است. امروزه مشخص شده است که هرچه کارکنان راضی‌تر باشند با انگیزه بیشتری به فعالیتهای روزمره خود می‌پردازند و لذا کارآیی بالاتری داشته بهره‌وری را در سازمان افزایش می‌دهند. عوامل مختلفی می‌تواند بر رضایت شغلی کارکنان تأثیر بگذارد، شهمیری(1379) دریافت که بین متغیرهای جنس، سطح تحصیلات، رسته شغلی، نیازهای سطح پایین، نیازهای سطح بالا، تنوع شغلی،کاربردتخصص، ازخودبیگانگی، مشارکت سازمانی و عدالت سازمانی و رضایتمندی شغلی، رابطه‌ای معنی دار وجود دارد. بیگی فرد(1378) در بررسی ارتباط ویژگی شخصیتی سخت‌رویی و حمایت اجتماعی با فرسودگی شغلی در بین کارمندان مراکز توانبخشی بهزیستی شیراز دریافت که بین فرسودگی شغلی و عدم حمایت اجتماعی رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. بارون وگرین(1990) نیز نشان داده‌اند که فرسودگی شغلی در افراد متأهل کمتر از افراد مجرد است. دلیل احتمالی این امرشاید وجود روابط عاطفی گرم و حمایتهای اجتماعی دربین افراد متاهل برگردد.

مطالعات در خصوص حمایت اجتماعی، رضایت شغلی

به اعتقاد لاوسون و شن (1998) تعدادی از نظریه‌ها به جای آنکه برای تبیین رضایت شغلی تنها بر فرد متمرکز باشد، برای بافت سازمان نیز اهمیت زیادی قائل است. این گروه از نظریه‌ها که در طبقه‌بندی درشت مدل‌ها قرار می‌گیرد به خاطر آنکه شامل فرایندهای نسبتاً ساده‌ای برای آغاز، جهت‌دهی واستمرار رضایت شغلی می‌شود، از اهمیت زیادی برای مدیران برخوردار است.

هرز برگ و همکاران وی تحقیقات خود را در دهه 1950 بر روی 200 نفر حسابدار و مهندس شروع کردند و نتیجه گرفتند، شاخصهایی‌که سبب به وجود آمدن رضایت شغلی می‌شود(عوامل برانگیزنده) و شاخصهایی که سبب نارضایتی شغلی می‌گردد (عوامل بهداشتی) با یکدیگر تفاوت دارد. به اعتقاد وی برانگیزنده‌ها(مانند پیشرفت، بازشناسی، مسئولیت و رشد) در ذات(درون) یک شغل خاص وجود دارند و هنگامی که تقویت شوند، سطح رضایت شغلی افراد افزایش می‌یابد. اما عوامل بهداشتی خارج از شغل است. به نظر هرزبرگ در جامعه معاصر، نیازهای اساسی مردم برآورده شده است. از این رو ارضاء نیازهای پایینتر منجر به رضایت شغلی نمی شود. بهترین احساسی که این ارضاء ایجاد می کند، نگرشی بی تفاوت نسبت به شغل است، هر چند عدم ارضاء آنها منجر به نارضایتی می شود. از این رو، رضایت شغلی اساساً تابع ارضاء نیازهای بالاتر است زیرا دستیابی و ارضاء آنها نسبتاً دشوار است. به همین دلیل عدم ارضاء این نیازها تنها به بی تفاوتی نسبت به شغل می انجامد (کورمن، 1378).

به اعتقادهرزبرگ(1950)،نبود نارضایتی بمعنای وجود رضایت نیست. از این رو وجود عوامل بهداشتی ما را نسبت به عدم نارضایتی مطمئن می سازد اما اگرعوامل برانگیزنده وجود نداشته باشد، نمی توان گفت که واقعاً نارضایتی شغلی وجود دارد، بلکه فقط می توان نتیجه گرفت که رضایت وجود ندارد (رولینسون و همکاران 1998).

تابع بردبار(1383)، در تحقیق خود با عنوان: «بررسی رابطه راهبردهای رویارویی و حمایت‌های اجتماعی با پیشرفت تحصیلی در دوره نوجوانی»، به این نتایج دست‌ یافته است: بین راهبردهای رویارویی حل مسئله‌مدار و هیجان‌مدار با حمایت‌های دریافت شده رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین میان راهبردهای رویارویی اجتنابی و راهبردهای کمتر مؤثر با حمایت‌های دریافت شده رابطه منفی اما معنادار وجود دارد. میان راهبرد حل مسئله‌مدار و حمایت‌های دریافت شده با پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و میان راهبردهای اجتنابی و پیشرفت تحصیلی رابطه منفی اما معناداری نیز وجود داشت. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که در کل نمونه از بین راهبردهای رویارویی و حمایت‌ها، راهبرد رویارویی حل مسئله‌مدار از قدرت پیش‌بینی‌کنندگی بیشتری در جهت پیش‌بینی پیشرفت تحصیلی به عنوان متغیر وابسته برخوردار بود.

باقری(1387)، در تحقیق خود با عنوان: «رابطه حمایت اجتماعی و علاقمندی به رشته تحصیلی با سلامت» به این نتایج دست‌یافته است؛ میانگین نمره سلامت روان دانشجویان 5/24 (23 دختران و 26 پسران) می‌باشد. این عدد درمقایسه با نقطه برش بدست آمده از تحقیق یعقوبی و همکاران، که نمره23 را برای تفکیک افراد سالم از افراد مشکوک به اختلال روانی مناسب تشخیص داده نشان می دهد که دانشجویان دختر در مقایسه با دانشجویان پسر این تحقیق از بهداشت روانی مناسب تری برخوردار هستند.

مفتاحی(1381)، در پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان: «بررسی پیشینه اجتماعی - اقتصادی، عزت نفس و حمایت اجتماعی بر افسردگی (دانشجویان کارشناسی دانشگاه رودهن)» به این نتایج رسیده است؛ بین پیشینه اجتماعی، اقتصادی و افسردگی، بین حمایت اجتماعی و افسردگی و بین عزت نفس و افسردگی رابطه معکوس و منفی وجود دارد، بین پیشینه اجتماعی اقتصادی و حمایت اجتماعی، بین پیشینه اجتماعی، اقتصادی و عزت نفس و بین حمایت اجتماعی و عزت نفس ارتباط مثبت وجود دارد.

حیدری(1388)، در تحقیق خود با موضوع «بررسی رابطه ی حمایت اجتماعی و افسردگی در دانش آموزان دختر شاهد و غیرشاهد مقطع متوسطه دبیرستان‌های شهرستان اهواز» چنین نتیجه‌گیری می‌کند: بین حمایت اجتماعی و افسردگی در کل نمونه (دانش آموزان شاهد و غیرشاهد) رابطه ای منفی وجود دارد و میزان افسردگی در دانش آموزان شاهد در مقایسه با دانش آموزان عادی بیش تر است و از لحاظ میزان حمایت اجتماعی بین دانش آموزان شاهد و غیرشاهد تفاوت چندانی دیده نمی شود.

مهدی زاده(1384) در تحقیق خود با عنوان: «بررسی رابطه‌ی بین سبک رهبری مدیران (بر اساس نظریه‌ی اقتضایی فیدلر) با رضایت شغلی معلمان در دوره های تحصیلی ابتدایی، راهنمایی و متوسطه شهرستان نوشهر» در دو سطح توصیفی و استنباطی چنین نتیجه‌گیری گرده است: یافته‌های پژوهشی نشان داد سبک رهبری مدیران مدارس دولتی با میانگین 38/74بیشتر کارمدار است و سبک رهبری مدیران مدارس غیرانتفاعی با میانگین68/ 56 بیشتر رابطه مداراست و میانگین میزان رضایت شغلی معلمان42/3 است که بالاتر از میانگین فرضی است. از طرفی نتایج به دست آمده حاکی از آن است که بین سبک رهبری مدیران و رضایت شغلی معلمان رابطه وجود ندارد.

بیگی فرد، سلیمه (1378)«بررسی ارتباط ویژگی شخصیتی سخت رویی و حمایت اجتماعی با فرسودگی شغلی در بین کارمندان مراکز توانبخشی بهزیستی شیراز» پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران

بهبهانی، نسرین. نجف یارندی، اکرم. حسینی، فاطمه(1385)«ارتباط بین تنش شغلی با حمایت اجتماعی پرستاران» فصلنامه پرستاری ایران تابستان، 19(46):صص71-78

رستگار خالد، امیر(1384) «گسترش نقش زنان در جهت حمایت‌های شغلی - خانوادگی» فصلنامه جامعه شناسی ایران فصلنامه دارای رتبه علمی - پژوهشی سال ششم، شماره 4 (پیاپی 12)، صص126-165

جمع بندی

حمایت اجتماعی عبارت است از ادراک فرد از اینکه مورد توجه و علاقه دیگران بوده، از دیدگاه آنان فرد ارزشمند است، چنانکه دچار مشکل و ناراحتی شود، سایر افراد مؤثر در زندگی‌اش(مثل دوستان و برادر و همکاران) به او یاری خواهند رساند. بر طبق این تعریف حمایت اجتماعی مفهومی است که به دامنه ارتباطات متقابل بین فردی توجه دارد، و هر چه میزان مبادلات بین فردی بیشتر باشد، میزان حمایت اجتماعی که فرد دریافت می‌دارد، افزونتر خواهد بود. عکس این رابطه نیز صادق است بنابر تعریف، حمایت اجتماعی دوجنبه یا دوبعد اساسی دارد: الف: جنبه دهنی: بعد ذهنی حمایت اجتماعی به تصوری اطلاق می‌گردد که فرد از افراد موثر دارد که قادرند به طور بالقوه در مواقع درماندگی و ناچاری وی را مساعدت نمائید. این جنبه در میزان عملکرد فرد تأثیر فراوانی دارد و یافته‌های تحقیقاتی حاکی ازآن است که هرچه ذهنیت فرد در برخورداری از حمایت دیگران حمایت بالقوه بیشتر باشد میزان پاسخهای موفقیت‌آمیزی که به فشارهای روانی وموقعیتهای بغرنج نشان می‌دهد، بیشتر است. بر عکس، اگر فرد احساسی کند که از حمایت اجتماعی کافی اطرافیان برخورد دار نیست، احتمالاً آمادگی کمتری برای مقابله با خطر از خود نشان می‌دهد و ممکن است که به جای رویارویی با مشکلاتش به رفتارهای اجتنابی یا فرار متوسل شود(بیگی‌فرد، 1378). ب:جنبه عینی: بعد عینی یا بالفعل حمایت اجتماعی به میزان واقعی مساعدتهای و همیاریهای ارائه شده به فرد بستگی دارد هرنوع تغییر یا بروز مصیبتی در زندگی فرد، از جمله منابع فشاری است که ممکن است موجب پریشانی و نگرانی فرد شود. حضور افراد موثر و مساعدت آنان تاحد قابل ملاحظه‌ای از شدت فشار روانی می‌کاهد و فرد را قادر به انطباق دوباره خواهد ساخت به عنوان مثال، ازدواج از جمله وقایعی است که سبب ایجاد فشارهای روانی و محیطی بر فرد می‌گردد حضور افراد خانواده و دوستان در مجلس جشن عروسی به زوج حوان از سوی اطرافیان ارائه می‌شود، تا میزان زیادی از فشار روانی ناشی از تغییر زندگی و مسئولیت‌ها می‌کاهد و آنها را قادر می‌سازد که با موقعیت و شرایط تازه انطباق لازم را به عمل می‌آورند.

اعتقاد بر این است که حمایت اجتماعی به سه طریق دربرخورد با رویدادهای فشار زا کمک می‌کند اولاً اعضای خانواده، دوستان، و سایر افراد می‌توانند مستقیمآ حمایت ملموسی به شکل منابع مادی در اختیار شخص قرار دهند. ثانیاً اعضای شبکه اجتماعی فرد می‌توانند با ارائه پیشنهادات وی را از حمایت اطلاعاتی خود برخوردار سازند و این اقدامات متنوع می‌تواند به حل مشکلاتی که موجب فشار شده است کمک کند. این پیشنهادات به فرد کمک خواهد کرد تا به مشکل از دیدگاه جدیدی نگاه کند، بدین ترتیب آن را حل کرده یا آسیب‌های ناشی از آن را به حداقل می‌رساند. ثالثاً افراد شبکه اجتماعی می‌توانند با اطمینان بخشی دوباره به فرد در خصوص اینکه مورد علاقه با ارزش و محترم است از وی حمایت عاطفی به عمل آورند و نهایتآ موجب افزایش عزت نفس و خود پنداره در او شوند(هاوس 1988، به نقل از بیگی‌فرد، 1378).

از سوی دیگر رضایت شغلی مسأله‌ای است که بسیاری افراد با آن دست به گریبانند. چه افراد جویای کار که می‌خواهند برای اولین مرتبه محیط کار را تجربه کنند و چه کسانی که سالهاست در حرفه خود مشغولند و از مشکلات آن رنج می‌برند. محیط کار هر انسانی خانه دوم اوست، چه بسیار افرادی که عمده ساعات شبانه روز خود را مجبورند در محیط کاری خود بگذرانند. ساده پیداست که این محیط نیز همچون خانه باید برآورنده حداقلی از نیازهای روحی و روانی افراد باشد تا آنها بتوانند ضمن کسب درآمد به ارتقای دانش حرفه‌ای خود پرداخته و خدمتی صادقانه ارائه دهند. محققان رضایت شغلی را از دیدگاه‌های گوناگونی تعریف کرده‌اند. گروهی رضایت شغلی را براساس نوع عامل روانی تعریف کرده و آن را نوعی سازگاری عاطفی با شغل و شرایط اشتغال می‌انگارند. یعنی اگر شغل موردنظر لذت مطلوب را برای فرد تأمین نماید در این حالت فرد از شغلش راضی است(زردان، 1376: 66). در مقابل چنانچه شغل موردنظر رضایت و لذت مطلوب را به فرد ندهد در این حالت فرد شروع به مذمت شغل نموده و درصدد تغییر آن برمی‌آید. هاپاک، رضایت شغلی را مفهومی پیچیده و چند بعدی می‌داند و این مفهوم را با عوامل روانی، جسمانی و اجتماعی مرتبط می‌کند و تأکید می‌کند تنها یک عامل موجب رضایت شغل نمی‌شود، بلکه ترکیبی از مجموعه عوامل گوناگون سبب می‌شود که فرد شاغل در لحظه معینی از شغلش احساس رضایت نماید و از آن لذت ببرد. گروهی دیگر از محققان عوامل مختلفی از قبیل میزان درآمد، ارزش اجتماعی شغل، شرایط محیط کار و فرآورده‌های آن و حمایت اجتماعی را به عنوان عوامل احساس رضایت از شغل نام می‌برند(شفیع‌آبادی، 1389: 52)

عوامل متعددی وجود دارد که در کنار هم می‌توانند ایجاد کننده رضایت شغلی در افراد باشد. چه بسا تنها نبود یک عامل از مجموع این عوامل می‌تواند از ایجاد رضایت در فرد بکاهد یا حتی او را در زمره افراد ناراضی از شغل خود قرار دهد. میزان درآمد، وجهه اجتماعی، امکان ارتقای شغلی، حمایت اجتماعی و نقش مدیریت، نحوه مدیریت در محل کار، عدم تبعیض و میزان آگاهی فرد از شغل خود از مهمترین عوامل ایجاد رضایت شغلی در افراد است.

منابع

ابراهیمی قوام، صغری (1370).‍«هنجاریابی سه مفهوم حمایت اجتماعی، منبع کنترل و عزت نفس»، پایان نامه کارشناسی ارشد، تهران، دانشگاه علامه طباطبایی.

ازکمپ، استوارت(1385). روانشناسی اجتماعی وکاربردی، ترجمه فرهاد ماهر، مشهد: انتشارات قدس رضوی.

باقری، فاطمه.(1387). بررسی میزان رضایت شغلی کتابداران کتابخانه‌های تخصصی و دانشگاهی (دولتی) شهرستان کرج. پایان‌نامه کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع‌رسانی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران.

باوی، ساسان.(1383). بررسی رابطه بین خود بیمارانگاری و حمایت اجتماعی در بین زنان و مردان شهرستان اهواز. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه اسلامی، واحد اهواز.

بهبهانی، نسرین. نجف یارندی، اکرم.حسینی، فاطمه(1385). «ارتباط بین تنش شغلی با حمایت اجتماعی پرستاران» فصلنامه پرستاری ایران تابستان، 19(46): صص71-78

بیابانگرد، اسماعیل(1383). روش های افزایش عزت نفس در کودکان و نوجوانان. تهران: انتشارات انجمن اولیاء و مربیان.

بیگی فرد، سلیمه (1378) «بررسی ارتباط ویژگی شخصیتی سخت رویی و حمایت اجتماعی با فرسودگی شغلی در بین کارمندان مراکز توانبخشی بهزیستی شیراز» پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران

پاشا، غلامرضا، صفرزاده، سحر، مشاک، رویا (1386) مقایسه سلامت عمومی وحمایت اجتماعی بین سالمندان ساکن خانه سالمندان و سالمندان ساکن در خانواده فصلنامه خانواده پژوهی سال سوم، شماره 9،114 صص503-514.

تابع بردبار، فریبا(1383). بررسی رابطه راهبردهای رویارویی و حمایت‌های اجتماعی با پیشرفت تحصیلی در دوره نوجوانانی، مجله مطالعات تربیتی و روان‌شناسی، 5(1): 5-21.

حریری، آنجلا. (1381). مقایسه میزان رضایت شغلی کتابداران شاغل در کتابخانه‌های مرکزی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه‌های تابعه وزارت علوم، تحقیقات، و فناوری واقع در مراکز استان‌های کشور. پایان‌نامه دکترای کتابداری و اطلاع‌رسانی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات.

حیدری(1388)، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، «بررسی رابطه ی حمایت اجتماعی و افسردگی در دانش آموزان دختر شاهد و غیرشاهد مقطع متوسطه دبیرستان‌های شهرستان اهواز»

رستگار خالد، امیر(1384)«گسترش نقش زنان در جهت حمایت‌های شغلی خانوادگی» فصلنامه جامعه شناسی ایران فصلنامه دارای رتبه علمی - پژوهشی سال ششم، شماره 4 (پیاپی 12)، صص126-165

زردان، محمدرضا(1376). ایجاد ‌رضایت‌شغلی ‌و افزایش ‌بهره‌وری. تهران‌: انتشارات‌ همشهری.

شهمیری، مرتضی (1379)«بررسی جامعه شناختی عوامل موثر بر رضایتمندی شغلی (مطالعه موردی: کارکنان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تهران)»، پایان نامه(کارشناسی ارشد)--دانشگاه شیراز.

شریفی درآمدی، پرویز(1381). نظریه‌های روان تحلیل گری شخصیت، تحول شخصیت از پیش از تولد تا بزرگسالی، تهران: مهرقائم.

شفیع‌آبادی، عبدالله.(1389). راهنمایی و مشاوره شغلی و حرفه ای و نظریه های انتخاب شغل. تهران: انتشارات رشد.

کورمن. آبراهام. (1378). روانشناسی صنعتی و سازمانی. ترجمه حسین شکرکن. تهران: انتشارات رشد.

مفتاحی(1381)، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، «بررسی پیشینه اجتماعی - اقتصادی، عزت نفس و حمایت اجتماعی بر افسردگی (دانشجویان کارشناسی دانشگاه رودهن).

مهدی‌زاده تواسانی، مریم(1384). بررسی رابطه بین سبک رهبری مدیران (براساس نظریه اقتضایی فیدلر) با رضایت شغلی معلمان در مدارس ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان (دولتی و غیرانتفاعی) شهرستان.

میرباقری، حمیدرضا،(1375) «بررسی رضایت شغلی کارکنان مدیریت درمان تأمین اجتماعی استان گیلان در سال 1375)» پایان نامه کارشناسی ارشدمدیریت بازرگانی، دانشگاه آزاد واحد رشت.

هومن، حیدرعلی.(1381). تهیه و استاندارد ساختن مقیاس سنجش رضایت شغلی. تهران: مرکز آموزش مدیریت دولتی.