امروز پنجشنبه 14 مهر 1401

ضرورت بازنگری در نظام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی

0

مقدمه

موضوع لو رفتن سوالات امتحانات نهایی پایه سوم متوسطه و فروش آن از طریق شبکه مجازی این روزها در صدر اخبارآموزشی رسانه ها ی داخلی و حتی خارجی قرارداشت.و مانند همیشه به عنوان ابزاری قدرتمند در اختیار جناح های سیاسی مخالف مدیریت حاکم قرار گرفت.در این میان مسئولان برگزاری امتحان نیز واکنش های مختلف و بعضا"متناقضی از خود بروز دادند و اقدامات عملی که در برخی موارد تا برکناری بعضی مدیران نیز پیش رفت.اما کمتر دیده شده موضوعات آموزشی از جمله ارزشیابی که هر از چند گاه دستمایه افرادی سود جو و فرصت طلب می شود بصورت ریشه ای و علمی مورد بررسی قرار گیرد.این نوشتار گذری کوتاه بر دلائل بروز ناهنجاری های آموزشی در حوزه ارزشیابی و مسائل مربوط به آن دارد.نگارنده قویا معتقد است مادامی که نظام ارزشیابی آموزشی دانش آموزان به همین سیاق فعلی ادامه داشته باشد باید منتظرتکانش های اجتماعی قوی تر از آنچه تاکنون اتفاق افتاده باشیم.اعتراضات گسترده گاه و بیگاه دانش آموزان و والدین آنها به طراحی برخی سوالات نهایی از لحاظ دشواری سطح سوالات و مانند آن از جمله مواردی است که دور نمای مطلوبی را برای آموزش و پرورش رقم نمی زند. از نظر نگارنده برخی از دلائل بروزکژراهگی نظام آموزشی درحوزه ارزشیابی به شرح زیر است:

استفاده ابزاری از نتیجه ارزشیابی:

چند سالی است که ازنتایج امتحانات هماهنگ پایه سوم متوسطه به عنوان ضریب مثبت درکنکور سراسری استفاده می شود.صرف نظر از اینکه کلیه برنامه های آموزشی و درسی نظام آموزشی ما از اول ابتدایی به صورت عملی در خدمت آزمون ورودی دانشگاه ها قرار گرفته است،اعمال این ضریب،حساسیت فوق العاده ای درجامعه ایجاد نموده و هزینه های سنگینی را به آموزش و پرورش تحمیل کرده است بدیهی است استفاده اینگونه از نتایج ارزشیابی نه تنها موجب ارتقاء سطح علمی و عملی در دانش آموزان نمی شود بلکه بار روانی مضاعفی را علاوه بر کنکور بر دانش آموز و خانواده های آنان تحمیل می نماید.

فاصله گرفتن از اهداف ارزشیابی:

ارزیابی از میزان تحقق اهداف آموزشی، مهمترین ماموریت ارزشیابی پیشرفت تحصیلی است که توسط متخصصان از جمله کرلینجر(1991)به آن اشاره شده است.حال باید پرسید امتحانات هماهنگ پایان دوره متوسطه کدام یک از اهداف آموزشی را مورد ارزیابی قرار می دهد و از نتایج آن در کدام بخش ترمیمی افت تحصیلی در آموزش و پرورش استفاده می شود؟چه برنامه هایی در حوزه ستادی بر پایه نتایج امتحانات هماهنگ طراحی می شود؟کدام یک از برنامه های درسی یا آموزشی با تحلیل نتایج امتحانات هماهنگ مورد بازبینی قرار می گیرد؟از آنجایی که امکانات و موقعیت های آموزشی در سراسر کشور یکسان نیست اینگونه ارزیابی های گسترده و ملی هیچگونه توجیهی برای ارتقاءسطح کیفی نظام آموزشی ندارد.

نتیجه محوری به جای فرایند محوری:

تکیه افراطی به امتحانات پایان دوره موجب تعلل فراگیران در طول دوره آموزشی شده و آسیب های اجتماعی و فردی زیادی را برای آنان به دنبال دارد.اغلب دانش آموزان از توانایی دور اندیشی حتی به اندازه یک دوره تحصیلی بی بهره اند بنا بر این علیرغم زحمات بسیار معلمان شریف،به تلاش های آنان وقعی نمی نهند و همه سعی خود را در فراگیری دروس به روزهای امتحان پایانی موکول می نمایند.با تسهیل ورود به دانشگاه در اکثر گروه های امتحانی و وجود صندلی های خالی روز افزون در دانشگاه ها،تلاش برای کسب امتیاز از امتحانات هماهنگ سال سوم متوسطه هر ساله بیشتر رنگ می بازد و اگر سیاستگذاران نظام آموزشی با این بهانه در پی ایجاد تحرک در دانش آموزان باشند،مسیر مناسبی را انتخاب ننموده اند.

ارزیابی سطحی به جای ارزشیابی از لایه های عمیق شناختی

تکیه بر محفوظات در نظام آموزشی،موضوعی است که همواره برنامه ریزان آموزشی و درسی از آن رنج برده اند.بطوریکه دستیابی دانش آموزان به مهارت های ذهنی از جمله مهارت تجزیه و تحلیل برای آنان بصورت یک آمال دست نیافتنی در آمده است.طراحی سوالات در سطوح عمیق شناختی،مستلزم استفاده از روش های مهارت آموزی در تدریس است که اغلب به دلیل بضاعت اندک امکانات آموزشی وتراکم بیش از حد استاندارد دانش آموزان در هر کلاس و شاید عدم مهارت های کافی در معلمان به دلیل کم رنگ شدن آموزش های حین خدمت در سال های اخیر به مرحله اجرا در نمی آید.بدیهی است اگر بر حسب تصادف طراح سوالی بخواهد با کمی پیچاندن موضوع،دانش آموزان را در جلسه امتحان به فکر کردن وادار کند،پس ازبرگزاری امتحان با اعتراض های گسترده دانش آموزان و والدین آنها روبرو می شوند.دسترسی غیر قانونی دانش آموز به سوالات در نیم ساعت قبل از شروع امتحان زمانی موجب موفقیت وی در پاسخگویی به سوالات می شود که سوالات بر مبنای محفوظات طراحی شده باشد در غیر این صورت اگر سوال تحلیلی طراحی شده باشد،فراگیری پاسخ آنها ساعت ها زمان می برد و در عرض نیم ساعت قابل استفاده در امتحان نیست.

همگام نبودن نظام ارزیابی با فن آوری روز:

عدم استفاده برنامه ریزان در استفاده از روش های نوین ارزیابی و اصرار بر روش سنتی کاغذ مدادی و نیز ارزیابی حضوری هم وقت گیر و پر هزینه است و هم آسیب پذیر.به جرات می توان گفت امروزه دانش آموزان از لحاظ مهارت در استفاده از فن آوری نوین خصوصا"نرم افزارهای متنوع و در دسترس،از بسیاری طراحان و برنامه ریزان آموزشی پیش افتاده اند به همین دلیل تخلف در امتحانات،که اصطلاحا"به آن تقلب گفته می شود هر روزرنگ و شکل جدیدی به خود می گیرد و مراقبان باید با کسب مهارت های امنیتی بیشتر به مصاف این گونه روش ها بروند در حالی که اگر هدف از ارزیابی راکمک به فراگیر در جهت کشف مشکلات یادگیری خود به منظور کیفیت بخشی به فرایند یادگیری بدانیم،امتحان دهنده و ارزیاب در مقابل یکدیگر قرار نمی گیرند بلکه در کنار هم به شناسایی و رفع موانع یادگیری می پردازند.استفاده از روش کتاب باز و نیز بهره گیری از نرم افزارهای ارزیابی بازخوردی،از مشکلات ناشی از روش های سنتی در ارزیابی خواهد کاست.

دور شدن از حوزه نگرش در ارزشیابی:

اگر یادگیری را در سه حوزه شناختی،مهارتی و نگرشی بدانیم،آنچه بیش از همه در آموزش ومتعاقب آن ارزشیابی مهجور مانده،حوزه نگرش است.اگر نظام آموزشی مابه جای انباشت بی رویه دانش در اذهان دانش آموزان، بر پایه ایجاد نگرش انسانی و اخلاقی استوارشود و تربیت اخلاقی به معنای درست و نه شعاری آن محور فعالیت های آموزشی و تربیتی دانش آموزان قرارگیرد،امروزه دیگر نگران دزدیده شدن سوالات و خرید وفروش آن نبودیم،چون اگر هم عرضه صورت می گرفت تقاضایی در بازار نبود و این همه تدابیر امنیتی با هزینه های گزاف از جیب بیت المال ضرورتی نداشت.از سوی دیگر،تاکنون بر ارزشیابی حوزه نگرش و تغییرات بوجود آمده در رفتار اخلاقی دانش آموز کار چندانی صورت نگرفته است و آکنون دانش آموزی که بتواند از تفکرواگرا و شهامت خود درانجام تخلفات امتحانی استفاده کند از لحاظ باور عمومی و فرهنگ عامیانه نه تنها کار غیر اخلاقی انجام نداده بلکه مورد تشویق قرار می گیرد.یعنی تقلب یک عمل ضد ارزشی نیست.

نتیجه گیری:

تنش های اجتماعی گاه و بیگاه بر سر تخلفات امتحانی،و یا هیاهویی که دانش آموزان ناموفق از امتحانات نسبتا پیچیده بعضا"به راه می اندازند مانند کوه یخ ریشه های عمیقی دارد که با تعقیب و گریز تعدادی متخلف و تسویه حساب های سیاسی برخی جناح هاابعاد آن قابل شناسایی نیست.ریشه اصلی همه این کشمکش ها در دور شدن از اهداف واقعی نظام آموزش و ارزشیابی است.تا زمانی که سیاست گذاران و برنامه ریزان آموزشی به جای پرداختن به اهداف واقعی نظام که عصاره آن در سند ملی آمده است،برنامه های آموزشی را در جهت رضایت مندی اولیاء دانش آموزان تنظیم نمایند و رضایتمندی اولیاء در گرو موفقیت فرزندانشان در المپیادها و آزمونهای ورودی دانشگاه ها باشد،بروز این اتفاقات در آینده به شکل حاد ترآن در جامعه دور از ذهن به نظر نمی رسد.سرمایه گذاری بیشتر در حوزه آموزش و ایجاد تغییرات بنیادین در روش های تدریس و پژوهش و در ادامه آن تغییرات اساسی در روش های ارزشیابی،چه از لحاظ محتوایی و چه از لحاظ شکلی،می تواند راهگشای بسیاری از مشکلات ذکر شده باشد.دور شدن از حافظه محوری و اهمیت دادن به ارزیابی عملکردی، عزم جدی را در دولت مردان می طلبد،چرا که خطر پذیری در مقابل روش هایی که سالیان دراز بصورت فرهنگ و باور عامه در آمده است از عهده هر کسی بر نمی آید.اگر باور داشته باشیم که نهادینه کردن ارزش های اخلاقی و تربیت شهروندان قانون مدار، از ماموریت های اجتناب ناپذیر نظام آموزشی ما است،باید بخش مهمی از نظام ارزشیابی را براساس اندازه گیری تغییرات رفتاری در دانش آموزان قرار دهیم و برای آن ابزار های مناسبی فراهم نماییم.به یاد داشته باشیم ارزشیابی،پیشانی وپاشنه آشیل نظام آموزشی هر کشور است.و نادیده گرفتن آن آموزش را در خدمت تجارت و نه فرهنگ قرار می دهد.

منبع: سیف،علی اکبر،(1394)اندازه گیری سنجش و ارزشیابی آموزشی،دوران،تهران