امروز پنجشنبه 14 مهر 1401

بررسی مقایسه ای تاثیر روش های فعال تدریس بر رشد خلاقیت

0

مقدمه و طرح مساله:

اساسی ترین توانمندی بشر که وی را از سایر موجودات متمایز می سازد،توانایی آفرینندگی است.در فرایند تعلیم و تربیت،بخش اساسی تفکر بشریعنی خلاقیت از امور مهمی است که همواره مورد توجه بوده است.بدیهی است در صورتی که در دستگاه تعلیم و تربیت،انتقال یعنی مفاهیم و اصول به یادگیرندگان بصورت کاملا" ابتدایی و در پایین ترین سطح سلسله مراتب شناختی یعنی دانش و حداکثر فهمیدن باشد،فراگیران به ماشین هایی تبدیل خواهند شد که ذهن خود را انباشته از محفوظات نموده و در مقام عمل که مهمترین تجلی آن جلسه امتحان و پاسخ به سوالات امتحانی است،آنرا تخلیه می نمایند در حالیکه این موضوع با اهداف آرمانی آموزش و پرورش چندان تقارنی ندارد.

"در طبقه بندی هدفهای تربیتی بلوم و همکارانش(1956)حیطه شناختی ترکیب و ارزشیابی و قضاوت که منجر به نوآوری و خلاقیت می شود در سطوح بالاتر یادگیری قرار می گیرد و این نشان از پیچیدگی و دشواری خلاقیت و نوآوری و پرورش افراد خلاق است."(صفوی،1372)

همچنین در مورد خلاقیت سیف(1372)به نقل از گیلفورد(1956)می گوید:"آفرینندگی را می توان با اشاره به تعدادی توانایی ذهنی که منجر به تولید آثار خلاق می شوند،توصیف کرد مهمترین این ویژگی ها تفکر واگراست.

در میان خیل عظیم دانش آموختگان آموزش وپرورش وحتی آموزش عالی،تعداد اندکی یافت می شوند که به ابتکار و نوآوری در صنایع و یا بیان تئوری های بدیع بپردازند.چیزی که معمولا"بصورت کاملا" اتفاقی و با اتکاء برتوانمندی های شخصیافراد بروز می کند نه یک برنامه منظم از پیش تعیین شده،چرا که عموما" حل مشکلات و مسائل در نظام آموزشی ما در قالب راه های از پیش تعیین شده است.در این رابطه مورگان و همکاران (1984)می گویند"در مقایسه با حل مساله به طور متداول، راه حل های آفریننده،راه حل های تازه ای هستند که دیگران قبلا" به آن دست نیافته اند.محصول تفکر آفریننده ممکن است راه های تازه تدوین دنیای پیرامون باشد.تاکید برتفکر آفریننده بر کلمه تازه است.(سیف،1371)

بدون تردید آموزش و پرورش،در جوامع امروزی یکی از ارکان مهم توسعه فرهنگی،اجتماعی و حتی اقتصادی است است.از اینرو اهداف،آرمان ها و خواسته های اجتماعی جوامع از طریق نظام تعلیم وتربیت تجلی یافته و با پرورش نیروهای کارآمد و خلاق و برخوردار از دانایی و توانایی لازم برای بکارگیری استعدادها،رشد و تعالی افراد و جامعه را به دنبال خواهد داشت.

"تورنس و سایر محققان مانند اسمیت و درو،سه اصل پرورش آفرینندگی به معلمان پیشنهاد می کنند:1-تشخیص و تمیز استعدادهای کودکان 2-احترام به افکار و عقاید آنها 3-طرح پرسشهای برانگیزاننده و محرک"(بدری مقدم،1366)

شاید اغراق آمیز نباشد اگر گفته شود نظام آموزشما در نهایت انسان هایی را تربیت می کند که به نوعی تفکر مونتاژی تجهیز می گردند.این درست است که همه دانش آموزان مستعد خلاقیت و ابتکار در سطح نبوغ نیستند ولیآیا نظام آموزشی ما،زمینه ای فراهم آورده است تا استعداد آن تعداد بالقوه خلاق شکوفا شود؟ریشه همه این معضلات را باید در زیر بنای نظام آموزشی یعنی آموزش ابتدایی جستجو کرد.آیا تدریس به شیوه سنتی موجب تقویت تفکر همگرا می گردد؟و آیا روش فعال تدریس تفکر آفرینشی یا واگرا را در دانش آموزان رشد و گسترش می دهد؟ کدام روش تدریس فعال موجب آفرینندگی بیشتر در کودکان می شود؟ پاسخ به این سوال ها انگیزه اصلی نگارنده در اجرای یک پژوهش میدانی شده است که نتایج آن در این مقاله می آید.

مروری بر ادبیات تحقیق:

تعاریف و مفاهیم:

خلاقیت چیست؟

خلاقیت یا آفرینندگی(creativity)به معنی نو آوری،آفرینشگری و ابداع است که فرد با ترکیب کردن،حذف نمودن وشیوه های گوناگون دیگر به ایجاد یک پدیده تازه و نو مبادرت می ورزد.به عبارت دیگر،خلاقیت ظهور توانایی های فکری در طرحی نو و تجربه ای جدید است.به طور یقین خلاقیت یا آفرینندگی با نحوه تفکر و مقایسه افراد خلاق و غیر خلاق ارتباط دارد.با توجه به اینکه افراد خلاق سریعتر از دیگران فکر می کنند،خلاقیت می تواند ترکیب جدیدی از مواد،طرح ها،حرکات،آثار،نشانه ها و نظریه ها باشد و حاصل تفکر آفریننده ممکن است کشف و ارایه راه های تازه در دنیای پیرامون ما باشد.در این پژوهش نگارنده،میزان خلاقیت نمونه های مورد تحقیق را با تست خلاقیت جان فاستر که شباهت زیادی با تست تورنس دارد اندازه گرفته است.توانایی مورد اندازه گیری در تست جان فاستر در سه بعد سیالی،انعطاف پذیری و اصالت قراردارد.

تفکر خلاق و تفاوت آن با تفکر عادی:

در جریان تفکر عادی،فرد ممکن است موفق به کشف امر خاصی بشود اما با توجه به معلومات و مفروضات و درک ارتباط آنها و سازمان دادن مفروضات،راه حل مساله ای را کشف نماید.در این جریان،او فکر خود را به کار انداخته است و در عین حال آنچه کشف نموده از ابتدا معین بوده است.چنانچه همین فرد در جریان حل مساله ای راه حل تازه ای را کشف نمایدو خود دریافتن و انتخاب آن مبتکر باشد در این صورت تفکر او جنبه خلاقیت دارد.آنچه تفکر خلاق را ازتفکر عادی جدا می کند مربوط به اصالت و تازگی نظریه یا فرضیه ای است که فرد متفکر عرضه می دارد.درتفکر عادی،فرد معمولا"از تجربیات قبلی خود استفاده می کند،آنها را در زمینه و طرح جدیدی قرار می دهد و با تغییر شکل و سازمان آنها در حل مسائل از آنها استفاده می نماید.

درتفکر خلاق،راه های غیر عادی و غیر معمول نظر فرد را به خود جلب می کند.ممکن است فرد مساله تازه ای را مطرح کند یا فرضیه های کاملا" غیر عادی به رغم آنچه که مورد قبول دیگران است ارائه نماید.پیچیدگی جریان کار در تفکر خلاق و عدم انتظام مراحل مختلف آن تفاوت اینگونه تفکر را با با تفکر عادی روشن می سازد.معمولا" افرادی که در رشته های مختلف دانش بشری مساله تازه ای را طرح می کنند،فکر و اندیشه تازه ای را بوجود می آورند یا راه جدیدی برای مسائل آن رشته ارایه می دهند،مبتکر و خلاق نامیده می شوند.

"میان تفکرعادی یا حل مساله با تفکر خلاق خط مشخصی وجود ندارد و عناصری مانند ابتکار و اصالت،غیرعادی بودن و پیچیدگی جریان تفکر و عدم انتظار آن ممکن است در تفکر عادی و خلاق هردو ظاهر گردد اما باید در نظر داشت که افراد خلاق کمتر تحت تاثیر عادات و تلقینات قرار می گیرند و بهتر می توانند محیط اطراف خود را بشناسند و به خلقافکار و عقاید تازه مبادرت ورزند "(شریعتمداری،1367).

عوامل موثر در خلاقیت:

در مورد شرایط و چگونگی پیدایش و ماهیت خلاقیت،دو نظر تقریبا" متضاد وجود دارد.نظر اول مبتنی بر این است که فکر خلاق معلول فعالیت هایی است که فرد آگاهانه انجام می دهد ومنظور این است که یک نویسنده،هنرمند و یا ریاضی دان وقتیمی تواند در رشته خود فکر و اندیشه تازه ای را بوجود آورد که ذهن خود را به تلاش و کوشش وادارد.آنچه را که دیگران در این رشته بیان نموده اند مورد مطالعه قرار دهد.مسائل مختلف را از جهات گوناگون مورد بررسی قرار دهد و در طرح مسائل جدید یا پیدا کردن راه حل های تازه از روی قصد و اراده و با آگاهی کامل به تحقیق بپردازد.

طرفداران نظر دوم ضمن اینکه دارا بودن اطلاعات کافی را در رشته معین شرط لازم خلاقیت قرار می دهند در عین حال منشا آن را در قسمت ناآگاه ذهن فرد جستجو می کنند.طرفداران این نظریه چند سوال را مطرح می کنند.مثلا" می گویند چرا همه محققان و دانشمندان موفق به کشف و اختراع راه های تازه نمی شوند؟چرا ارتباط میان پدیده ها،توجه معدودی را به خود جلب می کند؟برای چه فرد پاره ای از تجربیات گذشته خود را به خاطر می آورد و باقی آنها را از نظر دور می سازد؟چرا افکار تازه به طور غیر عادی و کاملا" ممتاز ظاهر می شوند؟ خلاصه اینکه این عده عقیده دارند،فعالیت های قسمت ناآگاه ذهن فرد سبب پیدایش افکار و عقاید تازه می شود.

بدون تردید عوامل ارثی و امور طبیعی و فرهنگی همه در پیدایش و رشد خلاقیت تاثیر دارند.شواهد تاریخی نیز بیانگر آن است که نویسندگان بزرگ،ریاضی دانان معروف و مخترعین،اغلب در دوران کودکی،آثار نبوغ و خلاقیت از خود ظاهر ساخته اند.اثر وراثت در پیدایش نیروی ابتکار قابل انکار نیست.افراد بیشماری در محیط های مساعد پرورش یافته اند ولی همه آنها موجد فکر و اندیشه تازه نشدند.با اینکه عامل ارثی پیدایش استعداد تحت تاثیر عوامل محیطی قرار دارد در اجتماعاتی که فرد انسانی بدون توجه به وضع مالی،موقعیت اجتماعی و عقیده،حق استفاده از فرصتهای تربیتی را دارد و می تواند طبق استعداد و امکانات خود پیشرفت کند معمولا" افراد مبتکر و خلاق دیده می شود.

بنا بر این محیط مساعد چه در زمینه جغرافیایی و چه از لحاظ اجتماعی و فرهنگی در رشد و پرورش قوه ابتکار و خلاقیت در در افراد تاثیر فراوان دارد.عوامل محیطی نه تنها سبب پرورش استعدادهای مختلف افراد می شود بلکه موجباتی برای تحریک و تشویق افراد به خلق اندیشه هاو طرح تازه فراهم می سازد.در اجتماعاتی که رشد فردی و رفاه اجتماعی از طریق روش علمی در یک وضع رضایت آمیزی توافق وسازگاری پیدا کرده اند معمولا"مجال پرورش افکار و خلق اندیشه های تازه و بروز خلاقیت های بیشتری می شود.مدرسه جایگاهی است که بهترین زمینه بروز خلاقیت را می تواند موجب شود.

ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺁﻣﻮﺯﺷﮕﺎﻫﻲ ﻣﺆﺛﺮ ﺩﺭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺧﻼﻗﻴﺖ:

الف)ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ: ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎﻱ ﺁﻣﻮﺯﺷﻲ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺷﻲ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﻣﺤﻴﻄﻲ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺁﻭﺭﻧﺪ ﺗﺎ ﺗﺮﻏﻴﺐﮐﻨﻨﺪﺓ ﺧﻼﻗﻴﺖ ﻭ ﻧﻮﺁﻭﺭﻱ ﺑﻮﺩﻩﻭ ﺭﺷﺪ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺧﹼﻼﻗﻴﺖ ﺭﺍ ﻣﻴﺴﺮ ﺳﺎﺯﻧﺪ.ﭼﻨﻴﻦ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎﻳﻲ، ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻭﻳﮋﮔﻲﻫﺎﻳﻲ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ:ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺧﻼﻕ، ﻣﺤﻴﻂ ﺧﹼﻼﻕ، ﻧﻴﺮﻭﻱ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲﺧﻼﻕ ﻭ ﺭﻫﺒﺮﻳﺖ ﺧﻼﻕ ﻫﺴﺘﻨﺪ.ﺳﺎﺯﻣﺎﻥﻫﺎﻱ ﺧﻼﻕ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻗﻮﻱ ﻭ ﺗﺸﻮﻳﻖﮐﻨﻨﺪﻩ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﻫﺪ ﻑ ﻫﺎﻱ ﺁﻥ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪﺍﻱ ﻣﺘﻤﺎﻳﻞ ﻣﻲﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪﺁﻧﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺟﺰﺋﻲ ﺍﺯ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ.ﺗﺄﮐﻴﺪ ﺍﺻﻠﻲ ﭼﻨﻴﻦ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥﻫﺎﻳﻲ ﺑﺮ ﺭﻭﺣﻴﺔ ﮐﺎﺭﺁﻓﺮﻳﻨﻲ ﻭ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﺯﻣﻴﻨ ﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺧﹼﻼﻗﻴﺖ ﻭ ﻧﻮﺁﻭﺭﻱ ﺍﺳﺖﺩﺭ ﻣﺤﻴﻂ ﺧﹼﻼﻕ ﻣﺴﺌﻮﻻﻥ ﺁﻣﺎﺩﮔﻲ ﺷﻨﻴﺪﻥ ﺍﻧﺪﻳﺸ ﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﺪﻳﻊ ﻭ ﻧﻮﻳﻦ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻣﺸﻮﻕ ﮐﺎﻭﺵ ﺟﺴﺘﺠﻮﻱ ﺭﻭ ﺵ ﻫﺎﻱ ﻧﻮﻳﻦ ﮐﺎﺭﻱ ﻫﺴﺘﺪ.ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﻪ ﻳﮑﺪﻳﮕﺮ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻭ ﺍﻃﻤﻴﻨﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻓﻀﺎﻱ ﮐﺎﺭﻱ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﺻﻤﻴﻤﻲ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺍﺳﺖ.ﺑﻪ ﺧﻼ ﻗﻴﺖ ﻭ ﻧﻮﺁﻭﺭﻱ ﺍﻣﺘﻴﺎﺯ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻭﻫﺪﻑ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺸﺨﺺ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻣﻲﺷﻮﻧﺪ.ﺍﺯ ﻃﺮﻓﻲ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥﺑﻪ ﺧﻮﺩﻱ ﺧﻮﺩ ﺧﻼﻕ ﻭ ﻧﻮﺁﻭﺭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺧﹼﻼﻕ ﺑﺎ ﺧﺼﻮﺻﻴﺎﺕ ﻭ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺸﮑﻴﻞ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺩﺭﻧﻬﺎﻳﺖ ﻭﺟﻮﺩ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺧﹼﻼﻕ ﻫﺎﻱ ﺧﺎﺻﻲ ﭘﻴﮑﺮﺓ ﺁﻥ ﺳﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺄﺛﻴﺮﮔﺬﺍﺭﻱ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺍﻧﮕﻴﺰﻩ ﺩﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﮐﻮﺷﺎ ﺿﺮﻭﺭﻱ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ میرسد.(سام خانیان،1384)

ب) مدیریت مدرسه

ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥﻫﺎ ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺍﻳﻲ ﻭ ﺍﺛﺮﺑﺨﺸﻲ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺑﺴﺘﮕﻲ ﺩﺍﺭﺩ. ﮐﺮﺩﻥ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺳﺖ.ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻳﮑﻲ ﺍﺯﭼﻨﺪ ﭘﺴﺖ ﻣﻬﻢ ﻭ «ﮐﺎﺭﺁ»ﮐﺎﺭ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖﮐﺴﻲ ﮐﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻣﻲ» ﺍﺻﻠﻲ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﺁﻣﻮﺯﺷﻲ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺳﺨﻦ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﮐﻪﮐﻨﺪ،، ﺑﻴﺎﻧﮕﺮ ﺍﺭﺯﺵ ﻭ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻭ ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﺧﻄﻴﺮ ﻣﺪﻳﺮ «ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﮐﻨﺪ.(پیتر دراکر، به نقل از غیاثی،1384)

ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺧﹼﻼﻗﻴﺖ ﻭ ﻧﻮﺁﻭﺭﻱ می ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺻﻼﺡ ﻭ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﺍﻣﻮﺭ ﺭﺍ ﺟﻬﺖﺳﺮﻋﺖ ﺑﺨﺸﺪ ﻭ ﺧﹼﻼﻗﻴﺖ ﻭ ﻧﻮﺁﻭﺭﻱ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻴﺴﺮ ﺳﺎﺯﺩ؟ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺧﹼﻼﻕ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﺪﻳﺮﻱ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻭ ﺣﻔﻆ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺧﹼﻼﻕ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﺗﺮﻏﻴﺐ، ﺗﺮﻭﻳﺞ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩﺁﻭﺭﺩﻥ ﺍﻧﮕﻴﺰﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺧﹼﻼﻕ ﺩﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﻱﺩﺭﻭﻥ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﮐﻮﺷﺎ ﺑﺎﺷﺪ.ﻣﺪﻳﺮ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺗﺴﻬﻴﻞ ﮐﻨﻨﺪﺓ ﺑﺮﻭﺯ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻭ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﺧﹼﻼﻗﻴﺖ ﺩﺭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ.(غلامپور،1379) سازمان ﻫﺎﻱﺁﻣﻮﺯﺷﻲ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻣﻞ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺍﺛﺮﮔﺬﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﻬﺎﺭﺕ ﻫﺎﻱ ﻣﺪﻳﺮﻳﺘﻲ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﻣﻬﺎﺭﺕ ﺧﹼﻼﻗﻴﺖ ﻭ ﻧﻮﺁﻭﺭﻱ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻫﺎﻱﺍﻳﺠﺎﺩ ﻭ ﺭﺷﺪ ﺧﹼﻼﻗﻴﺖ ﺩﺭ ﺁﻣﻮﺯﺷﮕﺎﻩ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﻲآورد.(سام خانیان، 1384)ﺳﺎﻡ ﺧﺎﻧﻴﺎﻥ، ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺻﺤﻨﺔ ﺍﺟﺮﺍﻱ ﻧﻮﺁﻭﺭﻱ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﺎﻩ ﮐﻠﻴﺪ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﻧﻮﺁﻭﺭﻱ ﺩﺭ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻫﺎ ﺩرﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﻳﺎ ﻋﺪﻡ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﻣﺪﻳﺮ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺩﺭ.(نامی،1380)ﺧﻠﻖ ﺍﻭﺿﺎﻉﻭ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻣﻨﺎﺳﺐ، ﺗﻌﻴﻴﻦﮐﻨﻨﺪﺓ ﺍﺻﻠﻲ ﺍﺛﺮﺑﺨﺸﻲﺩﺭ ﻳﮏ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﻣﺤﻘﻘﺎﻥ ﻧﻘﺶ ﻣﺪﻳﺮ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻋﺎﻣﻞ ﺩﮔﺮﮔﻮﻥﮐﻨﻨﺪﺓ ﻣﺘﻐﻴﺮﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﻭ ﺷﺨﺼﻴﺘﻲ ﮐﻪ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﺩﺭ ﻋﻤﻠﮑﺮﺩ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻣﻌﺮﻓﻲﮐﺮﺩﻩ.(نامی،1380)ﻭﺍﺭﻥ ﺑﻨﻴﺲﻭ ﺑﺮﺕ ﻧ ﻧﻮﺱﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﺑﺎ ﺭﻫﺒﺮﺍﻥ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﮐﻤﭙﺎﻧﻲ ﻭﻋﺎﻣﻠﻲ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﻧﻴﺮﻭﮔﺮﻓﺘﻦ ﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ ﻣﻲ»ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﻮﺩ ﻭﺗﻌﻴﻴﻦ ﮐﻨﻨﺪﺓ ﺷﮑﺴﺖ ﻳﺎ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﻳﮏ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺁﻥ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ.(نقیبی،1380) ﻧﻘﺶ ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺧﻼﻗﻴﺖ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻬﻢ ﺷﻤﺮﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﺧﻼﻕ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻣﺪﺭﺳﺔ ﺗﺤﺖ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻮﺍﺟﻬﻪ ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻭ ﺑﻬﺮﻩ ﮔﻴﺮﻱ ﺍﺯ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭ ﺳﺎﺯﻧﺪ ﻭ ﮐﻤﻴﺖ ﻭ ﮐﻴﻔﻴﺖ ﺗﺼﻤﻴﻤﺎﺕ ﻭ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺑﻬﺘﺮﻱ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ (ﻏﻼﻣﭙﻮﺭ،1379)در دهه 1980 ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺳﻪ ﺳﺒﮏ «ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻣﺪﻳﺮ ﻣﻌﻠﻢ» ﺍﻱ ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺭﻣﻐﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﮐﻪ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﻪ ﺩﺭﮎ ﻧﻘﺶ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﻣﺪﻳﺮ ﺩﺭﮐﻴﻔﻴﺖ ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ ﺁﻣﻮﺯﺷﻲ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﮐﻤﮏ ﻣﻲﮐﻨﺪ.ﺍﻳﻦ ﺳﻪ ﺳﺒﮏ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﺸﺎﻫﺪﺓ ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﻭ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺳﻪ ﻣﻨﻄﻘﺔ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺁﻣﻮﺯﺷﻲ ﺩﺭ ﺳﻪ ﺍﻳﺎﻟﺖ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺁﻣﺮﻳﮑﺎ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻳﮏ ﺳﺎﻝﺗﺤﺼﻴﻠﻲ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻭ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ، ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ:ﺍﻟﻒ (ﺳﺒﮏ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﻳﻲ؛ ﺏ (ﺳﺒﮏ ﮔﺮﺩﺍﻧﻨﺪﮔﻲ؛ ﺝ (ﺳﺒﮏ ﺁﻏﺎﺯﮔﺮﻱ. ﺍﻟﻒ (ﺳﺒﮏ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﻳﻲ: ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺳﺒﮏ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﻳﻲ ﮐﺴﺎﻧﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪﮐﻪ ﻫﻴﭻ ﺑﺮﻧﺎﻣﺔ ﺍﺯ ﭘﻴﺶ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﮐﻴﻔﻴﺖ ﻳﺎﺩ ﺩﻫﻲ ﻳﺎﺩﮔﻴﺮﻱ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ، ﻃﺎﻟﺐ ﺣﻔﻆ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﺭ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺣﻔﻆ ﻭﺿﻊ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻣﻲﮐﻮﺷﻨﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﮐﻮﭼﮏ ﺑﻪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻱ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺗﻌﺒﻴﺮﻱ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺧﺒﺮ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻦ ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻴﭻ ﺧﺒﺮﻱ ﻧﻴﺴﺖ.ﺍﻳﻦ ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺕ ﻧﻮﺟﻮﻳﺎﻧﻪ ﺑﻲ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺏ (ﺳﺒﮏ ﮔﺮﺩﺍﻧﻨﺪﮔﻲ: ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﺩﺍ ﺭﺍﻱ ﺳﺒﮏ ﮔﺮﺩﺍﻧﻨﺪﮔﻲ، ﺑﻪ ﺍﺟﺮﺍﻱ ﺍﻗﺪﺍﻣﺎﺕ ﻧﻮﺁﻭﺭﺍﻧﻪﮐﻤﮏ ﻣﻲﮐﻨﻨﺪ.ﻫﺮﭼﻨﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﺳﺒﮏ ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﻳﻲ، ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﺗﺤﻮﻝ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﻧﻔﻌﺎﻟﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﻧﻮﺁﻭﺭ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻣﺜﺒﺖ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻲﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺣﺮﮐﺖ ﻫﺍﻗﺪﺍﻣﺎتﺁﻧﺎﻥ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ. ﺝ (ﺳﺒﮏ ﺁﻏﺎﺯﮔﺮ ﻱ: ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺳﺒﮏ ﺁﻏﺎﺯﮔﺮ، ﺑﺎﻻﺗﺮﻳﻦ ﺩﺭﺟﺔ ﺗﻮﻓﻴﻖﻧﻮﺁﻭﺭﻱ ﻫﺎ ﻭ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﺗﺤﻮﻝ ﺩﺍﺭﻧﺪ.ﺍﻳﻦ ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﻧﻘﺶ ﻭ ﺭﺳﺎﻟﺖ ﺍﺻﻠﻲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﻗﺮﺍﺭﮔﺮﻓﺘﻦ ﺩﺭ ﻣﻮﺿﻊ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺁﻣﻮﺯﺷﻲ ﻣﻲﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭﺧﻮﺩ ﺍﺑﺪﺍﻉ ﮐﻨﻨﺪﻩ ﻳﺎ ﺁﻏﺎﺯﮔﺮ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﻱ ﺗﺤﻮﻝ ﺁﻓﺮﻳﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﺟﺮﺍﻱ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﻭ ﻳﺎ ﺍﻳﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺧﻠﻖ ﻓﻀﺎﻱ ﻣﺴﺎﻋﺪ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﻣﺴﺘﻌﺪ ﺗﻐﻴﻴﺮ، ﺷﻮﻕ ﻭ ﻧﺸﺎﻁ ﺍﺻﻼﺡ ﻭ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻣ ﻲ ﺁﻭﺭﻧﺪ.ﺍﻳﻦ ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﮐﻼﺱ ﺩﺭﺱ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻧﻤﻲ ﮔﻴﺮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻃﺮﻕ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺮﮐﻴﻔﻴﺖ ﮐﺎﺭ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﻧﻈﺎﺭﺕ ﻣﻲ.(مهر محمدی، 1375)ﻣﻬﺮﻣﺤﻤﺪﻱ، ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ ﺭﺳﺪ ﮐﻪ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻭﺍﻗﻌﻴﺖ، ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﮐﻪ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺎﮐﺪﺍﻡ ﻳﮏ ﺍﺯ ﺳﻪ ﺳﺒﮏ ﺫﮐﺮ ﺷﺪﻩ ﺭﺍ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺪﻳﺮﺍﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲﺩﻫﻨﺪ، ﻣی ﺗﻮﺍﻧﺪﮔﺮﻩﮔﺸﺎﻱ ﺑﺮﺧﻲ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺁﻣﻮﺯﺷﻲ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﺧﺎﻟﻲ ﺍﺯ ﻓﺎﻳﺪﻩ ﻧﺒﺎﺷﺪ.

ج) معلم:

ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺩﺭ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ، ﻋﻤﺪﺗﺎ ﺑﻪ ﺻﻼﺣیﺖ ﻫﺎ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﻫﺎﻱ ﮐﺎﺭﮐﻨﺎﻥ ﺁﻣﻮﺯﺷﻲ ﺩﺭﮐﻞ ﻭ ﺑﻪ ﻭﻳﮋﮔﻲﻫﺎﻱ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ، ﺗﺮﺑﻴﺘﻲ ﻭ ﻓﻨﻲ ﺗ ﺗﮏ تکﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﺑﺴﺘﮕﻲ ﺩﺍﺭﺩ (نفیسی،1378) ﺁﻣﻮﺯﺵ، ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪ ﻣﺸﺎﺭﮐﺖ ﻓﻌﺎﻝ ﻭ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﭼﺸﻤﮕﻴﺮ ﺩ.(جلالی، 1378)

ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﻧﻘﺶ ﻣﻬﻤﻲ ﺩﺭ ﺭﺷﺪﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺧﹼﻼﻕ ﻭ ﻣﺘﻌﻬﺪ ﺑﺎﺯﻱ ﻣﻲﮐﻨﻨﺪ (سام خانیان،1384) ﻣﺮﺑﻴﺎﻥ ﻣ ﻲ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺗﺎ ﺣﺪﻱ ﻣﻬﺎﺭﺕﻫﺎﻱ ﺧﻼﻗﻴﺖ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺭﻭﺵ ﻫﺎﻱ ﺗﻔﮑﺮ ﺩﺭﺑﺎﺭﺓ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻭ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﻋﻠﻤﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺪﺑﻴﺮ ﺭﺍ ﻫﺎﻱ ﺟﺪﻳﺪ ﻧﮕﺮﺵ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺭﺍ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺩﻫﻨﺪ ﺍﻱ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻭ ﺭﺷﺪ ﺧﻼﻗﻴﺖ ﺁﻧﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ.(حق شناس، 1378) ﺑﺮ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﻭﻳﮋﮔ ﻲﻫﺎ ﺍﺯ ﻗﺒﻴﻞ ﺍﻧﻌﻄﺎ ﻑ ﭘﺬﻳﺮﻱ، ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﺍﺯ ﺍﻳﺪﻩﻫﺎﻱ ﺗﺎﺯﻩ، ﺍﻧﺮﮊﻱ ﺯﻳﺎﺩ ﺷﻮﺭ ﻭ ﺷﻮﻕ ﺑﺮﺍﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ، ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺍﻥ، ﻋﻼﻗﻪ ﺑﻪ ﺭﺷﺘﺔ ﺩﺭﺳﻲ، ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ﻧﮕﺮﺵ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻼﻗﻴﺖ، ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻧﻘﺶ ﺍﻟﮕﻮﻳﻲ، ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﺍﺭﺯﺷﻴﺎﺑﻲ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺯ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﻫﺎﻱ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﺿﺮﻭﺭﻱ ﺍﺳﺖ. ﻣﻌﻠﻤﻲ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﻧﮕﻴﺰﺓ ﺧﹼﻼﻕ ﺑﺮ ﺭﺍﺳﺖ، ﻫﻢ ﺧﻮﺩ ﺍﻟﮕﻮﻳﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﹼﻼﻕ ﺑﻮﺩﻥ ﻭﺍﻗﻊ برﺧﻮﺭﺩﺍر ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻫﻢ ﺧﻼﻗﻴﺖ ﺭﺍ ﺗﻘﻮﻳﺖ ﻣﻲ ﻣﻌﻠﻤﺎﻧﻲ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺧﺎﻟﻖ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻲﺩﻫﻨﺪ، ﻣﺤﻴ ﻂ ﻫﺎﻱ ﮐﻼﺳﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻲﺁﻭﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺧﻼﻗﻴﺖ ﺭﺍ ﺍﺭﺗﻘﺎﺀ ﻣﻲدهد.(سام خانیان، 1384)

د) مدرسه:

مطالعات نشان می دهد که طرفداران مکاتب مختلف یادگیری اعم از رفتارگرایان و شناخت گرایان،خلاقیت را قابل آموزش و توسعه می دانند.اما آنچه در این پژوهش انجام شده است آموزش مولفه های خلاقیت بطور مستقل در کلاس درس نیست بلکه همراه نمودن و فعال کردن یادگیرنده ها با استفاده از روش های فعال تدریس معلم در جوی که خلاقیت و نوآوری مورد توجه قرار گرفته است.در واقع معلم با استفاده از روش های فعال تدریس و فراهم کردن شرایط و زمینه ها به رشد و توسعه تفکر خلاق در یادگیرنده ها کمک نموده و فعالیت ها و کوششهای شاگردان را در جهت خلاقانه عمل کردن،ابتکار و نوآوری و ارائه راه حل های تازه در جریان تدریس و یادگیری هدایت و رهبری نموده است.استفاده از نکات زیر می تواند به معلم در این رابطه کمک کند:

1-تجارب یادگیرنده ها به موارد خاصی محدود نشود،علاوه بر شرایط معمول و موقعیت های متداول آموزشی،باید فرصت های متنوع و تازه در هنگام تدریس برای دانش آموزان فراهم گردد.مثلا" با طرح سوالات اساسی و فراتر از موضوع درسی می توان زمینه را برای رشد خلاقیت فراهم نموده و یا در رابطه با مساله علاوه بر کاربرد های معمولی،موارد استفاده گوناگون و غیر معمول آن را ارائه نمایند.

2-سعی شود شاگردان بین افکار و پدیده های مختلف ارتباط برقرار کنند (اساس این روش کشف نوعی رابطه بین دو یا چند چیز یا فکر است که معمولا" ارتباطی با هم ندارند)تا ازاین راه رابطه یا مفهوم یا ایده تازه بدست آید که موجب ایجاد تفکر خلاق می گردد.

3-دست آورد های آفریننده و خلاقانه شاگردان مورد حمایت و تشویق قرار گیرد.تشویق و تقویت رفتارهای خلاق یادگیرنده ها مانند هر نوع فعالیت دیگر باعث نیرومندی و افزایش این گونه رفتارها می شود. در حقیقت فعالیت های خلاقانه افراد مانند رفتارهای دیگر آدمی تابع اصل تقویت در روان شناسی است.

4-به یادگیرنده ها،مهارت های حل مساله آموزش داده شود.یکی از فنون و مهارت های حل مساله روش بارش مغزی (brain storming)است که در این روش معلم مساله یا موضوعی را به دانش آموزان ارائه می دهد و از آنها می خواهد انواع راه حل هایی را که به ذهنشان می رسد برای پاسخ و حل مساله بیان نمایند.در این شیوه،فعالیت ها و کوششهای گروهی شاگردان موجب پیدایش راه حل های تازه و رشد خلاقیت در آنان می شود.

5-برقراری ارتباط ویژه:اعمال شگردهای مقتضی،روش های تعلیمی،ابتکاری و متنوع،اصلاح برنامه و محتویات برای تقویت خلاقیت و تفکر خلاق،هدایت و مدیریت و رهبری همراه با کوشش و پشتکار،هدایت و نظارت بر فعالیت های پژوهشی و تحقیقاتی مستقل شاگردان و آشنایی و بکارگیری یافته های جدید علوم تربیتی از جمله فعالیت های مهمی است که معلم می توانددر ایجاد و پرورش خلاقیت در شاگردان انجامدهد.

6-برقرار نمودن جو مطمئن و دلگرم کننده در کلاس:پرورش خلاقیت نیاز به جوی دلگرم کننده و پذیرای عقاید جدید دارد.در چنین محیطی ارتباط و احترام متقابل در حد تعادل بین شاگرد و معلم وجود دارد.تاکید بر رویعلائق و عقاید است.رفتار مثبت،رفتارخلاقانه و برخورد مناسب با دانش آموزان و برقراری ارتباط بین عقاید و اندیشه های جدید،محیط گرم و دلنشین بوجود می آورد و در چنین محیطی،آزادی امنیت و تفکر خلاق می تواند شکوفا گردد و در چنین شرایطی دانش آموزان باید در تصمیم گیری تجارب یادگیری و درگیر شدن با مسائل نقش موثری داشته باشند.

مروری بر تحقیقات گذشته درداخل و خارج از کشور:

تحقیقات انجام شده در ایران:

الف)نریمان بخشیان در سال 1374پژوهشی با عنوان بررسی مقایسهای رشد خلاقیت در دانش آموزان پسر و میزان تحصیلات معلمان به این نتیجه رسید که دانش آموزان دارای معلم با تحصیلات بالاتر از نظر رشد خلاقیت نسبت به دانش آموزان با معلم با تحصیلات پایین تر در وضعیت مطلوب تری قرار دارند همچنین سنوات خدمتی معلمان به عموان متغیر تعدیل کننده،تاثیر اساسی و واقعی از خود بجای گذاشت.

ب)عباس چراغ چشم(1386)در پژوهشی با عنوان بررسی تاثیر شیوه های تدریس مبتنی بر تکنیک های خلاقیت در آموزش و یادگیری دانش آموزان به این موضوع اذعان داشت که پژوهش،بستری مناسب برای تقویت و گسترش روحیه ابتکار و نوآوری و خلاقیت است.معلم به عنوان ایجاد کننده شرایط و تسهیل کننده یادگیری دانش آموزان می تواند از طریق نوگرایی،انعطاف پذیری،عدم اجبار دانش آموزان به حفظ و انباشت ذهنی،شوخ طبعی پرهیز از راهبردها و روش های قالبی آموزش،زمینه سازی برای ابراز وجود شاگردان و افزایش اعتماد به نفس در آنان،تحریک حس کنجکاوی فراگیران و بالاخره توام ساختن آموزشبا پژوهش به آموزش خلاق و پرورش خلاقیت در دانش آموزان بپردازد.

تحقیقات خارج از ایران:

الف)پژوهشی توسط گلوون روسلین (1993)از دانشگاه می سی سی پی که در آن تاثیر ساخت کلاس و سطح ابتکار در رابطه با میزان خلاقیت مورد بررسی قرار گرفت،سه گروه دخالت داده شدند،گروه گواه آموزشی دریافت نکرد در حالی که دو گروه آزمایشی به روش سنتی و یادگیری مشارکتی آموزش دیدند و نتایج زیربه دست آمد:

*سطح ابتکار موجب تغییر مهم و معنی دار ی در نمرات خلاقیت بلافاصله بعد از جلسات آموزش،60 روز بعد ازآن و هر دو این موارد با هم نمی شود.

*عضویت در گروه،تفاوت مهم و معنی داری در نمرات آزمون خلاقیت بلافاصله پس از اتمام آموزش،60 روز بعد از آن و هردو این ها با هم نمی شود.

*تعادل معنی داری بین میانگین نمرات خلاقیت،بلافاصله بعد ازجلسات آموزشی و 60 روز بعد از آن و هر دو این موارد دیده نمی شود.

ب)یک مطالعه موردی توسط مورفی دانالد (1988)در خصوص تاثیر اصلاحات در برنامه درس تاریخ جهان و زبان مقدماتی دانش آموزان کلاس یازدهم بر خلاقیت انجام شد.این اصلاحات شامل هماهنگ کردن برنامه درسی،درگیر ساختن دانش آموزان در فعالیت ها،ارج نهادن به خلاقیت دانش آموزان و فراهم کردن محیطی غنی و حمایت کننده بود.نتیجه نشان دهنده افت مختصری در سیالی (روانی)و انعطاف پذیری و افزایش قابل توجهی در نمره های اصالت بود.

ج)پژوهشگری به نام کلانیس کسلر(1991)تحقیقی با هدف سنجش میزان تاثیر فرایند آموزش بدیعه پردازی بر درک،توانایی،تفکر خلاق و قدرت نوشتاری دانش آموزان کلاس های چهارم و پنجم در درس علوم انجام داد و برای این کار به دو گروه بدیعه پردازی براساس برنامه های برنامه های استاندارد علمی آموزش داده شد در حالی که برای گروه گواه نیز همین برنامه بدون استفاده از بدیعه پردازی مورد استفاده قرارگرفت.نتایج نشان داد گروه آزمایش که از بدیعه پردازی برای توصیف بهتر مفاهیم علمی استفاده کردند،از جهت خزانه لغات و فعالیت های کلاسی،پیشرفت قابل توجهی داشتند و این فعالیت ها تا کلاس های معمولی نیز تعمیم یافت،با این که مشاهدات واقعه نگاری شواهد جالبی را در مورد تاثیر فرایند بدیعه پردازی بردانش آموز ارائه می دهد اما فرصت های محقق را که افزایش خلاقیت در گروه های آزمایشی بود را تایید نمی کند.

پیشنهادات اجرایی براساس یافته های پژوهش:

بر اساس نتایج نتایج بدست آمده از سوال اول پژوهش و اثبات این موضوع که روش های فعال تدریس و بخصوص گردش علمی می تواند موجب رشد بیشتر خلاقیت در دانش آموزان شود،به آموزش و پرورش پیشنهاد می شود برنامه های زیر را مورد توجه قرار دهد:

الف)تقویت مهارت در معلمان با استفاده از دوره های ضمن خدمت و ایجاد انگیزه لازم جهت شرکت در این دوره ها

ب)اعمال نظارت دقیق تر بر تدریس آموزگاران با تقویت گروه های آموزشی درون مدرسه ای

ج)حذف موانع موجود در اجرای روش های فعال و تخصیص امکانات و تجهیزات خاص. در این زمینه پیشنهاد می شود کلاس های تخصصی از لحاظ چیدمان و امکانات دیگر در مدرسه ایجاد شود.

د)تشکیل ستادی در خصوص سازماندهی مناسب گردش های علمی و تطبیق برنامه آن با برنامه درسی دانش آموزان.

ه)اختصاص پست متصدی گردش علمی در آموزش و پرورش

بر اساس نتایج بدست آمده از سوال دوم پژوهش و تاثیر پذیری بیشتر دختران از روش های فعال تدریس خصوصا در روش اکتشافی،پیشنهادات زیر ارائه می شود:

الف)درس پژوهش و تفکر که به تازگی در برنامه درسی گنجانیده شده است،مورد عنایت بیشتر خصوصا در مورد دانش آموزان دختر قرار گیرد.

ب)درس فلسفه در کلیه رشته های درسی دانش آموزان گنجانده شود.

منابع

آلکس اس،اسبورن،(1371)پرورش استعداد همگانی ابداع و خلاقیت،قاسم زاده حسن،(مترجم) نیلوفر،تهران

تورنس،تی پال،(1372)استعدادها و مهارت های خلاقیت و راه های آموزش آنها،قاسم زاده،حسن،(مترجم)دنیای نو،تهران

جلالی،مریم،(1377)بیانیه ملبورن در گروه مترجمان،پژوهشکده تعلیم و تربیت

حق شناس،مرجان،(1378)خلاقیت در آموزش و پرورش،فصلنامه مدیریت آموزش و پرورش،شماره23-24

دلاور،علی،(1374)روش های آماری در علوم تربیتی و روان شناسی، پیام نور،تهران

دلاور،علی،(1374)روش های تحقیق در روان شناسی و علوم تربیتی،پیام نور،تهران

سام خانیان،محمد ربیع،(1384)خلاقیت و نوآوری در سازمان آموزشی،رسانه آموزشی،تهران

سیف،علی اکبر،(1376)روان شناسی پرورشی،آگاه،تهران

شریفی،حسن پاشا،(1371)روشهای آماری در روان شناسی و علمو اجتماعی،تهران

صفوی،امان اله،(1372)کلیات روشها و فنون تدریس،تربیت معلم،1372

غلامپور،عباس،(1379)خلاقیت و شیوه ای نو در اندازه گیری آن،مجله پژوهش های روان شناختی، شماره 1و2

مهر محمدی،محمود،(1375)گزارش شرکت در سومین همایش بین المللی مرکز نوآوری های آموزشی،بانکوک،فصلنامه تعلیم و.15

نامی،شمسی،(1380)نواندیشی و نوآوری بستری برای بالندگی آموزش و پرورش،پژوهشنامه آموزشی،شماره 39

نفیسی،عبدالحسین،(1377)آموزش و پرورش ایران،مجموعه ششم.

نقیبی فرد،محمد،(1380)اهمیت خلاقیت و روش های آن در ابتدایی،مجموعه مقالات