امروز دوشنبه 04 مهر 1401

استیو بروس و جامعه شناسی دین

0

استیو بروس استاد جامعه شناسی دانشگاه آبردین/اسکاتلند و مدافع نظریه ی سکولاریزاسیون در تبیین "نقش دین در جهان معاصر " است. و کتاب "خدا مرده است" او یکی از منابع اصلی در زمینه ی سکولاریزاسیون است.پروفسور بروس آثار متعددی را پیرامون سرنوشت دین در جهان مدرن و همچنین رابطه بین دین و سیاست به رشته تحریر در آورده است. 

از نظر او اگرچه همواره هنگام سخن از مدرنیته بر دو چیز تأکید می شود: "عقلانیت" و "علم" با این حال مهم ترین پیامد مدرنیته ترکیبی از فردگرایی، برابری خواهی، و تکثر است. که این سه روی هم موجب می شوند:

اولا دیگر نتوان از مردم خواست از دین واحد یا سبک دین داری یکسانی پیروی کنند.

ثانیا وابستگی "همبستگی اجتماعی" به " دین داری اعضای جامعه" کم تر می شود

ثالثا ناراست جلوه دادن پیروان دیگر ادیان توسط یک دین دشوارتر می گردد.

تأکید بروس برتأثیر اصلاحات پروتستانی در اروپا از جمله مواردی است که او را از برخی اندیشمندان اجتماعی متمایز می کند. به نظر او پروتستانیزم خود یکی از عوامل تضعیف اقتدار دین بود، چرا که به دنبال پشتیبانی از فردگرایی و برابری خواهی و تکثر ناخواسته ای که به وجود آوردند، دین به امر خصوصی مبدل شد.

به عقیده ی او تغییرات در دین داری "میان نسلی" است تا درون نسلی. به این معنا که "از دست رفتن ایمان افراد" چندان اهمیتی در افول دین در جوامع جدید ندارد. آن چه افول دین را توضیح می دهدناکامی یا قصور والدین در تربیت فرزندان مذهبی است تاجایگزین دین دارانی شوند که می میرند. در نتیجه دین نسل جدید ضعیف تر از دین نسل های قبلی است، نه این که دین مؤمنان در طول زندگی شان تضعیف شود.

او در میان نظرات مرتبط با "جایگاه دین در دنیای معاصر" پارادایم گزینش عقلانی را، که خود او از مهم ترین منتقدان آن است، حقیقتا یک نظریه می داند. او می گوید این که هدف کنش های انسانی به حداکثر رساندن سودمندی است (که مدعای این نظریه است) فقط در عرصه محدودی از زندگی انسان صادق است قضایا و احکام اقتصادی (از جمله گزینش عقلانی)، تنها در حوزه هایی به کار می آید که اولا، تقاضای وسعی وجود دارد و مشتری ها نسبت به مارک ها تعلق و وفاداری کم تری دارند، و ثانیا هزینه و منافع هر اقدامی روشن و قابل مقایسه است. و ثالثا تغییر و تبدل و امتحان کردن سایر گزینه ها قابل قبول است. در حالی که هیچ یک از این شرایط در زمینه ی دین مهیا نیست.پس کاربرد نظریه ی گزینش عقلانی در حوزه ی دین صحیح نیست.

 تقریر بروس از سکولاریزاسیون

 مدعای بروس:مدرنیزاسیون برای دین مشکلاتی به وجود آورده است.

تعریف او از مدرنیزاسیون: مدرن شدن انگاره ایست چند وجهی شامل: صنعتی شدن، کار، گذر از روستاها به شهر ها، جایگزین کمون با جامعه، رشد فردگرایی، رشد برابری خواهی و عقلانی شدن12 ،چه در حیطه ی اندیشه و چه سازمان اجتماعی.

تعریف او از سکولاریزاسیون: شرایط اجتماعی که در  الف) کاهش اهمیت نقش دین در مؤسسات غیر دینی مانند دولت و اقتصاد ب) تنزل جایگاه اجتماعی،نقش ها و موسسات دینی ج) کاهش میزان مشارکت مردم در امور دینی، کاهش اظهار باورهای دینی و کاهش نقش دین در تدبیر دیگر حیطه های زندگی، تجلی می یابد.

بر اساس تلقی بروس سکولاریزاسیون مستلزم این است که در بلند مدت، قدرت، محبوبیت، و منزلت باورها و مناسک دینی کاهش یابد. و این کاسته شدن از اهمیت دین پایانی ندارد.

او پدیده ی بازگشت به دین را قبول ندارد. به نظر او نظریه ی سکولاریزاسیون تبیین گر تاریخ تحولات دینی در دموکراسی های سرمایه دارانه ی صنعتی غربی است. این نظریه، گذشته ی اروپا را تبیین می کند نه آینده ی آن را پیش بینی کند. در واقع این جوامع یا اصلا سکولار نشده بود که اکنون بازگشت به دین معنا داشته باشد و یا مانند "عصر جدید"13 درصد بسیار کمی از مردم را شامل می شود و ناقض این نظریه نمی تواند باشد.

در ضمن به نظر می رسد آن چه اکنون احیا شده بحث بر سر دین (جایگاه دین و حدود و اختیارات آن) است نه خود دین.

سکولاریزاسیون نظریه ی جهان روایی نیست تا وقوع مثال هایی در جهان را شواهدی علیه این اندیشه بدانیم. سکولاریزاسیون آینده ی محتوم همه ی جوامع نیست اما یک جنبه از سکولاریزاسیون، اصلی جهان شمول است: همه ی ما در تنش میان تقویت گروه و گسترش آزادی فردی زندگی می کنیم.

او در پاسخ به ین که ایا می توانید هیچ جهان ممکنی را تصور کنید که در آن مدرنیته و دین پر اهمیت توأمان در جامعه دیده شوند، می گوید: این کاملا به تعریف ما از مدرنیته بستگی دارد. بر اساس تلقی من از مدرنیته باید بگویم که به نظر می رسد این که جامعه ای بخواهد به حقوق افراد(فارغ از گروهی که در آن عضو اند) احترام بگذارد، با همه ی مردم صرف نظر از دین شان به نحو یکسانی برخورد کند و تکثر فرهنگی قابل توجه ای وجود داشته باشد، بدون این که دین در آن به تدریج به عرصه ی خصوصی رانده شود و برای بیشتر مردم اهمیت کم تری داشته باشد، ممکن نیست.