امروز پنجشنبه 14 مهر 1401

نظریه رفتار تولید کننده فصل چهارم اقتصاد خرد

0

تابع تولید:

این تابع تولید، تابع تولید با دو نهاده یا عامل تولید متغیر است. اگر مثلاً K را ثابت فرض کنیم، می توان نوشت  که تابع تولید با یک نهاده متغیر است.

تولید کل، تولید نهایی و تولید متوسط:

تولید کل (TP) مقدار تولید به ازای هر سطح از عامل تولید است.

تولید متوسط (AP) عبارت است از تولید کل تقسیم بر عامل تولید.

تولید نهایی (MP) عبارت است از تغییر در تولید کل تقسیم بر تغییر در عامل تولید. تولید نهایی هر عامل تولید، تولید آخرین واحد آن عامل تولید است.

توجه: اگر از هر نقطه روی منحنی تولید کل، خطی به مبدأ مختصات وصل کنیم، شیب آن خط برابر با تولید متوسط در آن نقطه می شود.

اگر بر هر نقطه از منحنی تولید کل، خطی مماس نماییم، شیب خط مماس برابر با تولید نهایی در آن نقطه می شود.

از هنگامی که MP عامل متغیر شروع به کاهش می نماید، گفته می شود که قانون بازدهی نزولی شروع به عمل نموده است.

منحنی تولید کل شکل های متفاوتی خواهد داشت، بنابراین  و  نیز شکل های مخنلفی خواهند داشت، زیرا از تولید کل استخراج می گردند:

مراحل تولید:

بر اساس منحنی های MP و AP تولید را به سه مرحله تقسیم می کنند که در نمودار زیر نشان داده شده است. در مرحله اول  است و  صعودی است. در مرحله دوم  است و  و  هر دو نزولی ولی مثبت می باشند و در مرحله سوم  منفی می باشد.

بنگاه هیچ گاه در مرحله سوم تولید نمی کند، زیرا  منفی است یعنی حتی اگر نیروی کار مجانی باشد، بنگاه تا جایی استخدام می کند که  برابر با صفر یا تولید کل حداکثر گردد. اگر  منفی باشد یعنی استخدام نیروی کار، تولید کل را کاهش می دهد پس حتی در صورت مجانی بودن نیروی کار نیز نباید نیروی کار را استخدام نمود. در مرحله اول نیز چون  صعودی است بنگاه نباید تولید کند، بنابراین تولید در مرحله دوم تولید صورت می گیرد که به مرحله اقتصادی تولید نیز معروف می باشد.

کشش عوامل تولید:

کشش هر عامل تولید عبارت است از درصد تغییر در تولید کل، تقسیم بر درصد تغییر در آن عامل تولید.

به عنوان مثال کشش تولیدی نیروی کار عبارت است از درصد تغییرات تولید کل (%) تقسیم بر درصد تغییرات نیروی کار (%).

توجه: در توابع تولید که به توابع تولید کاب – داگلاس معروف می باشند، یعنی توان نیروی کار برابر با کشش نیروی کار و یعنی توان سرمایه، کشش تولیدی سرمایه می باشد.

بازدهی نسبت به مقیاس تولید:

اگر همه عوامل تولید را λ برابر (λ عددی مثبت و مخالف یک است) کنیم و تولید بیشتر از λ برابر شود می گویند بازدهی نسبت به مقیاس صعودی (افزایشی، افزاینده) و اگر تولید کمتر از λ برابر شود می گویند بازدهی نسبت به مقیاس نزولی (کاهشی، کاهنده) و اگر تولید λ برابر شود بازدهی نسبت به مقیاس ثابت می باشد.

توجه: در حالت کلی می توان عوامل تولید را در λ ضرب کنیم و ببینیم تولید چه وضعیتی پیدا خواهد نمود:

پس در تابع تولید کاب – داگلاس اگر باشد (جمع کشش عوامل تولید)، بازدهی نسبت به مقیاس ثابت؛ اگر باشد، صعودی؛ و اگر باشد، بازدهی نسبت به مقیاس نزولی خواهد بود. به درجه همگنی یا ضریب تابع نیز گفته می شود.

تعریف منحنی بی تفاوتی تولید:

منحنی بی تفاوتی تولید، مکان هندسی ترکیبات مختلف عوامل تولید است که تولید یکسانی را ایجاد می نماید، این منحنی به منحنی تولید برابر، منحنی هم مقداری تولید، منحنی تولید یکسان و منحنی متساوی التولید تیز معروف است.

ویژگی های منحنی های بی تفاوتی تولید:

منحنی های بی تفاوتی تولید، همانند منحنی های بی تفاوتی مصرف چهار ویژگی دارند:

1) هر چه از مبدأ مختصات فاصله گیرند، تولید بالاتری را نشان می دهند.

2) شیب آنها منفی است.

3) یکدیگر را قطع نمی کنند.

4) نسبت به مبدأ مختصات محدب می باشند.

نرخ نهایی فنی (تکنیکی) جانشینی کار به جای سرمایه:

برابر با نسبت تولید نهایی نیروی کار به تولید نهایی سرمایه می باشد. معمولاً نزولی است، یعنی قدر مطلق شیب منحنی بی تفاوتی نزولی است، پس نتیجه می گیریم که منحنی بی تفاوتی تولید محدب است، زیرا منحنی محدب، منحنی ای است که قدر مطلق شیب آن در حال کاهش باشد.

تعریف خط هزینه یکسان:

خط هزینه یکسان، مکان هندسی ترکیبات مختلف L و K است که با صرف بودجه ای (هزینه ای) معین بنگاه می توان استخدام نماید.

معادله خط هزینه یکسان:

انتقال خط هزینه یکسان:

انتقال خط هزینه یکسان که به مفهوم جابجایی موازی خط هزینه یکسان می باشد، به دو دلیل صورت می گیرد:

1) تغییر در TC یعنی پولی که می خواهیم هزینه نماییم: اگر TC افزایش یابد، خط هزینه یکسان به سمت راست و اگر کاهش یابد، خط هزینه یکسان به سمت چپ انتقال می یابد.

2) تغییر در قیمت عوامل تولید، یعنی W و r به یک نسبت: اگر W و r به یک نسبت کاهش یابند، خط هزینه یکسان به سمت راست و اگر افزایش یابند، خط هزینه یکسان به سمت چپ انتقال می یابد.

توجه: اگر همزمان W و r و TC دو برابر شوند، خط هزینه یکسان تغییری نمی کند.

چرخش خط هزینه یکسان:

چرخش خط هزینه یکسان هنگامی صورت می گیرد که قیمت یکی از عوامل تولید تغییر کند. اگر قیمت یکی از عوامل تولید کاهش یابد، خط هزینه یکسان به سمت راست (بیرون، بالا) چرخش و اگر افزایش یابد خط هزینه یکسان به سمت چپ (درون، پایین) چرخش می یابد.

حالت های خاص خط هزینه یکسان:

اگر نیروی کار مجانی باشد، خط هزینه یکسان موازی محور L و اگر سرمایه مجانی باشد، خط هزینه یکسان موازی محور K خواهد بود. اگر با افزایش استخدام نیروی کار دستمزد افزایش یابد، خط هزینه یکسان مقعر خواهد شد و اگر کاهش یابد، خط هزینه یکسان محدب خواهد شد.

تعادل تولید کننده و شرط آن:

تعادل تولید کننده به وضعیتی اطلاق می گردد که تولید کننده از هزینه کردن پول خود و استخدام عوامل تولید، حداکثر محصول را تولید نماید. هدف تولید کننده تولید بیشتر و بنابراین حرکت به سمت منحنی های بی تفاوتی بالاتر می باشد ولی از طرفی دیگر با محدودیت پولی که می خواهد هزینه کند روبرو است، به عبارت دیگر ترکیبات بالای خط هزینه یکسان را نمی تواند انتخاب نماید. بنابراین بهترین نقطه که باتوجه به محدودیت، تولید حداکثر می باشد، نقطه E می باشد. بنابراین شرط تعادل تولید کننده این است که منحنی بی تفاوتی تولید و خط هزینه یکسان با یکدیگر برابر باشد و در ضمن همه پول را نیز هزینه نماید.

تغییر در تعادل تولید کننده:

اگر TC یعنی پولی که بنگاه برای تولید می خواهد هزینه نماید، تغییر کند، خط هزینه یکسان تغییر می کند و نقطه تعادل نیز تغییر می کند. اگر نقاط تعادل حاصل از تغییر در TC را به یکدیگر وصل نماییم منحنی بدست آمده، مسیر توسعه (گسترش، بسط) نامیده می شود. بنابراین مسیر توسعه بنگاه، مکان هندسی نقاط تعادل تولید کننده است که با تغییر در TC ایجاد می شود. در همه نقاط روی منحنی مسیر توسعه تولید کننده در تعادل قرار دارد.

شکل مسیر توسعه به عادی و پست بودن عوامل تولید بستگی دارد. عامل تولید عادی، عامل تولیدی است که با تولید رابطه مستقیم داشته باشد، یعنی افزایش تولید یاعث افزایش استخدام آن عامل تولید و کاهش تولید، منجر به کاهش استخدام آن عامل تولید شود. عامل تولید پست، عامل تولیدی است که با تولید رابطه معکوس داشته باشد. اگر هر دو عامل تولید عادی مسیر توسعه شیب مثبت و اگر یکی از عوامل تولید پست باشد، مسیر توسعه شیب منفی پیدا خواهد نمود. اگر L مستقل از تولید باشد، مسیر توسعه موازی محور K و اگرK مستقل از تولید باشد، مسیر توسعه موازی محور L خواهد شد.

توجه: اگر دو عامل تولید مکمل یکدیگر باشند، مسیر توسعه خطی است که از مبدأ مختصات می گذرد و اگر دو عامل تولید کاملاً جانشین یکیدگر باشند، مسیر توعه منطبق بر یکی از محورهای L و K خواهد گردید.

اثر کل، اثر تولیدی و اثر جانشینی:

با انطابق بحث حاضر با مصرف کننده می توان این مطلب را به روشنی درک نمود. به جای اثر درآمدی در اینجا اثر تولیدی (محصول) داریم که نشان دهنده تغییر در استخدام عامل تولید به دلیل تغییر در مقدار تولید می باشد.

کشش جانشینی عوامل تولید:

کشش جانشینی عوامل تولید، درصد تغییرات در تقسیم بر درصد تغییرات در می باشد، با فرض اینکه تولیدات ثابت می باشد.

اگر دو عامل تولید مکمل یکدیگر باشند، ؛ اگر دو عامل تولید کاملاً جانشین یکیدگر باشند، ؛ در تابع کاب داگلاس است.