امروز شنبه 09 مهر 1401

ماهیت انسان از دیدگاه یاسپرس

0

کارل یاسپرس در ادامه‌ی اندیشه‌های کانت تلاش کرده است تا به سؤالات اساسی مربوط به جهان و انسان پاسخ دهد. او در جلدهای سه‌گانه‌ی کتاب فلسفه‌ی خود به‌ترتیب به سه موضوعِ جهان، انسان، و خدا پرداخته است.  موضوعِ محوری در فلسفه‌های اگزیستانس، از جمله فلسفه‌ی یاسپرس، انسان، و آزادی و انتخاب‌گری اوست. در این نگاه، انسان موجودی انتخاب‌گر و ارزش‌گذار تلقی شده است. انسان نخست به عرصه‌ی جهان پا می‌نهد و سپس تلاش خود را برای تشخّص خویش آغاز می‌کند. این همان اصل بنیادین اگزیستانسیالیسم مبنی بر تقدم وجود بر ماهیت است. انسان موجودی است آزاد که نسبت به وجود خویش آگاه می باشد و همین آگاهی است که او را موجودی انتخاب‌گر و در نتیجه، نسبت به انتخابش مسئول می‌کند. البته از نظر یاسپرس ویژگی‌های آزادی و انتخاب‌گری انسان از سوی «امر متعالی» یا خداوند هستند و ما را به‌ سوی وی رهنمون می‌کنند. «من در آزادی خود، به‌واسطه‌ی خود وجود ندارم، بلکه به خود داده شده‌ام، زیرا شاید خود را از دست بدهم و نتوانم آزادی خود را اِعمال کنم». بنابراین، او پیوندی میان ویژگی‌های وجودی انسان و خالقیت خداوند برقرار می‌کند.

یاسپرس یکی از وظایف فلسفه را ایضاح هستی اصیل انسان می‌داند. در تحلیل او از «وجود» انسان چهار وجه یا مرتبه‌ی اساسی مشاهده می‌شود: «دازاین» یا «وجود تجربی»، «آگاهی کلی»، «روح»، و «هستی».

نخستین وجه وجودی انسان که یاسپرس برای توضیح آن از واژه‌ی «دازاین» استفاده می‌کند، وجودی تجربی و انضمامی است. منظور یاسپرس از این واژه که به لحاظ لغوی یعنی «این‌جا بودن» یا «حیّ و حاضر بودن»، موجودی است واقع در زمان و مکان. البته دازاین در نزد هایدگر معنایی کاملاً متفاوت با دازاینِ یاسپرس دارد. به عقیده‌ی هایدگر، دازاین عبارت است از خود ما به‌عنوان چیزی که به زمان و مکان معمولی برگرداندنی نیست. اما دازاینِ یاسپرس در جهان زندگانی می‌کند، مرگ و زندگانی است، میل و خواهش است، اضطراب است. نکته‌ی دیگر آن‌که به عقیده‌ی یاسپرس علم تجربی در مطالعه‌ی انسان، «دازاین» را موضوع خود قرار می‌دهد و از این‌رو، این وجه از وجود انسان اصیل نیست.

«آگاهی کلی» وجه دوم وجود انسان بوده و کوشش آدمی برای آگاهی یافتن از آنچه در جهان هستی وجود دارد، از ویژگی‌های این وجه وجودی است. «برای فراتر رفتن از دازاین، می‌توانیم به «آگاهی کلی» پناه ببریم، یعنی به همان چیزی که بنیاد و پیش‌فرض فیلسوفان کلاسیک بود. اما یاسپرس البته خواهان آن نیست که در حد آگاهی کلی متوقف شود». بنابراین، این سطح از وجود انسان که در فلسفه کلاسیک می‌توان از مفهوم «فاعل شناسا» به‌عنوان همتای آن نام برد، سعی در شناخت و آگاهی یافتن از موجودات جهان دارد.

وجه سوم وجود انسان «روح» است، یعنی آن جنبه‌ای که می‌کوشد تا تمامی تجربه، زندگی، و فرهنگ را در کلیت‌های آرمانی گردآورد و یگانه کند. به‌عبارت دیگر، روح همان کلیتی است که تمامی اندیشه و عمل و احساس را در بر دارد، چنین کلیتی موضوع هیچ دانشی نیست. روح منشأ یگانگی میان همه‌ی آن چیزهایی است که برای انسان به‌گونه‌ای پراکنده ظاهر می‌شود.

آخرین وجه وجودی انسان که حقیقت اصیل انسان است، چیزی فراتر از وجوه پیشین بوده و بنیاد آن‌ها محسوب می‌شود. یاسپرس این وجه وجود انسان را «هستی» نامیده و برای توضیح آن از واژه‌ی جدید «اگزیستانس» استفاده می‌کند. می‌توان گفت که «واژه‌ی اگزیستانسِ یاسپرس همتای واژه‌ی دازاینِ هایدگر است».  یاسپرس در آثار خود به‌ اَشکال مختلف به توضیح ویژگی‌های «هستی» پرداخته است و این مفهوم از بنیادهای فلسفه‌ی وی به‌شمار می‌آید. برخی از این ویژگی‌ها عبارتند از: قابل تعریف و شناخت نبودن، اصالت داشتن، بالقوه بودن، آزادی، انتخاب‌، تاریخیت، شک، جهش، نوسان میان دو قطب «قانون روزانه» و «سودای شبانه»، ارتباط با «امر متعالی».

در نگاه یاسپرس، هستی انسان رو به هستی‌های‌ دیگری دارد و از این‌رو، ایده‌ی «ارتباط» در نزد یاسپرس از اهمیت بسیاری برخوردار است. «...اما، من، تنها در پیوند با دیگران هستم. من در تنهایی هیچم.... تنها، در ارتباط است که همه‌ی حقیقت‌های دیگر کمال می‌یابند، تنها در ارتباط است که من خویشتنِ خویش هستم، که فقط زندگی نمی‌کنم، بلکه زندگی را کمال می‌بخشم». همچنین، «آن‌جا که اندیشه بدون ارتباط با دیگری و به جامه مطلبی درسی یا ادبی در آمده، چه محیط سرد و بیگانه و چه روشنایی کاذبی است.آدمی برای این‌که از نیستی فرد رهایی یابد و خود شود، نیازمند دیگری است.آدمی فقط در حال اتحاد با دیگری می‌تواند به خود اعتماد کند». البته ارتباطات انسان فقط منحصر به ارتباط وجه اصیل وجود او با هستی دیگران نمی‌شود، بلکه این ارتباطات در تمام سطوح چهارگانه‌ی وی با شئون مختلف هستی (جهان طبیعی، دیگر انسان‌ها، خود، و خدا) صورت می‌گیرد.

برگرفته از مقاله در دست انتشار «تبیین مفهوم آزادی در اندیشه مطهری و یاسپرس»