امروز شنبه 09 مهر 1401

اضطراب ناشی از جدایی در کودکان

0

تهاجم کلامی به غریبه ها مانند برو، تهاجم فیزیکی به غریبه ها مانند ضربه زدن، نیشگون گرفتن، تلاش جهت فرار و پیدا کردن والدین، تلاش برای حفظ والدین در محل، عکس العمل نشان می دهند) نامیده می شود، کودکان واکنش پرخاشگرانه نسبت جدایی از والدین نشان می دهند که این رفتارها ممکن است از چند روز تا چند ساعت طول بکشد و نزدیک شدن غریبه ها ممکن است.سبب افزایش اعتراض شود.

در مرحله دوم ناامیدی و یأس (که به صورت رفتارهای آشکار مانند عدم فعالیت، انزوا و گوشه گیری، افسردگی و غمگینی، بی توجهی به محیط، عدم برقراری ارتباط و بازگشت رفتارهای قبلی دوران کودکی مانند مکیدن انگشت، شب ادراری و استفاده از پستانک و شیشه شیر، خود را نشان می دهد.) نامیده می شود گریه متوقف می شود و افسردگی ظاهر می گردد. کودک فعالیت کمی دارد و نسبت به بازی و غذا علاقه نشان نمی دهد و از دیگران دوری می جوید. که این رفتارها ممکن است به مدت نامشخصی ادامه یابد و احتمال وخامت وضعیت جسمانی کودک بر اثر امتناع از خوردن و آشامیدن وجود دارد.

مرحله سوم که مرحله جدایی یا انکار (که به صورت رفتارهای آشکار مانند افزایش توجه به محیط اطراف، تعامل با غریبه ها و مراقبین، برقراری روابط جدید و البته سطحی و ظاهراً خوشحال بروز می کند) نامیده می شود، به نظر می رسد که کودک با مسئله جدایی از والدین تطابق یافته است. کودک علاقه مندی بیشتری به محیط اطراف، بازی کردن با دیگران نشان می دهد و به نظر می رسد که روابط جدیدی بر قرار نموده است. با این حال، وجود چنین رفتارهایی نتیجه تسلیم کودک در تلاش برای فرار از، آن ها فاصله می گیرد. با این حال در اغلب موارد جدایی موقت ناشی از بستری شدن، به قدری طولانی نیست که باعث گسستگی عاطفی شود (مرحله سوم)

شواهد بسیار نشان می دهند که کودکان با عوامل تنش زایی مانند جدایی تطابق قابل توجهی پیدا می کنند و اثرات و عوارض دائمی جدایی نادر می باشند. گرچه بروز مرحله سوم نادر است ولی با کمترین جدایی مرحله اول بروز می کند. اگر اعضای تیم بهداشتی معنی هر کدام از مراحل و رفتارها را به خوبی ندانند، ممکن است اشتباهاً رفتارهای کودک را به صورت مثبت یا منفی طبقه بندی کنند. برای مثال ممکن است آن ها گریه کودک با صدای بلند در مرحله اعتراض را به عنوان یک رفتار بد تلقی کنند. سکوت و انزوای مرحله یأس و ناامیدی را به صورت تطابق با محیط جدید تلقی نمایند. هر اندازه مرحله نهایی (مرحله جدایی) سریع تر بروز کند، پرسنل مراقبتی بیمار را ایده آل تر می پندارند، در حالی که این نگرش اشتباه است. گاه ممکن است کودکان بستری در بیمارستان نسبت به دیدار و ملاقات والدین از خود عکس العمل منفی نشان دهند که برخی از افراد ناآگاه محدودیت ملاقات والدین را توصیه می نمایند. بروز چنین واکنش هایی برای والدین که از مفهوم آن ها آگاه نیستند، موجب پریشانی خاطر است.

والدین ممکن است در پاسخ به رفتار کودک، مدت کوتاهی در نزد وی بمانند و یا تعداد دفعات ملاقات خود را کاهش دهند. در نتیجه یک سیکل معیوب سوء تفاهم و عدم درک نیازها ایجاد خواهد شد. حتی در جدایی های فامیلی لازم است بنیان رابطه مادر و کودک منظور و محفوظ بماند. چنانچه مادر به عللی نتواند در مراقبت های کودک خود عهده دار مسئولیت های محوله باشد، وجود فردی که بتواند نقش مادر را ایفا کند ضروری است.

جدایی از مالکیت ها باعث اضطراب جدایی می شود دیده شده است بچه هایی که در کودکی به دلایل مختلف از پدر و مادر خود جدا شده اند قابلیت وضوح گفتار خود را در سنین 6-7 سالگی بدست آورده اند.

یکی از ویژگی های بارز انسان به عنوان موجودی با ذات اجتماعی، نیاز به تبادل افکار، بیان احساسات و ارتباط با دیگران است ارتباط بین انسان ها یک مولفه اساسی رفتار آدمی است که می تواند از طریق راه های مختلفی مانند اشاره کردن، استفاده از علائم نوشتاری و شیوه های هنری، نظیر موسیقی و نقاشی انجام شود.

گفتار گسترده ترین وسیله برقراری ارتباط می باشد. گویندگان یک زبان، تفکرات، احساسات و اندیشه های خود را از طریق تولید واژه ها و جملات به صورت شفاهی ابراز می کنند. هدف اساسی گفتار، انتقال یک پیام واضح است. انتقال یک پیام واضح، انعکاسی از میزان توانایی برقراری ارتباط کلامی فرد است. قابلیت وضوح گفتار به قابل درک بودن گفتار، هماهنگی بین مقصود گوینده، پاسخ شنونده و توانایی استفاده از گفتار به قابل درک بودن گفتار، هماهنگی بین مقصود گوینده، پاسخ شنونده و توانایی استفاده از گفتار برای برقراری ارتباط در هر موقعیتی اشاره می کند. جنبه های واجی- تولیدی، زبرزنجبیری، بافتی، تک واژه شناسی، و نحوی بر قابلیت وضوح گفتار تأثیر گذار است.

در طی دوران رشد، استفاده از فرایندهای واجی به جهت ساده سازی مدل بزرگسالان همراه با استفاده نادرست از واج های منفرد، بدون شک بر روی سطوح قابلیت وضوح گفتار کودک تأثیر خواهد گذاشت.

به محض اینکه کودک در استفاده از واج های منفرد مهارت پیدا کرد و استفاده از فرایندهای واجی مختلف کنارگذاشت، احتمال می رود که قابلیت وضوح گفتار او افزایش می یابد. بنابراین به نظر می رسد قابلیت وضوح گفتار کودک از رشد واجی و مهارت های واجی و عوامل محیطی تأثیرپذیر باشند.

Bowen اظهار می کند که در سیر رشد، همانگونه که کودکان صحبت کردن را می آموزند، قابلیت درک گفتار آن ها از طرف سایرین به طور ثابتی افزایش می یابد.

ارزیابی قابلیت وضوح گفتار، یکی از پر اهمیت ترین موارد در ارزیابی بسیاری از اختلالات در کودکان و بزرگسالان است؛ چرا که هدف اصلی برقراری ارتباط از طریق گفتار، پیام واضح و قابل فهم است. به همین سبب پژوهش های زیادی در این زمینه صورت گرفته است.

Mcafee, Shipley به نقل از pena-Brooks و همکار قابلیت وضوح گفتار را در مقاطع مختلف سنی بررسی کردند که بر اساس آن، گفتار کودکان در 19تا 24 ماهگی، 20 تا 25 در صد و در 2تا 3 سالگی 50 تا 75 درصد، در 3 تا 4 سالگی 80 در صد و در 4 تا 5 سالگی 90 تا 100درصد برای غریبه ها قابلیت وضوح دارد. و در یک تحقیق انجام شده مشاهده شد کودکان که دچار سندرم جدایی از والدین در سنین پایین می شوند قابلیت وضوح گفتار آن ها برای افراد غریبه در 6 تا 7 سالگی، معلوم می گردد که در این پژوهش از روش تشخیص کلمات در مجموعه باز که توسط Gordon- Brannan و همکار ارائه شده است،استفاده گردید. که تعداد نمونه ها 70 کودک با سن حداقل 4 و حداکثر 4/11 سال بودند با 70 کودک که در سنین 1 تا 2 سالگی به دلیل مختلف از والدین خود جدا شده بودند مقایسه شده اند و تعداد دختر و پسر در هر گروه 35 نفر بود این کودکان انگلیسی زبان و تک زبانه بودند و از نظر شنوایی، ساختمان اندام گفتاری و عملکرد آن مشکلی نداشتنداین اطلاعات از پرونده بهداشتی کودکان، پرسشنامه پر شده توسط والدین و قضاوت ارزیاب جمع آوری شدند.برای ارزیابی شنوایی، از آزمون نجوا و برای ارزیابی اندام گفتاری از آزمون روتکل حرکتی استفاده شد و این کودکان سابقه گفتار درمانی نیز نداشتند. به این منظور، در محیطی آرام از تمامی کودکان، نمونه گفتار از طریق صحبت کردن در مورد علایق کودک، بازی ها و... به دست آمد و حداقل حاوی 100 واژه بود. هر آسیب شناس جداگانه درصد قابلیت وضوح گفتار را برای هر کودک مشخص نمود. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات، از نرم افزار 13 spss استفاده شد. برای مقایسه میانگین قابلیت وضوح گفتار در دختران و پسران از آزمون tمستقل استفاده شد. مشاهده شد که در هر دو گروه تفاوت میانگین در دختران و پسران معنی دار نبود. 074/ و معلوم شد که 100-90 در صد گفتار محاوره کودک 4 تا 5 ساله در گروه اول برای افراد غریبه وضوح دارد و رد هر گروه دوم که در کودکی دچار سندرم جدایی از والدین شده بودند و در سنین 6 تا 7 سالگی 100-90 درصد گفتار آن ها برای افراد غریبه وضوح دارد.

بر اساس یافته ها، قابلیت وضوح گفتار در دختران و پسران در هر دو گروه، تفاوتی نداشت.

همچنین باید تأکید شود تفاوت هایی در سن کسب برای واج های خاص در دو جنس وجود دارد، اما ترکیب کسب صداها و طبقه بندی صدا به طور معنی داری مشابه هستند این امر می تواند دلیل تشابه درصد قابلیت وضوح گفتار در دختران و پسران باشد.

منابع:

1- Kent Rw,moilo M, Bloedel N, The iteligibility of children's speech. 2004

2- Berntal jM Bank son M. Articulation and phonological Disorders 2006

3- Wong,s Essentionls of pediatric Nursing 18 Edition 2009

4- Jim, Anders, PAND Anxiety in children, Health services Medieal Edvcation, 2007