امروز شنبه 09 مهر 1401

نماد رنگها در نقاشی کودکان

0

نماد رنگها:

تاریخ تحول لباس، فولکور، حجاری های دیواری، مذاهب،فیلم های سینمایی رنگی نشان می دهد که رنگها برای مشخص کردن شرایط وکیفیت های خاص مورد استفاده قرار گرفته اند غالباً هر رنگی از نظرروانی معنی خاصی را همراه دارد رنگ همیشه معرف و وسیله یی برای بیان و ارتباط احساسات و عقاید بوده و هست. بطوری که می توان با زبان رنگها صحبت کرد  ازطرفی دیگر رنگ در زندگی روزمره معنی و اهمیت خاصی پیدا کرده است اگر ما بخواهیم دیوار اطاق را رنگ کنیم رنگی انتخاب می کنیم که به نظر مان دلپذیر باشد و رنگهایی را که به نظرمان دل انگیز نیست مورد استفاده قرار نمی دهیم در زبان روزمره نیز از اصطلاحاتی مثل:همه چیز را سیاه می بیند یا از عصبانیت قرمز شدن و غیره زیاد استفاده می کنیم این نشان می دهد که هر رنگی تحت تأثیر فرهنگ های مختلف و عوامل جسمی و روانی دارای معانی خاصی است به نظر باستید Bastide قسمت عمده یی از معانی نمادین رنگ به سنتها و محیط های اجتماعی خاص که در آن زندگی می کنیم بستگی دارد.

یک رنگ در نظام اجتماعی مشخص،ممکن است دارای مفهومی باشد که در نظام دیگر معنی متضاد آنرا بدهد به طور مثال در بعضی قبایل موزامبیک،سیاه رنگ خوشی و شادی است رنگ قرمزتقریباًدر همه جا معنای قدرت را القاء می کند زیرا با خون که نماد زندگی است همرنگ است اهالی بومی کاله دو نیای جدید بر دسته شمشیرشان همیشه یک پر قرمز که نشانگر قدرت و مردانگی است نصب می کنند اینها خدای خود را توانا و پر قدرت می دانند و از او نیز بسیار خوف دارند و او را خدای سرخ می نامند_در حالیکه بر عکس برای بسیاری از غربیها و نیز در مذهب اهالی تبت،رنگ قرمز نشانگر شیطان وابلیس و رنگ سفید و طلایی مخصوص ربانیت الهی است در مذهب اهالی تبت و مردم مسیحی نماد پاکی زنانه رنگ آبی است، که نشانه صلح هم هست در کابوکی ژاپن رنگ قرمز نشانه دهنده بد سرشتی و هیجان رنگ زرد نشانگر شادمانی، رنگ آبی نشانگر ترس و غم و رنگ سبز نشانگر بوالهوسی است درباره رنگهای مختلف می توان بسیار سخن گفت ولی موضوعی که بیشتر مورد نظر ماست محتوای روانی آنهاست در کتاب رنگها نوشته R.l.rousseau یک مثال پر معنی وجود دارد پلی به نام فریارزسیاه black friars درلندن به علت آن که تعداد خودکشی از روی آن بسیار زیاد بود بدین نام معروف گردید رنگ این پل سیاه بود ولی از هنگامی که آن را به رنگ سبز روشن در آورده اند تعدادخودکشی ها به یک سوم کاهش یافته است

همه مردم تمایز بین رنگهای گرم (قرمز، زرد،نارنجی) و رنگهای سرد (سبز، آبی، بنفش) را می شناسند از نظر روانی این دو گروه رنگ عمیقاً با هم توفیر دارند.رنگهای گرم تحریک کننده سبب فعالیت و جنب و جوش الهام دهنده روشنی و شادی زندگی، و مولد حرکت هستند در حالیکه رنگهای سرد بر عکس موجد حالتهای انفعالی، سکون، بی حرکتی و تلقین کننده  غم و اندوه هستند بنابر نظر کاندنیسکی که در بعضی از مقاله هایش مرد توجه قرار گرفته است، رنگ یک ارزش ذاتی دارد و دارای خصوصیات حرکت و صدا برای درک چیزی که او حرکت می نامد پیشنهاد می کند  دودایره  رسم کنید و داخل یکی را رنگ زرد و دیگری رنگ آبی بزنید بعد از مدتی که به آنها به مرکز دید ما نزدیک می شود در حالیکه بنظر می رسد رنگ آبی دور می شود در واقع چشم از رنگ زرد به شدت اثر می پذیرد در حالیکه در رنگ آبی گم می شود بنظر این هنرمند اگر رنگ زرد  در یک هندسی قرار گرفته باشد وقتی بطور مستقیم به آن نگاه شود موجد هیجان، ناراحتی کوفتگی و بر انگیزنده حالت غضبناک می شود اگر تو نالیته این رنگ تشدید شود ممکن است برای چشم و مغز غیر قابل تحمل گردد رنگ زرد بدان گونه که در آخرین تابلوی، وان گوگ به کار رفته ممکن است رنگ دیوانگی، هذیان، هواس پرتی و سطحی بودن را القاء نماید رنگ آبی، برعکس انسان را به سوی دقیق شدن در بینهایت سوق می دهد و اگر هر قدر بیشتر روشن باشد انعکاس موجی خود را بیشتراز دست می دهد تا آن جا که به آرامش خاموش رنگ سفید می رسد.

بنظرکاندیسنکی :رنگ سبز مطلق، آرامش بخش ترین رنگها است این رنگ هیچ انعکاس موجی حاوی شادی و رنج و یا ترس ندارد و به هیچ طرفی در حرکت نیست بلکه آرام و راضی از خود است اما اگر به آن رنگ زرد اضافه شود رنده و چنانچه آبی اضافه شود انعکاس دار می گردد. رنگ  قرمز، رنگی گرم و منبسط است –برخلاف رنگ زرد که سبک وسطحی است قرمز رنگی زنده و در عین حال پرهیز و مصمم به نظر می رسد و بسته به اینکه چه رنگی به آن اضافه شود تا به سوی زرد یا به جانب قهوه ای متمایل شود،انعکاس موجی مختلفی نیز پیدا خواهد کرد برای مثال رنگ قهوه یی که از مخلوط قرمز انعکاسی زمزمه مانندو به دشواری قابل درکپیدا می کند رنگ نارنجی و بنفش که در نتیجه در هم آمیختن متقابل،رنگهای قرمز یا زرد یا آبی بدست می دهد رنگهایی از نظر تعادل سست و ناپایدار هستند رنگ نارنجی حرکت زرد و قدرت رنگ قرمز را دارد و رنگی زنده و چابک است بنفش، برعکس قرمز است سرد شده یعنی هوس مهار شده یی انتهای یک رویا این رنگ در خودش چیزی نا خوش و در حال ویرانی دارد برای همین است که می گویند بهترین رنگ برای لباس خانم های مسن بنفش است در این رنگ یک احساس درونی غم و تنهایی نهفته است رنگ سفید که مجموعه رنگهاست یک احساس سکوت می دهد زیرا همه چیز در آن محو می شود این رئنگ بر ما اثری چون فقدان صدا پدید می آورد –درست مشابه به بعضی توفقهای موقت در موسیقی که نشانه پایان یک آهنگ است  این رنگ در خودحاوی بینهایت امکانات و رنگی معرف سکوت است نه مرگ در واقع سفید نماد جوانی و عدمی است که قبل از هست شدن است بنظر کاندینسکی :رنگ سیاه، برعکس نشانگر عدم و نیستی و مانند سکوتی ابدی بدون آینده و امیدی است بدین معنی که پایان راه یا آن توفقی را می نمایا ند که در پایان کامل نطق پدید می آید گویی که این رنگ اصلاً صدایی ندارد. هر رنگی بر روی سیاه قرار گیرد برجسته و مشخص تر میر شود حال آن که هر رنگی، روی سفیدی، ضعیف و درهم می شود تعادل بین سفید و خاکستری است که نه صدا و نه حرکتی دارد و دارای سکونی تسلی ناپذیر است که با سکون سبز که از رنگهای زنده بوجود آمده توفیر دارد رنگ از نظر فیزیولوژیکی نیز دارای اثراتی است آزمایش های اهرانوالدوگلدستن –ehrenwahdgoldstein ثابت کرد که نوارهای رنگی با زمینه های گرم باعث حرکت بازو و زانو ها به طرف نور می شود در حالیکه نورهای آبی و سبز باعث حرکتهای مخالف می شود مشاهدات و آزمایشهای روانشناسان و فیزیولوژیست های مختلفی در مورد اثرات رنگ باعث شد که بسیاری از آنهااز نظر منطقی به این نتیجه برسند که میان انتخاب رنگها و بعضی خصوصیات جسمی و روانی و عاطفی فرد ارتباط وجود دارد جونش و کوش _ joensch koch  رنگرا به عنوان یک عامل مشخص کننده انواع خصوصیات شخصیت فرد ذکر کرده اند و با کمکاین نظر تست هایی را بوجود آورده اند که می توان شخصیت فرد را از نحوه ی انتخاب رنگها و چگونگی و ترتیب قرار دادن آنها شناخت.