امروز پنجشنبه 14 مهر 1401

پیشرفت تحصیلی، خلاقیت و خودپنداره

0

تورنس (1965) در کتاب هدایت استعداد خلاق بین کرده است که بعضی از مواد درسی بیشتر از سایر موارد با خلاقیت ارتباط دارد. نتایج تحقیق تورنس نشان داد، خلاقیت پیشرفت بیشتری را در مواد کلامی مخصوصاً قرائت امکان پذیر می سازد. در حالی که بهره هوشی با ریاضیات همبستگی بالایی دارد. تورنس به غیر از این تحقیق که در سطح مدارس ابتدایی انجام داد، شش تحقیق روی گروه بزرگتری داشت که در چهار تحقیق آن افراد باهوش و خلاق تفاوت معناداری در پیشرفت تحصیلی نداشتند. یاماماتو با تحقیق بر روی شاگردان مدارس متوسطه نتایج مشابهی بدست آورد. به این ترتیب که علیرغم اختلاف 20 نمره در بهره هوشی افراد باهوش و خلاق هر دو گروه در پیشرفت تحصیلی نتایج مشابهی به دست آوردند. یاماماتو پس از این آزمایش به همبستگی مثبت بین خلاقیت و پیشرفت تحصیلی دست یافت.

کروپلی در گروه نمونه ای که از 320 شاگرد کانادایی تشکیل شده بود، چهار گروه به شرح زیر انتخاب کرد:

-گروه اول که دارای خلاقیت و بهره هوشی برجسته ای بودند.

-گروه دوم که در خلاقیت برجسته ولی بهره هوشی آنها در سطح پایینی قرار داشت.

-گروه سوم که خلاقیت آنهادر سطح پایین ولی بهره هوشی آنها زیاد بود.

-گروه چهارم که خلاقیت و هوش آنها هر دو در سطحی پایین قرار داشت.

کروپلی پس از گروه بندی فرضیه زیر را مطرح کرد.

خودپنداره و عزت نفس‌

اگر خلاقیت عامل مهم در پیشرفت تحصیلی باشد باید نتایج زیر به دست آید: گروه اول برتر از گروه سوم و گروه دوم برتر از گروه چهارم باشد؛ آزمایش، این فرضیه را تأیید نمود. پیشرفت تحصیلی همچنین منجر به خودپنداره مثبت در دانش آموز می گردد. چنانکه بلوم (1976) معتقد است: اگر دانش آموز در فعالیت های آموزشی خود در اکثر تکالیف یادگیری طی چندین سال تحصیلی، احساس شایستگی کند و از طرف سایرین کارش بطور مثبت ارزیابی شود، حداقل در رابطه با فعالیت های مدرسه، یک احساس کلی از شایستگی در وی ایجاد می شود. به همین نحو اگر اکثر برخوردهای دانش آموز با تکالیف یادگیری به ارزیابی منفی بینجامد، درباره فعایت های مدرسه احساس عمیق عدم شایستگی در وی ایجاد می شود.

خودآگاهی و خود پنداره چیست؟

کوینگتون و اوملیج (1985) معتقدند؛ دانش آموزی که سابقه موفقیت آمیزی در تحصیلات خویش در مدرسه دارد، معمولاً از اعتماد به نفس، انگیزش پیشرفت بالا و محور درونی نظارت برخوردار است. جوینده موفقیت موفق می شود، زیرا با موفق شدن نظر او درباره تواناییش تأیید می شود.شکست از نظر جوینده موفقیت نشانه اشتباه او در ارزیابی میزان تلاش لازم برای موفقیت در وظیفه ای خاص است. (نقل از گلاورو بروتینگ، 1990)

انتظارات و استنباطی که کودک از خود دارد صرفاً نتیجه شکست و یا موفقیت او در گذشته نیست. کودکانی که در گذشته عملکرد یکسانی داشته اند غالباً ارزش یابی های متفاوتی درباره تواناییهای خود می کنند و درباره موفقیت آتی، انتظارات متفاوتی دارند. برای مثال، انتظارات پسرها در حوزه های مختلف موفقیت بیش از انتظارات دخترهاست حتی وقتی که متوسط عملکرد گذشته پسرها با دخترها برابر یا از آن کمتر است. (ماسن و دیگران)