امروز دوشنبه 04 مهر 1401

فرهنگ سازمانی و رضایت شغلی

0

در دنیای پر تلاطم امروزی سازمان ها به صورت فرایند های پیچیده ای اداره می شوند. برای این کار سازمانها نیازمند هماهنگی کامل در همه اجزا و مواد تشکیل دهنده خود هستند که مهمترین آن فرهنگ سازمان است که در دل سازمان موجودیت می یابد. با این توضیح این سئوال درذهن ایجاد می شود آیا فرهنگ سازمانی بر متغییر هایی همچون رضایت شغلی تاثیر می گذارد جواب این پرسش می تواند راهگشای بسیاری از مسایلی است که درسازمان ها اتفاق می افتد و این نکته قابل تامل است که برخلاف آنچه که در سایر ساختارهای نظری اتفاق می افتد توسعه مفهوم فرهنگ سازمانی سرتاسر با بحث و جدل همراه بوده است. و این فرایند پر تلاطم توسعه مفهوم فرهنگ سازمانی، ضرورت توجه به آن را در سازمان های آموزشی بویژه در مدارس پر رنگ تر می سازد.

"فرهنگ عبارت است از مجموعه‌ای از ارزشها، باورها، درک و استنباط و شیوه‌های تفکر یا اندیشیدن که اعضای سازمان در آنها وجوه مشترک دارند.منظور از فرهنگ، «کلیه آثار فکری و مادی جامعه می‌باشد» مطالعات ریچرز و اشنایدر نشان داد که مفهوم فرهنگ سازمانی از علوم اجتماعی پایه (انسان شناسی، جامعه شناسی و همچنین روانشناسی) نشات گرفته است

در بیست سال گذشته به دلیل رشد شتابان صنعت و بازرگانی در شماری از کشورها، فرهنگ سازمانی به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده موثر در این پیشرفت شناخته شده است فرهنگ سازمانی به آسانی شناخته نمی شود و مشخص ساختن مفروضات و الگوهای آن نیازمند تحلیل عمیق در سازمان است3] [.فرهنگ سازمانی بستری است به هم پیوسته که اجزا سازمان را به متصل می کند. از سوی دیگر سازمان را از سازمانهای دیگر جدا می سازد و این فرهنگ به صورت پویا و به اشکال مختلف در بین مدارس شکل می گیرد.

رابینزمولفه های فرهنگ سازمانی را به صورت زیر بیان می کند:

· خلاقیت فردی: میزان مسئولیت، آزادی عمل و استقلالی است که افراد دارند.

· ریسک پذیری: میزانی که افراد تشویق می شوند تا ابتکار عمل به خرج دهند.

· رهبری: توانایی در اعمال نفوذ یا اثر گذاشتن بر دیگران در جهت تامین اهداف خاص.

· وضعیت تعارض: میزان یا درجه ای که افراد تشویق می شوند با تعارض بسازند و پذیرای انتقادهای آشکار باشند.

· هماهنگی و انسجام: درجه ای که واحد های درون سازمان به روشی هماهنگ عمل می کنند.

· حمایت مدیریت: درجه ای که مدیران با زیر دستان خود ارتباط برقرار می کنند آن ها را یاری می دهند.

· پاداش: میزان یا درجه ای که شیوه تخصیص پاداش بر اساس شاخص های عملکرد کارکنان قرار دارد.

· مقررات: قوانین ضمنی که در سازمان وجود دارد..

رضایت شغلی

مطالعه در مورد رضایت شغلی را می توان از مطالعات هرزبرگ(1959)ردیابی کرد. لاک (1969)رضایت شغلی را به عنوان یک حالت احساسی مربوط به ارزیابی مثبت یا منفی از تجارب کاری تعریف می کند. رضایت شغلی به عنوان احساس مساعد و مثبت کارکنان به شغل خود، در سازمان، متاثر از نیازها، انگیزه ها و علایق از یک طرف و شرایط شغلی از طرف دیگر می باشد. از نظر سازمانی سطح بالای رضایت شغلی منعکس کننده جو سازمانی بسیار مطلوب است که منجر به جذب و بقای کارکنان می شود. دیویس[1](2004)رضایت شغلی را از لحاظ روانشناسی تعریف کرده است که دارای دو مولفه است1-شناختی 2-عاطفی. نامارا[2](1991)،کیم و همکاران(2011) رضایت شغلی را به عنوان احساس یا حالتی ذهنی در خصوص ماهیت کار افراد تعریف کرده اند که از فاکتورهای گوناگونی تاثیر می پذیرد به عنوان مثال کیفیت روابط فرد با سرپرست، کیفیت محیط فیزیکی کار، درجه اجرایی کار افراد و غیره[12]. نظر به این مدل، کریتنر و کینیچی (2006) پنج مدل غالب را شناسایی کردند: نیازهای اجرایی (نیازهای حقوقی،نیاز های خانوادگی)؛ اختلاف بین آنچه که مورد انتظار است با آن چه واقعا اتفاق می افتد؛ انجام ارزش های کاری؛ تساوی حقوق یا بیطرفی؛ مولفه های ژنتیکی که صفت شخصی ذاتی فرد است و منجر به رضایت شغلی می شود.