امروز دوشنبه 04 مهر 1401

اصول برقراری رابطه ی انسانی با فرزندان در دوره ی نوجوانی

0

در این مقاله ی مختصر و کوتاه، نکات کلیدی و ارزشمندی در قالب تذکراتی مفید به اولیای محترم دانش آموزان در خصوص «اصول برقراری رابطه ی انسانی با فرزندان در دوره ی نوجوانی» ارائه می گردد. چراکه: «فَذَکِّرْ اِنَّمَآ اَنْتَ مُذَکِّرٌ»(سوره ی غاشیه، آیه ی21). امیداست مورد استفاده قرار گیرد.

و اما یک سئوال مهم: «هَلْ یَسْتَوِی الَّذیِنَ یَعْلَمُونَ وَالَّذیِنَ لَایَعْلَمُونَ» آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند، برابرند؟! (قرآن کریم، سوره ی زمر، آیه ی9)

خانواده بدون شک، مهم ترین و اصلی ترین نهاد تربیتی جامعه است و نخستین آموزشگاه و پرورشگاه فرد محسوب می شود. یک خانواده ی سالم و پویا خانواده ای است که میان اعضای آن به ویژه میان والدین و فرزندان، رابطه ای انسانی و سالم حاکم است. مادران و پدران توانا کسانی هستند که از دانایی ها و مهارت های لازم برخوردارند.

هیچ پدر و مادری خود به خود و به تنهایی نمی توانند موفق شوند و نوجوان خود را آن طور که هست، بشناسند و با او رابطه ای درست برقرار نمایند، مگر این که دانایی های لازم و مورد نیاز را کسب نمایند. کسب دانش به همراه تغییر نگرش مثبت و سپس تغییر رفتار در جهت مطلوب، از اهداف آموزشی والدین است.

آن دسته از والدینی که فرزند نوجوان در دوره ی متوسطه دارند، با مسائل و مشکلات گوناگونی روبرو می شوند که بخش اعظم آن، به عدم برقراری ارتباط مطلوب انسانی با نوجوان برمی گردد. زیرا فرد نوجوان در مرحله ی خاصی از رشد به سر می برد و باید با شناخت و آگاهی لازم با او برخورد کرد. پژوهش های متعددی نشان می دهد که هر قدر والدین داناتر و آگاه تر باشند، کمتر با مشکلات مواجه می شوند. از سوی دیگر، خانواده هایی که نسبت به نقش ها، وظایف و مسئولیت های خود آگاهی بیشتری دارند، بهتر می توانند با فرزند خودرابطه برقرار کرده ونوجوان خود رادراین دوره ی حساس وپرانرژی، به طریق مطلوبی هدایت نمایند.

اگر به به سلامتی، رشد و شکوفایی همه جانبه ی افراد جامعه می اندیشیم، باید به سلامتی و نیز سالم سازی خانواده ها اهمیت دهیم.

فرد در دوره ی نوجوانی به ارزیابی و بازنگری روابط خود با والدین می پردازد؛ ممکن است در نتیجه ی ارزیابی، که زمانی قهرمان محسوب می شده اند، درحال حاضر منفی و نامطلوب باشد؛ زیرا گاهی والدین خود را با دیگران مقایسه کرده و به برخی ضعف ها و کاستی های موجود پی می برد که سبب ناامنی و خشم نوجوان شده و در نتیجه به پدر و مادر خود پرخاش کرده و عقاید و سبک زندگی آنها را رد می کند. در چنین شرایطی، نوجوان نیز نیاز به آموزش دارد تا بداند که راه برقراری رابطه با والدین چگونه است و آگاهی های لازم در مورد پذیرش واقعیت ها، ویژگی های فرهنگی و شرایط اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی را کسب نموده و در هرحال بداند که بهترین، امین ترین و قابل اعتمادترین کسانی که می توانند به او کمک کرده و مشاور او باشد، پدر و مادرش هستند.

به راستی چرا هر روز در جریان خبرهای تکان دهنده ای درمورد نوجوانان، والدین و یا خانواده هایی در جهت منفی قرار می گیریم؟! به نظر می رسد که ریشه ی آنها در چهار دلیل عمده زیر نهفته است:

الف- عدم آگاهی والدین نسبت به نقش ها و وظایف خود؟

ب- عدم توجه مادران و پدران به روان شناسی نوجوان؟

ج- تکرار کورکورانه ی روش های تربیتی نادرست؟

د- عدم توانایی والدین در برقراری رابطه با نوجوان؟

صنعتی شدن، شهرنشینی، چندشغله بودن والدین، رشد تکنولوژی، عدم مطالعه و به روز بودن والدین، پیدایش نیازهای جدید، شکاف نسلها، هجوم فرهنگ به ظاهر فریبنده ی غرب و شرق و... ساختار خانواده را دچار تغییر و تحول شدیدی کرده است. امروزه، خانواده به تنهایی انتقال دهنده ی میراث فرهنگی نیست، بلکه جامعه از طریق رسانه ها و مدرسه و... این نقش را به شکلی ظریف، عمیق و همه جانبه ایفا می کند.

مهم ترین نکته ای که پدران و مادران در دوره ی نوجوانی باید به آن توجه کنند، این است که با نوجوان خود نباید مانند یک کودک رفتار کرد؛ زیرا نوجوان دیگر کودک نیست، هرچند که بزرگسال نیز به حساب نمی آید؛ اما در حدیثی از پیغمبر اسلام(ص) او یک وزیر و مشاور است. شاید دوره ی نوجوانی، آخرین مرحله ی رشد فرزندان باشد که والدین باید فعالانه آنها را یاری کنند تا خود را شناخته و مسیر زندگی خویش را بیابند؛ زیرا پس از این دوره، فرد نوجوان پا به دوره ی جوانی می گذارد و به تدریج وارد دنیای مستقلی می شود. در این شرایط، هم جوان و هم والدین باید آمادگی لازم را کسب کرده تا او بتواند به خودرهبری و خوداتکایی برسد. در این راه، یکی از اثربخش ترین روش ها، برقراری رابطه ی انسانی مطلوب با نوجوان و حفظ و تأمین عزت نفس و احساس خودارزشمندی اوست.