امروز شنبه 09 مهر 1401

شهروند مسئول

0
واژه شهروند در ادبیات ما واژه ای تازه و نو است. به طوری که حتی در فرهنگ های عمومی مثل فرهنگ معین و عمید مطرح نشده است. در فرهنگ های دوزبانه کلمه شهروند به معنای بومی، شهری، تابع، رعیت و شهرنشین و کسی که از خدمت لشگری آزاد شده باشد، تعریف شده است. ظاهرا اولین فرهنگ فارسی به فارسی که کلمه شهروند را در خود جای داده است، فرهنگ فارسی "امروز" است. این فرهنگ شهروند را چنین تعریف کرده است: "کسی که اهل یک شهر یا کشور باشد و از حقوق متعلق به آن برخوردار باشد، شهروند است" (اسماعیلی، به نقل از بلورچی،1384،ص17). هر فردی که به دنیا می آید باید به عنوان یک شهروند شناخته شود و از تمام حقوقی که در "اعلامیه حقوق رشد" و "عهدنامه حقوق کودک[1]" مقرر شده است بهره مند شود. هر فردی به انواع گوناگونی از جوامع، از خانواده و جامعه محلی گرفته تا جامعه ملی و بین المللی و انسانی، متعلق است و باید از تمام حقوق خود در این جوامع برخوردار باشد و مسئولیت های شهروندی را برعهده بگیرد (لطف آبادی،1385،ص36). مفهوم شهروند به معنای امروزی بر هویت سیاسی، وفاداری به قلمرو سیاسی، احترام به قانون، توجه دقیق به دیگران و آگاه بودن از اختیارات و منزلت خویش و بالاخره گردن نهادن به وظایفی که ناشی از شهروندی و برخورداری از حقوق شهروندی است، دلالت دارد (شیانی به نقل از بلورچی،1384،ص55).

برای فهم دقیق موقعیت شهروندی، باید به عناصر تشکیل دهنده این موقعیت که عبارت از:
الف) نظام موثرحقوقی، ب) تعلقات اجتماعی، فرهنگی و فراملیتی ج) مشارکت سیاسی و مذهبی د) هویت ملی، هستند توجه کرد.
این مفاهیم دارای ارتباط نظام دار با یکدیگر و با مفهوم اصلی شهروندی می باشند. شکل (3-2) (فتحی واجارگاه،1382،ص215).

شهروند فردی است در رابطه با یک دولت که از سویی برخوردار از حقوق سیاسی و مدنی است و از سوی دیگر در برابر دولت تکالیفی را به عهده دارد این رابطه را شهروندی گویند.
شهروندان یک کشور که ملت همان کشورند، در شهروندی خویش دارای حقوق و تکالیفی هستند، خلیلیان در کتاب حقوق بین المللی اسلام به نقل از دایره المعارف آمریکا این حقوق و تکالیف را در چهار دسته زیر بیان می کند:
1- حق آزادی عمل برای شهروند 2- حق حمایت از جان و مال
3- مسئولیت شهروند در برابر گروه شهروندان
4- عضویت در گروه اجتماعی- سیاسی، به معنای حق شرکت فعال در زندگی سیاسی جامعه، که این امر بارز ترین خاصیت شهروندی به شمار می آید (خوئینی، 1386،ص40).
گذری تاریخی به شهروند ایرانی
با وجود تمدن بزرگ و کهن، مفهوم شهروند در طی دوران مختلف تاریخی در ایران مشاهده نمی شود. ولی از دیرباز اندیشه برای تربیت انسان والا وجود داشته است. آنچه در لفظ و کلام یا به صورت حقوق رسمی مشاهده نمی شود در هنجارهای اجتماعی در بسیاری از ادوار وجود داشت و قدیمی ترین الگوی آن از تعلیمات زرتشت الهام گرفته شده بود (آشتیانی و دیگران،1385،ص72).
مذهب مقدس اسلام با شکستن سدهای اختلافات طبقاتی و نژادی و اعلام برابری انسان ها الگوی تکامل یافته انسان الهی- اجتماعی و خرد ورز را ارائه داد و در اجتماعات گذشته مسلمانان، افراد بسیاری با این الگو و اندیشه های بزرگ تربیت شدند. چنآن که فارابی در کتاب آراء اهل مدینه فاضله با بیان ویژگی های شهروند آرمانی خود ارزش های شهروندان را به زیبایی بیان می کند: از جمله سعادت شهروند مطلوب فارابی در مشارکت و تعاون است و حرکت و رشد وی در سه بعد متفاوت قابل تمییز است: "نظام جهان طبیعت، نظام اجتماعی، نظام وجود فردی" (فلامکی،1367 به نقل از آشتیانی و دیگران، 1385، ص72). به علاوه شهر آرمانی فارابی شهری جهانی است، تعلیم و تربیت، داد و ستد و گردش اندیشه ها در آن از اصول اولیه است. به هر حال به همان سان که وجود تفکرات و الگوهای شهروندی در غرب به برابری و تساوی افراد نینجامیده است، عدم الگوی نهادینه شده شهروندی در ایران به دلیل حکومت های مطلقه، مانع ویژگی های هنجاری مانند تعاون، خودگردانی محلی، پذیرش مسئولیت وطن پرستی و سایر ارزش های اخلاقی که مجموعه آن ها آدمیت انسان مدنی را نشان می دهد، شده است. به طور کلی می توان گفت: الگوهای رفتاری عمدتا در همه ادوار بر مبنای حقوق و تکالیف مذهبی، نسبت به وطن براساس وفاداری و نسبت به نظام حکومتی براساس اطاعت بوده و شهروندی غیر همگانی بوده است. در ایران اولین آشنایی با حقوق شهروندی و ارزش های آن با انقلاب مشروطیت آغاز شد و با وجود گذشت سال های طولانی و تجربه کردن انقلابی بزرگ تر وتغییرات بسیار در اندیشه ها هنوز نمی توان گفت که در زمینه حقوق وتکالیف شهروندی آگاهی عمومی و صحیح وجود دارد. بنابراین تا زمانی که آگاهی وجود نداشته باشد، شناخت وظایف و امکان انجام تکالیف نیز وجود نخواهد داشت. (آشتیانی و دیگران،1385،ص72).
شهروندی و مهارت های زندگی
مفهوم شهروندی در درجه اول، دارای وجوه مشترک با مهارت های زندگی در سطح محلی و ملی است و در درجه
دوم، با مهارت های زندگی در جامعه جهانی ارتباط دارد. از چنین دیدگاهی است که ما، نه براساس رویکرد روانشناسی فردی و اجتماعی جوامع پیشرفته صنعتی بلکه بر پایه روش زندگی ایرانی، مهم ترین مهارت های مورد نیاز دانش آموزان نوجوان و جوان برای زندگی سعادتمندانه ایرانی در جهان کنونی را به شرح هشت گروه از مهارت های زیر تقسیم بندی می کنیم. ویژگی های شهروندی نیز بخشی جدایی ناپذیر از همین مهارت هاست. مهارت های شماره 1تا 5 در زندگی شهروندی، اهمیت بیشتری دارند و سه مهارت 6 تا 8 زمینه ساز مهارت شهروندی است:
1- شناخت زندگی فردی،خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی، ملی و دینی در کشور، اولین گروه از مهارت هایی هستند که دانش آموزان ما باید یاد بگیرند؛
2- دومین گروه از مهارت ها این است که دانش آموزان ما یاد بگیرند سلامت جسمی و بهداشت فردی و زیست محیطی را حفظ کنند و بهبود بخشند تا رضایت از زندگی برای آنان و دیگران آسانتر شود؛
3- گروه سوم از مهارت ها آن است که دانش آموزان یاد بگیرند که نظم و قانون مداری و عدالت را در همه حال رعایت کنند و در همه اموری که انجام آن ها بر عهده آنان است، احساس مسئولیت داشته باشند؛
4- مناسبات سالم اجتماعی، همدلی و همدردی و کمک رسانی، رشد مهارت های زبانی و انواع دیگر ارتباطهای مبتنی بر کرامت انسانی، توانایی برقرارکردن ارتباط موثر و ثمربخش با دیگران، بده بستان برابر و عادلانه، دوست داشتن همزبانان و همراهان و هموطنان و سایر انسان ها چهارمین گروه از مهارت هاست؛
5- گروه پنجم از مهارت ها، که اهمیت ویژه ای در هویت و شخصیت و زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی دانش آموزان دارد، مهارت شغلی است. ما از این بابت در کشور خود مشکلات بیشماری داریم و جا دارد آموزش و پرورش، هم با فراهم کردن زمینه های مهارت های شغلی در ذهن و روحیه و رفتار تمام دانش آموزان (مانند دقت و نظم و مسئولیت و پی گیری و نوآوری و شکل گیری درست هویت شغلی) و هم در برنامه ریزی های آموزش فنی و حرفه ای سطوح بالاتر تحصیلی از نظر آموختن دانش و مهارت های تخصصی به دانش آموزان و ایفای نقش و اعمال فشار بر نهاد های مسئول تامین فرصت های شغلی برای دانش آموزان، نقش حیاتی خود را به درستی ایفا کند؛
6- گروه ششم از مهارت ها این است که دانش آموزان در هر سنی، خود را چنان که هستند. بدان گونه که می توانند باشند، به درستی بشناسند و شیوه زندگی خود را براساس توانایی ها، استعدادها، هدف های کوتاه مدت و میان مدت و دراز مدت و در راستای تحقق باورها و آرزوهایی که دارند، سازمان دهی کنند؛
7- هفتمین گروه از مهارت های زندگی این است که کودکان و دانش آموزان به تفکر درست (که مجموعه ای از توانایی های تفکر واقع بینانه و منطقی، آگاهی و هشیاری و تفکر انتقادی، خلاقیت در اندیشه و نگرش به امور، و توانایی حل مسئله است) مجهز شوند؛
8- هشتمین گروه از مهارت ها برای زندگی سالم دانش آموزان آن است که سلامت و تعادل دستگاه روانی خود را از طریق مقابله با اضطراب و هیجان های کاذب و افراطی، مقابله با افسردگی و بی هیجانی، مقابله با فشارهای روانی و تنیدگی و درهم فرورفتگی، مقابله با خودخواهی و حسد و کینه توزی و حل تعارض های زیان بخش در زندگی درونی و بیرونی حفاظت کنند.
برخورداری دانش آموزان از ویژگی های مذکور قطعا نیازمند آموزش و پرورش است و خودبه خود حاصل نمی شود. جدا از تاثیرهای اساسی و انکارناپذیر خانواده بر چگونگی دست یابی بر مهارت های زندگی و شهروندی و شکل گیری هویت و شخصیت، نهاد مسئول آموزش و پرورش دهنده این مهارت ها و هویت و شخصیت دانش آموزان، مدرسه، معلم، برنامه ها و روش ها و فضای تعلیم و تربیت رسمی در کشور است (لطف آبادی، 1385، صص20-19).
حیطه ها و ابعاد شهروندی
در ارتباط بین فرد و جامعه چهار حیطه یا بعد معرفی شده است که در ارتباط با 4 خرده سیستم قرار می گیرند و هر فردی ممکن است در یک جامعه آن ها را تشخیص دهد. این خرده سیستم ها عبارتند از:
بعدسیاسی/قانونی، بعد اجتماعی، بعد فرهنگی و بعد اقتصادی.
به اعتقاد آلن سیرز و وان هبرت[3] ابعاد شهروندی عبارتند:
1- بعد مدنی شهروندی: این بعد به شیوه زندگی شهروندان که معمولا در راستای اهداف دموکراتیک جامعه است، اشاره دارد. این بعد به ارزش های اساسی جامعه، حدود تصمیم گیری دولتی در ارتباط با افراد شهروند، حقوق و تعاملات گروه های ویژه و ذی نفع را مشخص می کند. بعد مدنی شهروندی، عوامل نظیر آزادی در گفتار، برابری در مقابل قانون، آزادی در تعاملات و ارتباطات در معنای عام و هم چنین جریان آزادانه دسترسی به اطلاعات را شامل می شود.
2- بعد سیاسی شهروندی: بعد سیاسی شهروندی به طور عمده شامل حق رای و مشارکت سیاسی شهروندان می باشد. انتخابات آزاد در ارتباط با این بعد شهروندی از اهمیت بسزایی برخوردار است. به عبارت دیگر، شهروندی سیاسی به حقوق و وظایف سیاسی اشاره دارد که در قالب نظام سیاسی تبلور می یابد.
3- بعد اجتماعی- اقتصادی شهروندی: این بعد به ارتباط بین افراد در یک موقعیت اجتماعی و همچنین مشارکت در یک فضای باز سیاسی اشاره دارد. تعریف حقوق اجتماعی و اقتصادی شامل تبیین حقوق افراد در ارتباط با رفاه اقتصادی است. شهروندی اجتماعی به روابط بین افراد یک جامعه و همچنین تقاضاها و نیازهای کلی آن ها اشاره دارد. شهروندی اقتصادی نیز به ارتباط بین یک فرد با بازار کار و مصرف دلالت دارد و به حق هر فرد در برخورداری از امکان اشتغال و امرار معاش می پردازد.
4- بعد فرهنگی یا گروهی شهروندی: این بعد شهروندی، به شیوه ای از فرایند گسترش فرهنگ اشاره می کند که با موضوعاتی نظیر توانایی پذیرش فرهنگ های مختلف، مهاجرت جهانی، افزایش تحرک و تغییر پذیری همراه است. شهروندی فرهنگی به آگاهی از میراث عمومی فرهنگ اشاره دارد. این مولفه شامل جستجو برای شناخت حقوق جمعی و گروه های اقلیتی می باشد. بعد فرهنگی شهروندی به تحلیل ویژگی های هر کشور براساس حقوق بشر پرداخته و پس از شناخت بعد انسان شناختی مربوط به هر فرد، ارزش ها و قوانین حاکم بر جامعه را مورد تاکید قرار می دهد. (سیرز و هبرت، 2005، به نقل از واحد،1384)
شهروندی می تواند در مقایسه با یک صندلی قرار بگیرد.4 پایه این صندلی شهروندی؛ ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خواهد بود. توسعه کامل شهروندی از طریق اجرای متوازن این 4 بعد امکان پذیر خواهد بود. این 4 بعد شهروندی از طریق فرایندهای اجتماعی که به صورت سازماندهی شده در مدرسه، خانواده، سازمان های مدنی و مشارکت های سیاسی و به صورت غیر سازماندهی شده در اجتماعات، رسانه های گروهی و گروه های همتا رخ می دهد، کسب خواهد شد. (رادولدهویس[4]،2000)
الگوهای اصلی شهروندی
برای شهروندی الگوهای مختلفی ارائه شده است که یکی از بارزترین آن ها توسط کستلز[5] مطرح شده است. وی حداقل سه الگوی اساسی برای شهروندان ارائه کرده است که عبارتند از:
1- الگوی حذفی متفاوت
2- الگوی جذب یا همانند سازی
3- الگوی تکثرگرا
اینک به شرح هر یک از این الگوها می پردازیم:
1- الگوی حذفی متفاوت
در این الگو، برخوردهای متفاوتی با شهروندان به عمل می آید. شهروندان می توانند به برخی از حوزه ها و قلمروهای اجتماعی دسترسی داشته باشند در حالی که از برخورداری از سایر قلمروها محروم هستند. این الگو در برخی از کشورهای مهاجرپذیر اعمال می شود. برای مثال شهروندان می توانند وارد بازار کار شوند ولی این به معنای عضویت مهاجران به عنوان یک شهروند جامعه نیست. الگوی حذفی متفاوت بیشتر به دنبال حمایت از برداشتی از هویت است که اکثریت جامعه را در بر می گیرد و در عوض از مکانیزم هایی استفاده می کند که براساس آن ها، افرادی که از ریشه های فرهنگی یا قومی متفاوت از گروه اکثریت جامعه هستند، را از دسترسی به چنین هویتی منع می کند. در یک برداشت کلی، الگوی ذی ربط نشان می دهد که چگونه جامعه در راستای حذف عده ای خاص حرکت می کند و حقوق گسترده ای را برای سایر اعضای جامعه، به واسطه دارابودن پاره ای از ویژگی ها و خصوصیات، فراهم می سازد.
2- الگوی جذب یا همانند سازی[6]
در این الگو، نسل نوجوان و جوان یا مهاجران تازه وارد از طریق فرایند سازگاری و انطباق یک طرفه[7] در جامعه تلفیق می شوند. این بدان معناست که از افراد انتظار می رود که ویژگی های خاص اجتماعی، فرهنگی و زبانی خود را فراموش کرده و کنار بگذارند و با ترک این ویژگی های اختصاصی، خود را با ویژگی های اکثریت جامعه منطبق نمایند. اما در عین حال، برخلاف الگوی قبلی، الگوی همانندسازی، حقوق برابری را در اختیار همگان قرار می دهد و برای این امر فقط یک شرط دارد و آن این که فرد، احساسات و تعلقات ویژه خود را ترک کند. این الگو در مقایسه با الگوی حذفی متفاوت، روش مردم سالارانه ای را به نمایش می گذارد.
3- الگوی تکثرگرا[8]
در این الگو، حقوق مساوی در اختیار تمام افراد است و تمام شهروندان به کلیه حوزه های اجتماعی و منابع دسترسی دارند، بدون آن که از آن ها انتظار رهاکردن احساسات و تعلقات متفاوت شان وجود داشته باشد. بنابراین در این الگو، عضویت در جامعه مدنی، دربرگیرنده مشارکت کامل در امور جامعه و دولت است. براساس نظریه کستلز، این الگو در کشورهایی نظیر کانادا، استرالیا و امریکا مشاهده می شود و همان طوری که به وضوح قابل استنباط است، این الگو از جامعیت بیشتری برخوردار است (کستلز، به نقل از فتحی واجارگاه،1382،صص218-216).
هویت شهروندی در جامعه مدنی
در جامعه مدنی و مدرن هر فرد صرف نظر از هویت انسانی خود با هویت شهروندی مشخصی شناخته می شود و بخش مهمی از حقوق و تکالیف وی به این هویت ثانوی بر می گردد. در مقابل هویت غیر اکتسابی انسانی، هویت شهروندی، هویتی قراردادی و اکتسابی است که در درجه اول با عضویت در یک واحد سیاسی به نام کشور حاصل می شود و با خروج از آن نیز زائل خواهد شد. هویت شهروندی مانند هویت انسانی هیچ گونه حیثیتی نمی پذیرد و همه افراد را از هر رنگ، مذهب، نژاد و قومی را بطور یکسان در بر می گیرد. هویت شهروندی در جریان تعامل آگاهانه میان حکومت (حاکمان) با مردم (شهروندان) تحقق می یابد. در جریان این تعامل هر یک از طرفین ضمن آگاهی نسبت به حقوق و تکالیفی که بر عهده دارند به آن پایند نیز هستند (خیام عمر،به نقل از بلورچی،1384،ص61).
انواع شهروندی
ویتمر و کان معتقدندکه سه نوع شهروندی وجود دارد، که عبارتند از: شهروند مسئول، شهروند مشارکت کننده و شهروند محقق. در جدول(1-2) توصیف، نمونه اعمال و فرض های اساسی این سه نوع شهروند نمایش داده می شود.
شهروند مسئول
شهروند مشارکت کننده
شهروند محقق
توصیف
- در جامعه خود مسئولانه عمل می کند؛
- کار می کند و مالیات آن را می پردازد؛
- از حقوق خود آگاه است؛
- بازسازی می کند و خون می دهد؛
- در مواقع بحرانی داوطلب می شود؛
- در اصلاح و سازماندهی جامعه
شرکت می کند؛
- در جهت رفع نیازها و رشد
اقتصادی فعالیت می کند؛
- نحوه کار سازمان های دولتی را بلد است؛
- راهبردهای تاسیس کارهای جمعی را بلد است؛
- مسایل اجتماعی و سیاسی و ساختارهای اقتصادی را به طورانتقادی بررسی می کند؛
- دنبال آدرس مراکز تحقیقاتی است.
- تحرکات اجتماعی را می شناسد و
بر آن ها اثر می گذارد
نمونه عملی
برای گرسنه غذا می دهد.
برای تاسیس یک غذا خوری
کمک می کند.
علت گرسنگی مردم را توضیح
می دهد و برای از ریشه برکندن
آن راه حل ارائه می دهد.
فرض های اساسی
برای حل مسایل اجتماعی و بهبود
جامعه شهروندان باید راستگو،
مسئول باشند و حقوق افراد جامعه
را رعایت کنند.
برای حل مسایل اجتماعی و بهبود
جامعه شهروندان باید بطور گروهی
کارکنند و در درون
سیستم های تاسیس شده وساختار اجتماعی، موقعیتهای رهبری را ایجاد نمایند.
برای حل مسایل اجتماعی و بهبود جامعه شهروندان باید ساختارهای تاسیس شده
را هنگامیکه آن ها الگوهای تولیدی
رضایت کننده ای ندارند، مورد سوال
قرار دهند.
جدول (1-2): انواع شهروندی (ویتمر و کان[9]،2004)
دیدگاه های موجود در خصوص تربیت شهروندی
در صورتی که بپذیریم نظام آموزش و پرورش در قبال تربیت شهروندی دارای وظیفه مندی و مسئولیت است، در
این صورت می بایست الگوها و روش های معینی را برای آن شناسایی کرد. در این زمینه کم و بیش می توان به پنج دیدگاه در خصوص تربیت شهروندی اشاره کرد:
1- دسته اول نگرش افرادی چون "فریمن بوتز[10]" است که برای آموزش اصول دموکراسی در تربیت شهروندی تاکید می کنند و معتقدند که آموزش حقوق و ارزش های دموکراتیک برای تمام شاگردان ضروری است. چون تنها استاندارد ملی قادر به مقابله با آثار مخرب تنش های معاصر به سوی جدایی نژادی و فرهنگی است، می بایست در این زمینه،به شاگردان آموزش مسئولیت ها و وظایف عرضه گردد.
2- دسته دوم به روش های آموزشی تربیت شهروندی نظیر بحث های کلاسی، نظرسنجی از شاگردان در بخش های گوناگون برنامه درسی، روش حل مسئله گروهی، فرضیه سازی اندیشمندانه و تفکر انتقادی توجه دارند. "فردریک نومان[11]" در این دسته قرار دارد.
3- دسته سوم افرادی هستند که به آموزش حقایق در زمینه های تاریخ و حکومت معتقد هستند. "سی فین[12]" معتقد است که مسئولیت اصلی تربیت شهروندی، آموزش حقایق و واقعیات مرتبط است.
4- دسته چهارم نظریه پردازانی چون "جرج مارتین[13]"به توسعه، حساسیت بیشتر فرهنگی و تربیت شهروندی فراگیرتر توجه دارند. اینان بر نیاز به بازنمایی مسائل جامعه و سهم مشارکت افراد، اقلیت ها و گروه های اجتماعی در اصلاح جامعه تاکید می کنند و خواستار درگیر شدن فعالانه شاگردان در تربیت مدنی و شهروندی هستند.
5- دسته پنجم به تربیت شهروندی در صحنه گسترده تر مشارکت اجتماعی و نقش مشارکت های سیاسی در رشد شهروندان تاکید دارند. (علم الهدی، به نقل از فتحی واجارگاه،1382،صص322-321).
تعریف مسئولیت پذیری
مسئولیت پذیری[14] به معنای حس و رفتاری همراه با پاسخگویی، پیشقدم بودن، توانایی ادای وظیفه، قابل اتکا بودن، قابل اطمینان بودن، توانایی برای تصمیمات اخلاقی، شایستگی، بهره مندی از تفکر منطقی و غیره می باشد.
این تعریف از مسئولیت پذیری برای معلمان و دانش آموزان و والدین آن ها خیلی کلی و مبهم است و برداشت هرکس از تعریف فوق منحصر بفرد است. به همین خاطر برای روشن شدن و شفاف شدن تعریف مسئولیت پذیری باید به تعاریف رفتاری متوسل شد:
گروز نیکل و استفنر[15] طی یک نظر خواهی از معلمان تعاریف دقیق تر و مترادف های گوناگونی برای مسئولیت پذیری عنوان کرده اند، از آن جمله" بالغ، قابل اعتماد، صادق، قابل اتکاء، خودکنترل، وظیفه مدار، شریف، اخلاقی، شایسته، مستقل، غمخوار، همکار، انگیخته، متناسب، قاطع، هوشیار و دارای پشتکار". در نقطه مقابل نظرات معلمان، دانش آموزان سطوح مختلف تحصیلی، مسئولیت پذیری را مترادف با "استقلال، راستی، سخت کوشی، اخلاقی بودن، صداقت، رهبری، سازمان یافتگی، قابلیت اعتماد، متفکر، بالغ، تربیت شده، بزرگ، منطقی، غمخوار سایرین، قابل احترام، واقع گرا، قابل اتکاء، وظیفه شناس، متعهد به انجام امور و کمک کننده" دانسته اند.
گلن[16] مسئولیت پذیری را "توانایی محاسبه دقیق محدودیت ها و عواقب موقعیت های خاص، امتیازات، آزادی ها، تحلیل علل و عوامل موثر در موقعیت و سازگاری متناسب رفتارهای شخصی" می داند. وی همچنین احساس مسئولیت را "نوعی احساس عملی در به کارگیری توانایی ها و کوشش برای تطابق و سازگاری با مردم و عدم تطابق با آن ها را قانون شکنی و نپذیرفتن مسئولیت ها و وظایف" تعریف می کند. بدلی[17] مسئولیت پذیری فردی و شخصی را به معنای "پاسخگویی انسان که شامل افکار، انتخابها، تصمیمات و گفته ها و اعمال او است، تعریف می کند".
گروه کار ایالت کالیفرنیا[18]تعریف مسئولیت پذیری را "همان قدردانی از ارزش و اهمیت شخصی و داشتن شخصیت پاسخگو برای خود و عمل مسئولانه در ارتباط با سایرین" می داند. طبق نظر کمیته ادیسون ایلینویز[19] انسان مسئولیت پذیر کسی است که "براساس عزت نفس خویش و با احترام به حقوق و نظرات سایرین انتخابها و دیدگاه های خود را ارزیابی نموده و نهایتا پیامدهای اعمال و تصمیماتش را می پذیرد" (سبحانی نژاد، 1379،ص18). کلمز و بین [20]معتقدند: "مسئولیت به معنای لغوی به معنی توانایی پاسخ دادن و در عرف عام به معنای تصمیم گیری مناسب و موثر است. مقصود از تصمیم گیری مناسب آن است که شخص در چارچوب هنجارهای اجتماعی و انتظاراتی که از او می رود، دست به انتخابی می زند که سبب ایجاد روابط انسانی مثبت، افزایش ایمنی، موفقیت و آسایش خاطر می شود".
و نیز فورد[21]مسئولیت پذیری را "پیروی از قوانین اجتماعی و برآورده ساختن انتظارات جامعه از فرد" می داند.
(فورد،1985، به نقل از فتحی واجارگاه،1382، صص186- 185) دولنگا[22]مسئولیت پذیری را "در قالب شهروند مسئول می بیند و با این نگرش برای تربیت شهروندی،آموزشی را طراحی می کند که به اعتقاد ایشان یک آموزش نوآورانه شهروندی است که طی آن دانش آموزان دانش، معرفت و مهارت های ضروری را برای شهروند مسئول بودن را دریافت می کند".
در تعریف های فوق به هر دو دسته مسئولیت های شخصی و اجتماعی توجه شده است، زیرا اصطلاح مسئولیت پذیری هم جنبه شخصی و هم جنبه اجتماعی دارد. بدین ترتیب، با ملاحظه معانی لغوی و تعاریف متعدد وتفکیک به عمل آمده از مسئولیت های شخصی و اجتماعی می توان گفت مسئولیت پذیری نوعی احساس التزام به عمل یا واکنش فردی در موقعیت های گوناگون بدلیل تقید نسبت به سایرین است. این احساس تعهد یک ویژگی شخصیتی است و معمولا در اوج خود به صورت رفتاری ثابت در مجموعه رفتارهای اجتماعی شخص خود را نمایان می سازد. درحقیقت رفتار مسئولانه نتیجه نگرش جامعه شکل یافته در فرد است. نوعی احساس تعهد در پایبندی به سایرین، تبعیت از قواعد و معیارهای اجتماعی و درک قواعد گروهی که در ذهن فرد شکل گرفته و بر رفتارهای او اثر می گذارد (سبحانی نژاد، 1379،ص18).
انواع مسئولیت های اجتماعی
مسئولیت پذیری شامل طیف وسیعی از فعالیت ها و اقداماتی است که به منظور سهولت مطالعه آن ها،در این تحقیق با توجه به شرایط و ملاحظات اعتقادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ایرانی در شش دسته طبقه بندی می شوند:
1) مسئولیت های دینی: با توجه به مبانی عقیدتی و فرهنگی جامعه ایرانی مسئولیت های دینی آن دسته از مسئولیت های اجتماعی هستند که در انجام و رعایت آن ها، بیش از هر چیز تبعیت و پیروی از دستورات و تعالیم دینی اسلام، مبنای حرکت و تلاش افراد در جامعه است.
رسالت انسان ایجاد صفات و خصایصی است تا در سایه تحقق آن صفات که هم جلوه فردی دارد و هم جلوه اجتماعی، به وظایف و مسئولیت های اجتماعی خود عمل نماید. این صفات در صحنه اجتماعی اثر داشته و پیامد جمعی دارند.از جمله صفات و وظایف انسان مسلمان که در زمره مسئولیت های اجتماعی قرار می گیرند، می توان از: حسن خلق، حق گوئی، مشورت، جهاد، پرداخت خمس و زکات، انفاق، ایثار، امانتداری، عدم اسراف، ظلم ستیزی، پاسداری از دین و ناموس، صله رحم، کمک به نیازمندان، علم آموزی و راستگوئی را نام برد.
2) مسئولیت های فرهنگی: نوع دیگری از مسئولیت ها، مسئولیت آحاد مردم یک جامعه نسبت به میراث فرهنگی خود می باشد. مجموعه ای از سنتها، آداب و رسوم و به طور کلی فرهنگ و تمدن نسل گذشته که باید توسط نسل های آتی شناخته شده، ضمن تحلیل و بررسی، تا حد توان به منظور رشد و اعتلای آن کوشش شود. به نظر بنکز[23] (1977) هویت و اصالت هر قوم و فرهنگ سنتی به شناخت مواریث فرهنگی گذشته خود و تلاش برای حفظ، گسترش و پویایی آن است.
3) مسئولیت های سیاسی: به اعتقاد کریج[24] (1990) هر یک از افراد جامعه، باید در خصوص روند تاریخی شکل گیری دولت در جامعه خود، نقش و اهمیت و ضرورت وجود دولت سالم و با کفایت در جامعه و وظیفه خویش در قبال گزینش، تثبیت و هویت دولت، به نحو کافی مطلع و هوشیار باشند. انتخاب و انتصاب دولت کاردان و بالیاقت ماحصل اطلاع، اهتمام و جدیت مردم یک جامعه در انجام مسئولیت های سیاسی خویش است. در واقع دولت از مردم برمی خیزد و تنها ملته ایی، دولت هایی صالح و باکفایت خواهند داشت که توسط عناصر تربیتی جامعه با وظایف و مسئولیت های سیاسی خویش بنحو مطلوب آشنا شده باشند.
4) مسئولیت های اقتصادی: از آنحایی که جوامع امروز به علت کثرت جمعیت، رشد سریع فن آوری و محدویت منابع در دسترس، با محدودیت هایی در عرضه و تولید روبرو هستند، از جمله مسئولیت های آحاد افراد جامعه درک تنگناهای اقتصادی و منابع تولید است. تلاش در جهت رفع تنگناهای اقتصادی، افزایش کیفیت تولیدات و خدمات، حفظ معادن و جنگل ها و استفاده بهینه از آن ها را می توان از وظایف و مسئولیت های اقتصادی دانست.
5) مسئولیت های مدنی: این نوع مسئولیت در اتباط با زندگی مدنی است که ناشی از تبادل و تعاملات انسانی در قالب قوانین، وظایف و حقوق انسان ها می باشد. مفاهیمی همچون همکاری، مشارکت و سازگاری مردم یک جامعه با یکدیگر، درک حدود آزادی، لزوم اطاعت از قوانین و همزیستی مسالمت آمیز نمونه هایی از آن می باشد. به اعتقاد ماینرز و همکاران (1990) مسئولیت های مدنی از حمله مسئولیت های اساسی قابل توجه در برنامه های درسی رشد دهنده مسئولیت های اجتماعی است که باید در خلال آن، مخاطبان برنامه های درسی نسبت به اتکاء متقابل انسان ها به یکدیگر و ضرورت اجتناب ناپذیر زندگی مشترک گروهی، اطلاعات لازم را به دست آورند و درک نمایند که امروزه زندگی مدنی مستلزم رعایت حقوق سایرین، کمک به نیازمندان و تحمل سایرین است، چرا که هیچ کس نمی تواند جدای از سایرین زندگی کند، پس باید یاد بگیرد با سایرین و همراه آنان در محیط های جمعی با رعایت قانونمندیهای اجتماعی به حیات خویش ادامه دهد، لازمه این درک حقوق شخصی و اجتماعی افراد جامعه است (سبحانی نژاد، 1379،صص26- 24).
اهداف تربیت مدنی به شرح زیر هستند:
1- عادت دادن دانش آموزان به انجام وظایف مدنی
2- فهماندن پایه و ارزش میراث فرهنگی
3- آگاه کردن دانش آموزان نسبت به موسسات دولتی و عمومی، نیازهای جامعه و معایب اجتماعی
4- فهماندن معنی و حدود آزادی و لزوم اطاعت از قانون
5- آموختن طرز مطالعه و بررسی مسائل مدنی به طریق علمی
6- آشنایی با جامعه بین المللی و ایجاد علایق انسانی برای همزیستی مسالمت آمیز در عین حفظ هویت ملی و علایق میهنی (صدیق، 1339 به نقل از قربانی واقعی،1384،ص38).
6) مسئولیت های زیست محیطی: طبیعت بستر و فضای زندگی انسانی است. مجموعه عوامل و عناصر طبیعی در تعاملی منطقی با یکدیگر تداوم حیات طبیعی را به ارمغان می آورند. هرگونه دستکاری، تخریب و برهم زدن تعادل طبیعی عوامل و عناصر چرخه حیات، مشکلات عدیده ای در پی خواهد داشت. آموزش مسئولیت های زیست محیطی، امروزه بیش از پیش از جمله مقوله های اساسی قابل توجه در برنامه های درسی سطوح مختلف تحصیلی شده است. حفظ منابع زیست محیطی مانند آب و جنگل ها، حیوانات، پرندگان و... آلوده نساختن آن، مرافبت صحیح از آن منابع، برهم نزدن بافت بومی مناطق و منابع زیست محیطی، عدم استفاده بیش از اتدازه از منابع و جایگزین کردن را می توان از مسئولیت های زیست محیطی به شمار آورد (پیج[25]،1990 به نقل از قربانی واقعی،1384،ص38).
دیدگاه اسلام درباره شهروند مسئول
در هر نظام تربیتی توصیف انسان بمنزله سنگ بنای آن است. زیرا که همه اجزای یک نظام تربیتی اعم از مفاهیم، اهداف، اصول، مراحل و روش های تربیتی به نحوی ناظر بر وضع انسان است. در این باره قرآن کریم انسان را موجودی دارای روح، نفس، فطرت، عقل، قلب، اراده، اختیار، هویت جمعی و محدودیت ها و نواقصی می داند. به عبارت دیگر چهره تحلیلی انسان از دیدگاه قرآن، مبتنی بر مفردات انسان شناختی مزبور است که هر کدام بایستی در جای خود، به گونه ای مجزا مورد بررسی قرار گیرد.
پنج موضوعی که قطعا در جوامع مختلف در زمینه بنیادهای یک شهروند خوب و مسئول می تواند مطرح باشد و در قرآن به آن ها تاکید شده است عبارتند از: "برپایی قسط و دادگستری در میان مردم، عدالت اجتماعی، رهانیدن و آزاد کردن انسان، برابری و برداری میان افراد انسان، هموار کردن راه های اصلاح".
فرهنگ دینی دارای زمینه ها و مبانی متعالی در این زمینه می باشد. برای مثال در منابع دینی بر زمینه هایی نظیر مشارکت و همکاری "تعاونوا علی البر و التقوی" (مائده،2)، وحدت و همدلی "واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا" (آل عمران،103) و صلح و تضادها "انما المومنین اخوه فاصلحوا بین اخویکم" (حجرات،10) تاکید شده است.
و مواردی نظیر این فرمایش پیامبر گرامی اسلام که می فرمایند: "من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس مسلم" فراوان یافت می شود. به همین سان فرهنگ ملی ایران نیز دربرگیرنده اشعار، مفاهیم و اشارات متعددی است؛ نظیر این شعر سعدی، شاعر شیرین سخن که "بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند" که با استفاده از آن ها می توان ویژگی های شهروند مطلوب برای جامعه ایران را شناسایی کرد (باقری،1374به نقل از مدانلو،1386).
شهروند مسئول
مسئولیت های شهروندی وظایف و الزاماتی برای همکاری خوب مردم با اجرای وظایف برای سودمندی اجتماعی است. از قبیل: آگاهی یافتن از سیاستهای عمومی، حمایت از انتخابات عمومی و اطاعت کردن از قوانین (پاتریک[26]،1994).
اگر معلم، برنامه ریز، اندیشمند نتوانند شهروند مسئول[27] را معنا کنند به این معنا است که کورمال، کورمال در تاریکی راه می روند. در بحث تربیت شهروندی محیط و فضا مهمتر از خود کتاب درسی است. ممکن است مربی قوانین را بداند ولی خود در اجرا آن ها را رعایت نکند، مسلما به هدف مطلوب نخواهد رسید. برای رسیدن به شهروند مسئول باید عصاره های دموکراسی مانند تحمل، بردباری، اطاعت از قوانین و مقررات، مسئولیت پذیری و... در مراکز آموزشی پیاده شود. هنگامیکه در یک مسابقه طرفداران تیم برنده یا بازنده به خیابان ها می ریزند و همه چیز را خراب می کنند یا هنگام تصادف شهری افراد به راحتی با هم مشاجره و زدوخورد می کنند، همه ناشی از عدم آموزش های شهروندی و نگه نداشتن حد و مرزهای اجتماعی است. در مراکز آموزشی هدف لزوما تربیت ریاضیدان نیست (گرچه هدف سالمی است) بلکه هدف اصلی این است که انسان هایی تربیت شوند که نحوه برخورد با ساختارهای عمومی را بیاموزند و به مسئولیت ها، وظایف و حقوق خود در جامعه آگاه باشند (رضوی،به نقل از بلورچی،1384،ص63). بنابراین در تعریف شهروند مسئول می توان گفت: "شهروند مسئول کسی است که ضمن برخورداری از انواع حقوق و امتیازات، تعهداتش را نسبت به جامعه می پذیرد و ضمن حفظ حقوق اساسی خود، آگاه بودن را لازمه مشارکت می داند"(مک دونالد[28]،1999. به نقل از واحد،1384).
ویژگی های شهروند مسئول
یک شهروند مسئول:

- دانش خود در مورد تاریخ را با سخت و درک معنی دار به منظور غنی کردن و روشن کردن زندگیش به کار می بندد. (دیدگاه تاریخی)
- دانش و مفاهیم جغرافیایی خود مانند الگوهای فضایی، انسانی و سیستمهای طبیعی را برای درک فرایندهایی که در جهان با آن ها تماس پیدامی کند، به کار می برد. (دیدگاه جغرافیایی)
- دانش حکومتی، حقوقی و سیاسی خود را برای تصمیم گیری درمورد عمل در موضوعات محلی، ملی و بین المللی برای افزایش سودمندی عمومی به کار می برد. (دیدگاه شهروندی)
- ترتیب رایجی از مهارت های مطالعات اجتماعی شامل؛ تفکر انتقادی، بررسی و تحلیل منابع و موضوعات مختلف را برای حواب دادن به سوالات به کار می برد. (مهارت های تفکرانتقادی)
- فرایندهای گروهی و مهارت های ارتباطی را برای شرکت در تصمیم گیری های دموکراتیک به کار می برد.
(مهارت های بین فردی و گروهی) (مک گراث[29]، 2008).
نقش مدارس در آموزش شهروند مسئول
مدارس نقش مهمی در آموزش شهروندی دانش آموزان دارند. مدارس اولین عامل برای تدریس سیاست های دولت هستند. مدارس به واسطه فعالیت های زیر، آموزش مسئولیت های شهروندی را تسهیل می کنند:
1) افزایش مقدار زمان درگیری همه دانش آموزان با آموزش شهروندی در کلیه مقاطع تحصیلی؛
2) فراهم کردن دروس درباره مسئولیت های شهروندی در کل موضوعات و در همه پایه ها به وسیله تاکید بر دروس مطالعات اجتماعی و ادبیات؛
3) الزام کردن دانش آموزان به خواندن، تحلیل و مطالعه موردی درباره زندگی مردم در اجتماع در زمان های گذشته و حال؛
4) فراهم کردن تجارب یادگیری مشترک در گروه های دانش آموزی برای پذیرفتن مسئولیت به منظور رسیدن به اهداف آموزشی؛
5) درگیر ساختن دانش آموزان در شبیه سازی و نقش داشتن در جوانب مختلف مسئولیت های شهروندی؛
6) برپاکردن برنامه های مدرسه محور برای اجرای خدمات اجتماعی، مانند: اجرای برنامه درسی شهروندی معین؛
7) تاکید بر دروس درباره ارزش های شهروندی مطابق قوانین دموکراسی از طریق خواندن و نوشتن تکالیف و بحث آزاد در مورد موضوعات عمومی و حوادث جاری؛
8) فراهم کردن تکالیفی که دانش آموزان را برای نوشتن نامه به ادارات دولتی یا روزنامه ها برای دفاع کردن از عقاید خود در مورد موضوعات عمومی و سیاست های دولتی، تجهیز می کنند؛
9) فراهم کردن تکالیفی که دانش آموزان را برای مشارکت در فعالیت های سیاسی بیرون از کلاس درس تجهیز می کنند (پاتریک،1994).
مولفه های شهروندی در دوره متوسطه
به طور کلی می توان مولفه های زیر را برای تربیت شهروندی برشمرد:
الف) دانایی محوری
دانایی محوری به عنوان مهم ترین مولفه متشکله شهروندی، گام اول مشارکت فعال، مسئولیت پذیری و غیره به شمار می رود. دانایی محوری عبارت از داشتن آگاهی در زمینه موضوعات تاریخی، اجتماعی، فرهنگی در سطح محلی، ملی و بین المللی است که به عنوان پیش نیازی اساسی برای شهروندی به شمار می رود. اصولا تصمیم گیری های مهم جامعه اغلب نیاز به شهروندانی دارد که قادر به درک اطلاعات وسیع سطح جامعه، گزارشات و بررسی ها باشند.
ب) وطن دوستی
اصولا یک شهروند، به شهر و کشورش احساس تعلق می کند. وطن پرستی به معنای وفاداری نسبت به کشور خود و دیدن مصالح جامعه در انجام فعالیت های روزانه است. همانگونه که فرد در هنگام تولد، خود را عضو یک خانواده می بیند و تلاش می کند تا مرزهای پیشرفت خانواده را گسترش دهد، شهروندان نیز عضو یک جامعه کلان محلی و ملی هستند که باید در توسعه زمینه های مختلف مربوط به کشور خود کوشا باشند. (مک کروکلین[30]،1965به نقل از فتحی واجارگاه و واحد،1385،ص97).
ج) قانون مداری
قانون، عاملی است که زمینه انسجام و یگانگی میان افراد جامعه را فراهم می سازد. شهروند تلاش می کند قوانین را حتی اگر مغایر با نفع شخصی او باشد، در زندگی به کار گیرد. قانون مداری به معنای گردن نهادن به روال ها و منفعل بودن نیست. قانون مداری فرایند بسط شعور شهروندی برای وصول به اهداف کلان زندگی اجتماعی و سپس تلاش منطقی برای اصلاح هر گونه قانونی است که امکان استفاده بیشتر از امکانات و استعدادها فراهم ساخته و زمینه پیشرفت و ترقی را میسر سازد.
د) مسئولیت پذیری و تعهد
شهروندی مفهومی است که با مسئولیت و مسئولیت پذیری آحاد جامعه همراه است. در جامعه مدنی، شهروند دریافته است که بی مسئولیتی انسان های پیرامونی، او را در مسیر پرنوسانی قرار می دهد و چنانچه خود نیز نسبت به پدیده های پیرامونی بی مسئولیت باشد محیط زندگی خود و دیگران را دچار آسیب می کند. زیباترین احساس خوشایند در مقوله شهروندی، تلاش برای همکاری و تعاون و بار مسئولیت خود و دیگران را به دوش کشیدن است.
ه) مشارکت
بانک جهانی، مشارکت را فرایندی می داند که در آن ذینفعان در ایجاد و توسعه نوآوری ها و تصمیم گیری های موثر، نفوذ و کنترل دارند. براین اساس مشارکت مردم و شهروندان فعل و انفعالی است که برای شهروندان این امکان را فراهم می کند که در قاعده سازی و فرمول بندی سیاست ها و خط مشی هایی که بر کل جامعه موثر است، مشارکت جویند (مک ایوان[31]، 2003 به نقل از فتحی واجارگاه و واحد، 1385،ص97).
و) انتقادگری و انتقادپذیری
یک بعد بسیار مهم از توانمندی شهروندان جامعه دوکراتیک و متکثر که به مشارکت نیاز دارد، تفکر انتقادی است. تفکر انتقادی فرایندی است که به افراد کمک می کند تا شیوه بررسی دقیق آنچه را که به آن معتقدند، دریابند و دلائل اعتقاد خود را توسعه دهند. یک تفکر اندیشمندانه، منطقی، خودگردان و منظم، تفکری است که شخص در هنگام تصمیم گیری، آنچه را که به آن معتقد است، انجام دهد. متفکران منتقد پیشگامان تغییر در جامعه هستند. آن ها آینده خود و جامعه شان را هیچ وقت تمام شده تلقی نمی کنند (سامرز[32]،2002 به نقل از فتحی واجارگاه و واحد ،1385،ص98).

منابع و ماخذ
- آشتیانی، ملیحه و فتحی واجارگاه، کورش و یمنی دوزی سرخابی، محمد (1385). لحاظ کردن ارزش های شهروندی در برنامه درسی برای تدریس در دوره دبستان. فصلنامه نوآوری های آموزشی، سال پنجم، شماره 17، صص92- 67.
- بلورچی، آراسته(1384). بررسی میزان آگاهی مربیان از آموزشهای شهروندی در مراکز 19گانه شهر تهران. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبائی.
- خوئینی، غفور(1386). حقوق شهروندی و توسعه پایدار. تهران: فرهنگ صبا.
- سبحانی نژاد، مهدی(1379). مسئولیت پذیری اجتماعی در برنامه درسی کنونی دوره ابتدائی ایران و طرحی برای آینده. رساله دکتری، دانشگاه تربیت مدرس.
- فتحی واجارگاه،کورش (1382). برنامه های درسی تربیت شهروندی: اولویتی پنهان برای نظام آموزش و پرورش ایران. مجله علمی پژوهشی علوم انسانی دانشگاه.اصفهان، دوره14، شماره2، صص226-211.
- فتحی واجارگاه،کورش (1385).تربیت شهروندی، رسالت مغفول نظام آموزش و پرورش. فصلنامه علمی پژوهش نوآوری های آموزشی، سال پنجم، شماره 17، صص11-7.
- قربانی واقعی، نسرین (1384). رابطه بین انواع و ابعاد مسئولیت پذیری و محتوای کتاب آزمایشی مطالعات اجتماعی پایه سوم مقطع ابتدائی. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبائی.
- لطف آبادی، حسین(1385). آموزش شهروندی ملی و جهانی همراه با تحکیم هویت و نظام ارزشی دانش آموزان. فصلنامه علمی پژوهش نوآوری های آموزشی، سال پنجم، شماره 17، صص44-11.
- مدانلو، یاسمن(1386). تعیین مولفه های آموزش شهروندی در دوره راهنمائی(استان مازندران) حهت ارائه چارچوب نظری مناسب. پایان نامه دوره دکتری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات.
- واحد چوکده، سکینه(1384). آسیب شناسی تربیت شهروندی در برنامه درسی پنهان نظام آموزشی متوسطه نظری از نظر معلمان زن شهر تهران و ارائه راهکارهایی برای بهبود وضعیت آن. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه شهید بهشتی.