امروز دوشنبه 04 مهر 1401

روش تدریس آموزش انفرادی بر اساس دیدگاه اسکینر

0

آموزش انفرادی بر اساس دیدگاه اسکینر

با پیشرفت روانشناسی یادگیری و ظهور دیدگاه های جدید در آموزش،اسکینر در مقاله ای تحت عنوان «علم یادگیری و هنر تدریس» ضمن نقد روش های سنتی آموزشی و تحلیل مشکلات موجود در فرایند یاد دهی -یادگیری، در نهایت، روش «آموزش برنامه ای» را برای حل معضلات آموزشی تجویز کرد.

اصطلاح «آموزش برنامه ای» معمولا برای توصیف محتوایی منظم و خود آموز به کار برده می شود که بتوان بدون نیاز به حضور معلم، به طور خود آموز موجب یادگیری شود.بر اساس این تعریف تمام کتابهای درسی نوعی مواد آموزشی برنامه ریزی شده به حساب می آیند. اما تعریف فنی این اصطلاح گستره ی آن را محدود می سازد.

در تعریف فنی آموزش برنامه ای آموزشی انفرادی است که می کوشد یادگیری را با نیاز دانش آموز هماهنگ سازد. این روش بر اساس مجموعه ای از هدف های رفتاری طراحی و مواد آموزشی به واحد هایی کوچک تحت عنوان چها چوب یا گام تقسیم می شود.در هر گام تکلیفی مشخص شده است که دانش آموز از طریق مطالعه یا انجام آنها به هدف های مورد نظر دست می یابد.

گام ها باید بر اساس رفتار ورودی دانش آموزان نوشته و تنظیم شوند،به طوری که هر گام معلومات جدیدی بر معلومات قبلی دانش آموزان اضافه نماید. برخی سیدنی پرسی را پدر آموزش برنامه ای می دانند.او اولین کسی بود که ماشین تدریس را اختراع کرد.ماشین تدریس دستگاهی حاوی فهرستی از مطالب آموزشی بود که در اثر حرکت جا به جا می شد، و یادگیرنده می توانست به طور متوالی محتوای تنظیم شده را از طریق دریچه ای کوچک مشاهده یا مطالعه کند.

ماشین تدریس، محتوای آموزشی را همراه با سوال های چهار گزینه ای ارائه می داد. این دستگاه توانست تحرک و انگیزه ی چندانی در چرخه ی آموزشی به وجود آورد. شاید دلیل عدم تحرک و مقاومت افراد در مقابل نو آوری،شرایط وخیم اقتصادی آن زمان بوده باشد. فردی که بعد ها بیشترین هیجان و تحرک را در زمینه ی آموزش برنامه ای به وجود آورد بی.اف.اسکینر بود که آموزش برنامه ای وی حول محو ر شرطی شدن فعال طراحی و تنظیم شده بود.در واقع او مشهور ترین و منظم ترین کاربرد دانش نظری را در جنبه های عملی آموزش ارائه داد.

آموزش برنامه ای اسکینر دارای مزایای زیر بود:

1-در هر نوبت،توجه دانش آموزان روی میزان کمتری از مطالب درسی متمرکز می شد.

2 -با فعال بودن دانش آموز در پاسخگویی به هر سوال یادگیری تسهیل می شد.

3-دانش آموز با دریافت فوری باز خورد، تقویت می شد و می توانست اشتباهاتش را اصلاح کند.

آموزش برنامه ای را می توان به دو صورت خطی و شاخه ای عرضه کرد.

در آموزش برنامه ای خطی، گام های مربوط به یک برنامه، به صورت خطی به دنبال هم قرار می گیرند. دانش آموزان باید تمام گام ها را مطالعه کنند و قدم به قدم پیش بروند. مطالعه و فهم یک گام مستلزم یادگیری تمام مطالب گنجانده شده در گام های قبلی است.

در برنامه ریزی خطی اصول ذیل باید رعایت شود:

1-دانش آموزان فعالانه در برنامه شرکت کنند و به مطالعه و پاسخ دادن بپردازند.

2-پاسخ های اولیه باید صحیح باشد و از پاسخ غلط جلوگیری شود.

3-باز خورد باید بی درنگ بعد از هر فعالیت ارائه شود.

4-برنامه باید سیر منطقی داشته باشد و از آسان به مشکل تنظیم شود

5-در هر گام نباید رابطه ی محرک-پاسخ مستقیما در اختیار دانش آموزان قرار گیرد.

6-دانش آموز باید تمام مراحل یا گام ها را طی کند و قدم به قدم پیش رود.

7-گام ها باید بسیار کوتاه باشند.

8-گام ها باید طوری تنظیم شوند که موجب درک مطلب شوند نه حافظه سپاری طوطی وار.

در آموزش برنامه ای شاخه ای، وقتی که دانش آموز یک گام را مطالعه کرد به سوال آن گام پاسخ می دهد و در صورت پاسخ صحیح، با انجام دادن تکالیف مشکل تر و پیشرفته تر به صورت خطی به کار خود ادامه می دهد،اما اگر پاسخ غلط باشد از خط مستقیم خارج و به گام های فرعی هدایت می گردد. در این نوع برنامه، گام های مستقیم را گام اصلی و گام های فرعی را گام جبرانی می نامند. هدف از گام های جبرانی این است که دانش آموز با دریافت اطلاعات اضافی،اشتباح خود را اصلاح کند و سپس به گام اصلی برگردد.

آموزش برنامه ای شاخه ای از چند جهت با آموزش برنامه ای خطی متفاوت است:

1- مراحل و گام های آموزش برنامه ای شاخه ای، طولانی تر از آموزش برنامه ای خطی است.

2- همه ی دانش آموزان دقیقا با یک روش برنامه را دنبال نمی کنند.دانش آموزانی که به تمام پاسخ ها جواب صحیح می دهند از کوتاه ترین راه ممکن به فعالیت خود ادامه می دهند.در غیر این صورت به گام های فرعی یا ترمیمی هدایت شده، مطالب شفاف تری را در برنامه دریافت می کنند،و در صورت موفقیت،دوباره به گام های اصلی بر می گردند.

آموزش برنامه ای آن گونه که اسکینر و طرفداران آن اعلام می کردند در عمل چندان موفق نبود.شرام با مرور 165 تحقیق در آموزش برنامه ای به این نتیجه رسید که هیچ شواهدی دال بر برتری این نوع برنامه با آموزش سنتی وجود ندارد.حتی بررسی های او نشان داد برنامه های کوتاهی که گام های آنها به طور تصادفی مرتب شده اند می توانند به اندازه ی برنامه هایی که به صورت منطقی تنظیم شده اند موثر باشند.

یاد گیری انفرادی

معلمان می توانندبه جای تغییر نظم وآرایش گروه ها در مدرسه، تا حد ممکن تفاوت های فردی دانش آموزان را در تدرس کلاسی در نظر بگیرند.یک راه برای انجام این کار این است که به تمام دانش آموزان احازه داده شود تا روی طرح ها یا کار برگ های از پیش فراهم شده،مطابق با سرعت خوکار کار کنند و هر وقت آماده بودند به کار برگ، صفحه یا تمرین بعدی بپردازند.بنابراین،معلم با دور زدن در کلاس وکمک به دانش آموزانی که مشکل دارند وپاسخگویی به پرسش های آنها،در اصل یادگیری انفرادی را تسهیل می کند.

این رویکرد به ویژه در کشور های انگلوساکسون آزمایش شده،اما راهبردی موثر برای تدریس تشخیص داده نشده است.(دانیل مویس،دیویدرینولدز،آموزش موثر، مترجمان. محمد علی بشارت.حمید شمسی پور. تهران. رشد(1384)

استفاده از طر ح های یاد گیری انفرادی نوع دیگری از راهبرد های یاد گیر ی انفرادی است.در این راهبرد که در چند کشور برای دانش آموزان دارای نیاز های خاص یا مشکلات یاد گیری استفاده شده است،معلمان برای دانش آموزان طر ح های یادگیری انفرادی مخصوص تدوین می کنند.این طرح ها اهدافی را که دانش آموزان قادر به دستیابی به آنها خواهند بود و ابزارهایی را که معلم می تواند با استفاده از آنهابه دانش آموزان در دستیابی به این اهداف کمک کند، تعیین می کنند.این روش می تواند تمرینی بسیار مفید باشد،

اما باید چند نکته در نظر گرفته شود.اولا این فرایند به زمان وتلاش فراوان نیاز دارد واگر در مورد تمام دانش آموزان به کار گرفته شود، به کارمند بیشتری نسبت به آنچه که در حال حاضردر مدارس معمول است، احتیاج خواهد بود.ثانیاتمرکز بیش از حدبر طرح های انفرادی ممکن است برای دانش آموزانی که به برنامه درسی کامل وپربار دسترسی ندارند، زیانبار باشدونیز ممکن است اثرات احتمالی انتظارمنفی را تشدید کند.(همان منبع)

تقسیم کلاسها به چند گروه کوچک که درتکالیف متفاوت مشغول شوند نیز می تواند معلم را در مواجهه با تفاوتهای دانش آموزی یاری کند. این شیوه برخی از مشکلات آموزش انفرادی را حل می کند،چرا که در این شیوه دانش آموزان اجازه دارند با یکدیگر تعامل کنند ومعلم امکان می یابد تا به نوبت برای گروههای مختلف تدریس کند وبه این نحو امکان برقراری تماسهای بیشتر بین معلم و دانش آموزان و بین خود دانش آموزان فراهم می شود.البته برنامه ای که در آن گروههای مختلف مشغول فعالیتهای متفاوت می شوند،از نظر مدیریت کلاسی پیچیده است و معمولا باعث می شود که به زیان مدت یادگیری علمی،زمان بیشتری صرف فعالیتهای عادی مدیریت کلاس شود.باز هم معلم در مقایسه با موقعیت تدریس برای کل کلاس تماس کمتری به تک تک دانش آموزان دارد.

در نهایت معلمان باید در جریان تدریس برای کل کلاس،طبق عملکرد دانش آموزان در موضوع تدریس شده،پرسشهای جداگانه برای آنها طرح کنند و در صورت امکان در قسمت تمرین کلاسی نیز تکالیف جداگانه برای دانش آموزان مختلف یا گروههای دانش آموزی مختلف تعیین نمایند. (همان منبع)

آموزش برنامه‌اى (IP): ((programmed instruction

این روش که اولین بار توسط اسکنیرمطرح شد، باعث تقویت فوری می شود و آموزش خویشتن را برای فرد فراهم می نماید.

آموزش برنامه ای دارای سه نکته ضروری است:

1- 1- نظم متوالی موارد،پرسش ها یا عبا راتی که از دانش آموزان می خواهند به آن جواب دهد.

2- 2- پاسخ دانش آموز:که ممکن است به شکل پر کردن جای خالی،یاد آوری پاسخ به یک سوال انتخاب از بین مجمو عه ای از پاسخ ها باشد.

3-باز خورد فوری. پاسخ، گاهی در داخل چار چوب برنامه ولی معمولا در مکانی متفاوت به صورت یک صفحه در جزوه های برنامه ریزی شده یا در یک جای خالی باشد.

آموزش برنامه ای برای انواع موضوعات از جمله زبان انگلیسی، آمار،جغرافیا و.... مور استفاده قرار گرفته است ودر سطوح مختلف پیش دبستانی تا دانشگاه به کار رفته است. برنامه ها دانش آموزان را به کشف مفاهیم و خلاقیت و مشکل کشایی رهنمون می کنند در این روش معلم نقش مشوق،کمک کننده است واثر مثبت بر عزت نفس دانش آموزان می گذارد (بهرنگی، 1380) مراحل الگوی آموزش برنامه ای

در سال 1954، در زمینه آموزش، نظریه جدید و نویدبخشى پدید آمد. اسکینر در یک مقاله معروف با عنوان علم یادگیرى و هنر تدریس، اشکالات موجود تدریس و یادگیرى را در مدارس تحلیل کرد و راه حل آن را پیشنهاد نمود. اسکینر در آزمایش با موش‌ها و کبوتر‌هایش به یافته‌هاى جدیدى دست یافته بود و بر اساس همین یافته‌ها بود که آموزش برنامه‌اى را پیشنهاد کرد

آموزش برنامه‌اى یک نظام آموزش انفرادى است که کوشش مى‌کند یادگیرى را با نیازهاى شاگردان هماهنگ سازد. این روش بر اساس مجموعه‌اى از هدف‌هاى رفتارى پى‌ریزى شده است و در واقع، کاربردى است از روانشناسى یادگیری در تدریس. در این روش، مواد آموزشى به واحدهایى کوچک تقسیم مى‌شود که چارچوب یا گام نامیده مى‌شود. در هر گام، تکلیفى مشخص شده است که باید از طریق انجام دادن آن به هدف رفتارى آن چارچوب دست یافت. این گام‌ها بر اساس دانش قبلى شاگرد تنظیم شده است، به‌طورى که هر گام معلومات جدیدى به معلومات قبلى شاگرد اضافه مى‌کند. گام‌ها و مراحل آن باید به گونه‌اى برنامه‌ریزى شوند که شاگرد را به هدف‌هاى نهایى نزدیک کنند. محاسن آموزش برنامه‌اى را در چند زمینه مى‌توانیم مورد توجه قرار دهیم:

اولاً، در هر نوبت، توجه شاگرد بر مقدار کمى از مطالب مورد یادگیرى متمرکز مى‌شود؛

ثانیاً، با فعال شدن شاگرد در پاسخ‌گویى به هر سؤال، یادگیرى تسهیل مى‌شود؛

ثالثاً، شاگرد با دریافت فورى (بازخورد) تقویت مى‌شود یا مى‌تواند اشتباهات خود را اصلاح کند؛ سرانجام، در چنین روشی، شاگرد بر اساس توانایى و آهنگ یادگیرى خود به جلو مى‌رود. به منظور تهیه محتواى آموزش برنامه‌ای، ابتدا باید هدف‌هاى یادگیرى به طور دقیق و صریح، تعریف و سپس در قالب مجموعه‌اى از تکالیف مرتبط به هم، تقسیم شوند. ارتباط گام‌ها باید بر پایه ساخت طبقه‌بندى هدف‌هاى یادگیرى انجام گیرد.

از نظر تنظیم مطالب، آموزش برنامه‌اى را مى‌توان به دو صورت خطى (linear program) یا شاخه‌اى (branching program) عرضه کرد.

از معایب این روش می توان به سه نکته اشاره کرد

1-این روش برای دانش آموزان خسته کننده است

2-دانش آموزان احساس کمبود پاداش های اجتماعی و بین گروهی از معلمان وهمکلا سی های خود را دارند

3-دانش آموزان در امتحان توان زیاد ندارند

(ایمانی،محمد نقی،خانزادی، خدیجه،رضائی،میترا،روشها وفنون تدریس،انتشارات تهران فرهنگ سبز)

یادگیرى تا حد تسلط (انفرادى) mastery learning))

یکی از فنون موفقیت آمیزدر امر یادگیری،روش یادگیری تا حد تسلط است در طرح کلر اشاره شد شاگرد قبل از اینکه به پیشرفت خود ادامه دهد، باید محتواى آموزشى را تا حد تسلط یاد گرفته باشد. نظریه یادگیرى در حد تسلط، توسط بلوم در سال 1968 و بلاک در سال 1971 مطرح شد. بر اساس این نظریه، یادگیرى و پیشرفت تحصیلى فراگیران به طور وسیعى به زمان یادگیرى بستگى دارد. به عقیده کارول، شاخص اصلى استعداد تحصیلى شاگردان زمان است. بر اساس نظریه او، میزان یادگیرى افراد طبق این فرمول محاسبه مى‌شود: f =میزان یادگیری

بلوم و دیگران با طرح این نظریه و با عنایت به دادن زمان لازم به شاگرد، انگیزش، کیفیت تدریس و توانایى فهم تدریس، یادگیرى و پیشرفت تحصیلى شاگردان را افزایش داده‌اند. بلوم معتقد بود که فقط 5 الى 10 درصد از شاگردان یک کلاس نمى‌توانند با وجود وقت کافی، نمره الف یا ب بدست آورند. به عقیده او، مهارت یادگیرى در حد تسلط بر مفهوم خود شاگردان اثر مى‌گذارد. در این روش، شاگردان به کفایت و ارزش خود پى مى‌برند و اطمینان حاصل مى‌کنند که داراى زمینه‌هاى موفقیت هستند. شناخت مهارت‌هاى عمومى باعث تجدید قوا و ایجاد اعتماد و اطمینان از خود در شاگردان مى‌شود و این عمل براى سلامت روحى شاگردان بسیار مؤثر است. بنابراین، یادگیرى در حد تسلط یکى از قوى‌ترین منابع سلامت روحى است و اگر شاگردان با این روش آموزش ببینند، کمتر به روش‌هاى درمانى و کمک‌درمانى نیاز خواهند داشت. (اکبری،فریدون. قاسم پور،حسین.علیزاده، فاطمه صغری، روش های نوین یاد دهی – ویاد گیری(1390)انتشارات فر تاب)

روش یادگیرى تا حد تسلط ارزش روش‌هاى تدریس خصوصى را بخوبى نشان مى‌دهد. این روش ثابت مى‌کند که آموزش یک فرد به فرد دیگر باعث سازگارى و تطابق بیشتر فعالیت‌هاى آموزشى با نیازهاى شاگرد مى‌شود و معلم سعى مى‌کند روش‌هاى آموزشى خود را بر اساس تفاوت‌هاى فردى تنظیم کند. تشکیل جلسات با گروه‌هاى کوچک، کتاب‌هاى درسى جنبی، تدریس برنامه‌اى و بازى‌ها و آموزش خصوصی، شاگرد را در درک مفاهیم آموزشى بسیار کمک مى‌کند. شباهت روش یادگیرى تا حد تسلط با طرح کلر در این است که هر دو به تدریس خصوصى و سایر روش‌هاى آموزش فردى و مستقل توجه خاص دارند و این‌گونه روش‌ها را از نظر بازخورد و زمان تدریس، با روش‌هاى سنتى کاملاً متفاوت مى‌‌دانند. (همان منبع)

در روش یاد گیری تا حد تسلط شاگرد قبل از این به پیشرفت خود ادامه دهد.باید محتوای آموزشی را تا حد تسلط یاد گرفته باشد. زیرا تعدادی از صاحب نظران معتقدند که پیشرفت تحصیلی شاگردان تا حد زیادی با زمان یاد گیری بستگی دارد. (همان منبع)

در این روش ابتدا مطالب آموزشی از ساده به پیچیده تقسیم می شوند. سپس مطالب به شاگردان ارائه می شود و شاگردان به صورت انفرادی و قدم به قدم واحد ها را پی می گیرند. سپس از این واحد ها آنچه آموخته اند ارائه می شود اگر شاگردان بر واحد ها تسلط نداشته باشند،می توانند آن واحد ها را تا حد تسلط بر مطالب تکرار کنند. از این الگو ها می توان برای شاگردان تیز هوش واستثنایی با مسائل عاطفی و ورزشکاران و فضا نوردان استفاده کرد.(معنیان، داود،روشها ومهارت های تدریس)

آموزش انفرادی

آموزش انفرادی یکی از روشهای تدریس غیر مستقیم می باشد بسیاری از روانشناسان تربیتی ومربیان آموزشی اعتقاد دارند که موقعبت یادگیری باید آن چنان سازماندهی شود که هر دانش آموز بر اساس توانا ییهای خود به فعالیت ویاد گیری بپردازد. برای نیل به چنین هدفی الگوی آموزشی انفرادی،الگوی بسیار مناسبی است. زیرا در این الگو دانش آموزان بر حسب تواناییهایشان پیش می روند ومعلمان نیز وقت کمتری صرف تدریس وز مان بیشتری صرف رسیید گی به فرد فرد دانش آموزان می کنند

اگر آموزش انفرادی به طور صحیح استفاده شود روحیه استقلال طلبی دانش آموزان در اجرای پروژه های کوچک و بزرگ تقویت می شود

آموز ش انفرادی به معنای آموزش یک دانش آموز با یک معلم یا برنامه خاصی نیست. آموزش انفرادی، ممکن است به صورت گروهی نیز انجام گیرد که در این صورت بهتر است گروهی از دانش آموزان که ویژگیهای مشترکی داررند تحت آموزش قرار گیرند. (amouzgar.persianblog.com)

اهداف آموزش انفرادی

1- رعایت تفاوت های فردی:

اگر در کلاس تفاوتهای فردی در نظر گرفته نشود، خستگی، انزجار و تنفر از فعالیت آموزش تقویت خواهد شد.

2- رشد استقلال در عمل و یادگیری:

دانش آموزان در آموزش انفرادی روش آموختن مستقل می گیرند، یعنی یاد می گیرند که چگونه یاد بگیرند.

3- عادت به مطالعه:در این روش شاگردان معلومات بیشتری را کسب می کنند. کسب معلومات بیشتر، رضایت از فعالیت های آموزش را فراهم می کند و در اثر ادامه فعالیت شاگرد به مطالعه عادت می کند.

4- ایجاد مهارت در مطالعه: رابینسون روش SQ3R را پیشنهاد کرده است:

الف) مطالعه اجمالی: یعنی مطالعه عناوین و یادآوری، اطلاعات گذشته. (Survey)

ب) سؤال: ایجاد سؤالهایی در ذهن، یعنی برگرداندن عناوین کتاب به سؤالهایی که احتمالاً پاسخ آنها باید داده شود.(question)

ج) مطالعه (خواندن): یعنی قرائت دقیق متن برای یافتن پاسخ سؤالات (read)

د) از برخواندن: یعنی تلاش برای یافتن پاسخ های دقیق تر موالات، بدون استفاده از کتاب.(rectie)

ه) بازنگری: یعنی مرور یادداشت ها و به یادآوردن نکات مهم (review)

5- مطالعه خود هدایت شده و مستقل:

هر گاه هدف های فعالیتهای آموزشی برای شاگردان با ارزش تر باشد، یادگیری بارزتر می شود و شاگردان را در انجام کار منظم تر می سازد، در این روش یاد می گیرد که خود کنترل باشد(amouzgar.persianblog.com)

منابع و ماخذ:

1- (بروس جویس،مارشا ویل(1384)الگوهای تدریس، ترجمه دکتر محمد رضا بهرنگی،انتشارات کمال تربیت، ص341-342)

2- (صفوی، امان اله،کلیات روشهاوفنون تدریس،دفتر تحقیقات وبرنامه ریزی، تهران)

3- (دانیل مویس،دیویدرینولدز،آموزش موثر، مترجمان. محمد علی بشارت.حمید شمسی پور. تهران. رشد(1384)

4- (ایمانی،محمد نقی،خانزادی، خدیجه،رضائی،میترا،روشها وفنون تدریس،انتشارات تهران فرهنگ سبز)

5- (اکبری،فریدون. قاسم پور،حسین.علیزاده، فاطمه صغری، روش های نوین یاد دهی – ویاد گیری(1390)انتشارات فر تاب)